آذر ۴, ۱۴۰۰ – ۹:۱۶ ق.ظ |

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

همگرایی، وضعیتی است که در آن، گروه‎ها، سازمان‎ها، نهادها یا کشورها، برای حفظ منافع جمعی، به همکاری گسترده با یکدیگر بپردازند و به سوی نوعی وحدت …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, مقالات, مقالات تحلیلی

ترکیه از تنش زدایی تا میانجی گری و مداخله

نگارش در اسفند ۱۳, ۱۳۹۰ – ۸:۴۸ ب.ظ
ترکیه از تنش زدایی تا میانجی گری و مداخله
Share

محمد بهرامی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC


بیان رخداد

حزب عدالت و توسعه در حالی در ترکیه به قدرت رسید که نخبگان جدید حاکم در این کشور رویکرد متفاوتی در سیاست داخلی و خارجی ترکیه اتخاذ کردند. در این چارچوب، در عرصه داخلی تغییر قانون اساسی ترکیه و کاستن از نقش و نفوذ نظامیان در سیاست از یک سو و حل مسئله کردهای ترکیه بر اساس گفتگو و راه‌های مسالمت آمیز از سوی دیگر در اولویت سیاست‌های دولت اردوغان قرار گرفت. در عرصه خارجی نیز تنش‌زدایی با همسایگان، تثبیت و تقویت روابط دو جانبه و چند جانبه با دولت‌ها و بازیگران منطقه‌ای به اولویت سیاست خارجی ترکیه تبدیل شد. طرح مفهوم «تنش صفر با همسایگان» از سوی احمد داود اوغلو وزیر خارجه ترکیه نشان از عزم این کشور  بر همگرایی‌های منطقه‌ای داشت. موفقیت‌های حزب عدالت و توسعه در زمینه‌های اقتصادی و سیاست خارجی، این امکان را برای دولت ترکیه فراهم آورد با کمترین مخالفت به پی‌گیری سیاست‌های داخلی و خارجی خود بپردازد.

شکل‌گیری اعتراضات مردمی در شمال آفریقا و خاورمیانه که از آن به عنوان بهار عربی یاد می‌شود تأثیر به سزایی بر سیاست‌های منطقه‌ای ترکیه بر جای گذاشت. در این راستا شاهد اتخاذ دیپلماسی فعال ترکیه در جهان اسلام و عرب هستیم.  در این میان مفاهیمی همچون «تنش صفر با همسایگان» به حاشیه رانده شده و سیاستمداران ترک با طرح موضوعاتی چون «مدل ترکیه» و تلاش در راستای تبدیل استانبول به مکانی برای «میانجگیری بین‌المللی» سیاستی را در پیش گرفتند که هدف آن دستیابی ترکیه به جایگاه قدرت برتر منطقه‌ای است. سیاست‌های اخیر ترکیه که عمدتاً با منافع ایالات متحده همپوشانی دارد، نه تنها موضوع تنش زدایی را بی‌معنا ساخته که موجب مداخله ترکیه در امور داخلی کشورهای منطقه شده است. در این مقاله با بررسی سیاست‌ خارجی ترکیه پس از خیزش‌های مردمی در جهان اسلام در صدد تبیین علل تغییر سیاست خارجی ترکیه از تنش زدایی به مداخله جویی و اهداف رویکرد جدید سیاست خارجی این کشور هستیم.

تبیین رخداد

در این بخش ابتدا به بررسی سیاست میانجی‌گری ترکیه می‌پردازیم، سپس به تشریح اهداف سه‌گانه این رویکرد اشاره می‌شود. در قسمت بعد سیاست ترکیه در سوریه به عنوان آزمونی برای سیاست میانجیگری ترکیه مورد بررسی قرار می‌گیرد. سیاست مداخله و افزایش رقابت‌های منطقه‌ای موضوع بعدی این مقاله را به خود اختصاص داده است. در پایان به بررسی رویکرد جدید سیاست خارجی ترکیه تحت عنوان «بازیگر جهانی» می‌پردازیم.

