June 25, 2022 – 8:24 am | Comments Off on شیعیان افغانستان و طالبان؛ از تعاملات دو جانبه تا تهدیدات چند جانبه 

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح– IPSC

برای درک بهتر این موضوع که رابطه و تعامل دو جانبه میان جامعه «شیعیان» افغانستان و «طالبان» چه سمت و سوی خواهد گرفت لازم است در …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, مقالات, مقالات تحلیلی

اسراییل و خطر تبدیل شدن به چکسلواکی 1938

نگارش در October 15, 2010 – 10:27 am
Share

محمد مودب

مرکر بین المللی مطالعات صلحIPSC

به دنبال موضع سرسختانه اروپا نسبت به سیاست های اسراییل در خصوص ادامه شهرک سازی، نقض حقوق بشر و روند صلح خاورمیانه، روابط آنها طی چند سال اخیر به بحرانی ترین مرحله خود رسیده است. از زمانی که «بنیامین نتانیاهو» به عنوان نخست وزیر و «آویگدور لیبرمن» به عنوان وزیر امور خارجه اسرائیل انتخاب شده‌اند، روابط بین اسرائیل و اتحادیه اروپا بسیار به سردی گراییده است. طبق گفته لیبرمن، «جامعه جهانی در تلاش است به دلیل شکست‌هایش در حل و فصل درگیری‌های مختلف در جهان، از طریق اعمال فشار به منظور دستیابی به توافق صلح طی یکسال، به نوعی شکست‌هایش را جبران کند. اروپا در سال 1938 چکسلواکی را رها کرد تا آدولف هیتلر رهبر نازی‌های آلمان را راضی کند. اسراییل هرگز چکسلواکی سال 2010 نخواهد بود».

حکایت از این قرار بوده که 72 سال پیش در روز 30 سپتامبر سال 1938 میلادی «دالادیه» نخست وزیر فرانسه ، «چمبرلن» نخست وزیر بریتانیا و «موسولینی» نخست وزیر ایتالیا در شهر مونیخ آلمان توافق های مونیخ را با آدولف هیتلر ، صدراعظم آلمان نازی امضا کرده و کشور کوچک چکسلواکی را دو دستی و بدون چون وچرا به دیکتاتور نازی هدیه دادند. فرانسه در چارچوب یک پیمان، متحد چکسلواکی به شمار می آمد، اما به دلیل عدم آمادگی ارتش خود در مقابل ارتش مدرن آلمان، علاقه چندانی نداشت که برای دفاع از حاکمیت چکسلواکی به سلاح متوسل شود. همچنین ، نویل چمبرلن ، نخست وزیر بریتانیا، تصور می کرد با نشان دادن نرمش در مقابل هیتلر می توان صلح را نجات داد.

ذکر چنین مقایسه ای از زبان مقامات اسرائیل بیانگر دو واقعیت اساسی و انکار ناپذیر است:

نخست اینکه اسرائیل موقعیت و جایگاه خود را به دلایل مختلف در میان کشورهای غربی به عنوان متحدین اصلی از دست داده و روز به روز روابط آنها رو به سردی گذاشته است. ادامه حیات در یکی از بحران خیزترین منطقه جهان برای رژیمی که موجودیت آن هر لحظه تهدید می شود، بدون حمایت غرب شاید این مقایسه را منطقی جلوه دهد.

دوم اینکه اختلافات درونی و ایجاد شکاف میان مقامات اسرائیل، عدم هماهنگی و آشفتگی را به عرصه سیاست خارجی نیز کشانده است. به بیانی سردی روابط اتحادیه اروپا و اسرائیل را در شرایط فعلی به آویگدور لیبرمن وزیر امور خارجه اسرائیل نیز نسبت داده‌اند.

به طور کلی موضوع اختلاف میان اروپا و اسراییل، به چند حوزه مربوط می شود:

الف: سیاست های حقوق بشری اسرائیل

همانطور که می دانیم یکی از پدیده های تغییر در روابط اروپا و اسرائیل به صدور حکمی از سوی یک دادگاه در انگلیس در سال 2009 مبنی بر دستگیری لیونی وزیر امور خارجه اسرائیل به اتهام ارتکاب جنایتهای جنگی در غزه اشاره کرد .به طوری که این امر لیونی را به لغو سفر خود به انگلیس از ترس باز داشت مجبور کرد .

