December 1, 2022 – 3:57 am | Comments Off on سیاست آمریکا در قبال غرب آسیا؛ منافع و پیشران‌ها

دکتر محمد مهدی مظاهری
استاد دانشگاه
مرکز بین المللی مطالعات صلح– IPSC
بعد از جنگ جهانى دوم، ایالات متحده سیاست انزواطلبی (دکترین مونروئه) را کنار گذاشت و رویکرد مـداخـله جـویـی فعال در امور بین الملل را در …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, آسیای جنوبی, پاکستان, گزیده ها, مقالات

بنیادگرایان اسلامی در آسیای جنوب شرقی

نگارش در October 28, 2021 – 9:29 am
Share

مریم وریج کاظمی

پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک

مرکز بین المللی مطالعات صلحIPSC

آسیای جنوب شرقی با بیش از پانصد میلیون جمعیت از قومیت ها، فرهنگ ها و مذاهب مختلف، تقریباً 50 درصدش را مسلمانان تشکیل می دهند که در تمام این منطقه به خصوص کشورهای مالزی و اندونزی(بزرگترین کشور اسلامی و چهارمین کشور پرجمعیت جهان) پراکنده هستند. اگرچه در این منطقه قلمروهای سرزمینی دولتها به شکل منطقی شکل گرفته اما تاثیرپذیری از جریانات رادیکالیسم اسلامی که به طور مشخص از آسیای مرکزی و افغانستان نشات می گیرد بروز تنش و بحران را برای این منطقه نوید می دهد. بدین ترتیب منطقه آسیای جنوب شرقی به عنوان یکی از مهمترین کانون های بحران در جهان اسلام، مصداق تهدیدات بالقوه برای دیگر مناطق به شمار می آید.

در این راستا، بعضی از شهروندان مالزی که تجربه جنگ در افغانستان را داشتند با حمایت یا مشارکت مستقیم در اقدامات تروریستی در داخل کشور یا خارج مثل اندونزی و فیلیپین به مبارزات خود ادامه دادند همانند افرادی مانند ناصر عباس که در افغانستان آموزش دیدند و جنگیدند در لشکر جهاد نقش اصلی را ایفا کردند(1). همچنین گروههای مانندگروه الغرابه، دارالاسلام،کامپولان میلیتان مالیزیا که به مسلمانان رادیکالی آموزش دادند و در حملات تروریستی اول و دوم بالی و سفارت استرالیا همچنین انفجار هتل ماریوت و هتل ریتز شرکت داشته اند. این در حالیست که 18درصد از مسلمانان مالزی بمب گذاری انتحاری را در دفاع از اسلام قابل توجیه می داند(2). بر این اساس جریانات افراط گرا در اندونزی و مالزی تهدیدی برای اقتصادی نوظهور جنوب شرق آسیا در نظر گرفته می شود که به طور پیوسته به میزان قدرت بنیادگراها در کانون اصلی بحران یعنی افغانستان و آسیای مرکزی مرتبط است.

اندونزی چندین دهه است که دارای گروه های متعدد بنیادگرای اسلامی تروریستی است. آنها ارتباطات دیرینه ای با گروه های تروریستی بین المللی مانند القاعده دارند و حتی آماده بیعت با دولت اسلامی داعش بودند. بر این اساس مهمترین و موثرترین گروههای بنیادگرای اسلامی در اندونزی به شرح زیر است:

  • بزرگترین گروه بنیادگرا در اندونزی جماعت اسلامی(JI) است که نمایندگی در مالزی، سنگاپور و فیلیپین دارد. این گروه برای ایجاد خلافت اسلامی در جنوب شرقی آسیا به تروریسم و خشونت های سازمان یافته متوسل می شود. پس از سازماندهی انفجار در جزیره بالی در سال 2002، این گروه در فهرست سازمان های تروریستی سازمان ملل متحد قرار گرفت.
  • جماعت انشاروت طاهید(JAT) گروه جدا شده از جماعت اسلامی، چهره سیاسی جدید جهادگران بنیادگرا شده است. برخلاف گروه جماعت اسلامی، جماعت انشاروت طاهید به عنوان یک ساختار غیر سلسله مراتبی در جاوه غربی، جاوه شرقی، جاوه مرکزی، بانتن ، جاکارتا، شرق نوسا تنگارا، سوماترا، آچه و ماکاسار فعال هستند که در خیلی از مواقع به رهبران خود گزارش فعالیت خود را نمی دهند
  • گروه مجاهدین اندونزی شرقی (MIT)خطرناک ترین سازمان افراطی در اندونزی به شمار می آید که در سال2015 توسط ایالات متحده امریکا یک سازمان تروریستی تشخیص داده شد. این سازمان هیچ گونه ارتباط شناخته شده ای با سازمان های تروریستی بین المللی از جمله القاعده ندارد بنابراین از آنها بودجه دریافت نمی کند. این سازمان با سرقت از بانک ها، فروشگاههای جواهرات، دفاتر پست و مبادلات ارزی و هک کردن وب سایت های سازمان های تجارت خارجی، فعالیت های خود را تأمین مالی می کنند.