الف- ترکیه و سیاست میانجیگری

وزیر خارجه ترکیه، احمد داود اوغلو در تلاش است استانبول را به مرکز میانجی‌گری در حل بحران‌های بین‌المللی تبدیل کند. سیاست‌های ترکیه و دیپلماسی فعال این کشور در قبال پرونده هسته‌ای ایران  و همچنین تحرک دیپلماتیک ترکیه در راستای حل بحران سوریه در این راستا قابل ارزیابی است. کنفرانس «ارتقای صلح از طریق میانجی گری: بازیگران جدید، رهیافت‌های تازه، ابتکارات مهم» عنوان گردهمایی بود که اخیراً  در ترکیه برگزار شد. این کنفرانس که در استانبول برگزار شد بخشی از اقداماتی بود که ترکیه در همکاری با فنلاند برای تبدیل استانبول به «مرکز میانجی‌‌گری بین المللی» انجام داد. وزیر خارجه ترکیه احمد داود اوغلو معمار این ابتکار بر آن است که ترکیه از موقعیت ایده‌آلی برای ایفای نقش به عنوان میانجی گری بین‌المللی برخوردار است.

در این راستا داود اوغلو اظهار داشت: «این قضیه برای ترکیه از این جهت حائز اهمیت است که ما درست در مرکز تمام این زمین لرزه‌ها هستیم. ما در میان زمین لرزه‌های ژئوپلیتیکی قرار داریم که از بالکان تا آسیای مرکزی امتداد یافته است. تمام بحران‌های این مناطق، بطور مستقیم یا غیر مستقیم، از نظر تاریخی و فرهنگی به ما ارتباط پیدا می‌کند». این اظهارات نشان از تغییری اساسی در سیاست خارجی ترکیه دارد. در واقع ترکیه با اتخاذ نگاهی تاریخی که یادآور دوران حاکمیت امپراتوری عثمانی است، دخالت ترکیه در امور کشورهای منطقه که زمانی تحت حاکمیت امپراتوری عثمانی بودند را مجاز می‌داند و از آن به عنوان وظیفه‌ای تاریخی یاد می‌کند.

ب- رویکرد سه گانه سیاست میانجی‌گری

احمد داود اوغلو از پی‌گیری سیاست میانجگیری ترکیه به دنبال دستیابی به سه هدف است.  نخست افزایش آگاهی از اهمیت سیاست میانجی‌گری، دوم افزایش ظرفیت میانجی‌گری ترکیه در سازمان ملل و در سطح منطقه و در پایان هدف اصلی اوغلو از پی‌گیری سیاست میانجی‌گری، افزایش نقش ترکیه در منطقه پیرامونی ترکیه است. این در حالی است که ابتکارات جدید ترکیه و پی‌گیری سیاست میانجی‌گری بین‌المللی از حمایت کشورهای غربی و سازمان ملل نیز برخوردار است. به عبارت دیگر  امروزه و با توجه به ناتوانی سازمان ملل در حل بسیاری از بحران‌های منطقه‌ای، نهادهای بین‌المللی بر این امر واقفند که به منظور حل بحران‌های منطقه‌ای باید از راهکارها و بازیگران منطقه‌ای بهره گرفت.

ج- سوریه آزمونی برای سیاست میانجی‌گری

نقش مهم و فزاینده ترتیبات منطقه‌ای و فرو منطقه‌ای موضوعی است که اهمیت آن از سوی سازمان ‌های بین‌المللی درک شده است. از این روی سازمان ملل تلاش می‌کند از بازیگران و ابتکارات منطقه‌ای به منظور یافتن راه حل های پایدار برای پایان دادن به اختلافات و تنش‌ها حمایت کند. بحران سوریه و ناتوانی سازمان ملل در فرونشاندن آن موجب شده بازیگران منطقه‌ای با ورود به این بحران ایفای نقش کنند. در این راستا ترکیه به علت همسایگی با سوریه و داشتن 900 کیلومتر مرز مشترک با این کشور بیش از همه ناآرامی‌های سوریه را دنبال می‌کند و در پی یافتن راهی برای پایان آن است. این شرایط موجب شده ترکیه در نقش رهبری دیپلماتیک در بحران سوریه ظاهر شده و برای پایان درگیریها مداخله کند. گر چه برخی بر این اعتقادند که تلاش‌های ترکیه برای پایان مسالمت آمیز درگیریهای سوریه با شکست مواجه شده است اما سخنگوی وزارت خارجه ترکیه اعلام کرد که هنوز این کشور در تلاش برای یافتن راهی دیپلماتیک است. استانبول همچنین محل گردهمایی بین المللی دیگری برای بحران منطقه‌ای پرونده هسته‌ای ایران است. باید گفت که هدف ابتکارات میانجی گری ترکیه، تدوین طرحی به منظور افزایش نقش دیپلماتیک این کشور است. ترکیه تا کنون موفق شده با استفاده از دیپلماسی موفق از بحران‌های منطقه‌ای که پیرامون این کشور قرار گرفته‌ مصون بماند.

