فاطمه خادم شیرازی
پژوهشگر روابط بین الملل
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC
منازعه در خاورمیانه در دهههای اخیر، بهویژه در بستر رخدادهای پس از اکتبر ۲۰۲۳، از یک تقابل کلاسیک و دولتمحور به یک شبکه پیچیده، چندلایه و ارگانیک از بازیگران دولتی و غیردولتی تبدیل شده است [1]. جمهوری اسلامی ایران با ایجاد و تقویت شبکهای از نیروهای همپیمان، معماری امنیتی نوینی را شکل داده که تحت عنوان محور مقاومت شناخته میشود؛ شبکهای که با گسترش از لبنان و سوریه تا عراق، یمن و فلسطین، ماهیت جنگ، صلح و بازدارندگی را در منطقه بازتعریف کرده است [2]. از منظر نظری، محدودیت قدرتهای بزرگ در پیشبرد جنگهای کلاسیک و پرهزینه، استراتژیهای دفاعی را به سمت توانمندسازی ائتلافهای بومی و اتکا بر نبردهای نامتقارن سوق داده است [2]. با این حال، تحلیلگران غربی بر این باورند که این راهبرد نوعی پارادوکس جنگ نیابتی ایجاد کرده است؛ به این معنا که پیوند فرامرزی با بازیگران غیردولتی علاوه بر دشواریهای کنترل سازمانی، به تضعیف حاکمیت ملی دولتهای شکننده و نهادینهسازی چرخههای بیثباتی انجامیده است [4، 5]. در مقابل، از دیدگاه تهران و حامیان این ائتلاف، این شبکه تنها سازوکار دفاعی درونزا برای جبران کسری توان متعارف در برابر برتری تسلیحاتی رژیم صهیونیستی و آمریکا به شمار میرود که از طریق دکترین عمق استراتژیک، مانع از اقدام نظامی یکجانبه علیه ایران میشود [6، 7]. این مقاله با ارزیابی جبهههای چهارگانه لبنان، یمن، عراق و فلسطین، سازوکارهای منطقهایشدن این منازعه و دگرگونی توازن قوا در غرب آسیا را واکاوی میکند.
حزبالله لبنان
حزبالله لبنان را میتوان موفقترین و پیچیدهترین بازیگر برآمده از گفتمان انقلاب ۱۹۷۹ ایران دانست [10]. این گروه که در خلال جنگ داخلی لبنان و برای مقابله با اشغالگری اسرائیل بنیان نهاده شد، به تدریج به یک نیروی ترکیبی تبدیل شد که تواناییهای شبهنظامی، مشارکت سیاسی و خدمات اجتماعی گسترده را در هم آمیخته است [1]. همانطور که منابع متعدد اشاره دارند، حزبالله به عنوان گوهر تاج استراتژی منطقهای ایران عمل میکند و توان موشکی و پهپادی آن، محاسبات دفاعی اسرائیل را پیچیده ساخته و بازدارندگی توزیعشدهای برای تهران فراهم آورده است [1]. تجربه جنگ ۳۳ روزه در سال ۲۰۰۶ نشان داد که حزبالله با تلفیق تاکتیکهای چریکی، شلیک انبوه راکت و استفاده از شبکه تونلهای زیرزمینی میتواند ارتش اسرائیل را با چالش جدی مواجه کند و به عنوان الگویی عملیاتی برای دیگر جبههها مطرح شود [1، 3].
با این حال، تحلیلگرانی مانند جفری فلتمن، متیو لویت و دانیل بایمن استدلال میکنند که حزبالله فراتر از یک ابزار نیابتی محض عمل میکند و به عنوان یک بازیگر سیاسی مسلط در داخل لبنان، منافع بومی و استقلال عملیاتی خاص خود را دنبال میکند [10، 11]. از منظر منتقدان و نهادهایی چون مرکز مطالعات استراتژیک و بینالملل (CSIS)، حضور نظامی حزبالله در جنوب رود لیتانی و امتداد خط آبی نقض قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت به شمار میرود و منافع ملی لبنان را در معرض خطر جنگی تمامعیار قرار میدهد [9]. اما در سوی مقابل، طرفداران محور مقاومت بر این باورند که این توان دفاعی، تنها عامل مهار جاهطلبیهای ارتش اسرائیل بوده و با تحمیل موازنه وحشت، مانع از پیشرویهای زمینی تلآویو شده است [13]. پس از تحولات نبرد ۲۰۲۴ و وارد آمدن ضربات سنگین سازمانی، حزبالله تلاش کرده با بازتنظیم ساختار فرماندهی، حفظ ارتباط آتش با جبهه فلسطین و فرسایش توان پدافندی و اقتصادی دشمن در شمال، جایگاه محوری خود را هم در سیاست داخلی لبنان و هم در ساختار بازدارندگی منطقهای حفظ کند [3، 9].
