آذر ۱۴, ۱۴۰۰ – ۹:۴۳ ب.ظ |

کارشناس ارشد مسائل ترکیه
مرکز بین المللی مطالعات صلح-ipsc
حزب  جمهوریخواه خلق  ، اولین حزب جامع سیاسی در جمهوری نوین ترکیه است  که در نهم سپتامبر سال ۱۹۲۳ .م، توسط ژنرال( پاشا)‌ مصطفی کمال ، ملقب به …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیای میانه, مقالات, مقالات تحلیلی

جنگ گفتمانی و بحران هویت درون پاکستان:تحلیل ترور سلمان تاثیر

نگارش در دی ۲۲, ۱۳۸۹ – ۱۰:۳۱ ق.ظ
جنگ گفتمانی و بحران هویت درون پاکستان:تحلیل ترور سلمان تاثیر
Share

محمد حسین خانلر خانی

مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC



بیان رخداد:

سلمان تاثیر استاندار پنجاب توسط محافظ امنیتی خود (که تکاور از نیروی زبده پنجاب بوده)  در عصر روز 4‍‍‍ژانویه در بازار کوهسار واقع در منطقه اف 3/6 اسلام آباد به قتل رسید. فرد قاتل هنگامی که سلمان تاثیر می خواست سوار اتومبیل خود شود از پشت وی را مورد هدف قرارداد. کلیه تیرهای مسلسل وی سلمان تاثیر را نشانه گرفتند. به دنبال این اقدام، قاتل مزبور سلاح خود را زمین گذاشت و تسلیم مامورین امنیتی شد. وی گفت: من ماموریت خود را انجام داده ام. جسد سلمان تاثیر متعاقباً به بیمارستان منتقل شد و پزشکان مرگ او را تائید نمودند.

تحلیل رخداد:

این حادثه از سوی افراد مختلف پاکستانی مورد تعبیر قرار گرفته است:

زرداری رئیس جمهور طی گفتگو با نمایندگان پارلمانی حزب مردم در کراچی گفت: قتل سلمان تاثیر استاندار پنجاب تلاشی مبنی بر ایجاد وحشت درمیان قدرتهای دموکراتیک بوده است. وی قول داد که جنگ علیه تروریسم کماکان ادامه خواهد یافت. او گفت: هنوز باید این موضوع مشخص گردد که آیا ترور سلمان تاثیر یک توطئه علیه سیستم حاکم در پاکستان بوده و یا بنوعی جنبه مذهبی داشته است. وی ابراز امیدواری کرد که انگیزه پشت این جنایت ددمنشانه به زودی افشاء گردیده و عاملین آن به مجازات برسند.

از سوی دیگر ، سید منور حسن امیر جماعت اسلامی گفت: قتل سلمان تاثیر ناشی از تلاش وی برای ایجاد موانع در راه اجرای قانون ارتداد بوده و استاندار سابق پنجاب خودش مقصر این ترور می باشد.

فعالان جنبش حفظ ختم نبوت روز گذشته به راهپیمایی برای جشن گرفتن قتل سلمان تاثیر در مانسهره (خیبر پختونخوا) دست زدند. شمار این افراد به بیش از یکصد نفر می رسید. آنها شعارهایی علیه مقام مقتول سر می دادند. آنها گفتند: فردی که استاندار پنجاب را به قتل رسانیده یک مسلمان بزرگ بوده و باید توسط مسلمانان به خاطر این اقدام شجاعانه جایزه داده شود. آنها سلمان تاثیر را عامل صهیونیستها خوانده و گفتند: جسد فرد مقتول باید تحویل اربابان صهیونیستی وی داده شود.

روحانیون مهم وابسته به جماعت اهلسنت پاکستان طی بیانیه مشترک در کراچی از مسلمانان خواستند در نماز تشییع جنازه سلمان تاثیر شرکت نکنند. آنها از مسلمانان همچنین تقاضا کردند که در ارتباط با این قتل هیچگونه ابراز تاسف و همدردی ننمایند. از سوی دیگر، بعضی از رهبران مذهبی از جمله ساجد میر و فرید پراچه ضمن محکوم نمودن این قتل گفتند: این اقدام مغایر با احکام اسلامی است چون مذهب ما هرگونه مجازات حتی جنایتکاران را منع می کند و مردم نباید قانون را به دست گرفته اقدامات مورد نظر خود را انجام دهند.

