سینا علیزاده
پژوهشگر روابط بین الملل
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC
۱.مقدمه
تحولات اخیر در شمال و شمال شرق سوریه، که با تشدید درگیریها بین نیروهای جولانی و نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد) و سایر گروهها همراه بوده، زمینه مساعدی برای خروج مجدد گروه تروریستی داعش از لاک دفاعی و احیای شبکههای خرابکارانه آن فراهم کرده است. فرار دستهجمعی صدها تن از عناصر خطرناک داعش از زندانهای تحت کنترل قسد، به ویژه حادثه زندان الشدادی در الحسکه، به مثابه آغازگر فاز جدیدی از ناامنی است. این رویداد، ثبات عراق را به عنوان همسایه مستقیم و قبلاً قلب خلافت خودخوانده داعش، به شدت تهدید میکند.
۲. زمینهسازی: تحولات اخیر و آغاز فاز جدید ناامنی
این نوشتار بر تشدید درگیریهای محلی که کنترل بر مراکز حساس را تضعیف کرده، متمرکز است. حادثه زندان الشدادی نقطه عطفی بود که موجی از فرار زندانیان خطرناک را رقم زد. با توجه به داشتن طولانیترین مرز با سوریه، عراق بلافاصله در خط مقدم این تهدید جدید قرار گرفته است، چرا که فراریان به سرعت تلاش خواهند کرد تا به شبکههای پنهان خود در استانهای غربی و شمالی این کشور بپیوندند.
۳. تحلیل علل و زمینههای احیای داعش: فراتر از یک شکست امنیتی
برای درک این پدیده، باید فراتر از یک شکست امنیتی نگریست. عوامل زیر در این احیا نقش کلیدی داشتهاند:
۳.۱. قصور راهبردی ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا: عملکرد این ائتلاف در نابودی کامل داعش، هدفمند و ناتمام بود. تمرکز بر تغییر رژیم در دمشق و عدم تعهد به پاکسازی پایدار، به داعش اجازه داد ساختارهای خود را در مناطق بیابانی حفظ کند. گزارشهای سازمان ملل از حضور ۱۵۰۰ تا ۳۰۰۰ جنگجوی داعش در بیابانهای سوریه گواه این مدعاست. این رویکرد، مصداق عینی «بهرهبرداری راهبردی از تروریسم برای تضعیف دولتهای مخالف و توجیه حضور دائمی نظامی در منطقه» است.
۳.۲. بیثباتی داخلی سوریه و فروپاشی مدیریت زندانها: درگیریهای اخیر و تغییر خطوط جبهه، کنترل بر اردوگاهها و زندانهای نگهداری دهها هزار عضو وابسته به داعش را بشدت تضعیف کرده و این رویداد را به یک فاجعه امنیتی منطقهای تبدیل نموده که توان عملیاتی داعش را به صورت تصاعدی افزایش میدهد.
۳.۳. نقش محرکها و بازیگران خارجی در بیثباتسازی: تحولات طراحیشده در سوریه که ایالات متحده، رژیم صهیونیستی و ترکیه از بازیگران اصلی آن هستند، با ایجاد بیثباتی بیشتر، به احیای فضای فعالیت گروههای تکفیری کمک میکند. برخی تحلیلهای راهبردی بر این باورند که احیای کنترلشده تهدید داعش، میتواند ابزاری برای تحت فشار قرار دادن دولتهای مستقل منطقه از جمله عراق و تداوم حضور نظامی خارجی باشد.
۴. تهدیدات مستقیم و پیامدهای آن برای عراق
این احیا، تهدیدات متنوع و فوری برای عراق ایجاد میکند:
۴.۱. تهدیدات امنیتی فوری: با توجه به طولانیترین مرز عراق با سوریه، فراریان داعش بلافاصله تلاش خواهند کرد تا از مرزهای دو کشور عبور کرده و به شبکههای پنهان خود در استانهایی مانند الانبار، نینوی، صلاحالدین و کرکوک بپیوندند. این امر خطر انجام حملات تروریستی گسترده و هدفمند علیه شهرها، اماکن مذهبی و تأسیسات حیاتی را افزایش میدهد.