مورد دیگر به صدور حکم بازداشت برای هفت تن از رهبران سیاسی و نظامی اسرائیل بر می گردد که از سوی فرناندو اندراو قاضی اسپانیائی به اتهام ارتکاب جنایات جنگی اعلام شد و موارد متعددی از جمله؛ شکایت تعدادی از سازمانهای مدنی فرانسه به دادگاه جنایات بین الملل بر ضد رئیس و وزیر امور خارجه اسراییل  و وزیر جنگ این رژیم بدلیل جنایتهای جنگی در غزه

شکایت تعدادی از شخصیتهای مدافع حقوق بشر و حقوقدانان درترکیه به اتهام ارتکاب نسل کشی و جنایت بر ضد بشریت در طی تجاوز به غزه و حمله به کشتی های طرفدار صلح. در پی این حادثه یک نماینده مجلس انگلیس، از حزب کارگر، در واکنش به جنایت اسرائیل در حمله به کشتی های کمک رسان برای مردم غزه، کشورهای اروپایی را دعوت به تعلیق روابط تجاری خود با اسرائیل کرد.

در پی پخش صحنه هائی از جنایات اسرائیل، دولت بلژیک قانونی تصویب کرد که به موجب آن صادرات اسلحه که باعث تقویب این رژیم می شود را منع کرد .

ب: مخالفت این کشورها با ادامه شهرک سازی:

اخیرا سفیر اسرائیل در بلجیم به اظهارات دو نفر از نمایندگان اتحادیه اروپا انتقاد کرده بود. یکی از این نمایندگان گفته بود که تامین مالی شهرک‌سازی‌های اسرائیل از سوی مالیات دهندگان اروپایی صورت می‌گیرد. یکی دیگر از نمایندگان این اتحادیه نیز اظهار داشته بود که به دلیل آسیب دیدن اقتصاد مناطق فلسطینی‌نشین، ساکنان این نواحی محتاج کمک‌های اتحادیه اروپا و همچنین مالیات‌دهندگان اروپایی هستند.

ج:حمایت اروپا از تشکیل کشور فلسطین :

وزیر امور خارجه فرانسه اذعان نموده بود که گزینه تشکیل کشور فلسطین توسط شورای امنیت سازمان ملل را نمی توان منتفی دانست. «برنارد کوشنر» به روزنامه فلسطینی «الایام» گفته است که فرانسه ترجیح می دهد در مورد راهکار دو کشور با اسراییل گفت و گو شود، اما در عین حال درخواست از شورای امنیت برای حل این اختلاف نیز یک احتمال باقی می ماند. همین طور در بخش دیگری از سخناش افزوده که: «مایلیم بتوانیم به زودی کشور فلسطین را در سازمان ملل پذیرا باشیم. این امید و آرزوی جامعه جهانی است و هرچقدر زودتر به وقوع بپیوندد، بهتر است.»

همچنین براساس اظهارات سولانا، شورای امنیت سازمان ملل در صورتی که اسرائیل و فلسطین در موعد مقرر بر سر توافقنامه صلح به توافق نرسند، به طور یکجانبه تشکیل یک کشور مستقل فلسطین را به رسمیت خواهد شناخت. بعد از اظهارات سولانا، آویگدور لیبرمن وزیر امور خارجه اسرائیل، بلافاصله در بیانیه‌ای بند‌های برنامه صلح را یادآور شد که طی آن تنها وقتی که فلسطین و اسرائیل در مورد مسائل و سوالات اساسی به توافق رسیدند، یک کشور مستقل فلسطینی به رسمیت شناخته خواهد شد. لیبرمن نیز به طور مشخص با اظهاراتی چون «سولانا به پایان دوره تصدی‌گری خود نزدیک است» و «سولانا با این گونه اظهارات سعی در جلب توجه دارد.» در برابر اظهارات سولانا موضع‌گیری کرده بود.