از سوی دیگر فعالان حزب مردم در سراسر استان پنجاب به ویژه در لاهور به تظاهرات آرام علیه ترور سلمان تاثیر دست زدند. کلیه مراکز تجاری در لاهور تعطیل شدند. از سوی دیگر، شری رحمان نویسنده حزب مردم در مجلس ملی و طرفدار حقوق زنان و اقلیتهای مذهبی گفت: ترور سلمان تاثیر نشانه ای از ضایعه وحشتناک  برای نیروهای پیشرو در پاکستان می باشد. این حادثه همچنین نشان می دهد که باید توجه جدی و نیز برنامه ریزی دقیق برای مقابله با این تهدید به کشور و ملت مبذول گردد.

با توجه به اینکه شاهد ترور یکی از افراد سکولار حزب حاکم یعنی حزب مردم بودیم.این سئوال مطرح میشود که اساسا این واقعه در چه بستر گفتمانی اتفاق افتاده و چرا اینگونه مورد تفاسیر مختلف قرار گرفته به طوریکه بعضی ها از قاتل به عنوان یک قهرمان ملی مذهبی یاد میکنند اما بعضی دیگر سلمان تاثیر را مردی بزرگ و قاتل آنرا تقبیح میکنند.در این تحلیل بر آنیم که بنیانهای گفتمانی این عمل تروریستی را واکاوی کنیم و نشان دهیم که این عمل تروریستی تنها نمادی از درگیری و تضاد دو فراگفتمان در درون جامعه پاکستان میباشد.

می توان زمینه این ترور را یک جریان دیگر دانست که عملا نمادی شد از درگیری دو فراگفتمان اصلی در جامعه پاکستان.این جریان مربوط به دستگیری زن مسیحی بنام آسیه بی بی به اتهام توهین به حضرت محمد می باشد.در ژوئن 2008آسیه بی بی برای زنان دیگر از چشمه آب می آورد اما زنان مسلمان از اینکه از وی آب بگیرند امتناع کردند و دلیل این امر را غیر مسلمان بودن آسیه بی بی ذکرکرده اند و در مقابل وی  نیز سخنی توهین آمیز به حضرت محمد گفته است.زنان مسلمان به روحانی روستا این موضوع را خبر میدهند و در نهایت آسیه به عنوان ناسزا به پیامبر اسلام که در قانون پاکستان مجازات مرگ دارد بازداشت میشود.مسئله آسیه بی بی توسط سلمان تاثیر که یک عنصر سکولار حزب مردم میباشد در سطح ملی مطرح شده و وی به شدت در حمایت آسیه بی بی در می آید و شروع به فعالیت علیه این قانون می کند.

حال به تحلیل گفتمانی این وقایع میپردازیم:

همانطور که میدانیم گفتمانها برا ی تداوم بقای خود نیاز به بیگانه سازی دارند.از سوی دیگر هر گفتمانی با توسل به ساختار معنا شناختی اش دست به تولید و باز تولید واقعیتهای بیرونی می زند به طوریکه در این قالب چیزی به عنوان واقعیت خارج از گفتمان نداریم. بنابراین همه چیز همواره توسط گفتمانها در حال تولید و باز تولید شدن میباشد.در چنین قالبی شاهد هستیم که تقریبا دو گفتمان بزرگ در پاکستان مثل دیگر کشورهای جهان سوم که در آنها فرایند مدر نیزاسیون به طور کامل شکل نگرفته وجود دارد.از یک سو گفتمان بنیادگرایی رادیکال اسلامی میباشد که تحت تاثیر فرایند اسلامی سازی ضیاءالحق در دهه 80قدرت گرفت و توانست عناصر خود را از طریق نهادهای مذهبی و شبه آموزشی مثل مدارس اسلامی هژمونی کند به طوریکه ذهن مردم عامی پاکستان امروزه اغلب در قالب مفاهیم این گفتمان شکل می گیرد.گفتمان دومی نیز که آنهم تواناییها و قابلیتهای خود را دارد در عرصه گفتمانی جامعه پاکستان حضور دارد که گفتمان لیبرال غرب گرا است.حاملان اصلی این گفتمان تحصیلکرده های پاکستانی هستند و احزابی مانند حزب مردم پاکستان با توسل به حوزه معنا شناختی این گفتمان به رفتارهای خود شکل میدهند.این دو گفتمان در جامعه پاکستان با توسل به فرایند غیریت سازی و در تداوم آن فرایند دیو سازی صورتهای متفاوت از یکدیگر ارائه میدهند.از نظر گفتمان بنیادگرایی اسلامی غرب گراهای لیبرال عامل بیگانه و مسیحیت جهانی هستند که در پی نابودی عناصر با ارزش دین اسلام میباشند و از نظر لیبرالها،بنیادگرایان اسلامی عامل ارتجاع و عقب ماندگی کشور میباشند