د- سیاست مداخله و افزایش رقابت‌های منطقه‌ای

سیاست ترکیه تا سال 2010 عمدتاً در راستای تنش‌زدایی و همگرایی منطقه‌ای طراحی می‌شد. این سیاست به خصوص در قبال همسایگان ترکیه از جمله ایران، سوریه و عراق با موفقیت همراه بود. تجارت بین ایران و ترکیه در  سال 2000 میلادی حدود 1 میلیارد دلار بود،  این حجم مبادلات در پایان سال 2011 میلادی به 16 میلیارد دلار افزایش پیدا کرد. بخش اعظم مبادلات تجاری دو کشور شامل واردات نفت و گاز طبیعی ترکیه از ایران بوده است اما این حجم از مبادلات گواهی بر تمایل دو کشور در افزایش همکاری‌های اقتصادی بوده است. سیاست توسعه همکاری‌های اقتصادی وسیاسی ترکیه با سوریه و عراق نیز از چنین الگویی پیروی می‌کرد. در این میان، دو عامل موجب چرخش سیاست خارجی ترکیه گردید و بار دیگر موجب افزایش رقابت‌های پنهان منطقه‌ای و تضاد منافع قدرت‌های منطقه گردید. 

1- استقرار سامانه سپر دفاع موشکی ناتو در ترکیه

موافقت ترکیه با استقرار رادار دفاع ضد موشکی ناتو در خاک این کشور و در 435 مایلی مرزهای غربی ایران، از دو جنبه حائز اهمیت است. نخست اینکه این سیاست نشان از چرخش اساسی در سیاست خارجی ترکیه به خصوص در قبال ایران داشت. مواضع ترکیه در سال‌های 2010 در قبال مسائل منطقه‌ای و به خصوص مخالفت این کشور با تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران به دلیل فعالیت‌های هسته‌ای ایران موجب تیرگی روابط ترکیه و قدرت‌های غربی و ایالات متحده شده بود. از این رو استقرار رادار دفاع ضد موشکی ناتو در ترکیه گویای تغییر سیاست‌های منطقه‌ای ترکیه بود. رادار مستقر در ترکیه تنها بخشی از پروژه سپر دفاع موشکی ناتو است. این پروژه شامل موشک‌های رهگیری مستقر در رومانی و لهستان و 4 کشتی با قابلیت دفاع موشکی بالستیک در اسپانیا و یک ستاد فرماندهی عملیات در آلمان است. رادار ایکس باند در ترکیه بخشی از سیستم طراحی شده برای رهگیری موشک‌های کوتاه و میان برد در ارتفاعات بسیار بالاست و هدف اصلی آن مقابله با موشک‌های بالستیک ایران است. دوم اینکه موافقت دولت ترکیه گواهی بود بر پی گیری سیاست های دولت‌های قبلی در ترکیه از سوی حزب عدالت و توسعه در اتحاد و همراهی با کشورهای غربی و نشان از اتحاد استراتژیک ترکیه و غرب داشت.

2- خیزش‌های مردمی، تغییر اتحادها و ائتلاف‌ها

اعتراضات مردمی که از شمال آفریقا شکل گرفت و به سرعت کل جهان عرب از شمال آفریقا تا خاورمیانه را در برگرفت، علاوه بر استقرار نظمی جدید در نظام بین‌الملل و تقویت گفتمان های آزادیخواهانه و دمکراتیک که نظام‌های دیکتاتوری و وابسته منطقه را هدف قرار داده بود، بر سیاست خارجی کشورهای منطقه و قدرت‌های فرامنطقه‌ای نیز تأثیر بسزایی بر جا گذاشت. در این میان شاهد از میان رفتن اتحادهای سابق و شکل‌گیری ائتلاف‌ها و اتحادهای ناهمگونی هستیم که متأثر از منافع و امنیت ملی کارگزاران نظام بین‌الملل شکل گرفت. در این میان می‌توان گفت ترکیه بیشترین تأثیر را از تحولات جاری در منطقه پذیرفته است.

