آذر ۴, ۱۴۰۰ – ۹:۱۶ ق.ظ |

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

همگرایی، وضعیتی است که در آن، گروه‎ها، سازمان‎ها، نهادها یا کشورها، برای حفظ منافع جمعی، به همکاری گسترده با یکدیگر بپردازند و به سوی نوعی وحدت …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » روسیه, قفقاز, گرجستان, مقالات, مقالات تحلیلی

آینده پیش روی گرجستان و روسیه

نگارش در بهمن ۹, ۱۳۹۱ – ۱۰:۴۵ ق.ظ
آینده پیش روی گرجستان و روسیه
Share

احسان شاه حسینی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد :

پس از روی کار آمدن نخست وزیر جدید در گرجستان و پیروزی جریان رویای گرجستان که در مقابل  جناح غرب گرای رئیس جمهور ساکشویلی است تصویر سازی های مبنی بر برقراری دوباره ارتباط میان گرجستان و روسیه قوت گرفت، که با اظهارات ایوانیشویلی در خصوص برقراری ارتباط با روسیه نمایان شد. اما با توجه به رویکردی سنتی  هواران روسیه در گرجستان که در انتخابات جدید پارلمان این کشور به قدرت رسیدند تناقض بزرگی نمایان است و آن تلاش برای عضویت در ناتو و اتحادیه اروپا همزمان با رایزنی های سیاسی آنان برای عادی کردن روابط با روسیه می باشد. اما آنچه که مطرح است آینده ی پیش روی دو کشور در خصوص امکان برقراری ارتباطات و عادی شدن روابط با روسیه بدنبال ادامه یافتن روند طی شده در گرجستان است.

کلید واژه : گرجستان، روسیه ، غرب، جنگ ، ترانزیت، توسعه اقتصادی

تحلیل رخداد:

بررسی روند تاریخی دو کشور و بروز جنگ میان گرجستان و روسیه در سال 2008:

گرجستان و روسیه دارای تاریخ مشترک طولانی هستند که از دوران تزاری و پس از جدایی گرجستان از ایران تا پایان دوران شوروی در هم تنیده بوده است که در این میان شکاف های قومی ایجاد شده تفاوت هایی را بر این پیشینه وارد ساخت که اوج آن در فروپاشی شوروی و ایجاد کشور های خود مختار در درون سرزمین  کمونیست گردید و البته این بیماری بصورت موروثی در دو منطقه جدایی طلب آبخازیا و اوستیا در گرجستان ادامه یافت. در این میان روسیه در مقابل گرجستان به حمایت از جدایی طلب ها پراخت. که این حمایت در نتیجه چند علت بود از جمله روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی خود را میراث دار مادی و معنوی آن میدانست که توسط قانون سال 1992 مبنی بر اینکه شهروندان شوروی سابقه می توانند به شهروندی روسیه بدل شوند. این عامل روسیه را به بازیگر کلیدی منطقه بدل کرد که می تواند در هر اختلاف بین گروه های مختلف منطقه اعمال نفوذ کند. اما در خصوص جریان ابخازیا و اوستیا روسیه تعداد کمی از نیروهای نظامی  حافظ صلح را پس از خشونت های اوایل دهه ی 90 در این منطقه نگه داشت. اما تهاجم روسیه به اوستیای جنوبی و آبخازیا در سال 2008 بی سابقه بود. درست قبل از تهاجم روس ها چندین نشانه در خصوص پتانسیل های مقابله و توسعه درگیری وجود داشت.

حکومت گرجستان تحت رهبری ساکشویلی سیاست هایی را تعقیب می کرد که منجر به از بین رفتن روابط میان گرجستان و اوستیای جنوبی شد. از قبیل، سرعت بخشیدن به افزایش ظرفیت ها نظامی گرجستان و همچنین اصلاح ساختاری در ارتش گرجستان که باعث از بین رفتن تعدادی از دسته بندی های قومیتی در داخل ارتش گرجستان  گردید. بعلاوه، گرجستان با انجام چندین اصلاحات ضد فساد شروع به هدف قرار دادن بازار مهم قاچاق در اقتصاد اوستیای جنوبی کرد. این اصلاحات با بالا گرفتن جدل های داخلی در خصوص بلوکه شدن منافع روسیه در گرجستان با عضویت گرجستان در ناتو دامنه شکل گیری تنش های سال 2008 در گرجستان را افزایش داد.

