مرداد ۵, ۱۴۰۰ – ۱۰:۱۲ ق.ظ |

دکتر گلناز سعیدی
 استاد دانشگاه 
مرکز بین المللی مطالعات صلح-  IPSC
 
چکیده
ناسیونالیسم، ایده‌ای جدید است که از انقلاب آمریکا و فرانسه در قرن هجدهم الهام گرفته است. وقتی‌که از ناسیونالیسم در عصر مدرن بحث به میان می‌آید، منظور …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, ايران, خاورمیانه, خلیج فارس, گزیده ها, مقالات

اکوتروریسم، سلاح پنهان جنگ های آینده

نگارش در خرداد ۷, ۱۴۰۰ – ۹:۵۴ ق.ظ
Share

مریم وریج کاظمی

 پژوهشگر ژئوپلیتیک

مرکز بین المللی مطالعات صلح-  IPSC

اصطلاح اکوتروریسم اولین بار توسط ران آرنولد در مقاله ای در سال 1983 معرفی شد اما اکوتروریسم در دهه 90 با افزایش فعالیت گروه هایی مانند جبهه آزادسازی زمین (ELF) به اصطلاح رایج تبدیل شد. اکوتروریسم یا تروریسم زیست محیطی(Ecoterrorism)  استفاده از زور یا خشونت علیه منابع زیست محیطی تا مردم را از مزایای آن محروم کرده و سایر منابع و ذخایر انسانی و طبیعی را از بین ببرد؛ به ویژه منابع آب، محصولات کشاورزی، مواد معدنی و نفتی و حیات وحش که در این راستا بسیار آسیب پذیر هستند(1).

وجه تمایز تروریسم زیست محیطی با سایر شیوه های تروریستی عمدتا در هدف آن نهفته است که صرفا محیطی است و انسانی نمی باشد؛ در حالیکه اقدامات تروریستی دارای چهار مولفه اساسی یعنی انگیزه، ابزار، هدف و دشمن است. ضمن اینکه با تهدید به تخریب محیط زیست توسط دولت ها، گروه ها یا افراد به منظور ارعاب یا زورگویی به دولت های دیگر یا غیرنظامیان، گروههای ذی نفع می تواند فعالیت های خود را هدفمند کنند. 

در نتیجه اقدامات مخربی مانند استفاده از عامل نارنجی توسط ارتش ایالات متحده در دهه60-70میلادی که پوشش جنگلی ویتنام را نابود کرد، همچنین در سال1991 ارتش عراق در زمان عقب نشینی از خاک کویت، چاه های نفت این کشور را به آتش کشید و باعث آسیب به محیط زیست منطقه شد، دادگاه کیفری بین المللی در سال1998 هرگونه عملیات بر ضد محیط زیست را در زمره جنایت جنگی در نظر گرفت و برای عاملین آن مجازات های لحاظ نمود.

بی شک، رودخانه ها، جنگل ها و مزارع می توانند به سلاح تروریسم تبدیل شوند. چراکه دسترسی به این منابع آسان و می تواند آسیب پذیرتر باشد؛ مثلا آلوده کردن منابع آب بسیار بیشتر از یک بمب گذار انتحاری عواقب مخربی در پی خواهد داشت. همچنین حمله به مزارع کشاورزی یا جنگل ها می تواند عواقب گسترده ای برای اقتصاد جهانی و مکانهای مهم استراتژیک داشته باشد، مانند انگورهای آغشته به سیانور در شیلی،آتش سوزی جنگل ملی بندولیر در 2001 در نیومکزیکو که ایالات متحده را مورد تهدید قرار داد، کشتار لاک پشت های گالاپاگوس توسط صیادان ناراضی اکوادور، شلیک اشتباهی شکارچیان در آلاسکا به زیرساخت های نفتی که باعث خسارت 3میلیون دلار به ایالات متحده امریکا شد(2).

در حال حاضر، با افزایش جمعیت در سطح جهان و تغییرات اقلیمی ناشی از آن، تخریب منابع طبیعی قادر است آسیب های اقتصادی طولانی تر، هرج و مرج سیاسی و سایر تأثیرات سو بر امنیت انسانی و صلح بین المللی را نسبت به آنچه در گذشته رخ داده، به سلامت انسان و پایداری زیست کره وارد کند. تروریسم زیست محیطی خطرناک تر از تروریسم متعارف تلقی می شود زیرا آسیب های جسمی فقط در اثر مستقیم اعمال خشونت محدود نمی شود و در نتیجه عواقب طولانی مدت و گسترده ای را برای جمعیت آسیب دیده ایجاد می کند.

با این حال، امروزه تهدیدات مربوط با تغییرات آب و هوایی که منجر به خشکسالی در برخی از نقاط زمین و ترآبی در مناطق دیگر شده است می تواند دستمایه موثری برای بعضی از دولتها و گروهها و حتی فعالین افراطی محیط زیست شود تا امنیت انسانی را با خطر اکوتروریسم مواجه کنند. پیش بینی می شود با توجه به افزایش جمعیت جهانی که در سال 2030 به 8.5 میلیارد و در سال 2050 به 9.7 میلیارد نفر برسد، فشار بر منابع طبیعی به میزان قابل توجهی افزایش یابد. برآوردها نشان می دهد که 40٪ از جمعیت جهان تا اواسط قرن آینده در شرایط تنش آبی زندگی می کنند و این موضوع به افزایش مهاجرت و جنگ دامن خواهد زد.

