June 25, 2022 – 8:24 am | Comments Off on شیعیان افغانستان و طالبان؛ از تعاملات دو جانبه تا تهدیدات چند جانبه 

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح– IPSC

برای درک بهتر این موضوع که رابطه و تعامل دو جانبه میان جامعه «شیعیان» افغانستان و «طالبان» چه سمت و سوی خواهد گرفت لازم است در …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, مقالات, مقالات تحلیلی

تاخیر در تشکیل کابینه دولت جدید لبنان (بررسی علل و پیامدها)

نگارش در June 3, 2011 – 3:06 am
Share

روح اله عبدالملکی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

بیان رویداد
در 12 ژانویه سال 2011 پس از اعلام شکست طرح عربستان و سوریه در جلوگیری از بروز تنش داخلی در لبنان با توجه به دادگاه رفیق حریری و در حالی که سعد حریری در واشنگتن به سر می برد، 11 تن از اعضای گروه 8 مارس از دولت استعفا دادند و کابینه حریری با فقدان وزرای کافی روبرو و از نظر قانونی منحل شد. پس از آن، به منظور تشکیل دولت جدید، دو گروه 8 و 14 مارس نمایندگان خود، نجیب میقاتی و سعد حریری را برای احراز مقام نخست وزیری به پارلمان معرفی کردند که در نهایت، نجیب میقاتی با 68 رای بر سعد حریری با 60 رای پیشی گرفت و گروه 8 مارس ائتلاف 14 مارس را شکست داد. متعاقب آن، در 25 ‍ژانویه میشل سلیمان رئیس جمهور لبنان نجیب میقاتی را به عنوان نخست وزیر لبنان معرفی کرد و از وی خواست تا کابینه جدید را تشکیل دهد. از آن زمان تا کنون، موانع متعددی در شکل گیری کابینه خلل ایجاد کرده است به گونه ای که این عوامل در کنار موج بیداری اسلامی و خیزش های عربی که در برخی موارد تحت تاثیر سوء استفاده قدرت های استعماری واقع شده است، چشم انداز سیاسی لبنان را با اما و اگرهای گوناگونی مواجه ساخته است. نوشته حاضر به بررسی علل تاخیر در تشکیل کابینه جدید و پیامدهای آن می پردازد.

تحلیل رویداد
جستجو برای یافتن چرایی تعویق در تشکیل کابینه دولت جدید لبنان، به دلیل سطح کلان و ملی موضوع، نیازمند تحلیلی است که ابعاد مختلف آن را به صورتی واضح پوشش دهد. تصمیم گیری پیرامون مناصب و مسئولیت هایی که هر یک از گروه ها و احزاب تحت قومیت ها و مذاهب متنوع در لبنان کسب می کنند و نقشی که در آینده لبنان ایفا خواهند کرد، نه تنها برای بازیگران داخلی موضوع قابل اغماضی نیست، بلکه برای کشورهای منطقه و کشورهای مداخله گر به ویژه بازیگرانی که منافع خود را به نوعی گره خورده با مسائل داخلی لبنان و سوگیری دولت آن می دانند، از اهمیت برخوردار است.
در همین راستا، ارائه تحلیلی در دو سطح عوامل داخلی و خارجی – که در زیر ارائه می شود- می تواند برخی از ابعاد موضوع را در معرض مداقه قرار داده و به یافتن پاسخ چرایی این تاخیر نسبتاً طولانی مدت تا اندازه ای کمک کند.