برگزاری مانور نظامی در مرز های گرجستان توسط روسیه تحت عنوان kavkaz  در سال 2008 در چندین نقطه در مرز گرجستان از دیگر نشانه های تخریب روابط دو کشور بعنوان پتانسیل ها جنگ در سال 2008 بود که می توان منبعث از مسائل سیاسی و گرایشات غرب گرای گرجستان در کنار گوش روسیه دانست. یک ماه قبل ازشروع جنگ روسیه 8000 سرباز و ابزارالات نظامی سنگین خود را به مرز های گرجستان انتقال داد که هشداری جدی را از سوی این کشور  خاطر نشان می کرد و نشان از نمادین بودن این رزمایش در مرز های گرجستان برای  به رخ کشیدن  قدرت روسیه در حفظ منافع خود و کنترل منطقه دانست. از سوی دیگر، گرجستان با نیروی های آمریکایی وناتو به روسیه چنگ و دندان نشان می داد.

در آخر، در7 اگوست سال 2008 نیروهای گرجی وارد پایتخت اوستیای جنوبی و چندین روستای دیگر شدند که مدعی بودند که پاسخی به بمباران از این مناطق بوده است.  که در 8 اگوست 2008 روسیه با نیروهای ویژه خود پاسخ تهاجم گرجستان را داد. 

گرایشات دو طرف مبنی بر عادی شدن روابط فی مابین :

پس از گذشت چهار سال از جنگ و فرو نشستن غبار گلوله ها و خون ها، گرایشاتی مبنی بر تلاش برای عادی شدن روابط میان دو کشور بچشم می خورد. که با به قدرت رسیدن نخست وزیر جدید و شکست حذب رئیس جمهور در انتخابات پارلمانی شروع شد. که بنوعی در نتیجه حضور هواداران روسیه بر اریکه قدرت است لذا پس از آنکه ایوانیشویلی نخست وزیر گرجستان علاقه خود را به برقراری ارتباط با روسیه اعلام کرد لاورف وزیر امور خارجه روسیه نیز تمایل خود را بر عادی سازی روابط نشان داد و تاکید وی بر توسعه روابط اقتصادی – ترانزیتی دو کشور بود، که البته این مسئله بعنوان جرقه ها و نشانه های تغییر گرایشات رادیکال نسبت به یکدیگر می باشد. توسعه روابط اقتصادی با موضوع از سر گیری واردات محصولات کشاورزی از گرجستان جرقه خورده و حوزه ترانزیتی نیز با برقراری دو باره پرواز های مستقیم هوایی بین تفلیس و مسکو که البته در حال حاضر پرواز های اختصاصی برقرار است.

اما در این میان، برقراری ارتباط میان دو کشور از زمینه ها و موانعی نیز بر خوردار است. ابتدا به بیان زمینه ها مناسب برای برقراری ارتباط میان دو کشور می پردازیم.

–       منافع اقتصادی مشترک :

 که البته ساکاشویلی این منافع را مشترک ندانسته و صادرات محصولات کشاورزی به روسیه را به نفع مردم گرجستان نمی داند اما آنچه بنظر می آید روسیه بازار مطلوب و سنتی محصولات کشاورزی گرجستان بوده و تمایل نسبت به خرید محصولات کشاورزی نیز از سوی روس ها وجود دارد. از سوی دیگر، بدلیل نزدیکی میزان هزینه های حمل و نقل کاهش یافته که این عامل بسود دو طرف معامله خواهد بود.