۴.۲. تهدیدات سیاسی-اجتماعی: فضای سیاسی و اجتماعی پیچیده عراق با توجه به تحولات منطقهای و وجود چالشهای اقتصادی، میتواند زمینه مناسب برای بازتولید ایدئولوژیک و جذب نیروی جدید توسط داعش باشد. اردوگاههایی مانند الهول در سوریه به کانونهای خطرناک ترویج افراطیگری تبدیل شدهاند. هرگونه حملات موفق داعش، اعتماد عمومی به توانایی دولت مرکزی عراق در تأمین امنیت را خدشهدار کرده و میتواند به تجدید درگیریهای فرقهای و ایجاد چرخه معیوب خشونت بینجامد.
۵. راهکارهای ضروری برای مقابله: نیاز به همکاری منطقهای چندلایه
مقابله با این تهدید مشترک، نیازمند همکاری عمیق، بیدرنگ و عملیاتی بین عراق و جمهوری اسلامی ایران و هماهنگی با سایر بازیگران منطقهای ذینفع است. راهکارها باید چندلایه و جامع باشد:
۵.۱. سطح امنیتی-نظامی: تشکیل یک ستاد فرماندهی مشترک مرزی عراق و ایران برای تبادل بلادرنگ اطلاعات میدانی، هماهنگی عملیاتهای مشترک پاکسازی در نواحی مرزی و استقرار سیستمهای نظارتی پیشرفته ضروری است. عراق قبلاً مرزهای خود با سوریه را تقویت کرده، اما این اقدامات به پشتیبانی اطلاعاتی و عملیاتی نیازمند است. اجرای عملیاتهای پیشدستانه و هدفمند مشترک علیه شبکههای نفوذ و پناهگاههای احتمالی داعش، با استفاده از تجربه نیروهایی مانند حشد الشعبی و پشتیبانی اطلاعاتی ایران، رویکردی حیاتی است.
۵.۲. سطح سیاسی-دیپلماتیک: جمهوری اسلامی ایران و دولت عراق باید در مجامع بینالمللی، ائتلاف به رهبری آمریکا را مکلف به پاسخگویی درباره قصور در نابودی داعش و مدیریت فاجعهبار زندانها کنند و خواستار تشکیل یک مکانیسم بینالمللی فوری تحت نظارت سازمان ملل برای ساماندهی زندانها و اردوگاههای سوریه شوند. تقویت گفتوگوهای امنیتی منطقهای و افشاگری مستمر درباره نقش محرکهای خارجی در بیثباتسازی، از دیگر اقدامات ضروری است.
۵.۳. سطح امنیت اجتماعی و مقابله با ایدئولوژی افراطی: همکاری در ایجاد پایگاه داده مشترک از عناصر تروریستی فراری، تدوین برنامههای مشترک توسط نهادهای دینی مانند حوزههای علمیه نجف و قم برای مقابله با تبلیغات تکفیری و ارائه تفسیرهای میانهرو از اسلام، و تقویت پروژههای مشترک اقتصادی در مناطق مرزی برای کاهش زمینههای جذب نیرو، باید در دستور کار قرار گیرد.
۶. جمعبندی و نتیجهگیری
تهدید احیای داعش پس از تحولات سوریه، واقعیتی ملموس و فوری برای عراق و کل منطقه است. مدیریت این تهدید، تنها با رویکرد امنیتی صرف ممکن نیست و نیازمند یک استراتژی چندبعدی، هوشمند و مبتنی بر همکاری منطقهای صمیمانه است. جمهوری اسلامی ایران و عراق، با داشتن اشتراک تهدید و تجربه موفق همکاری در شکست داعش، باید محور این همگرایی امنیتی باشند. این همکاری باید فراتر از مواضع اعلامی، به اقدامات عملی، تبادل اطلاعات حساس، عملیاتهای مشترک و فشار دیپلماتیک منسجم تبدیل شود. تاریخ نشان داده که غفلت از هشدارهای امنیتی در مورد داعش، بالاخص با توجه به راهبرد جدید آمریکا و اسرائیل در منطقه غرب آسیا، همواره پیامدهای فاجعهباری داشته است.