جنبش انصارالله یمن
جنبش حوثیها (انصارالله) الگویی متمایز از روابط حامی-پیرو را به نمایش میگذارد. این جریان ریشه در احیای مذهب زیدیه و مطالبات داخلی شمال یمن دارد و سالها پیش از پیوستن به محور مقاومت، یک بازیگر شورشی مستقل و محلی به شمار میرفت [16]. از سال ۲۰۱۴ و پس از تصرف صنعا، شرایطی فراهم شد که تهران با ارائه پشتیبانیهای مستشاری و تسلیحاتی، نفوذ خود را در شبهجزیره عربستان و مرزهای جنوبی عربستان سعودی تحکیم کند [1]. نقطه عطف جایگاه انصارالله پس از اکتبر ۲۰۲۳، بهرهبرداری نظامی از موقعیت جغرافیایی تنگه بابالمندب، دریای سرخ و خلیج عدن بود [6، 12]. این گروه با بهکارگیری تجهیزات کمهزینه اما اثربخش مانند موشکهای ضدکشتی بالستیک و پهپادهای تهاجمی، تردد در این آبراه راهبردی بینالمللی را هدف قرار داد و هزینههای حملونقل و بیمه دریایی را تا چندین برابر افزایش داد؛ رویدادی که به غرق شدن کشتیهای تجاری مانند روبیمار در مارس ۲۰۲۴ انجامید [6، 12].
برخی اندیشکدهها نظیر گروه بینالمللی بحران این اقدامات را عامل تهدید ناوبری آزاد بینالمللی و اجرای سیاستهای بازدارندگی غیرمستقیم تهران ارزیابی میکنند [12]. با این وجود، پژوهشگرانی نظیر الکساندرا استارک در مؤسسه رند تأکید دارند که تقلیل دادن حوثیها به پیادهنظام تهران، خطایی تحلیلی است؛ زیرا انصارالله از انگیزه هویتی مستقل، پایگاه مردمی گسترده و خودمختاری عملیاتی کامل در تصمیمگیریها برخوردار است [8، 16]. این استقلال تصمیمگیری سبب شده تا یمن نه به عنوان یک گروه وابسته ساده، بلکه به عنوان یک کنشگر ژئوپلیتیک تأثیرگذار مطرح شود که توانسته ائتلافهای دریایی غرب را به چالش بکشد و هزینه تداوم جنگ در غزه را برای حامیان اسرائیل بالا ببرد [6، 8].
شبهنظامیان عراقی
الگوی رفتاری تهران در عراق بر استراتژی نفوذ همزمان در ساختار حاکمیتی و فضای میدانی استوار بوده است. برخلاف جبهههای لبنان و یمن، گروههای همپیمان ایران در عراق پیوندی وثیق با نهادهای رسمی دولت برقرار ساختهاند. پس از یورش داعش در سال ۲۰۱۴ و صدور فتوای جهاد کفایی توسط آیتالله سیستانی، گروههایی نظیر سازمان بدر، عصائب اهلالحق و کتائب حزبالله در قالب سازمان بسیج مردمی (حشد الشعبی) سازماندهی شدند و متعاقباً با تصویب پارلمان، رسماً در ساختار نیروهای مسلح عراق ادغام گردیدند [1، 7]. این فرایند به این جریانها امکان داد علاوه بر اقتدار نظامی، به اهرمهای سیاسی و بودجههای دولتی دسترسی پیدا کرده و بر تصمیمگیریهای بغداد تأثیر بگذارند [1].
نهادهای پژوهشی غربی نظیر مرکز مبارزه با تروریسم وستپوینت (CTC) مدعی هستند که کنشگری این گروهها و حملات موشکی و پهپادی به پایگاههای آمریکایی، ساختار حاکمیتی بغداد را تضعیف کرده و ماهیتی مخرب برای امنیت بینالمللی دارد [15]. علاوه بر این، رقابتهای درونگروهی، مسائل مرتبط با فساد مالی و فشارهای افکار عمومی عراق بر روابط این نیروها با تهران اثرگذار بوده است [1]. با این حال، از منظر ژئوپلیتیک، این گروهها در کنار تثبیت حضور خود، نقش کریدور لجستیکی و پیوند سرزمینی را میان ایران، عراق و سوریه (از طریق گذرگاههایی مانند البوکمال) تا دمشق و بیروت ایفا کردهاند [1، 7]. حتی در پی تغییرات امنیتی در سوریه در اواخر سال ۲۰۲۴، عمق راهبردی عراق به عنوان محور پشتیبانی مقاومت حفظ شد و توانست توازن فشار بر پایگاههای ایالات متحده و اسرائیل را استمرار بخشد [6].