بحث انرژی و اینکه گرجستان بازار قدیمی و تشنه ای برای نفت و گاز روسیه بوده و هست و نزدیکی مسافت نیز بر مطلوبیت این معامله افزایش می دهد. در کنار آن، موضوعات ترانزیتی و حمل و نقل میان دو کشور است که شیرینی روابط میان کشور را افزایش می دهد.

–        زمینه های فرهنگی، اجتماعی و تاریخی :

از دیگر زمینه های برقرای ارتباط میان دو کشورپتانسیل های فرهنگی و اجتماعی است که در بطن تاریخی دو کشور بنا شده است. علاقه افکار عمومی پس از جنگ  با روسیه نسبت به برقراری ارتباط با روس ها را می توان در پیروزی اخیر رویای گرجستان در پارلمان و نخست وزیری ایوانیشویلی دید که علاوه بر این نشانه براساس آمار های گرفته شده و نظر سنجی های انجام شده روسیه در نزد افکار عمومی گرجستان و کافه ی مردم همچنان دارای مقبولیت و پذیرش اجتماعی است. که از ناخودآگاه تاریخی و فرهنگی مردمان گرجستان بر خواسته است. البته این ناخودآگاه اجتماعی و تاریخی در کنار فاصله گرفتن و استقلال سیاسی و از کرملین شکل گرفته است.

بر اساس آمار های منتشر شده از سوی مرکزآمار CRRC طی سال های پس از جنگ روس ها همچنان در  نزد افکار عمومی گرجستان دارای مقبولیت بالایی هستند بطور مثال در آمار اتخاذ شده ی مبنی بر تمایل ازدواج شهروندان گرجی با اتباع  دیگر کشور ها،  روسیه در صدر آمار اتخاذ شده قرار داشته که در حدود55% را بخود اختصاص داده است.[1]  این آمار ساده نشان از مقبولیت واعتمادی است که روس ها در نزد افکار عمومی گرجستان دارند. همچنین در نظر سنجی های اعلام شده روسیه پس از آمریکا و اتحادیه اروپا در رتبه سوم جدولی است که از مردم گرجستان در خصوص داشتن ارتباطات نزدیک سیاسی و اقتصادی با کدام کشورها پرسش بعمل اماده است. از دیگر آماری که مقبولیت روس ها در گرجستان را به نمایش می گذارد ، آماری است که روابط دوستانه و تجاری را مورد پرسش قرار داده است که در هردو مورد روس ها چه در برقرای ارتباط دوستی نزدیک و چه در مشارکت و همکاری تجاری در صدر آمار اتخاذ شده بوده اند. که این آمار از تجربه تاریخی و فرهنگی میان دو کشور و مردمانشان خبر می دهد.

اما، از سوی دیگر، موانعی نیز بر سر راه برقرای دوباره ارتباط و عادی شدن روابط  میان دو قرار دارد که شامل مواردی است که در ذیل به آنها خواهیم برداخت.

–       گرایشات غرب گرای گرجستان :

پس از رخ داد های انقلاب رز و ریاست جمهوری ساکاشویلی در گرجستان، جریان غرب گرای بدنبال نزدیکی هرچه بیشتر به آمریکا و اروپا بوده اند. لذا، در ادامه این روند جریان عضویت گرجستان در ناتو واتحادیه اروپا به میان میاید. از این رو، گرجستان که در همسایگی روسیه قرار دارد و حیات خلوت دیرینه ی برای روس ها محاسبه می شود زنگ خطربصدا درآمده را بلند و بلند تر می سازد لذا فارغ از منافع روسیه ، موقعیت استراتژیک گرجستان و همچنین استشمام بوی رقبای دیرینه در کنار گوش خود باعث عدم پذیرش وضیت موجود از سوی روس ها گردید. این گرایش شدید و نادیده گرفته شدن روسیه از سوی گرجستان برای میراث خواران  شوروی سنگین و قابل حضم نیست. فلذا، استفاده از پتانسیل های برهم زننده وضعیت موجودِ نهفته در گرجستان برای روس ها خالی از لطف نبود. از این رو، گرایش بسوی غرب یکی از موانعی است که خود، عامل اساسی در شکل گیری جنگ میان دو کشور بوده و هنوز بشکل قوی در خواست احزاب و مردم گرجستان در خصوص عضویت در ناتو و اتحادیه اروپا جریان دارد. بطور مثال نخست وزیر جدید گرجستان ایوانیشویلی که دارای گرایشاتی بسوی روس ها می باشد نیز ادامه دادن روند عضویت در ناتو و اتحادیه اروپا را وعده داده است. از سوی دیگر، روسیه نیز همچنان مخالف حضور ناتو و غرب در همسایگی خود در قفقاز است.بطور کل، یک تضاد اساسی در این خصوص میان دو کشور وجود دارد.

