عوامل موثر بر آینده نوع واکنش ترامپ در رابطه ایران
مهر ۲۵, ۱۳۹۶ – ۶:۴۷ ب.ظ |

دکتر سید جلال ساداتیان
 تحلیلگر مسائل بین المللی و دیپلمات سابق ایران
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 
نوع واکنش ترامپ در رابطه ایران
به نظر نگارنده حوادث سریع و واکنش‌های بسیار سریعی که اخیرا ترامپ اتخاذ …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » افغانستان, روسیه, مقالات

آینده احتمال حضور روسیه در افغانستان

نگارش در آذر ۲۸, ۱۳۹۴ – ۱:۰۲ ق.ظ
Share

احمد مرجانی نژاد

پژوهشگر مسائل افغانستان 

 

 

چرایی درخواست تجهیزات نظامی روسی افغانستان

دولت وحدت ملی درخواست خرید تجهیزات سنگین جنگی روسی را در تاریخ هفتم مهر ماه 1394 به دولت مسکو اعلام کرد و گفت: خرید توپخانه و بالگرد Mi-35 را از روسیه در دستور کار داشته و مسکو نیز موافقت اولیه خود را با این درخواست اعلام کرده است. البته معاون اول رئیس جمهور افغانستان چندی پیش با سفر به روسیه، درخواست همکاری‌های نظامی برای مبارزه با تروریسم را به این کشور اعلام کرده بود. روسیه نیز در جریان سفر ژنرال دوستم تاکید کرد که مسکو کمک‌های نظامی خود به افغانستان را افزایش خواهد داد. ج.ا. افغانستان در شرایطی دست به این بازی سیاسی زده و درخواست تجهیزات نظامی از روسیه کرده است که با آمریکا پیمان امنیتی داشته و قرار است واشنگتن تجهیزات مورد نیاز را در اختیار کابل قرار دهد.در حالی افغانستان از روسیه درخواست خرید تجهیزات نظامی کرده است که به اعتقاد اغلب کارشناسان ؛ سیاست‌های جاری کابل در همراهی با کشورهای قدرتمند چندان هدف مند نیست و این وضعیت به شکنندگی بیشتر منجر خواهد شد.

نگرانی اعراب از نقش آفرینی روسیه در منطقه

کشور های عربی هم سو با غرب و آمریکا معتقدند: ایران و روسیه تنها کشورهایی هستند که در صورت خلاء امریکا در منطقه ؛خواهند توانست جای خالی آن را پر کنند و همانند عراق و سوریه قدرت را در منطقه انحصارا در اختیار خود بگیرند. لذا وزش نسیم سردی در روابط روسیه با برخی از کشورهای عربی ؛ به خصوص روسیه – قطر ؛ مشهود است. اینک ؛ پس از ورود روسیه به جنگ سوریه؛ کشورهای عربی احساس می کنند روسیه این کار را برای بر هم زدن معادلات جاری در منطقه انجام داده است. ناظران می گویند که تلاش های کشورهای عربی به رهبری عربستان بر خنثی کردن فعالیت های روسیه در منطقه متمرکز است و در درجه نخست می خواهند که ارتباط و هم سویی مسکو – تهران قطع شود. هم چنین اینک به نظر می رسد؛ حمله جنگنده های روسیه در سوریه علیه مواضع داعش ؛ پیمان قطرترکیه را نیز تحت تاثیر قرار دهد و شاید این پیمان نخستین قربانی باشد. اکنون دوحه احساس می کند دخالت روسیه در سوریه قبل از هر چیز ؛ نقش اش را در این کشور هدف قرار داده است ؛ چرا که جنگنده های روسیه علاوه بر حمله به مواضع داعش به مواضع جیش الفتح که شامل جبهه النصره، شاخه القاعده در سوریه و جنبش احرار الشام است نیز حمله می کنند. جریان هایی که مورد حمایت قطر و ترکیه هستند و این دو کشور منابع مالی و تسلیحاتی در اختیار آنها قرار می دهند. قطر قبل از آغاز بحران های اخیر ؛ روابط نزدیکی با سوریه داشت، هدف دوحه در آن ایام ؛ ایجاد خط لوله گازی بود که از سوریه و ترکیه عبور نماید و به اروپا برسد. برخی از تحلیلگران بر این اعتقادند که روسیه ؛ در همراهی با اسد ؛ علاوه بر مسائل سیاسی ؛ مسائل اقتصادی ؛ نظیر تحت الشعاع قراردادن و یا شکست ” پیمان قطر ” را نیز دنبال می کند. به نظر می رسد روسیه می خواهد این طرح قطر را ناکام بگذارد تا اروپا همچنان به گاز روسیه وابسته بماند. در همین رابطه مجله” فارن افرز “گزارشی را منتشر کرده است که در آن آمده است: علت تلاش روسیه برای بقاء رژیم اسد در سوریه و درهم شکستن محاصره شهر لاذقیه آن است که روسیه تمایل دارد به جای خط لوله گازی از قطر ؛ خط لوله ای   به مبداء ایران و با عبور از عراق و سوریه ( از طریق لاذقیه ؛ دریای مدیترانه) گاز اش را به اروپا برساند. در عین حال خبرگزاری “العرب “گزارش می دهد که ورود نظامی روسیه در سوریه به اوباما ثابت کرد که نمی تواند چندان به کارآمدی اتحاد قطرترکیه در سوریه امیدوار باشد از این روی واشنگتن ؛ فورا به فکر راه حل سیاسی برای بحران سوریه افتاد و در پی مذاکره با مسکو بر آمده است. از منظر بسیاری از کارشناسان منطقه ؛ راه حل سیاسی ای که اکنون طرف های بحران سوریه در حال مذاکره بر سر آنها هستند بیش از همه به سود روسیه و بشار اسد خواهد بود و روسیه قصد ندارد تا رسیدن به اهدافش در حمله به گروه های تروریستی راه حل بحران سوریه را بپذیرد.