عوامل داخلی
الف) گروه 14 مارس
اصولاً شکل گیری گروه 14 مارس و مطالبات و شعارهای سیاسی آن از سال 2005 تا کنون به گونه ای بوده است که بیش از هرچیز، یادآور منافع آمریکا و غرب در لبنان بوده است. با توجه به اینکه گروه 14 مارس در انتخابات پارلمانی سال 2009 حائز اکثریت آراء شد و قسمت اعظم دولت لبنان پیش از سقوط کابینه سعد حریری برآمده از گروه متبوع وی بود، به طور طبیعی پتانسیل تاثیرگذاری در تشکیل کابینه جدید نخست وزیر میقاتی را دارا است. این پتانسیل را می توان در چندین مورد از حوادث لبنان مشاهده کرد، ‌هرچند همان حوادث نشان داد که توانایی گروه 14 مارس در اعمال خواسته های خود در فضای اجتماعی لبنان، با محدودیت های جدیدتری روبرو است.
اولین مورد به روزهای اولیه سقوط دولت حریری و معرفی نجیب میقاتی به عنوان نخست وزیر جدید باز می گردد. هنگامی که میقاتی به عنوان نخست وزیر به جای سعد حریری انتخاب شد، حامیان حریری به خیابان ها ریختند و با آتش زدن و راه بندان تلاش کردند تا به اخلال دست زده و آن را گسترش دهند. این قضیه در ابتدا با پوشش رسانه های خارجی و به گونه ای که تداعی گر انقلاب مصر باشد، پیش رفت. اما در نتیجه عدم اقبال عمومی و بی توجهی به این اعتراضات، طرفداران گروه 14 مارس در خیابان ها نماندند و در نهایت به خانه هایشان بازگشتند.
همچنین تعداد کم حاضران در مراسم 14 مارس به مناسبت سالگرد ترور رفیق حریری نسبت به آن چیزی که انتظار می رفت، نشان دهنده کاهش محبوبیت و قدرت نفوذ این ائتلاف بود و زنگ خطری برای دولتی که به تازگی اریکه را برای رقیب خالی کرده است، به شمار می آمد.
در نهایت، هنگامی که میقاتی تلاش می کرد تا یک دولت واحد شامل 24 تا 30 وزیر تشکیل دهد، 14 مارس بار دیگر توانایی خود برای تاثیرگذاری در روند تشکیل کابینه را محک زد و اعلام کرد که در تشکیل دولت مشارکت نخواهد کرد. نجیب میقاتی در واکنش به این اختلال صورت گرفته، اعلام کرد که علی رغم امتناع گروه 14 مارس از مشارکت در دولت، وی مطمئن است که در تشکیل کابینه موفق خواهد شد.

ب) سهم خواهی چهره ها و گروه ها
انتخابات با تمام محاسن خود، در برخی موارد به مشکلات خاصی برخورد می کند که تقریباً مختص نظام های دموکراتیک است. مشکلات برآمده از به اصطلاح بازی دموکراسی در لبنان نیز مسئله ساز شده و تا آنجا پیش رفته است که بخشی از علت های تاخیر در تشکیل کابینه به آن باز می گردد. به علت نقش آرا در پیروزی یک جناح یا جریان و یا حزب و همزمان با آن، ترکیب و توافق این جریان ها و احزاب برای کسب بیشترین آرا، تقسیم مناصب و جایگاه ها از مشکلاتی است که معمولا گریبانگیر دولت های جدید می شود.
در حال حاضر، تعداد وزرا و سهم احزاب و جریان های لبنانی تقریباً مشخص شده است و فراکسیون تغییر و اصلاح که یک فراکسیون مسیحی است، 10 وزیر و جنبش امل 8 وزیر را معرفی خواهند کرد. سایر وزراء توسط میشل سلیمان و ولید جنبلاط معرفی خواهند شد. هرچند به نظر می رسد که اختلاف نظر و مشکل خاصی در ارتباط با وزارتخانه ها وجود نداشته باشد، اما وزارت کشور بحث هایی را در لبنان به وجود آورده است. به عبارت دیگر، برخی از تحلیل گران معتقدند که مشکل اصلی تکمیل کابینه دولت در حال حاضر، متوجه سهم خواهی میشل عون پیرامون وزارت داخله است که توافق نهایی بر سر آن صورت نگرفته است.
پ) نارضایتی های داخلی
از بعدی دیگر، اساس شرایط داخلی لبنان به گونه ای نیست که خالی از هر نوع شکنندگی باشد. نارضایتی های مردم به دلیل موج ساخت و سازهای غیرقانونی دولتی ها و دیگران با استفاده از وجوه عمومی متعلق به مردم در جنوب لبنان و نیز رشد قیمت نان، عواملی هستند که به نارضایتی دامن زده اند. در کنار این مشکلات، کاهش قدرت خرید مردم و افزایش دائمی قیمت بنزین، موجب افزایش گلایه های مردم شده است به گونه ای که گاهی اوقات هرج و مرج سیاسی ناشی از عوامل انفجاری هشدار داده شده و شرایط امنیتی لبنان را با تهدید روبرو می کند. در نتیجه دو سطح انقلاب های منطقه و نارسایی های داخلی موجب نگرانی مقامات لبنانی و تاثیرگذاری در روند تشکیل کابینه نجیب میقاتی شده است.