در فیلیپین نیز تهاجمی ترین سازمان تروریستی با انگیزه جدایی طلبانه، ابوسیاف(Abu Sayyaf) است که حمایت خود را از داعش اعلام کرد. ابوسیاف در فهرست سازمان های تروریستی سازمان ملل قرار دارد. این گروه  در جنوب فیلیپین، در جزیره میندانائو و مجمع الجزایر سولو فعال است. این منطقه خانه اقلیت مسلمان مورو است که از ابزار خشونت و وحشت برای ایجاد دولت اسلامی مستقل استفاده می کند.

در تایلند نیز پلیس و ارتش ناتوان از اقدامات تروریستی و سرکوب جنبش تجزیه طلب اسلامی هستند. شورشیان جسورتر و قوی تر شده اند زیرا دولت ها نتوانستند آنها را سرکوب کنند. مطابق منافع اسلام گرایان افراطی که در اندونزی، مالزی و فیلیپین فعالیت دارند و از القاعده و داعش پشتیبانی می کنند، خطر اسلامی شدن جنوب تایلند وجود دارد.  مهمترین گروههای بنیادگرا در تایلند به شرح زیر می باشند:

  • در حال حاضر جبهه انقلاب ملی(BRN-K) قوی ترین گروه شبه نظامی است. این گروه اعضای خود را از طریق مساجد و مدارس اسلامی به خدمت می گیرد و از ایجاد منطقه ای که تحت کنترل مقامات مرکزی نیست حمایت می کند. آنها از جنگجویان آموزش دیده ای استفاده می کنند که سربازان و غیرنظامیان را ترور کنند. این گروه ممکن است با دیگر گروههای تروریستی تایلند مرتبط باشند اما ظاهرا به تنهایی در روستاها دست به خشونت می زنند و خود را نماینده نسل جدید جدایی طلبان می دانند.
  • گراکان مجاهد اسلام پاتانی(GMIP) مانند جبهه انقلاب ملی، فعالیتهای تروریستی خود را پس از سال 2001 آغاز کردند و به دنبال ایجاد خلافت فراملی اسلامی هستند. این گروه از نظر ایدئولوژیکی به القاعده نزدیک است.
  • باریسان برساتو مجاهدین پاتانی(BBMP) که به برساتو شناخته می شود، در سال 1989 با هدف تبدیل شدن به سازمان اصلی هماهنگ کننده فعالیت های شورشیان در جنوب تایلند تشکیل شد. با این حال، پس از دستگیری رهبران آن در سال 2004، به عنوان یک ائتلاف از بین رفت. با این حال، این گروه به عنوان یک گروه تروریستی فعال مانده است.
  • سازمان آزادی بخش متحد پاتانی (PULO) یک جنبش ناسیونالیستی است که برای ایجاد یک دولت مستقل پاتانی با هر ابزاری از جمله مبارزه مسلحانه شکل گرفته است. استراتژی آن تحت سلطه سلفی ها از هدف کاملا ناسیونالیستی یعنی احیای پاتانی به سمت ایجاد خلافت اسلامی تغییر جهت داده است. روندی که با غلبه گروهی از جوانان که با گروه های تروریستی افراطی اسلامی ارتباط دارند، تقویت می شود. البته در سالهای اخیر، رهبران آن، بخشی از نفوذ خود را بر جنبش شورشیان در جنوب تایلند از دست داده اند (3).

مسلما ظهور اسلام افراطی در خاور دور از نگرانی های جدید سیاسی است که به افزایش تنش ها و خشونت ها از غرب به شرق در امتداد مجمع الجزایر اندونزی و تایلند، جنوب شبه جزیره مالزی به سوماترا، جاوا و جزایر شرقی اندونزی ظاهر می شود و تا ناحیه خودمختار میندانائو در فیلیپین امتداد می یابد. مطالعات نشان می دهد که گسترش ایدئولوژی افراطی و ظهورگروههای تروریستی در این منطقه در پی وقایع 11 سپتامبر و  بروز جنگ در افغانستان و عراق شکل گرفته است. در منطقه جنوب شرقی آسیا دو کشور مالزی و اندونزی با بیشترین تعداد مسلمان که  بزرگترین جمعیت مسلمان جهان را شکل دادند رادیکالیسم اسلامی دارای اهمیت بسیاری است. شواهد نشان می دهد که در گذشته القاعده با سایر گروه های تندرو در منطقه ارتباط داشته، گروه هایی که گفته می شود مسئول بمب گذاری در فیلیپین، سنگاپور، مالزی و اندونزی هستند. به طور مثال، درگیری ها در میندانائو فیلیپین موجب کشته شدن تعداد زیادی از مردم و آواره شدن بیش از نیم میلیون نفر شد. حضور داعش در فیلیپین در مقایسه با اندونزی و مالزی، چالش برانگیزتر است و ناحیه خودمختار مسلمان نشین میندانائو یکی از مناطقی است که بیشترین تاثیر را از افراط گرایان می گیرد. به گفته کارشناسان منطقه ای، تأسیس این سازمان عمدتاً برای جلب منافع سیاسی مسلمانان در دوره سوهارتو و در عین حال حضور آن نوعی مشروعیت بخشیدن به هر گروه بنیادگرایی اسلامی بود(4). 