–       وضعیت استان های خود مختار آبخازیا و اوستیای جنوبی :

پس از درگیری های نظامی میان دو کشور گرجستان و روسیه و تهاجم روس به دو استان خود مختار گرجستان و استقرار نیروی های حافظ صلح روسیه و بدست گرفتن کنترل آن دو استان، روسیه اقدام به رسمیت شناختن این دو جمهوری  نمود و دو نمایندگی دیپلماتیک را در مراکز جمهوری های آبخازیا و اوستیا دایر کرد. که البته مورد استقبال دیگر کشور ها واقع نشد و حتی باعث واکنش ها و جبهه گیری هایی از سوی کشور های اروپایی و دیگر کشور ها گردید. درنهایت، یکی دیگر از موانع پیشروی عادی شدن روابط ، وجود نمایندگی های دیپلماتیک روسیه در دو جمهوری خود مختار است که بطور اساسی قبل و یا انحلال این نمایندگی ها دیپلماتیک در دو جمهوری مذکور  نشان عقب نشینی سیاسی یکی از دوکشور خواهد داشت که با توجه به روند جاری در قدرت های حاکمه دو کشور پا پس کشیدن بنوعی شکستی دوچندان بحساب خواهد آمد.

دور نمای رخ داد:

با توجه به بیان پتانسیل ها و موانع موجود در عادی سازی روابط دو کشور گرجستان و روسیه و همچنین آینده پیش روی دو کشور محتمل است که با رویکرد نوکارکرد گرایی تا حدودی می توان  وضعیت مبهم موجود را شفاف سازخت.

نوکارکردگرایی، هم چون کارکردگرایی بر این حقیقت تاکید دارد که اشتراک منافع اقتصادی برای کنار هم جمع کردن گروه های واگرا موثر و مقدم تر است. اما آنچه که  نوکارکردگرایان قویا بر آن اعتقاد دارند حضور فعال گروهای فشار ملی و احزاب سیاسی در روند همگرایی است با توجه به این موضوع مفهوم سرایت که  قسمت مرکزی رویکرد نو کارکردگرایی است و فرض اصلی آن این است که تلاش های ابتدائی همگرا در ارتباط با  ناحیه غیر بحث انگیز موضوعات اقتصادی است ، و در نهایت به حوزهای بحث انگیز سرایت پیدا می کند و همگرایی سیاسی بدنبال همگرایی اقتصادی روی می دهد. همچنین نو کارکردگرایان هیچ شکی ندارند که موضوعات سیاسی برای موفقیت همگرایی در میان جوامع سیاسی مورد نیاز است.

با این توضیح و بیان موانع و پتانسل ها موجود در روابط گرجستان و روسیه می توان گفت که اختلافات و موانع پیشرو در حوزه  موضوعات سیاسی و پتانسیل ها و مشترکات در حوزه های اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی است لذا، بنظر می رسد همکاری در سطوح پایین میان این دوکشور امکان سرایت همکاری به موضوعات حساس و اساسی را فراهم می سازد و البته تغییر نگاه به یکدیگر نیز پله ابتدایی این حرکت خواهد بود.

 



[1] Georgian Attitudes to Russia: Surprisingly Positive, By Hans Gutbrod and Nana Papiashvili, Tbilisi, CRRC, EU Survey, August 2009

Share