عوامل خارجی
الف) دخالت های خارجی و اهرم های تاثیرگذار
یکی از برهه هایی که آسیب نفوذ جریان های خارجی و قدرت های منطقه ای در یک کشور نمایان می شود، دوران انتخابات است. زیرا برای شکل دادن به دولت و مشخص کردن سهم گروه ها و نفراتی که قرار است سمتی دریافت کنند، باید برخی توافقات با مداخله گران خارجی تاثیرگذار صورت پذیرد. از این منظر، تشکیل دولت در لبنان با تجربه های تاریخی دخالت بیگانگان و بازیگران با نفوذ بین المللی در زمین لبنان، متقارن است. برای نمونه، گلایه میشل عون در سال 2009 از دخالت بیگانگان در سیاست های داخلی لبنان و عدم توافق در مورد تشکیل کابینه در همان سال و نیز هشدار نبیه بری در مورد دخالت سفیر آمریکا در بیروت در امور داخلی لبنان، از جمله این موارد بوده است.
در اهمیت دخالت عناصر خارجی کافی است که به این نکته توجه کرد که بزرگترین و اصلی ترین دلیل سقوط کابینه سعد حریری را می توان در دخالت آمریکا در دادگاه ترور پدر وی دانست. پس از استعفای دسته جمعی وزرای 8 مارس، در پاسخ به پرسشی مبنی بر چرایی قرار دادن سعد حریری در چنین شرایطی، محمد فنیش وزیر مستعفی توسعه امور اداری لبنان اظهار کرد که سعدحریری باید میان بیروت و واشنگتن یکی را انتخاب می کرد. در واقع با توجه به اینکه تاثیرگذارترین دشمن اصلی آمریکا در لبنان، حزب اله می باشد و روند پرونده ترور رفیق حریری به گونه ای چیدمان شده است که با دست اندرکاری و تلاش آمریکا در نهایت به محکومیت حزب اله بینجامد، سفر حریری به واشنگتن پس از اعلام عدم نتیجه دهی پروژه سین-سین (سوریه-سعودی)، ممکن بود لبنان را از نظر داخلی با بحران مواجه کند و خروج وزرای 8 مارسی، فرصت مداخله آمریکا از طریق حریری را باطل کرد.
پس از سقوط دولت حریری،‌ آمریکا و عربستان تلاش کرده اند تا بار دیگر وی به قدرت بازگردد تا بتوانند سیاست های خود را در لبنان به طور عام و پرونده ترور رفیق حریری را به طور خاص ادامه دهند. اعلام عدم مشارکت گروه 14 مارس در کابینه میقاتی با این برنامه آمریکا و عربستان مرتبط است. این تلاش های خارجی برای تاثیرگذاری در تشکیل کابینه جدید که البته بیشتر به صورت پنهان است، همچنان ادامه دارد.
سوریه نیز به عنوان اهرم تاثیرگذار در امور لبنان مطرح است. هرچند حمایت سوریه از حزب اله همانند حمایت ایران،‌ به تقویت حزب اله و پررنگ تر شدن نقش آن در لبنان منجر شده است، اما این تاثیرگذاری حداقل تاکنون جنبه سلبی از خود نشان نداده است، به این معنا که سوریه مانعی در شکل گیری کابینه جدید دولت لبنان نبوده و اساساً‌ موضع حزب اله لبنان و نماینده آن نجیب میقاتی در درخواست از حضور 14 مارس در کابینه جدید لبنان، اگر نشان از نقش ایجابی دولت های حامی حزب اله نداشته باشد،‌ قطعاً ایده مداخله منفی آنها را رد می کند.