با توجه به این اوصاف مسئله آسیه بی بی و قانون اعدام ناسزاگوینده به حضرت محمد تبدیل به عرصه کشمکش بین دو فراگفتمان جامعه پاکستان می شود و هر کدام از این گفتمانها دست به باز تعریف و باز تولید این رخداد در درون ساختار های معنا شناختی خود میزنند.از منظر گفتمان بنیادگرایی اسلامی که اتفاقا گفتمان عامه مردم پاکستان است و از سوی روحانیون و مدارس اسلامی ترویج میشود سلمان تاثیر نه به عنوان فرماندار استان پنجاب که در پی کمک به یک زن مسیحی بود بلکه وی به عنوان یک خائن مطرح گردید.در مساجد،مراسم مذهبی  و روزنامه های اردو زبان مسئله آسیه بی بی به عنوان سمبلی از قدرت فائقه مسلمانان بر غیر مسلمانان  مطرح شد و این مسئله کاملا در درون گفتمان بنیادگرایی اسلامی به عنوان نماد برتری مسلمان بر غیر مسلمان در پاکستان مفصل بندی شد.در قالب این گفتمان مسیحیت سمبل غرب دانسته میشود و حملات هواپیماهای بدون سرنشین امریکایی نماد تهاجم غرب وحشی به مسلمانان تعبیر میشود بنابراین سلمان تاثیر نیز به عنوان یک روشنفکر غرب زده متکلم به زبان انگلیسی و کسی که از یک زن مسیحی حمایت میکند و سعی دارد قانون اعدام ناسزاگوینده به حضرت محمد را لغو کند دشمن تفسیر می گردید.حمایت عمومی سلمان تاثیر از این زن که به حضرت محمد توهین کرده بود مدرک روشنی جهت نشان دادن توطئه جهانی علیه اسلام و مسلمین برداشت گردید(شاهد هستیم که چگونه عناصر یک واقعیت در درون گفتمانها مفصل بندی و روایت میشوند) .

از سوی دیگر کارهای سلمان تاثیر از منظر سکولارها و روشنفکران اعمالی شجاعانه از سوی یک فرد خیرخواه و حقوق بشر دوست که در پی آزادی زنی بیگناه میباشد تفسیر میشد.

با توجه به این اوصاف سلمان تاثیر و قانون اعدام کردن ناسزاگویندگان به حضرت محمد عرصه نبرد این دو گفتمان رقیب شد.همانطور که میدانیم فراگفتمانها دارای  قابلیت ایجاد چتر مشترک بین زیر گفتمانهایشان هستند و از سوی دیگر ایجاد کننده یک شبکه گسترده قدرت در عرصه اجتماع میباشند. بنابراین  ممتاز قادری(قاتل سلمان تاثیر) که از گروههای حامی طالبان نیز نیامده بود و تنها به گروه دعوت الاسلامی که یک سازمان صوفی مسلک است و با طالبان و گروههای تندروی دیوبندی مخالف است تعلق داشت در این ترور نقش اصلی را ایفا میکند.در واقع فراگفتمان بنیادگرایی اسلامی چنان توانایی داشته که توانسته بین گروههای مختلف اسلام گرا وحدت ایجاد کند.بنابراین واقعه ترور سلمان تاثیر بیانگر چندین واقعیت است که میتوان در فرای این حادثه تروریستی آنها را مشاهده کرد:

