مهر ۲۴, ۱۴۰۰ – ۶:۰۸ ق.ظ |

مریم خالقی نژاد
تحلیلگر روابط بین الملل و مسائل منطقه ای
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC
پنجمین انتخابات پارلمانی به عنوان اولین انتخابات زودهنگام عراق در تاریخ دهم اکتبر روز یکشنبه برگزار گردید در این انتخابات …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خلیج فارس, مقالات, مقالات تحلیلی

تبیین چرایی عدم توافق ایران و غرب در مذاکرات بغداد

نگارش در خرداد ۱۰, ۱۳۹۱ – ۳:۵۹ ب.ظ
تبیین چرایی عدم توافق ایران و غرب در مذاکرات بغداد
Share

سعید شکوهی

مرکز مطالعات بین المللی صلح  – IPSC 

بیان رخداد

مذاکرات ایران و گروه 1+5 در بغداد برگزار شد و نتایج حاصله از آن انتظارات را برآورده نکرد. در واقع مهمترین دستاورد این دور از مذاکرات را می توان توافق برای ادامه این مذاکرات در مسکو دانست. بنابراین می توان ادعا نمود که طرفین برای ممانعت از به شکست کشیده شدن مذاکرات با تداوم آن توافق کردند. بلافاصله پس از اتمام مذاکرات، جهت گیری ها و داوری های متفاوتی در خصوص آن شکل گرفت و دلایل متفاوتی برای به نتیجه منجر نشدن نهایی مذاکرات آورده شد. از منظر اکثر کارشناسان و صاحب نظران غربی ، ایران عامل اصلی به نتیجه نرسیدن مذاکرات بود. در این یادداشت در پی آن هستیم که از منظر تئوریک و نظری به دلایل مربوط به نتیجه نرسیدن این دور از مذاکرات بپردازیم و بررسی کنیم که آیا ایران عامل اصلی این ناکامی بوده است یا خیر.

واژگان کلیدی: ایران، گروه 1+5، آمریکا، مذاکرات بغداد، همکاری

تحلیل رخداد

موضوع همکاری بین کشورها از دغدغه های اساسی در نظام بین الملل است و دلیل حساسیت آن هم عمدتاً به آنارشیک گونه بودن نظام بین الملل بر می گردد. این ساختار آنارشیک موانعی بر سر راه همکاری در بین کشورها بوجود می آورد که از مهمترین آنها می توان به دو مورد فریبکاری(cheating) و دستاوردها(gains) اشاره داشت.فریبکاری ناظر بر عدم انجام تعهدات از سوی طرفین هست و مسأله دستاوردها هم به سهم هر یک از بازیگران از سود حاصله از همکاری مربوط است. نبود تضمین های عینی و قانونی در سطح بین المللی برای وادار کردن کشورها به منظور تحقق بخشیدن به تعهدات خود باعث شده است که جو بی اعتمادی در بین کشورها بوجود آید و بازیگران نتوانند به همکاری دیگر کشورها اعتماد داشته باشند.

موضوع مذاکرات ایران و گروه 1+5 در خصوص فعالیت های هسته ای ایران را می توان از این منظر به تجزیه و تحلیل نشست. از آنجا که تمرکز اصلی یادداشت حاضر مربوط به مذاکرات بغداد هست از این منظر تلاش می شود عدم دستیابی به توافق عمده در مذاکرات بغداد و ناکامی آن در رسیدن به نتایج نهایی مورد بررسی قرار گیرد.

هدف بازیگران از هر گفتگو و مذاکره ای دست یافتن به اهداف و دستاوردهایی است. قطعاً ایران و گروه مقابل هم از این قاعده مستثنی نیستند. هر یک از این بازیگران برای خود اهدافی را در نظر گرفته اند تا در جریان بده بستانهای دیپلماتیک به این موارد دست یابند. آما آنچه که در بغداد رخ داد تأمین کننده این اهداف نبود یعنی غرب با دستور کاری وارد این مذاکرات شده بود که در صورت توافق ایران، دستاورد آن یکطرفه بود و فقط غرب از آن منتفع می شد و حاضر نبود در برابر این دستاورد، سودی هم عاید ایران شود.