امروزه، منابع و سیستم های آبی از اهمیت استراتژیک برخوردار هستند زیرا کمبود آب در حال افزایش است که مستقیما توسط عوامل انسانی سرعت می گیرد، در نتیجه خطرات مربوط به آب شیرین تغییرات آب و هوایی با افزایش غلظت گازهای گلخانه ای افزایش می یابد. کشورهای که دوره های چند ساله خشکسالی شدید را تجربه کردند بی شک شکست های متعددی در زمینه کشاورزی توانست به رکود اقتصادی و جابجایی جمعیت به مناطق شهری کمک کند. به طور مثال، بحران در سوریه به طور گسترده  با کمبود منابع، به ویژه آب مرتبط است. به طور کلی، مناقشه سوریه ریشه های بسیاری فراتر از آغاز رسمی آن در سال 2011 دارد، با این حال، کارشناسان استدلال می کند که عوامل اصلی محیطی شامل عواقب مستقیم و غیرمستقیم کمبود آب توانست به عنوان سلاح حتی در زمان درگیری و خشونت استفاده شود.

به طور مثال، حملات هدفمند به سیستم آب و نیروگاه های برق آبی از جمله در سال 2017 دمشق که دسترسی 5/5 میلیون نفر به منبع آب را قطع کرد توسط دولت و گروه های مخالف توسط رسانه ها گزارش شد.  پیش از آن، شورشیان در اواخر سال 2012 سد برق آبی تیشرین در رودخانه فرات را تصرف کردند و در سال 2013 ، داعش سد تبقا الثوره را که بزرگترین سد برق آبی کشور است اشغال کرد(3). داعش سدها، کانالها و مخازن را به عنوان سلاح در نظر گرفت تا بتواند آب را به مناطق خارج از سرزمین خود منتقل کند و مسیر نزدیک شدن به ارتش دشمن را تحت فشار قرار دهد. در شهر رقه، داعش ذخایر آب را به اتمام رساند و شبکه های توزیع را مختل و ساکنان را مجبور به استفاده از آب تصفیه نشده کرد که این امر منجر به شیوع بیماری های واگیر از طریق آب مانند هپاتیت A و حصبه گردید. بی شک مثال سوریه تصویر کاملی از بکارگیری اکوتروریسم در چند سال اخیر را نشان می دهد. چنین وضعیتی هشدار بزرگ برای کشورهای خواهد بود که از استرس آب رنج می برند و دوره های خشکسالی و کم آبی را طی می کنند بخصوص ایران که در کمربند مناطق کم آب جهان قرار دارد. 

در ایران وضعیت اکوتروریسم که در پیوستگی کامل با منابع آب قرار دارد، از دو زاویه درونی و بیرونی قابل بررسی می باشد، ولی به طور کلی شامل: ایجاد سد و آب بندها در کشورهای پیرامونی ایران و به تبع آن از بین رفتن مراتع و پوشش گیاهی که منجر به وقوع پدیده غبارهای شن و ماسه می شود؛ تغییر مسیر رودها وکاهش حجم آب دریافتی و در پی آن مهاجرت گسترده از نواحی مرزی به مناطق داخلی، آلودگی وسیع نفتی و مشتقات آن در دریای کاسپین(خزر) توسط کشورهای استخراج کننده منابع انرژی، آلودگی ناشی از دستگاههای آب شیرین کن در کشورهای پیرامونی دریای کاسپین(خزر) و خلیج فارس و دریای عمان، استقرار مهاجرین زیست محیطی ناشی از کمبود آب، خشکسالی و بایر شدن زمین های کشاورزی در اطراف شهرهای بزرگ و کوچک و گسترش زاغه نشینی که نژادپرستی زیست محیطی و بحران گرسنگی را شدت می بخشد، استفاده از رودخانه ها به جای کانال های فاضلاب، انتقال آب چشمه های طبیعی به شهرکهای حاشیه جنگل که به پاکسازی نواحی داخلی جنگل انجامیده است، حفاری آب زیر زمینی در مزارعی که محصولات کشاورزی غیر ضروری کاشت می شود، بر هم زدن تعادل اکولوژیکی در تالاب ها و دریاچه های بزرگ و کوچک با آلودگی انسان ساخت،کاشت درختان نامناسب با اقلیم ایران بخصوص درخت کاج در شمال ایران، و… هستند.

اگرچه موضوعات مطرح شده در کلیت تهدیدات زیست محیطی تلقی می گردد اما چنین حجمی از تخریب محیط زیست می تواند روزنه ورود مداخله گران منطقه ای و فرامنطقه ای در جهت ایجاد آشوب های سیاسی-امنیتی-اقتصادی باشد تا از طریق نارضایتی های عمومی، اهداف خود را بدون اقدامات نظامی پیگیری کنند.

کلید واژگان: اکو تروریسم,تروریسم, زیست محیطی, محیط زیست,بحران,مریم وریج کاظمی.

منابع

  1. http://www.redorbit.com/media/uploads/2007/04/c7ba5b955e4534e409cc03f3415987c21-225×300.jpg
  2. https://www.wilsoncenter.org/event/new-vigilance-identifying-and-reducing-the-risks-environmental-terrorism
  3. https://doi.org/10.1016/j.resglo.2019.100006

Share