مهر ۲۴, ۱۴۰۰ – ۶:۰۸ ق.ظ |

مریم خالقی نژاد
تحلیلگر روابط بین الملل و مسائل منطقه ای
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC
پنجمین انتخابات پارلمانی به عنوان اولین انتخابات زودهنگام عراق در تاریخ دهم اکتبر روز یکشنبه برگزار گردید در این انتخابات …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیای جنوبی, ايران, پاکستان, خاورمیانه, خلیج فارس, گزیده ها, مقالات

اهداف عربستان و امارات از نزدیکی به پاکستان

نگارش در اسفند ۲, ۱۳۹۷ – ۱:۳۱ ب.ظ
Share

محمدعلی هژبری

تحلیلگر مسائل غرب آسیا

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

در هفته اخیر، شاهد جدال لفظی در روابط ایران با این عربستان و امارات بودیم که از زبان مسئولین نظامی و سیاسی دو طرف ایراد شده است‌. سردار جعفری فرمانده سپاه پاسدارن و سردار حسین سلامی جانشین فرمانده سپاه، به نوعی مجوز اعمال قدرت نظامی، برای تنبیه تروریستهای پاکستان و سردمداران و حامیان آنها را از رئیس جمهور و شورای امنیت ملی کشور درخواست کردند. ردِّ پای ستادهای اطلاعاتی و جاسوسی امارات و عربستان در تحولات اخیر دیده میشود و مسلم است. اما اینکه علت ورود این کشورها به عملیات ایذایی در خاک کشور، ان هم از طریق گروه های تروریستی حاضر در پاکستان چیست، موضوع سطور پیش روست. علت همدستی بازیگران منطقه ای مذکور در ضربه زدن به حاکمیت و امنیت ملی و تمامیت ارضی ایران را میتوان در چند سطح تحلیل، ارائه کرد.

۱. تهدیدات اخیر در راستای سیاست ” فشار از بالا و چانه زنی از پایین پمپئو ” است. بسط تحریمهای یکجانبه ی امریکا، برای تضعیف اقتصادملی و معیشت مردم و سوء مدیریت دولت، چراغ سبزی به ایالات متحده و مجموعه دشمنان خارجی است، که آنها را برای چانه زنی مردم از پایین و شورش علیه نظام، امیدوار میکند. جان بولتون و بسیاری از استراتژیست های امریکایی، اذعان داشتند که ایران‌، جشنِ ۴۰ سالگی انقلاب را نخواهد دید. اما حضور مردم در صحنه و راهپیمایی ۲۲ بهمن، سیلی محکمی بر آمال و ارزوهای آنان بود که خوابشان را پریشان کرد.لذا عملیات تروریستی سیستان، دست انتقام آنها از جشن ۴۰ سالگی انقلاب بود که توسط عقبه و بازیگران منطقه ای اشان انجام شد.

۲. تحولات مهمی در منطقه در حال شکل گیری است که نشانه هایی از ان را در کنفرانس ورشو دیدیم. در این کنفرانس، کشورهای عربی منطقه، رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناختند و پرده را از روابط پنهانی و مرموز چندین ساله ی خود برداشتند. دشمنِ مشترکی بنام ” جمهوری اسلامی ایران”، اعراب و اسرائیل را به یکدیگر نزدیک کرده است. از کنفرانس_ورشو باید به عنوان مبدا و نقطه ی عطفی در روابط اعراب_اسرائیل یاد کرد که بعدها در کُتب تاریخی خوانده خواهد شد.

۳. ریاض در تلاش است، بازیگران منطقه ای جدیدی را هم وارد معادلات منطقه ای و ضد ایرانی خود کند که” پاکستان “، یکی از آنهاست.

هراندازه عربستان به پاکستان، نزدیکتر شود، ما با بحرآنهای مرزی و عملیات ایذایی بیشتری روبرو خواهیم بود. پاکستان به عنوان مهدِ تروریسم و پناهگاه دهها گروهِ تروریستی، تکفیری و تجزیه طلب، پتانسیل زیادی برای ایجاد ناامنی در مرزهای کشورمان دارد.

عمران خان رئیس جمهور پاکستان، در رقابتهای انتخاباتی، از ضرورت ارتباط با همه ی همسایگان سخن میگفت.اما بنظر می رسد، بیشتر بر ریاض تکیه کرده است.

برخی تحلیلگران سیاسی در کشور، از پیروزی حزب تحریک انصاف و عمران خان، خیلی شادمان بودند و سخن از کاهش قدرت نظامیان در این کشور و شروع دوره ی جدید در ارتباط بهتر این کشور با همسایگان میگفتند.موضوعی که بنده به ان اعتقاد چندانی نداشتم.

اولین سفر عمران خان که به ریاض بود‌، نشان از سیاست خارجی جدید و عملگرایی بیشتر در ارتباطات خارجی این کشور می داد. بعد از ریاست عمران خان، ارتباط ریاض_اسلام اباد رونق عجیبی یافته است که ان را در سفر بن سلمان به پاکستان دیدیم.

عمران خان، کشورش را “کشور دومِ بن سلمان” خواند.اخبارِ حاشیه ای و پیرامونی این سفر و میزبانی ویژه عمران خان از بن سلمان( اسکورت هواپیمای بن سلمان از طریق شش جنگنده پیشرفته، مدال افتخار پاکستان به بن سلمان و…)نمادی از ارتباط خاص دو کشور در حال و اینده را نشان میدهد. بن سلمان با سرمایه گذاری بیست میلیارد دلاری و کمکهای بلاعوض و وامهای کلان، دلِ عمران خان پاکستان را ربوده است.اسلام اباد هم بخاطر بدهی های خارجی و کسری تجاری و فروش تسلیحات، چاره ی پیشرفت کشورش را در ارتباط قوی تر با ریاض می بیند.