جبهه فلسطین
جنبش حماس و جهاد اسلامی فلسطین به عنوان گروههایی سنتی و سنیمذهب، جایگاهی منحصربهفرد در ساختار این شبکه دارند. پیوند تهران با این جبهه بیشتر بر همپوشانی منافع ضدصهیونیستی و پشتیبانی مالی و تسلیحاتی استوار است تا همراستایی ساختاری و مذهبی [1]. حمایت همهجانبه از گروههای فلسطینی، فراتر از محاسبات نظامی، ابزاری مهم برای ارتقای نفوذ معنوی ایران در افکار عمومی جهان اسلام و جهان عرب و اثبات ادعای رهبری جهان ضدامپریالیستی بوده است [1].
عملیات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ متعاقب آن، نشان داد که ابتکار عمل حماس چگونه توانست به عنوان جرقهای برای فعالسازی ظرفیتهای خفته سایر جبههها عمل کند [15]. با آغاز این نبرد، جبهههای لبنان، یمن و عراق با حملات هماهنگ و پیوسته تلاش کردند مانع از تمرکز توان نظامی اسرائیل بر غزه شوند [3]. این هماهنگی چندبعدی، دکترین دفاعی اسرائیل موسوم به دکترین بنگوریون را که بر جنگهای برقآسا، کوتاه و منحصر در خاک دشمن تمرکز داشت، به چالش کشید و یک بحران امنیتی پایدار و فرسایشی برای آن ایجاد کرد [3، 6].
پویایی شبکه: خودمختاری بومی و همگرایی کلان
بررسی مناسبات درون این منظومه چهارگانه بیانگر یک ویژگی ساختاری مهم است: «عدم تمرکز فرماندهی توأم با همسویی کلان راهبردی» [4، 10]. نظریهپردازانی همچون حسین فاروک شیمشک این ناهماهنگی در کنترل متمرکز را یکی از نقایص ذاتی جنگ نیابتی ایران دانسته و آن را بسترساز تنش و ریسک اشتباه محاسباتی معرفی میکنند [5]. با این حال، از منظر جامعهشناسی امنیتی، اصلیترین منبع تابآوری این شبکه در همین انعطافپذیری و بومی بودن ریشه دارد [7]. برخلاف ساختارهای نظامی صلب که با حذف مراکز فرماندهی یا رهبران کلیدی دچار فروپاشی میشوند، محور مقاومت مانند یک شبکه خودتنظیمگر عمل میکند [10]. اعضای این شبکه بر مبنای اقتضائات سرزمینی و ملاحظات ملی خود تصمیمگیری میکنند، اما به سبب اشتراک ایدئولوژیک، در یک جهتگیری مشخص همگرایی دارند؛ مدلی که کارایی سازمانی آنها را حتی زیر فشارهای سنگین اقتصادی و امنیتی حفظ کرده است [7].
منطقهایشدن منازعه و چشمانداز آینده
استراتژی ایران در به کارگیری این شبکه نامتقارن، نبرد را از سطح دولتها فراتر برده و به یک منازعه چندجبههای تمامعیار تبدیل کرده است [1]. اجرای راهبرد جنگ در جبهههای متعدد موفق شد تمرکز اطلاعاتی و توان تسلیحاتی دشمنان تهران را در فضایی به وسعت هزاران کیلومتر پراکنده سازد و هزینههای اقتصادی، امنیتی و روانی گستردهای به آنان تحمیل کند [3، 6]. از یک سو، این رویکرد به جمهوری اسلامی ایران اجازه داده است بدون ورود به یک جنگ کلاسیک پرخسارت، قدرت چانهزنی و توان بازدارندگی خود را در معادلات منطقهای و بینالمللی ارتقا دهد [2].
از سوی دیگر، منتقدان خاطرنشان میکنند که این معماری با هزینههایی سنگین همراه بوده است؛ از جمله تضعیف ساختارهای حاکمیتی در کشورهای میزبان، قرار دادن اقتصادهای آسیبپذیر در معرض آسیبهای زیرساختی، و شکلگیری ائتلافهای خصمانه از سوی قدرتهای منطقهای و بینالمللی [4، 14]. همچنین تجربیات تحولات سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ نشان داد که شدت یافتن تبادل ضربات مستقیم میان بازیگران دولتی میتواند محدودیتهایی را برای کارکرد بازدارندگی نیابتی به عنوان تنها سپر دفاعی آشکار سازد [6].
