December 1, 2022 – 3:57 am | Comments Off on سیاست آمریکا در قبال غرب آسیا؛ منافع و پیشران‌ها

دکتر محمد مهدی مظاهری
استاد دانشگاه
مرکز بین المللی مطالعات صلح– IPSC
بعد از جنگ جهانى دوم، ایالات متحده سیاست انزواطلبی (دکترین مونروئه) را کنار گذاشت و رویکرد مـداخـله جـویـی فعال در امور بین الملل را در …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آمریکا, خلیج فارس, عربستان, مقالات, مقالات تحلیلی

دست خالی اعراب از کمپ دیوید در رهگذر تغییر ناه آمریکا به خاورمیانه

نگارش در May 26, 2015 – 4:48 am
دست خالی اعراب از کمپ دیوید در رهگذر تغییر ناه آمریکا به خاورمیانه
Share

کامران کرمی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد

نشست سران دولت های عربی خلیج فارس که با غیبت پادشاه عربستان و بحرین، سلطان عمان و امیر امارات(شرکت در سطح ولیعهد) و تنها با حضور سران قطر و کویت در کمپ دیوید امریکا برگزار شد، بدون دربرداشتن یک توافق نامه کتبی مبنی بر تامین امنیت اعراب از سوی آمریکا پایان یافت تا بیش از پیش بی میلی آمریکا در پروژه «درگیری بی ضرورت» در خاورمیانه واقعیت عملیاتی پیدا کند. تنها دستاورد این نشست دلگرمی دادن به دولت های شورای همکاری خلیج فارس در آستانه توافق هسته ای ایران و غرب است که دلواپسی شیوخ خلیج فارس را به رهبری عربستان به دنبال داشته است. بنظر می رسد که برگزاری این نشست را باید در چارچوب دو موضوع مورد تحلیل قرار داد: موضوع اول تغییر تمرکز آمریکا بر خاورمیانه و دوم ضرورت مشارکت اعراب در تامین امنیت خود در قالب طرح «امنیت ائتلافی». در این نوشتار با تحلیل ابعاد این موضوع به دستاوردهای این نشست خواهیم پرداخت.

کلیدواژگان: آمریکا، شورای همکاری خلیج فارس، کمپ دیوید، تغییر نگاه خاورمیانه ای، امنیت ائتلافی

بیان رخداد

نشست سران شورای همکاری خلیج فارس که به سطح ولیعهد تنزل یافته بود، بدون اینکه دستاورد ملموس و مشخصی را برای دولت های عربی به دنبال داشته باشد، پایان یافت. غیبت پادشاه عربستان و بحرین، سلطان عمان و امیر امارات باعث شد تا بسیاری از تحلیلگران بر این نظر باشند که فقدان یک چشم انداز روشن در همکاری های امنیتی و نظامی با آمریکا و تغییر نگاه ایالات متحده به خاورمیانه بحرانی باعث دلخوری سران 4 کشور شده بود و تنها امرای کویت و قطر در این نشست حاضر شدند. اما دلایل غیبت سران عمان و امارات بیماری و پادشاه بحرین هم شرکت در مراسم نمایش اسب های ملکه بریتانیا ذکر شده است. موضوعی که راجح الخوری روزنامه نگار مشهور لبنانی نیز به آن اشاره کرده و در روزنامه النهار می نویسد: «پادشاه بحرین به جای پذیرفتن دعوت باراک اوباما برای نشست کمپ دیوید در مراسم نمایش اسب های ملکه بریتانیا شرکت کرد، برای این که به صراحت اوقات تلخی اعراب خلیج فارس را از سیاست های اوباما نشان دهد.»

در توجیه دلایل غیبت پادشاه عربستان، مشغله های دیوانی و دربار ذکر شده بود، اما مجتهد که همواره اسرار پشت پرده خاندان آل سعود را افشا می کند، در توئیت خود در شبکه توئیتر اعلام کرد که امیر کویت به محمد بن سلمان جانشین ولیعهد عربستان توصیه کرده است که سلمان به دلیل مشکلات جسمی و زوال عقل در این نشست حضور پیدا نکند، چرا که مایه آبروریزی امت عربی خواهد شد.

فارغ از صحت و سقم اظهارات مجتهد، اما آنچه که مشخص است، این است که سعودی ها به دلایلی چون توافق هسته ای ایران و غرب، بی میلی آمریکا در درگیر کردن خود در خاورمیانه بخصوص معادلات سوریه و ندادن تضمین های امنیتی مکتوب به عربستان و همچنین تعریف یک سیاست خارجی مستقل تر از آمریکا، به یک خاورمیانه پسا آمریکایی فکر می کنند که مبتنی بر خودیاری و بهره گیری از ظرفیت های بومی و منطقه ای است. اگرچه روی کار آمدن مثلث بازها (محمد بن نایف، محمد بن سلمان و عادل الجبیر) که گرایشات بسیار نزدیکی به آمریکا دارند، موجبات تلاش برای نزدیک تر کردن دیدگاه ها به آمریکا خواهد شد، اما حداقل رویه باراک اوباما و تیم سیاست خارجی و امنیتی آن، پرهیز از درگیر شدن در معادلات خاورمیانه است.