در مذاکرات بغداد، خواست های غرب از ایران غیرواقع بینانه بود و مطالبات بنیادین بدون هیچ گونه پاداشی را دنبال می کرد. حقیقت آن است که بعد از مذاکرات استانبول، طرفین غربی به سرکردگی آمریکا سعی نمودند چماق بزرگ خود را تا مذاکرات بغداد همواره بر روی سر ایران نگه دارند و با اعمال فشار روانی باعث شوند که ایران در این مذاکرات به خواست های آنان تن در دهد. اعمال تحریم های بیشتر در آستانه چند روز مانده به مذاکرات را هم می توان در این راستا تحلیل کرد.

حتی دستور کاری که گروه 1+5 دنبال می کرد با طرح گام‌به‌گام روسیه هم مغایر بود و اهداف حداکثری آنان این شائبه را ایجاد می کند که غربیها نمی خواهند به این راحتی ها بر سر مسأله هسته ای ایران به توافق برسند. تقاضای تعلیق کامل فرآوری و غنی سازی اورانیوم، بسته شدن کامل تأسیسات فردو و عدم تضمین در ارائه اورانیوم غنی شده 20 درصد همگی مطالباتی هستند که جزو خطوط قرمز ایران محسوب می شوند. تأکید بر این خواسته ها حاکی از آن است که غرب همچنان در پی تداوم فشار بر ایران بوده و از این راه می خواهد به خواست های یکجانبه خویش دست یابد. مقامات ایرانی بارها اعلام کرده اند که حاضر به پذیرش زور نبوده و شرایط یکجانبه غربی ها را نخواهند پذیرفت. به فرض اینکه این موارد جزء خطوط قرمز ایران هم نبودند، دستیابی به این موارد با یه چالش اساسی دیگری هم روبرو بود و آن مسأله ” دستاوردها” است.

کشورها برای همکاری با دیگر بازیگران این فاکتور را همواره مدنظر دارند که از این همکاری چه کسی چه سودی می برد. بر این اساس می توان کشورها را به دو دسته تقسیم کرد: برخی از بازیگران در پی آن هستند که سهمی که دیگران از همکاری می برند بیشتر از دستاورد خود آنها نباشد. در این صورت “دستاورد نسبی” (Relative Gains)  برای این بازیگران مهم هست. برخی دیگر از بازیگران هم صرفاً به دستاوردهای خود توجه دارند و مهم نیست که بقیه بازیگران از این همکاری چه نفعی می برند و در این وضعیت بازیگر بر “دستاورد مطلق” (Absolute Gains)  تأکید دارد. در صورتیکه بازیگران بر دستاوردهای نسبی تأکید داشته باشند در این حالت رسیدن به توافق بسیار مشکل هست. اما اگر بازیگران در همکاری صرفاً بر دستاوردهای مطلق تأکید داشته باشند در این صورت دستیابی به توافق بسیار آسان تر خواهد بود.

درخصوص مذاکرات هسته ای در بغداد می توان چنین ادعا کرد که در بسته پیشنهادی غرب برای ایران در این مذاکرات دستاورد قابل توجهی برای ایران در نظر گرفته نشده بود  و همه دستاوردها صرفاً برای طرف غربی بود. حتی اگر ایران به دستاورد نسبی هم نیندیشد و بر دستاورد مطلق خود تأکید داشته باشد باز هم کاملاً آشکار است که این گونه مذاکرات به نتیجه نرسد. مخصوصاً اینکه ایران بازیگری است که به حیثیت و اعتبار خود در صحنه نظام بین الملل بسیار حساس هست و به هیچ وجه حاضر به مصالحه و تن دادن به خواست های زورگویانه طرف مقابل نیست.

با نگاهی به خواست های غربی در می یابیم که این خواست ها بر اساس اهداف و آمال اسرائیل طرح ریزی شده است چرا که چندی پیش در  دوم ماه مارس، نخست وزیر اسرائیل  اظهار داشته بود که باید تأسیسات هسته ای فردو تعطیل شود تا مذاکرات ادامه یابد و این باید پیش شرطی برای تداوم گفتگوها با ایران باشد. همچنین در ماه آوریل هم در جریان دیداری که وزیر جنگ اسرائیل از آمریکا داشت اعلام داشت که تعطیلی تأسیسات فردو باید پیش شرطی برای پذیرش حق غنی سازی اورانیوم تا غنای 5/3 درصد برای ایران باشد. در واقع می توان به قطع مدعی شد که این خواسته تحت فشارهای اسرائیل مطرح شده است.

