May 23, 2022 – 6:12 pm | Comments Off on جمهوری اسلامی ایران و پیامدهای روابط ترکیه و عربستان  

پرهام پوررمضان 
پژوهشگر حوزه روابط بین الملل 
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

رابطه ی ترکیه و عربستان به عنوان دو کشور تاثیر گذار در روند تحولات خاورمیانه از اهمیت فزاینده ای برخوردار گردیده است که هم …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » مقالات, مقالات تحلیلی

بازخوانی روند گفتگوهای صلح در تاجیکستان

نگارش در January 24, 2011 – 8:50 am
بازخوانی روند گفتگوهای صلح در تاجیکستان
Share

هادی عباس زاده

مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC


مقدمه

تاجیکستان از جمله کشورهای استقلال یافته از شوروی است که فرآیند دولتسازی خود را با جنگ داخلی آغاز کرد. این جنگ که طی دهه 1990 با فراز و فرودهای مختلف ادامه داشت و خسارتهای زیادی را به این کشور وارد کرد، در نهایت با میانجیگیری برخی کشورهای منطقهای از جمله ایران و روسیه به پایان رسید و پیمان صلحی میان طرفهای درگیر منعقد شد. هرچند به تبع این پیمان، تاجیکستان دوره آرامی را پشت سر گذاشت، اما از همان ابتدا تأکید میشد که این صلح شکننده بوده و قدرتیابی گروههای معترض به این پیمان میتواند تنشهایی را در آینده برای این کشور ایجاد کند. بر این اساس، خشونتهای مسلحانه اخیر در تاجیکستان که طی سالهای اخیر بیسابقه بوده و تلفاتی را نیز به جای گذاشته، به وجود همین بسترهای خشونت نسبت داده میشود که احتمال بروز آن در آینده با ابعاد وسیعتر نیز دور از انتظار دانسته نمیشود. یکی از مشکلات اساسی اجتماعی و سیاسی در تاجیکستان نبود “هویت ملی” است. هویت زمانی شکل میگیرد که آگاهی کافی از پیشینه پای بندی به دستاوردهای ارزشی، تعلق خاطر به آیین ها، آداب و رسوم و همگرایی فرهنگی و احساس یگانه در بین مردم در یک سرزمینی وجود داشته باشد. وفاداریهای جمعی معمولا از این بستر شکل می گیرد. تاجیکستان یک سرزمین تازه ساخته است. جغرافیای این کشور تصنعی است. محصول اواخر دوران امپراطوری روسیه و اوائل قدرت اتحاد جماهیر شوروی است. در این کشورهویت های متعدد قومی و منطقهای دیده می شود. اما از هویت ملی خبری نیست و شاید عمده عامل این تفرقه و حرکات افراطی به همین مسأله برگردد.

بیان رخداد

تاجیکستان طى سا لهاى 1998 تا 2004 تا حدى نسبت به بقیه کشورهاى آسیاى مرکزى دموکراسى واقعیترى داشت اما یکى از نتایج جنگ داخلى براى این کشور فقر فزاینده بود. تاجیکستان یکى از دولتهاى کوچک منطقه است که حدود 6/7 میلیون نفر جمعیت دارد. در نوامبر 1994 میلادی، امامعلى رحمانف، در انتخابات ریاست جمهورى پیروز شد و همچنین انتخاباتى را برگزار کرد که طى آن قدرت قانونى قویترى به رئیس جمهور اعطا شد و از آنجایی که به گروههاى مخالف اسلامى مهم اجازه مشارکت داده نشد، کل این برنامه به عنوان یک برنامه غیردموکراتیک مورد اعتراض قرار گرفت. این انتخابات نمایانگر دموکراسى هدایت شدهاى بود که در آن تنها گروههایى خاص از نظر سیاسى مىتوانند مشارکت داشته باشند. در انتخابات مجلس 1995میلادی هم حامیان حکومت پیروز شدند و این انتخابات هم از نوع هدایت شده بود.

به علاوه، چند گروه)قبیله( مهم شامل قبیله خوجاندو وگروههایى از منطقه کولیاب جنوبى دوباره نفوذ زیادى در قدرت به دست آوردند. تلاشها در جهت متوقف کردن جنگ داخلى در برنامههاى طولانى نتیجه داد. آتشبسهاى که در اکتبر1994 میلادی به وجود آمده بود در آوریل 1995 میلادی در یک جنگ مرزى شدید شکسته شد. گرچه سازمان ملل در سا لهاى 1994 و 1995 میلادی یک گروه ناظرى را به این کشور وارد کرد اما تعداد اعضاى گروه اعزامى سازمان ملل کم بود. گفتگوهایى میان دولت و مخالفان جهت حل بحران بر گزار شد اما نتیجهاى در بر نداشت.