پیش از برگزاری این نشست، دولت های عربی خلیج فارس امیدوار بودند تا با پیشنهاداتی که ارائه می کنند، زمینه های تشکیل یک ناتوی عربی را فراهم کنند. ناتوی عربی ای که بتواند چتر امنیتی گسترده تری را فراهم آورده و امنیت دولت های عربی خلیج فارس را به کمربند در حال گسترش ناتو متصل کند. اما تشکیل چنین نیرویی با اما و اگرهایی مواجه است و اعراب برای تشکیل ناتوی عربی راه درازی در پیش دارند. «بن رودز»، معاون مشاور امنیت ملی آمریکا، به الجزیره می‌گوید: «آمریکا به دفاع از کشورهای عربی پایبند است؛ اما پیمانی رسمی تا آینده‌ای نزدیک در این رابطه منعقد نخواهد شد، چرا که یک پیمان آن چیزی نیست که به دنبالش باشیم. دهه‌ها طول می‌کشد تا یک ناتوی عربی بسازیم؛ اما می‌توانیم به اعراب تضمین دهیم که مدافع امنیت آنها هستیم.»

در این میان، اما بنظر می رسد که انعقاد قراردادهای نظامی و خریدهای تسلیحاتی بیشتری در چارچوب دستاوردهای این نشست صورت بگیرد، هرچند که به‌طور رسمی قراردادی امضا نشده است. هر چند که اوباما بعد از پایان این نشست تلویحا گفت که هدف این نشست همانا تقویت ظرفیت اعراب بود تا در تعامل با ایران به لحاظ سیاسی و دیپلماتیک از موضع برتر و با اعتماد به نفس بیشتری وارد شوند، اما بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که اعراب بدون پشتوانه امنیتی آمریکا و برخی دیگر از قدرت های بزرگ، نمی توانند نقش مستقل و فعالانه ای در تحولات منطقه‌ای داشته باشند.

توجه به اظهارات مجدد باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا در مورد وضعیت داخلی دولت های عربی خلیج فارس خود گویای این واقعیت مسلم است. اوباما بار دیگر اظهارات سابق خود را در مورد مشروعیت حکومت عربی مطرح کرد و در پاسخ به ناراحتی اعراب که به او گفتند ما از امریکا در برابر نفوذ ایران در منطقه حمایت کتبی می خواهیم، گفت: «ما از بابت ایران نگرانیم. ما با بسیاری از رفتارهای ایران در منطقه مشکل داریم اما این همه چیز نیست. اگر چه کارهای ایران می تواند امنیت کشورهای عربی را تهدید کند، اما آن چه بیش از همه برای کشورهای عربی تهدید است، عدم مشروعیت و مشکلات داخلی حکومت های عربی است که سبب شده افراطگرایی در جهان عرب سنی افزایش یابد و مردم آنها به سمت افراط متمایل شوند.»

تغییر نگاه خاورمیانه ای اوباما و ضرورت مشارکت اعراب در چارچوب امنیت ائتلافی

بر اساس آنچه که از سوی مقامات آمریکایی اعلام می شود و در تحلیل سیاست گزاران و همچنین کارشناسان بروز کرده است، شرق آسیا در سالهای آینده تمرکز راهبردی آمریکا را به خود اختصاص خواهد داد. حال این سیاست های انتقال به شرق (Pivot) تا چه حد و در چه بازه ای تحقق پیدا کند به متغیرهای زیادی بستگی دارد، اما آنچه که مشخص است این انتقال صورت خواهد گرفت و خاورمیانه را با دوران جدید از تعاملات خود مواجه خواهد ساخت. در واقع بنظر می رسد که پیام این انتقال را سعودی ها به خوبی درک کرده اند.