  • شکل گرفتن و نمایان شدن یک بحران عمیق هویت در جامعه پاکستان که میتواند برای وحدت این کشور به شدت خطر آفرین باشد
  • شکل گیری و قدرتمند تر شدن یک فراگفتمان بنیادگرایانه اسلامی که توانایی آنرا دارد که بین گروههای مختلف اسلام گرا و رادیکال اتحاد بوجود آورد.
  • ظهور و بروز شبکه های اعمال قدرت این گفتمان در ریز ترین واحدهای اجتماعی و تحت تاثیر قرار دادن رفتار افراد.
  • تبدیل شدن سازمانهای تروریستی اسلام گرا به سلولهای بسیار کوچک به طوریکه میتواند توسط تک تک افراد حمل گردد.مشخصه مشترک این سلولها که باعث می شود آنها در یک راستا حرکت کنند وجود رهبری مشترک نیست بلکه ویژگی اصلی آنها وجود ایدئولوژی مشترک و فراگفتمانی است که هویت و نحوه رفتار آنها را شکل میدهد.

با توجه به وجود این دو فراگفتمان در پاکستان است که امروز شاهد بوجود آمدن ائتلافهایی متشکل از گروههای مختلف تحت یک چتر واحد هستیم.بوجود آمدن ائتلاف حکومتی از گروههای مختلف با گرایشهای مختلف تحت رهبری حزب مردم و یا شکل گیری اردوی بنیادگرایی اسلامی که متشکل از گروههای متفاوت میباشند اما وجود هدف و دشمن مشترک آنها را به هم نزدیک کرده به طوریکه شاهد آن هستیم طالبان پاکستان و گروههایی که حتی گرایشهای تروریستی منطقه ای داشتند مثل لشگر طیبه تحت یک پرچم در آمده اند در واقع این توانایی القاعده نیز بوده است که توانسته از طریق ایجاد یک چتر مشترک ایدئولوژیک بین این گروهها به آنها سویه و هدف مشترک بدهد.حادثه ترور سلمان تاثیر نشان داد که گروههای متفاوت اسلام گرا در پاکستان به سادگی میتوانند با وجود این فراگفتمان بنیادگرایانه تحت یک قالب در آیند و رفتارهای مشابهی را نشان دهند.به طوریکه هر تلاشی جهت ایجاد سکولاریسم در پاکستان مساوی با سرکوب دین اسلام برداشت میشود.

دورنمای رخداد:

آن چه که از تحلیل این رخداد بدست می آید اینست که آینده دموکراسی،پلورالیسم و تساهل در پاکستان به شدت تیره و مبهم است.وضعیت این کشور با توجه به بحران هویتی که وجود دارد و همینطور مشکلات فزاینده دیگری مثل سیل،درگیری بین نخبگان ،فساد….در آینده بسیار مبهم است به طوریکه حتی شائبه فروپاشی دولت در این کشور نیز مطرح است.دولت آینده پاکستان نیز احتمالا دولتی ائتلافی و شکننده خواهد بود زیراکه هیچ کدام از احزاب کنونی توانایی بدست گیری تمام و کمال دولت را ندارند.در این وضعیت پاکستان همچنان به کمکهای امریکا و ابسته می باشد و عدم حمایت امریکا میتواند حتی باعث فروپاشی دولت در پاکستان شود البته اگر وضعیت عدم ثبات به حدی برسد که امکان فروپاشی دولت و اقتدار مرکزی مطرح شود ارتش وارد خواهد شد و احتمالا حمایت امریکا را نیز خواهد داشت زیرا فروپاشیده شدن دولت در پاکستان امری است که برای سیاستگذاران امریکایی به شدت وحشت آور بوده و حتی الامکان از بوقوع پیوستن آن جلوگیری میکنند.

از سوی دیگر در پاکستان شاهد استحاله گروههای تروریستی هستیم و به طوریکه در آینده نزدیک سلولهای تروریستی اسلام گرا جای سازمان های منسجم با رهبری مشخص را خواهد گرفت و فراگفتمان بنیادگرایی اسلامی همچنان سوژههای خود را میسازد و به هویت آنها شکل میدهد به طوریکه افراد اجتماع کار گزاران این فراگفتمان خواهند بود.

Share