ب) ناآرامی های منطقه
ناآرامی های منطقه ای در دو سطح بر اوضاع داخلی لبنان تاثیرگذارند. یک سطح آن، کشورهای منطقه و تحریکات قدرت های خارجی به منظور شکل گیری انقلابات مشابه عربی را در بر می گیرد و سطح دیگر، مشکلات داخلی لبنان و کمبودها و کاستی هایی داخلی این کشور و در نتیجه امکان تحریک مردم برای انجام تظاهرات مشابه را شامل می شود.
از نظر منطقه ای، همانطور که سوریه با توجه به برخی از کاستی های داخلی و نیز دخالت های آمریکاییان و تحریک و برنامه ریزی های همپیمانان آن با روزهای سختی مواجه شد، ممکن است لبنان نیز به همان شکل بهای خیزش های کنونی در جهان اسلام را پرداخت کند. به عنوان مثال یکی از پایگاه های اینترنتی وابسته به حکومت سوریه طی گزارشاتی با توجه به نوع سلاح ها، وسایل و ادوات و نحوه جذب نیرو توسط  شورشیان سوری،‌ مداخله عربستان در این کشور را گوشزد کرده است. در سال 2008 نیز بندر بن سلطان از در واقع، از طرفی حمایت سوریه و ایران از حزب اله و اقتدار آن در عرصه سیاسی لبنان و انتخاب نخست وزیر مورد حمایت حزب اله و از طرفی دیگر دشمنی برخی از کشورهای عربی، آمریکا و غرب با حزب اله لبنان و به تبع آن نخست وزیر مورد حمایت آن، مسئله ای است که نشان می دهد ناآرامی های سوریه هرچه باشد، بر اوضاع لبنان تاثیرگذار است. از این زاویه، تاخیر در تشکیل دولت شاید چندان هم غیرمنطقی به نظر نرسد.
پیامدهای تاخیر در تشکیل دولت
هرچند چندپاره بودن قومی و مذهبی لبنان و وجود انواع احزاب و جریان ها طول کشیدن فرایند تشکیل کابینه را امری نسبتاً اجتناب ناپذیر و یا حداقل طبیعی می نمایاند، اما تعویق در تشکیل کابینه اساساً‌ از آن جهت که کشور را در درجه ای از بلاتکلیفی نگه می دارد، امری برخلاف مصالح ملی به شمار می رود. ناراحتی مردم در شرایط نه چندان مناسب اقتصادی و این دیدگاه که تاخیر در فرایند تشکیل کابینه نشانه ای از تاثیرپذیری از دخالت های خارجی تصور می شود، به معنای این است که درنگ در تشکیل کابینه ممکن است بحران امنیتی،‌ اقتصادی و سیاسی برای لبنان به بار آورد.
برخی معتقدند که اکنون با توجه به فرار و خروج سرمایه ها و دارایی هایی که به واسطه خیزش های اسلامی–عربی در کشورهای منطقه اتفاق افتاده است لبنان می توانست با تشکیل یک دولت و کابینه متحد، به جذب این سرمایه ها و رونق بخشی از اقتصاد خود کمک کند.
البته از منظری متفاوت، این تاخیر تلخ ممکن است به نتیجه ای کمابیش متفاوت منتهی شود. در صورتیکه تحولات منطقه با بهار عربی به نفع اسلامگرایان پیش رود و لبنان بتواند برون رفتی از برخی مشکلات داخلی و خارجی تعریف کند، تااندازه ای ناگواری مشکلات کنونی تسکین می یابد. به عنوان نمونه، خروج دولت کنونی سوریه از حوادث ناگوار آن کشور و توانایی در خاموش کردن ناآرامی ها، بازگشت سعد حریری به مشارکت در تشکیل کابینه، همدلی سران لبنانی در نتیجه توافق بر سر وزارتخانه ها و برخی موارد دیگر (در صورتی که به وقوع بپیوندد) در کنار تضعیف آمریکا و اسرائیل و متحدان آنها در منطقه متعاقب خیزش های اسلامی، می تواند این تاخیر را به یک پایان متفاوت و تشکیل کابینه را به سرانجام برساند.

Share