آذر ۴, ۱۴۰۰ – ۹:۱۶ ق.ظ |

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

همگرایی، وضعیتی است که در آن، گروه‎ها، سازمان‎ها، نهادها یا کشورها، برای حفظ منافع جمعی، به همکاری گسترده با یکدیگر بپردازند و به سوی نوعی وحدت …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, خلیج فارس, مقالات, مقالات تحلیلی

جنگ نیابتی عربستان سعودی در یمن در دفاع از اقتدارگرایی

نگارش در فروردین ۱۶, ۱۳۸۹ – ۵:۰۳ ب.ظ
Share

جنگ نیابتی عربستان سعودی در یمن در دفاع از اقتدارگرایی


محمد صادق جوکار

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

www.peace-ipsc.org

روند جهانی مردم سالارسازی به عنوان یکی از اصلی‌ترین روندهای تأثیرگذار جهانی، افکار عمومی خاورمیانه را نیز متأثر کرده است. هرچند از نظر پژوهشگران صلح دموکراتیک، شکل‌گیری دموکراسی فی نفسه می‌تواند باعث همگرایی منطقه‌ای (چون اتحادیه اروپا) شود ولی این روند از جنبه دیگری نیز در تحولات خاورمیانه حائز اهمیت است. زیرا تقویت دموکراتیزاسیون منجر به تقویت جایگاه گروههای سیاسی- اجتماعی‌ای می‌شود که به دلیل نوع پراکنش جغرافیایی آنها در کشورهای مختلف همگرایی سیاسی برخی از کشورها را تشدید می‌کند.

از جمله این گروههای سیاسی سرکوب شده در کشورهای غیردموکراتیک عربی خاورمیانه شیعیان هستند که تقویت جایگاه آنها در کشورهای ایران، عراق، لبنان و سوریه سبب نگرانی حافظان پادشاهی‌های اقتدارگرایی شده است که سعی می‌کنند خود را تنها حافظان امنیت دلخواه غرب در منطقه به بهای نابود کردن دموکراسی قلمداد نمایند. همین امر منجر به دخالت گسترده نظامی (زمینی و هوایی) عربستان سعودی در دفاع از اقتدارگرایی منطقه‌ای از تهدید دموکراتیزاسیون شده است. دولت علی عبدالله صالح که پس از جنگ داخلی (آوریل 1994) و سرکوب گروههای سیاسی دیگر و تغییر قانون اساسی دموکراتیک سال 1991 به شکل‌دهی یک پادشاهی غیردموکراتیک به نام جمهوری دست زده است عملاً کشوری شکست خورده است که به دلیل مشکلات اقتصادی وابسته به کمک‌های بین‌المللی است.

یمن اکنون با افت و کاهش تولیدات نفتی و اتمام زود هنگام منابع نفتی خود تا سال 2018 و نرخ بیکاری 35 درصدی روبروست. این عوامل به همراه ساختار فاسد سیاسی و عدم کنترل این کشور مرزهای یمن سبب شده است که این کشور از سوی تحلیل‌گرانی چون کریستوفر بوکک به «افغانستان دوم» در مورد رشد القاعده تبدیل شود. بنا به اظهارات مقامات بخش ضدتروریسم وزارت دفاع آمریکا، از 85 رهبر برجسته القاعده حدود 26 نفر آنها در یمن هستند. دنیس بلیر مدیر اطلاعات ملی ایالات متحده معتقد است «یمن کانون با خیزی مجدد القاعده در منطقه» است.

در چنین شرایطی دولت اقتدارگرای یمن به منظور گریز از مسئولیت دموکراتیک خود سعی در وابسته نمودن شیعیان زیدی به القاعده دارد تا با سوءاستفاده از فضای ضدتروریسم بین‌المللی، جنبش حقوق مدنی شیعیان زیدی را سرکوب کند. عربستان سعودی که خود بخش اعظم مدارس دینی یمن را حمایت مالی می‌کند نیز به عنوان حافظ دولت‌های اقتدارگرای خلیج فارس به دلیل ترس از تقویت جایگاه شیعیان در فرایند دموکراتیزاسیون با تمام توان نظامی سعی در حمایت از رژیم اقتدارگرای علی عبدالله صالح در سرکوب شیعیان الحوثی دارد. در چنین شرایطی ایالات متحده که به شدت از بازگشت القاعده در یمن هراسناک است پس از باراک اوباما کمک مالی خود را به یمن از 23 میلیون دلار به 66 میلیون دلار افزایش داده و هرچند به تعبیر پژوهشگران آمریکایی هیچ نشانه‌ای دال بر ارتباط شیعیان با القاعده و یا ایران وجود ندارد اما در تله فضاسازی عربستان مبنی بر تهدید افراط‌گری جنبش مدنی الحوثی گرفتار آمده است.

سکوت مجامع بین‌المللی از آوارگی 250 هزار نفر و کشتار شیعیان توسط دولت یمن و اقدام دولت عربستان به عنوان یک جنگ نیابتی در دفاع از اقتدارگرایی علیه شیعیان، نشانه بارز دیگری در انحراف آمریکا از تقویت دموکراتیزاسیون منطقه خاورمیانه است. به نظر می‌رسد که آمریکای اوباما نیز اقتدارگرایی رژیم‌های محافظه‌کار عربی را بر دموکراتیزاسیون ترجیح می‌دهد اما این بار به دلیل مخالفت افکار عمومی آمریکا، عربستان به بهانه مبارزه با تروریسم به نیابت از آمریکا در حال سرکوب جنبشی شیعی خواستار حقوق مدنی در یمن است.

16.03.2010


Share