آینده احتمال حضور روسیه در افغانستان

تکثر برداشت در مورد جنگ و یا صلح با گروه طالبان ؛ افغانستان را دچار چنددستگی کرده است. در صورتی که افغان‌ها مدیریت جنگ را در مبارزه با تروریسم را در دست گیرند؛ می‌توانند از کمک‌های احتمالی دولت‌های درگیر بهره ببرند. اما در صورتی که افغانستان توانمندی مدیریت جنگ را از دست بدهد و امریکا طرح مبارزه با تروریسم را در دست بگیرد، احتمالا زمینه مداخله روسیه ؛ و دیگر کشور های هم سو را نیز به همراه خواهد داشت و افغانستان به سوریه‌ای دیگر تبدیل خواهد شد. مسلما روسیه حضور تروریسم طالبان ؛ داعش ؛ و… را در کنار مرز کشورهای آسیای مرکزی و میانه به عنوان حیاط خلوت و حوزۀ نفوذ و منافع خود، تحمل نخواهد کرد. تداوم حضور نیروهای طالبان و گروه‌های تروریستی دیگر چون داعش در شمال افغانستان بنا به هر عامل و دلیلی، از سوی مسکو و دولت‌های در واقع تحت نفوذ و یا متحد آن در منطقه ؛ به عنوان تهدیدی بسیار جدی و خطرناک ارزیابی و شناخته می‌شود. روس‌ها خطر این تهدید را که پای گروه‌های افراطی ؛ تکفیری اسلامی را به درون جوامع مسلمان آسیای مرکزی و جامعۀ مسلمانان فدراتیو روسیه ؛ کشانده شود؛ را نمی‌پذیرند و مسلما نظاره‌گر باقی نخواهند ماند . دخالت و مشارکت روسیه در چنین فضای تقابل و خصومت عمیق و گسترده با امریکا و غرب، در واقع ائتلاف ۴+۱ مسکو ( تهران- دمشق – بغداد- حزب‌الله لبنان) را از معرکۀ سوریه تا میدان‌های جنگ در شمال افغانستان گسترش می‌دهد و ائتلاف مذکور در این میدان ؛ احتمالا به ۵ + ۱(هندوستان ) و شاید هم ً به   ۶+ ۱(چین) گسترش یابد. البته احتمال دارد؛ خصومت و تقابل ائتلاف های مذکور در برابر ناتو و اعراب سنی مذهب ؛ منجر به درگیری نظامی گردد. زیرا از سویی؛ هندوستان ؛ که همواره دست پاکستان را در عقبه تروریسم طالب و هر گروه تروریستی دیگر علیه خود ؛ می‌بیند و قبل از سقوط طالبان نیز با جبهۀ مقاومت ضد طالبان همکاری داشت ؛ فرودگاه عینی تاجکستان را جهت مقابله با حرکتهای تروریستی ( طالبان ؛ داعش و… ) ؛ باز سازی کرده است. از سوی دیگر ؛ جمهوری خلق چین ؛ به عنوان عضو سازمان همکاری شانگهای ؛ که شدیدا نگران فضای ملتهب جوامع مسلمان خود است ؛ وارد این ائتلاف گردد .