منافع مشترک ترکیه، اتحادیه عرب، اتحادیه اروپا و ایالات متحده این کشور را بر آن داشت با تغییر مواضع قبلی، نقشی فعال‌تر در تحولات کشورهای عرب و مسلمان ایفا کند. مواضع متناقض ترکیه در قبال اعتراضات مردمی در بحرین و سوریه گویای این حقیقت است که چراغ راهنمای سیاست خارجی ترکیه در بهار عربی منافع ملی این کشور است. در واقع ترکیه با استفاده از شرایط موجود سودای دست یافتن به اهداف منطقه‌ای و بین‌المللی را درسر دارد. مهم‌ترین هدف ترکیه در حال حاضر الگو قرار گرفتن مدل ترکیه در کشورهایی است که در نتیجه انقلاب‌های مردمی نخبگان جدیدی پا به عرصه سیاست نهاده‌اند. در صورتی که ترکیه بتواند به این مهم دست یابد از نقش و نفوذ گسترده‌ای در آینده این کشورها بواسطه قدرت نرم خود برخوردار خواهد شد.

این سیاست ترکیه از حمایت قاطع ایالات متحده برخوردار است. واشنگتن چندی پیش از ترکیه به عنوان رهبر تحولات منطقه‌ای یاد کرد. هیلاری کلینتون در حالی که کنار احمد دود اوغلو وزیر خارجه ترکیه ایستاده بود، گفت: «دموکراسی موفق ترکیه، منبع پشتیبانی بسیار قوی برای کشورهای منطقه پس از انقلاب است و یک «مثال واقعی» برای آنهاست». چنین اشتراک مواضعی میان ترکیه و ایالات متحده نشان از منافع مشترک این دو کشور در سطح منطقه‌ای دارد. این یک تحول مهم است ترکیه زمانی به عنوان برگ برنده غرب علیه توسعه طلبی روسیه مورد استفاده قرار می گرفت، امروزه و با شکل‌گیری اعتراضات مردمی در جهان اسلام  بار دیگر ایالات متحده در صدد است از ترکیه به عنوان برگ برنده استفاده کند. همراهی کشورهای غربی با ترکیه در تحولات منطقه‌ای ناشی از نگرانی دولت‌های غربی از به قدرت رسیدن گروه‌های اسلامی و مخالف با غرب است.

ذ- ترکیه، بازیگری جهانی با اهدافی مداخله‌جویانه

از سال گذشته و به دنبال گسترش اعتراضات مردمی در جهان اسلام بود که احمد داود اوغلو وزیر خارجه ترکیه به تشریح سیاست‌ها و مواضع جدید دولت این کشور پرداخت. اوغلو اعلام کرد ترکیه قصد دارد به «بازیگر جهانی» تبدیل شود و از این طریق به ایجاد «کمربند ثبات، رفاه و امنیت» در اطراف ترکیه کمک کند. داود اوغلو چندی پیش و در مصاحبه با فایننشال تایمز گفت: « ترکیه در هر موقعیتی برای هر رویداد و اتفاقی دیدگاه و چشم اندازی خواهد داشت و هیچ وقت منفعل و بی طرف نخواهیم بود و همواره به موضع‌گیری خواهیم پرداخت».

امروزه و در شرایط کنونی به نظر می‌رسد که سخنان اوغلو در حال عملی شدن است و از مواضعی صرف فراتر رفته است. استقرار سامانه سپر دفاع موشکی ناتو در ترکیه و مداخله گسترده ترکیه در موضوعات سوریه، عراق و … گویای این تغییر سیاست ترکیه است. رجب طیب اردوغان نخسیت وزیر ترکیه با مداخله در تحولات عراق به نوری المالکی در مورد گسترش فرقه‌گرایی  و افزایش خشونت ها هشدار داد. سیاستی که با واکنش تند عراق مواجه شد و از آن به عنوان مداخله در امور داخلی این کشور تعبیر شد. ترکیه به میزبان اپوزیسیون سیاسی و نظامی سوریه تبدیل شده است. شکل‌گیری اعتراضات مردمی و خروج نظامیان آمریکایی از عراق موجب پیدایش خلأ قدرتی شده که ترکیه را به سمت پر کردن این خلأ قدرت ترغیب می‌کند. خروج نیروهای نظامی آمریکا از عراق و تلاش ایالات متحده برای یافتن متحدانی مانند آنکارا به ترکیه در دستیابی به این اهداف کمک می‌کند. اوباما اخیراً از رجب طیب اردوغان به عنوان یکی از پنج رهبر جهانی که با آنها بطور نزدیک همکاری می‌کند اشاره کرد. شرایط داخلی و بین‌المللی به گونه‌ای است که امروزه بیش از هر زمان دیگری ترکیه قادر است به عنوان بازیگری جهانی در عرصه تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی ایفای نقش کند.