از سوی دیگر، به گفته مارگارت اسکات متخصص در امور اندونزی که برخی از گسترده ترین تحقیقات درمورد کمک های سعودی ها در اندونزی را انجام داده است می گوید که«دولتهای منطقه باید نظارت دقیق را در سازمانهای خیرخواهانه و کمک به مدارس مذهبی که از سوی عربستان سعودی تامین می شوند اعمال کنند». چهره اسلام در اندونزی با برخی از گروههای بنیادگرای مسلمان مانند لشکر جهاد، جبهه مدافعان اسلامی، شورای مجاهدین اندونزی، سربازان شبه جهادی، جماعت اخوان المسلمین اندونزی شناخته می شوند، از این رو  چهار عامل در ظهور رادیکالیسم اسلامی در اندونزی نقش دارند از جمله سرکوب سیاسی، محرومیت اقتصادی-اجتماعی، مسئله جهانی شدن و پشتیبانی های مالی-معنوی عربستان سعودی. همچنین در این کشور رادیکالیسم اسلامی در رابطه با دو ریشه اصلی ظاهر می شود: ریشه های ملی که در تاریخ اولیه اندونزی به جنبش و حزب اسلامی قبلی باز می گردد و شبکه های فراملی که با اشاره به تعدادی از پیوندهای اخیر اسلامی فراملی به عنوان گروههای حامی فعالیت می کنند. با این اوصاف اندونزی و مالزی نمی توانند به طور کامل فعالیت بنیادگرای اسلامی و افراط گرایان را متوقف و یا کنترل کنند(5).

بی شک، عدم ساماندهی سیاستهای مشترک برای اقوام و نبود هویت ملی مشترک برای کنترل تنش و بحران و تبعیض های قومی-مذهبی از جانب حکومت مرکزی در این مناطق می تواند چالش های خارج از کنترل برای رهبران آسیای جنوب شرقی به وجود آورد. بدین ترتیب اگر شرایط برای تعامل میان دولت مرکزی-اقلیت ها و شکل گیری تدریجی اتحادیه های بزرگ امنیتی بدون در نظر گرفتن مرزهای ترسیم شده بوجود نیاید، شکی باقی نمی گذارد که تشدید فعالیت های سازمان بنیادگرای اسلامی در منطقه آسیای جنوب شرقی به طور عمدی در جهت ایجاد فضای ملتهب سیاسی- امنیتی برای ناامن کردن مسیرهای تجاری کشورهای صنعتی منطقه و پرداخت هزینه های سیاسی- اقتصادی برای ساکنان منطقه است. برای کشورهای ژاپن،کره جنوبی و چین از یک سو و کشورهای استرالیا و اقیانوسیه، تهدیدات امنیتی ناشی از فعالیت گروههای بنیادگرای تروریستی در منطقه، منابع حیاتی آنها را که به شکل مستقیم به انرژی نفت و گاز خاورمیانه بزرگ وابسته است به مخاطره می اندازد. ضمن اینکه با تحولات اخیر در افغانستان که به نظر می رسد در جهت فشار بر چین و روسیه ابعاد پیچیده به خود بگیرد، چراغ سبزی برای گروههای بنیادگرای آسیای جنوب شرق تجزیه طلب باشد تا با ایجاد درگیری داخلی و انتقال بحران به خارج از مرزها همچنین انحراف افکار عمومی به سمت هویت خواهی قومی-مذهبی، بسترساز مناقشات منطقه ای شوند و بعضا مطالبات بازیگران فرامنطقه ای را نیز تامین نمایند.

کلید واژگان: آسیای جنوب شرقی, بنیادگرایان, اسلامی, تروریسم, اندونزی,تایلند, فیلیپین, امنیت, مریم وریج کاظمی

1.https://www.unodc.org/documents/southeastasiaandpacific/Publications/2016/Radicalisation_SEA_2016.pdf

2.https://www.hoover.org/sites/default/files/issues/resources/caravan_1715.pdf.

  1. https://russiancouncil.ru/en/extremism-asean
  2. https://muse.jhu.edu/article/400058/summary

5.DOI: 10.15642/JIIS.2014.8.1.1-22

Share