علاوه بر این، بر خلاف جو مثبت ایجاد شده پس از مذاکرات استانبول، کشورهای اروپایی در اقدامی غیرمنتظره خواستار تعلیق کامل غنی سازی در ایران شدند. موضوعی که بر اساس NPT جزء حقوق مسلم ایران هست و این امر نوعی خط قرمز برای ایران محسوب می شود که به هیچ عنوان در خصوص آن نمی توان مصالحه کرد.

مورد دیگری که باید مطرح کرد این است که ایران به صورت داوطلبانه و در راستای اعتمادسازی اعلام کرد که حاضر است غنی سازی تا غنای 20 درصد را متوقف کند به شرط اینکه طرفین غربی تضمین دهد سوخت مورد نیاز رآکتورهای تحقیقاتی و پزشکی ایران را تأمین نمایند. با در نظر گرفتن توانایی ایران برای غنی سازی در سطح بالای 20 درصد باید اذعان نمود که این اقدام، عملی یک طرفه برای اعتماد سازی هست که طرفین غربی باید با آغوش باز آن را پذیرا می شدند اما در در بسته پیشنهادی مذاکرات بغداد به شرط مربوط به تضمین اشاره ای نکرده بودند.

بدون هرگونه جهت گیری متعصبانه باید گفت که دلیل اصلی ناکامی مذاکرات بغداد در رسیدن به نتایج مثبت، گروه 1+5 بود. چرا که خواسته های آنان یکجانبه بود و در مقابل این خواست ها هیچ پاداش قابل توجهی برای ایران پیش بینی نشده بود. حتی اگر ایران بر دستاورد نسبی هم تأکید نداشته باشد و صرفاً به سهم خود از این همکاری های بسنده کند باز هم آشکار هست که با این دستور کار غربی ها رسیدن به همکاری و توافق بسیار دشوار و حتی غیرممکن می نماید. حداقل پاداشی که می توانست به ایران پیشنهاد شود کاستن از تحریم های اعمال شده شورای امنیت و تحریم های تک جانبه و چندجانبه بود تا بدین ترتیب تهران برای ادامه همکاری ترغیب شود. اما رویه ای که اتخاذ شده است به مثابه جاده ای یک طرفه است که به غرب منتهی می شود و هیچ دستاوردی برای ایران ندارد. بدیهی است که در چنین شرایطی نتوان به توافق دست یافت.

دورنمای رخداد

استفن والت از صاحب نظران مطرح روابط بین الملل معتقد است که بن بست بوجود آمده در این مسأله عمدتاً به دلیل رویه اتخاذ شده از جانب آمریکا است. چرا که قبلاً چنین تصور می شد اینگونه اختلافات باید از طریق مذاکره و مصالحه دیپلماتیک دوجانبه حل و فصل شود اما در حال حاضر آمریکا چنین تصور می کند که می تواند بر اساس خواست های یکجانبه این مسأله را حل کند و دیگران بازیگران باید خواست های او را تأمین کنند.

این رویه یادآور اصطلاح معروف سناتور آمریکایی “ویلیام فولبرایت” هست که از آن به “نخوت قدرت”(Arrogance of Power)  یاد می کند که بر اساس آن، کشورهای قدرتمند تصور می کنند هر چیزی که دلشان خواست می توانند به دیگر کشورها دیکته کنند. باید گفت که این سیاستها در مورد ایران تاکنون جواب نداده و نخواهد داد.

غرب برای اینکه بتواند با ایران به توافق برسد اولاً باید خواسته های ایران را هم مدنظر داشته باشد و خطوط قرمز آن را رعایت کند و علاوه بر این هم، در مقابل خواسته های معقول، پاداش های مناسبی هم برای ایران در نظر بگیرد.

کشورهای غربی و در رأس آنها آمریکا باید به این مهم دست یابند که ایران بازیگری است که با تهدید و فشار نمی توان آن را پای میز مذاکره آورد و امتیاز گرفت. تجربه سالهای گذشته باید به این فهم کمک کند که اعمال تهدید و تحریم برای ایران باعث مصمم تر شدن هر چه بیشتر اراده تهران برای مقابله با زورگویی می شود. بنابراین در فرصتی که در مسکو فراهم شده است گروه 1+5 باید فرصت را مغتنم شمرده و دست از خودخواهی برداشته و با دیدی عقلایی و عاری از خود بزرگ بینی وارد مذاکرات شود تا بتواند نظر مساعد ایران را برای رسیدن به توافق جلب نماید.


Share