در نهایت، شبکه جبهههای مقاومت مرکب از حزبالله، انصارالله، شبهنظامیان عراقی و گروههای فلسطینی، فراتر از یک اتحاد مقطعی، واقعیتی نهادینهشده در هندسه امنیتی خاورمیانه است [1، 7]. این نیروها با اتکا بر انگیزههای هویتی، توانمندیهای موشکی و پهپادی نامتقارن و پیوند با جوامع محلی، نظم امنیتی سنتی را به چالش کشیدهاند [2]. تداوم این وضعیت و سرنوشت توازن قوا در غرب آسیا به توانایی تهران در حفظ پشتیبانیها، پویاییهای داخلی هر یک از این گروهها و نحوه مهار منازعات فراگیر بستگی خواهد داشت؛ واقعیتی که نشان میدهد هرگونه تلاش برای ترسیم ترتیبات امنیتی پایدار در خاورمیانه، بدون در نظر گرفتن این بازیگران غیردولتی و ریشههای بحرانهای سرزمینی منطقه، به نتیجهای نخواهد رسید [1، 8].
References
- Anwar, D., & Abdulqadir, A. (2025). Iranian Proxies: Their Impacts on Regional Stability and Geopolitics. ACADEMIA International Journal for Social Sciences, 4(4), 5867–5873. https://doi.org/10.63056/ACAD.004.04.1418
- Samad, A., & Naz, U. (2025). Iran’s Proxy Strategy: Militant Networks and Regional Influence in the Middle East. SSRG International Journal of Humanities and Social Science, 12(1), 1–8. https://doi.org/10.14445/23942703/IJHSS-V12I1P101
- Mango, V. P. (2025). Iran’s Proxy Network: The Role of Hamas, Hezbollah, and the Houthis in Shaping Regional Balance of Power. International Journal of Humanities Social Science and Management, 5(4), 94–102. https://ijhssm.org/issue_dcp/Iran%20s%20Proxy%20Network%20The%20Role%20of%20Hamas,%20Hezbollah,%20and%20the%20Houthis%20in%20Shaping%20Regional%20Balance%20of%20Power.pdf
- Raghuraman, A., & Mamasoliev, D. (2025). Iran’s Proxy Network Strategy in the Middle East. IAIS Research Nexus, 1(4). https://iais.uz/en/outputnew/irans-proxy-network-strategy-in-the-middle-east
- Şimşek, H. F. (2025). Iran’s Proxy War Paradox: Strategic Gains, Control Issues, and Operational Limitations. Small Wars & Insurgencies. https://doi.org/10.1080/09592318.2025.2512807
- Mocha, M. (2026). Patron-Proxy Dynamics and Indirect Military Interventions in Contemporary Conflict. Global Society. https://doi.org/10.1080/13600826.2026.2702082
- Mumford, A. (2013). Proxy Warfare and the Future of Conflict. The RUSI Journal, 158(2), 40–46. https://doi.org/10.1080/03071847.2013.787733
- Stark, A. (2026). Never Underestimate the Houthis. RAND Corporation Commentary. https://www.rand.org/pubs/commentary/2026/09/never-underestimate-the-houthis.html
- Jones, S. G., Byman, D., Palmer, A., & McCabe, R. (2024). The Coming Conflict with Hezbollah. CSIS. https://www.csis.org/analysis/coming-conflict-hezbollah
- Feltman, J. (2024). Hezbollah: Revolutionary Iran’s Most Successful Export. Brookings Institution. https://www.brookings.edu/articles/hezbollahs-most-successful-export/
- Byman, D. L. (2024). Hezbollah’s Dilemmas. Brookings Institution. https://www.brookings.edu/articles/hezbollahs-dilemmas/
- International Crisis Group. (2025). Calming the Red Sea’s Turbulent Waters. Middle East Report, N°248. https://www.crisisgroup.org/middle-east-north-africa/gulf-and-arabian-peninsula/yemen/248-calming-red-seas-turbulent-waters
- Yahya, M. (2023). The Makings of a Disaster. Carnegie Endowment for International Peace. https://carnegieendowment.org/middle-east/diwan/2023/11/the-makings-of-a-disaster
- Marks, J. (2026). Iran’s Instability and Gulf’s Indispensability. RUSI. https://www.rusi.org/explore-our-research/publications/commentary/irans-instability-and-gulfs-indispensability
- Johnson, G., Rassler, D., Morrow, S., Kuboku, S., Healy, I. B., Blackwell, A., & Hacker, E. (2025). Regional Terrorism Trends Before and After October 7. CTC Sentinel. https://ctc.westpoint.edu/regional-terrorism-trends-before-and-after-october-7/
- Fortune. (2026). The Houthis Have Their Own Reasons for Fighting Saudi Arabia. Fortune / AP. https://fortune.com/2026/09/09/iran-hezbollah-houthis-saudi-arabia/