دورنمای رخداد

ترکیه با اتخاذ سیاست‌هایی که عمدتاً در راستای مداخله و حضور بیشتر در تحولات همسایگان جنوبی و شرقی اش است بیش از هر زمان دیگری خود را درگیر کرده  است و به گونه‌ای آینده ترکیه را با آینده این کشورها پیوند زده است. گرچه ترکیه قصد و تمایلی برای تبدیل شدن مجدد به امپراتوری عثمانی را ندارد، اما ترکها از تاریخ و جفرافیای خود متاثر هستند و قطعاً این موضوع بر سیاست های منطقه‌ای ترکیه تاثیر گذار بوده است. از این رو تحولات منطقه‌ای شرایطی را در این کشور بوجود آورده که موجب شده ترکیه نقش فعال تری در منطقه ایفا کند.

ترکیه از یک سو به دنبال ایفای یک نقش میانجی‌گرایانه در منطقه است و از سوی دیگر تلاش می‌کند به جایگاه قدرت برتر منطقه‌ای دست یابد. در این راستا ترکیه قسمت عمده‌ای از رقابت‌های خود با ایران در سطح منطقه را از سوی نمایندگان و طرفداران خود در عراق و سوریه دنبال می‌کند. حمایت آنکارا از ائتلاف العراقیه در عراق، حمایت از اپوزیسیون سیاسی و نظامی در سوریه، استقرار سامانه رادار دفاع ضد موشکی در ترکیه و در نزدیکی مرزهای ایران همگی گویای تغییر سیاست خارجی ترکیه نسبت به سال‌های آغازین دولت اردوغان و پررنگ شدن منافع امنیتی و گفتمان امنیت محور و رئالیستی در میان سیاستمداران ترکیه است.

اما ترکیه برای پی گیری سیاست‌های آرمانگرایانه و گاه مداخله‌جویانه خود با محدودیت‌هایی روبروست. ترکیه برای استمرار توسعه اقتصادی خود نیازمند به گسترش همکاری با کشورهای منطقه از جمله ایران است. ترکیه بیش از 85 درصد از منابع انرژی خود را ایران و روسیه وارد می‌کند. در سطح سیاسی ترکیه روابط بسیار خوبی با کشورهای حاشیه خلیج فارس از جمله عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی دارد اما روابط ترکیه با سوریه و عراق روابط چندان خوبی نیست و می‌تواند از عوامل محدود کننده اجرای سیاست خارجی ترکیه به شمار رود. مانع دیگر ترکیه، ترس روزافزون این کشور از گسترش درگیری در مرزهایش است، آنکارا تمایلی به مسلح کردن نیروهای شورشی ندارد، مرز 900 کیلومتری مشترک با سوریه می‌تواند موجب تسری ناآرامی های سوریه به ترکیه شود. از این رو آخرین سناریوی ترکیه در بحران سوریه پیشنهای است که از سوی اوغلو حمل بر ایجاد یک کرویدور انساندوستانه در داخل خاک سوریه و در نزدیکی مرزهای ترکیه است که حفاظت آن توسط نیروهای حافظ صلح و بصورت چند جانبه تأمین شود. بروز هر گونه ناآرامی در عراق یا سوریه می‌تواند تاثیر منفی بر ترکیه به خصوص در مناطق وسیع کردنشین جنوب شرق این کشور شود. از این رو به نظر می‌رسد بازی دیپلماتیک ماهرانه که ترکیه برای رقابت های منطقه‌ای آغاز کرده با موانع جدی روبرو باشد. اما نباید فراموش کرد ترکیه با در اختیار داشتن دومین ارتش بزرگ ناتو و یکی از بزرگترین ارتش های جهان از قدرت سخت خود نیز بهره می‌گیرد. از این رو ممکن است ترکیه بخواهد از قدرت سخت و نظامی به عنوان آلترناتیو قدرت نرم و فعالیت‌های دیپلماتیک در صورت عدم موفقیت به ویژه در موضوع بحران سوریه استفاده کند.

 

 

 

 

Share