نیکلا سارکوزی رئیس‌جمهور فرانسه، اخیرا از بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل درخواست کرده بود که لیبرمن را اخراج کند و فرد دیگری چون تزیپی لیونی، وزیر امور خارجه سابق را جایگزین وی نماید تا از این طریق شاید بتوان بار دیگر به بهبود روند صلح امیدوار شد. وزارت امور خارجه اسرائیل با واکنشی صریح، اظهارات فوق را مداخله در «استقلال اسرائیل» خوانده بود.

به هر ترتیب بحران اعتماد بین نتانیاهو و لیبرمن ناشی از بحرانهای انباشته شده بین دو طرف از زمان تشکیل کابینه نتانیاهو به این سو است. اخیرا نیز اختلاف ایندو در برخی حوزه ها کاملا علنی شده، از جمله؛

–  انتخاب سفیر موقت رژیم صهیونیستی در سازمان ملل توسط وزیر خارجه بدون رضایت نتانیاهو؛ نتانیاهو از طریق مطبوعات متوجه شد که وزیر خارجه به طور یکجانبه یک سفیر موقت در سازمان ملل منصوب کرده، وی این اقدام را تقبیح کرد و غیر قابل قبول خواند. نخست وزیر ، انتصاب فردی برای این سمت را چند ماه به تاخیر انداخته بود و امید داشت که یک شخصیت عمومی ارشد را به جای میزون رئوون یک دیپلمات نسبتا ناشناس که لیبرمن انتخاب کرده، برگزیند.

– اختلاف بر سر لایحه تغییر مذهب؛ دیگر مورد اختلاف بین نتانیاهو و لیبرمن مناقشه بر سریک لایحه است که مقررات تغییر مذهب را ساده می‌کند. نتانیاهو تحت فشار گروه‌های یهودی آمریکایی، سعی کرده که مانع تصویب این لایحه شود اما لیبرمن و اعضای حزب وی در پارلمان معتقدند که ناکامی در تصویب این قانون به معنی نقض توافقات ائتلافی است.

– درخواست لیبرمن برای جدایی غزه در آستانه‌ی سفر نتانیاهو به مصر؛ طرح جدایی غزه که از سوی لیبرمن در آستانه‌ی سفر نتانیاهو به مصر مطرح شد، از دید قاهره یک بی احترامی است چرا که نه با نخست وزیر هماهنگ شده بود و نه تایید وی را کسب کرده بود.

– نتانیاهو در جریان جلسه بودجه از رفتار وزرای حزب «اسرائیل بیتنا»(اسرائیل خانه ما) به رهبری “آویگدور لیبرمن ” که توصیه‌هایی را از لیبرمن قبل از سفرش به قزاقستان دریافت کرده بودند، متعجب شد. این توصیه‌ها کاملا برخلاف بودجه‌ی مورد حمایت نتانیاهو و وزیر دارایی بود.

– دیدار بنیامین بن الیعازر با احمد داوود اوغلو وزیر امور خارجه ترکیه که بدون اطلاع و هماهنگی لیبرمن صورت گرفت، موجب خشم وی شده بود.

بی اعتمادی و ناهماهنگی میان گروههای سیاسی اسرائیل، تردید نسبت به پیمانهای امنیتی، سردی روابط با کشورهای منطقه، انکار و تهدید موجودیت از سوی برخی کشورها، افزایش مزیت های روابط با اعراب برای اروپا و آمریکا، محکومیت از سوی مجامع حقوق بشری و …. اسرائیل را چه در داخل و چه در خارج در حالت تنگنا و بن بست سیاسی قرار داده است و برای برون رفت از این وضعیت دو راه بیشتر ندارد؛ نخست اینکه با اختلافات داخلی خود کنار آید و در مرحله دوم به این قاعده همیشگی در روابط بین الملل اعتقاد داشته باشد که «کشورها نه دوست دائمی و نه دشمن دائمی، بلکه منافع ملی دائمی دارند». لذا غرب همیشه در کنار اسرائیل نخواهد ایستاد کما اینکه فرانسه و انگلیس در کنار چکسلواکی 1938 نایستاد.

Share