یک پنجم گفتگوها در ترکمنستان برگزار شد و تلاش در این سمت بود که حکومت را جهت تقسیم قدرت قانع کند اما حکومت رحمانف در آن زمان این شیوه را رد کرد و نپذیرفت. سیاست روسیه تا حدودى تدریجى بود. در سطح نظامى، روسیه تشخیص داد که براى کنترل مرز حساس افغانستان و تاجیکستان نیاز است که در جنگ تاجیکستان دخالت کند. در همان زمان روسیه تلاش کرد که به حکومت رحمانف جهت کاهش اقتدارگرایى و برگزارى انتخابات عادلانهتر و برگزارى گفتگوها صلح واقعىتر فشار وارد آورد.

در دسامبر 1996 میلادی ، پیمان صلحى میان حکومت و رهبر اپوزسیون متحد تاجیک امضا شد که طى آن بر تقسیم قدرت میان حکومت و مخالفین و همچنین برگزارى انتخابات آزاد در 1 یا 2 سال آینده توافق شد. صلح به وجود آمد اما شدت آن ضعیف بود. دو طرف بر توقف دشمنیها، مبادله کامل زندانیان توافق کردند و در 1997 میلادی گفتگوهاى صلحى برگزار شده بود که اجازه شکلگیرى کمسیون سازش ملى را صادر مىکرد. در این کمسیون 40 درصد حکومت، 40 درصد مخالفین و20 درصد گروههاى مختلط حضور داشتند.

در سالهای 2000 و 2001 میلادی بیش از 100 عمل مسلحانه در جهت نقض موافقتنامه مرزى انجام گرفت. در سال 2002 میلادی، بعد از مداخله امریکا در افغانستان، این منطقه یکى از مسیرهاى اصلى براى کسانى بود که در صدد فرار از افغانستان بودند. تقسیم قدرت سیاسى و حفظ یک دموکراسى پلورالیستى هم شروع به تحلیل رفتن کرد. انتخابات پارلمانى در اوایل سال 2005 میلادی و انتخابات ریاست جمهورى در سال 2006 میلادی تحت شرایط دموکراسى هدایت شده در این کشور برگزار شد.

تحلیل رخداد

در سالهای اولیه پس از استقلال تاجیکستان با توجه به معطوف شدن توجه روسیه به مشکلات داخلی، فرصتی برای قدرتهای منطقهای و فرا منطقهای بهوجود آمد تا با توجه به عواملی همچون ارزش ژئوپلتیک و ژئواستراتژیکِ آسیای مرکزی و قفقاز، منابع و ذخایر فراوان نفت و گاز خزر، موقعیت گذرگاهی ارتباطی و ارزش استراتژیک دریای خزر و دریای سیاه، کنترل تولید منابع و خطوط لوله انرژی، توان تأثیرگذاری بر بحرانهای منطقه و علایق مشترک فرهنگی، تاریخی و اقتصادی میان کشورهای منطقه و برخی همسایگان، برای تحقق اهداف خود و پر کردن خلاء قدرت در آسیای مرکزی و قفقاز به رقابت با یکدیگر بپردازند. قدرتهای غربی به ویژه ایالات متحده آمریکا که منطقه آسیای مرکزی را در سیاستهای خود بسیار مهم و استراتژیک تلقی مینمودند، با ایجاد شرایط جدید و با حضور و نفوذ در آسیای مرکزی و همچنین قفقاز به تلاشهایی دست زدند.

روسیه در حال حاضر نسبت به تاجیکستان رویکرد امنیتى عمیقترى دارد. بنابراین از طریق پایگاه هوایى کنت در نزدیکى قرقیزستان، روسیه مىتواند حمایت هوایى را در جهت استقرار سریع نیرو فراهم کند که این امر میتواند به عملیات ضدتروریستى کمک کند. این امر در سازمان پیمان امنیت دسته جمعى که شامل روسیه، ارمنستان، بلاروس، قزاقستان و تاجیکستان مىشود در حال انجام است و به طور کلى با اعمال نظامى سازمان همکارى شانگهاى در 2003 میلادی که در چین و قزاقستان برگزار شد مقایسه مىشود. تقویت کردن تواناییهاى نظامى تاجیکستان و بازسازى افغانستان این امید را ایجاد مىکند که احتمالاً منبع بىثباتى این منطقه کمترخواهد شد و مرز افغانستان و تاجیکستان تحت کنترل روسیه باقى ماند.