یکی از پایه های اصلی راهبرد خاورمیانه ای آمریکا، هم پیمانی سیاسی- نظامی با دولت های عربی خلیج فارس است که محور اصلی آن را امنیت منطقه ای تشکیل می دهد. در چارچوب موضوع امنیت منطقه ای، مسئله تامین امنیت دوجانبه و چندجانبه و همچنین فروش تسلیحات شاکله این معادله را تشکیل می دهد و در مقابل هم دولت های عربی با فروش نفت و همچنین در اختیار قرار دادن پایگاه های دریایی، زمینی و هوایی خود، میزبان ناوگان نیروهای آمریکایی می باشند. از سوی دیگر آنچه دغدغه ادراکی و همچنین راهبردی آمریکا در این منطقه را تشکیل می دهد، نقش دولت های شورای همکاری در تامین امنیت انرژی جهانی، موازنه منطقه ای و ایجاد بالانس در مقابل نیروهای تجدیدنظر طلب و همچنین توجه به موضوع صلح اعراب و اسرائیل است. بنابراین در این چارچوب سازماندهی امنیت ائتلافی با مشارکت 6 دولت عربی خلیج فارس از سوی آمریکا در حال پیگیری است و در سفر خرداد ماه سال گذشته وزیر دفاع آمریکا نیز این مسئله با جدیت بیشتری دنبال شد. از سوی دیگر و همزمان با ساماندهی امنیت ائتلافی، تمرکز بر مسئله سازش اعراب و اسرائیل بیش از پیش از سوی آمریکا دنبال خواهد شد، چرا که در صورت عدم تحقق این دو ضلع، این مساله سدی خواهد بود در برابر تلاش های آمریکا برای حضور بیشتر در منطقه شرق آسیا و مهار قدرت گیری چین. بنابراین می توان گفت که حداقل در دولت اوباما، تلاش ها برای سازماندهی این دو موضوع در دستور کار جدی قرار خواهد گرفت.

دورنمای رخداد

نشست سران دولت های عربی و آمریکا در کمپ دیوید بدون یک توافقنامه مکتوب امنیتی پایان یافت تا دولت های عربی چشم به راه توافق جامع هسته ای ایران و 1+5 و تغییر جهت تصمیم گیری های آمریکا بمانند. بر کسی پوشیده نیست که آمریکا تا حدودی از خاورمیانه فاصله گرفته است، شاید نه به صورت کاملاً راهبردی، اما ایالات متحده در انتخاب نحوه همکاری ها به صورت گزینشی‌تری عمل کرده است؛ می‌توان به نمونه سوریه اشاره کرد، اینکه آمریکا از درگیرشدن مداوم در جنگ های متعدد خاورمیانه به ستوه آمده است و در عین‌حال ناآرامی‌های عربی، که در ابتدا در تونس، مصر و سوریه روی داد، باعث ایجاد اختلاف میان متحدان سنتی آمریکا مانند عربستان سعودی شد. در واقع این موضوع در بیانیه پایانی نشست کمپ دیوید نیز به چشم آمد و در بیانیه مشترک فقط در مورد تسریع در انتقال سلاح به کشورهای عضو شورای همکاری خلیج (فارس) به خصوص در زمینه امنیت سایبری، امنیت دریایی و مبارزه با تروریسم اتفاق نظر وجود داشت.

در واقع دولت اوباما مجددا توانست از زیر بار مسئولیت جدید شانه خالی کند. موضوعی که گراهام فولر نویسنده و تحلیلگر سرشناس با پرداختن به آن می نویسد: «باراک اوباما به زیرکی از پیشنهاد غیرعاقلانه شش کشور عربی خلیج فارس مبنی بر امضای پیمان دفاعی با این کشورها طفره رفت.» در تحلیلی همسو، جفری آرونسون تحلیلگر عضو اندیشکده بنیاد خاورمیانه نیز می‌نوسید: «نشست کمپ دیوید نشان داد که آمریکا خواهان ادامه توازن نیروها است، توازنی که در آن اولویت واشنگتن، نسخه رقیق شده وضعیت کنونی است و نه ائتلاف دفاعی خاص مدنظر متحدان عربی آن در خلیج فارس». آرونسون معتقد است که نشست کمپ دیوید مفاد و محتویات تعاملی را که برای هفت دهه وجود داشته، تصریح کرده است. البته این نشست صحنه نزاع بین توقعات و ناامیدیهای پس از آن هم بوده است.

ری تکیه تحلیلگر ارشد شورای روابط خارجی آمریکا نیز می نویسد: «پادشاهی های عرب می خواهند آمریکا، ایران را خلع تسلیحاتی کند، توازن قدرت در درگیری داخلی سوریه را علیه بشار اسد رئیس جمهور این کشور تغییر دهد و درگیری میان اسرائیل و فلسطین را حل کند. اما امروز اولویت های آمریکا در خاورمیانه با اولویت های کشورهای حاشیه خلیج فارس بسیار متفاوت است. واشنگتن ترجیح می دهد روی آسیا متمرکز شود و سیاست گذاری های باتلاق خاورمیانه را پشت سر بگذارد. اینکه نشست نمادین در کمپ دیوید تا چه اندازه بتواند در از بین رفتن این شکاف موثر باشد، دشوار است.»

Share