۴. علت دیگر ارتباط ویژه دو کشور، اقتصادی است. لذا ” توسعه ی بندر چابهار ” را نمیتوان در تحلیلِ تحولات اخیر، نادیده گرفت.

توسعه ی بندر_چابهار به نفع هندوستان و افغانستان و به ضررِ پاکستان و امارات است.نبردِ قدرتهای منطقه ای و جهانی به سمت ” توسعه ی بنادر” حرکت میکند.

بندر چابهار در ایران، گوادر در پاکستان، بندر دبی امارات، تنگه باب المندب و ساحل افریقا، از بنادر مهم خاورمیانه هستند. چابهار رقیب اصلی بندر گوادر پاکستان است.اسلام آباد برای رقابت با هندوستان، دشمن دیرینه ی خود، به فکر توسعه گوادر از طریق چین و قطر است. چین‌، گوادر را دروازه ی دریایی جاده ابریشم و دوحه، آن را برای دور زدن بندر دوبی، ضروری میداند.

مضاف بر این، حضور ایران در جنوب یمن، کنترل بندرِ عدن را با مخاطراتی روبرو کرده است. لذا محور امارات_پاکستان و تا حدی قطر و چین، به فکر تضعیف چابهار هستند. از طرفی حضور تهران در تنگه ی باب المندب و ارتباط با بندر حدیده، برای رقبای منطقه ای بسیار سخت است. لذا رقابتهای منطقه ای، رنگ و بوی اقتصادی و ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک هم دارد.

عملیات تروریستی چابهار در آذر ماه ۹۷ هشداری به ایران_هند بود.از طرفی گروگان گیری مرزبانان ایرانی و انتقال آنها به خاک پاکستان‌، عملیات تروریستی در رژه نیروهای مسلح در اهواز و پذیرش مسئولیت ان توسط گروه ” جنبش عربی ازادیبخش الاحواز ” که ارتباط ویژه ای با عربستان دارد، همگی خبر از جَری شدن دشمنان و رقبای منطقه ای برای نشانه گرفتن امنیت ملی ایران دارد.

از طرفی همزمان با عملیات انتحاری “جیش العدل ” در سیستان، شاهدِ عملیات تروریستی در “کشمیرِ هندوستان” توسط ” سپاه محمد”، علیه نیروهای مرزبانی و نظامی این کشور بودیم که به کشته شدن ۴۴ نفر منجر شد. لذا نزدیکی هندوستان به ایران بخاطرِ توسعه ی چابهار را، باید عامل مهمِ دیگر در نزدیکی پاکستان و امارات به یکدیگر بدانیم.

۵. نکته دیگر اینکه با توجه به بلندپروازی های بن سلمان، عربستان قصد دارد توانمندی هسته ای خود را در کنار خرید تسلیحاتی و توسعه ی قدرت موشکی‌، پایه ریزی و گسترس دهد. در این راستا، اسلام آباد به عنوان کشور دارنده ی بُمبِ اتم می تواند نقش مهمی را در این راستا ایفا کند.

همچنانکه ماه گذشته روزنامه واشنگتن پُست، با استناد به تصاویر ماهواره ای از وجود کارخانه تولید موشک‌های بالستیک،در منطقه «الوطح» واقع در جنوب غربی ریاض خبر داد. واشنگتن‌پست مدعی شد که راه‌اندازی این کارخانه می‌تواند نشان دهنده میل سعودی‌ها برای دستیابی به تسلیحات اتمی باشد.

۶. خروج نسبی ایالات متحده آمریکا از افغانستان و آینده این کشور و مذاکرات چندجانبه با طالبان و حضور مذاکره کنندگان ارشد طالبان در تهران، زنگِ خطری برای پاکستان و عربستان است.

آینده ی افغانستان و تقویت یا تضعیف طالبان در معادلات منطقه ای، موضوعِ مهمی است که اسلام آباد_ریاض را به هم نزدیکتر میکند. دو کشور، افغانستانِ باثبات را که احیاناً دارای ارتباط مناسب با ایران باشد، خطری برای اهداف و امنیت ملی خود ارزیابی میکنند.

۷.با اعتقاد راسخ به اینکه، سیاست خارجی، ادامه ی سیاست داخلی است، به این امر، اذعان دارم که تحولات داخلی، سوء مدیریت مسئولین در اداره ی کشور، بحرانها و شوک های اقتصادی در داخل، تمرکز کشور به موضوعات داخلی و فساد سیاسی و اقتصادی، تورم و رکود افسارگسیخته و آینده ی مبهم اقتصادی کشور، همگی ضعف هایی است که بی شک خود را در سیاست خارجی و در ارتباط با کشورهای خارجی نشان داده و خواهد داد. علت ورود جریانِ تجزیه طلب مانند الاحواز و همکاری سایر گروه های تروریستی با رقبای منطقه ای، از این جهت است که آنها، زمانِ حاضر را برای ضربه زدن به امنیت ملی کشور مناسب می بینند. از نظر آنها، همین موارد نیز میتواند، چانه زنی از پایین را استارت زده و یکی از ویژگی های شاخص و برتری ایران بر کشورهای منطقه را که باید آن را در مفهوم ” امنیت ” خلاصه کرد، نشانه بگیرد.

واژگان کلیدی: اهداف، عربستان ، امارات،  نزدیکی، پاکستان

Share