سیفالله صفراف، معاون رئیس مرکز مطالعات استراتژیک تاجیکستان، معتقد است: که سیاست تاجیکستان در سال جاری رشد قابل توجهی کرده است. آقای صفراف معتقد است که این سال برای تاجیکستان هم سال پیشرفت بود و هم سنگینیهای مختلفی را در سیاست به همراه داشت. ولی به گفته وی، تحول جدی سیاسی که تاجیکستان را برای جهانیان چون یک کشور دموکراتیک و حقوق بنیاد معرفی کرد، انتخابات پارلمانی ماه فوریه گذشته در این کشور بود. آقای صفراف افزود: “انتخابات پارلمانی باز نمایندگان دو حزب جدید را وارد پارلمان کرد که این پدیدهی خوبی برای رشد دموکراسی در تاجیکستان بود. هرچند بعد از اعلام نتیجه این انتخابات اختلاف نظرهایی میان عدهای از اعضای احزاب سیاسی مختلف وجود داشت. اما در کل، انتخابات در فضای دموکراسی برگزار شد. (1) این مسئول مرکز مطالعات استراتژیک تاجیکستان برخی از حوادث در این کشور، از جمله درگیریها در وادی رشت و حمله انتحاری به کارمندان انتظامی در ولایت سغد را به گسترش تروریسم و افراطگرایی مربوط میداند. وی معتقد است که حل معقولانه و سریع این مشکل و نابود کردن تروریستها در این منطقه نیز “از طریق سیاست خردمندانه دولت تاجیکستان” امکانپذیر است.

دورنمای رخداد

چندی پیش  در حمله گروهی مسلح به کامیونهای وزارت دفاع در 19 سپتامبر دست کم 28 نفر نظامی کُشته شدند. دولت تاجیکستان گروههای وابسته به علی بیدکی و عبداللهرحیماف، ملقب به ملا عبدالله را عاملان اصلی این حمله دانسته و علیه آنها عملیات گستردهای را آغاز کرد. سخنگوی وزارت کشور روز پنجشنبه ژانویه (16  دی 1389)  به بی بی سی گفت که بر اساس تحقیقات مقدماتی کارمندان انتظامی، عبداللهرحیماف، ملقب به “ملا عبدالله”، در منطقه رشت است و عملیات نیروهای انتظامی برای بازداشت وی ادامهدارد. محمدالله اسدالله یف: “در این عملیات مشترَک یکجا با کارمندان پلیس، کارمندان کمیته امنیت ملّی تاجیکستان هستند و برخی از فرماندهان مخالفین پیشین نیز با کارمندان انتظامی همکاری میکنند(2).

این حوادث حکایت از یک عزم عمومی و وحدت همگانی در تاجیکستان جهت رویارویی با حرکات خشونتآمیز و افراط گونه علیه دولت دارد. حرکات خشونتبار و رادیکال گروههای مخالف با همهی آثار مخربی که داشته اما ناخواسته سبب وحدت و اجماعی همگانی مابین گروههای داخلی و حتی خارجی، هر چند کدام با اهداف متفاوتی، جهت برقراری ثبات و امنیت ملی شده است. از اینرو دور از انتظار نیست که این روند سبب تقویت نهاد دولت و به دنبال آن گام نهادن در مراحل موفقی از ثبات امنیتی را به همراه داشته باشد.

در یک نگاه آسیبشناسانه میتوان بیان کرد که این فرآیند گذار به دموکراسی در تاجیکستان هنوز از عقبه و بستری مستحکم برخوردار نیست و برخی اصول اولیه آن از جانب حکومتمداران رعایت نمیشود. به عنوان مثال: اصلاحیههاى اخیر قانون اساسى به رئیس جمهور اجازه داده است که دوباره تا2020 میلادی قدرت را در اختیار داشته باشد و همچنین تاجیکستان تنها کشور آسیاى مرکزى است که احزاب اسلامى مىتوانند ثبت شوند اما در حال حاضر حکومت در برخی مقاطع تساهل کمترى نسبت به آنان داشته باشد. تنش‌های اخیر در این کشور با هر انگیزه‌ای که صورت گرفته باشد، دورنمای چندان دل‌پذیری از آینده آسیای مرکزی ترسیم نمی‌کند. به سبب مشکلات مختلف اجتماعی در شرق این کشور در سالهای اخیر اسم علی بیدکی در این منطقه برآمد و وی در میان مردم به عنوان یک تروریست شناخته شد. تا زمانی که مشکلات اجتماعی و اقتصادی در منطقه حل نشود، فرد دیگری به مانند علی بیدکی پیدا می‌شود و سپس، باز به چالشی تبدیل شده و او را در کوهستان باید جستجو کرد. انتخابات اخیر پارلمانی امید به یک جهش بزرگ به سوی مرحله تازه‌ای از دموکراسی در کشور را ایجاد کرد، ولی نتیجه نهایی آن و ابهاماتی که در نهایت وجود داشت، آشکار ساخت که مقامات تاجیک هنوز تا رسیدن به یک جامعه دموکراتیک فاصله دارند.

بنظر میرسد به ثمر نشستن گفتگوهای صلح در آینده منوط به اتخاذ یک برنامهریزیِ منسجمِ بلندمدت، نهادینه شدن فضای دموکراتیک و نگاه چند بعدی به مسائل مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و رفاهی است و سیاستهای یکجانبهگرایانه و مغرضانه در این مسیر از کارآیی چندانی برخوردار نخواهد بود.


1-http://www.bbc.co.uk/persian/world/2010/12/101230_l16_tj_politics 2010.shtml .

2- http://www.bbc.co.uk/persian/world/2011/01/110106_l16_tj_rash t_operation.shtml.

Share