در واقع درخواست تسلیحات نظامی از روسیه ؛ یک روز پس از سفر نواز شریف به آمریکا از سوی کاخ ریاست جمهوری افغانستان مطرح شد و این بیانگر آن است که بین تقاضای کمک از روسیه با سفر نخست وزیر پاکستان به واشنگتن ارتباط مستقیمی وجود دارد. زیرا نواز شریف در موقعیت یا زمانی که گفته می شود نیروهای آمریکایی در حال ترک افغانستان هستند، می‌خواهد این خلا ء پاکستان را پر کند. در چنین وضعیتی دولت افغانستان درک کرده است که آمریکا هر زمانی که بخواهد می‌تواند سرنوشت افغانستان را به دست دیگری بسپارد ؛ لذا بدین جهت از روسیه کمک خواسته است که در مقابل پیشروی پاکستان ؛ در کنار افغانستان ایستاده و بدین ترتیب از مسکو به عنوان اهرم فشار و بازوی متعادل کننده‌ای در تحولات افغانستان و منطقه استفاده کند. البته بعد دیگر درخواست مذکور به این دلیل است که توافقنامه بین کابل – واشنگتن به مرحله اجرایی نرسید و آمریکا به آن پای بند نگردیده است و افغانستان را مجبور به تغییر مسیر به سمت روسیه کرده است. این که به افغانستان حمله شود و آمریکایی‌ها بی‌تفاوت باشند ؛ خلاف توافقنامه امنیتی کابل و واشنگتن است. در پیمان آمده است که آمریکا باید در کنار دولت افغانستان حضور داشته باشد و در صورت تعرض دفاع کند. اما بعد از انعقاد پیمان هیچگونه تحرکی از سوی آمریکا دیده نمی شود و دولت و ملت افغانستان را از ناتو و امریکایی‌ها ناامید کرده است و دولت افغانستان را به سمت روسیه گرایش می دهد تا بتواند نیازهای نظامی خود را مرتفع سازد. گفته می شود؛ حتی اگر موافقتنامه خرید تجهیزات نظامی از روسیه به مرحله اجرایی نرسد، طرح تقاضای مذکور هراسی نزد واشنگتن ایجاد خواهد کرد که در صورت ادامه سرمایه گذاری روی پاکستان، ممکن است افغانستان از کارت روسیه استفاده بیشتری کرده و مسکو دخالت بیشتری را با چراغ سبز کابل در مسائل افغانستان داشته باشد. مسلما همان گونه که مسئله امضا پیمان امنیتی با آمریکا در برهه حساسی از تاریخ به یک چالش بزرگ تبدیل شد؛ انعقاد همکاری نظامی با قدرتی مانند روسیه نیز همان چالش‌ها و مشکلات را خواهد داشت و افغانستان را مجدداً به میدان رقابت و جنگ سرد بین واشنگتن – مسکو سوق خواهد داد. رئیس جمهور ؛ اشرف غنی ؛ در ابتدا سعی کرد خود را به پاکستان نزدیک کند و به اسلام‌آباد اعتماد کرد؛ اما باز هم با ترفند های سیاسی گذشته و عدم حسن نیت پاکستان مواجه گشت ؛ اکنون نیز اشرف غنی به خاطر وعده‌هایی که داده است ؛ مجبور به کاهش فشار افکار عمومی و ناگزیر به حرکت به سمت روسیه گردیده است .

نتیجه گیری :

در حالی که جمهوری اسلامی افغانستان ؛ به عنوان یک کشور در حال گذار در حل و فصل مسائل امنیتی و منطقه‌ای خود، به همراهی قابل اعتماد نیاز دارد. چنین می نماید که نظامیان خارجی افغانستان را ترک نخواهند کرد ، زیرا میدان نبرد تازه رقابتی میان امریکا و روسیه در افغانستان گشوده خواهد شد. البته با لحاظ تنگناهای مالی روسیه و معاملات آتی روسیه با غرب ؛ بعید بنظر می رسد روسیه بتواند در ابعاد گسترده و به مدت طولانی در افغانستان حضور داشته باشد. هم چنین تبعات و پیامد دخالت احتمالی روس‌ها در جنگ افغانستان در فضای تعارض و دشمنی شدید با امریکا ؛ ناتو ؛ متحدین عرب اش در منطقه، برای افغانستان و کشور های همسایه و منطقه بسیار پیچیده و پر هزینه خواهد بود. شکل‌گیری این فضای خصومت از تقابل دو طرف بر سر سوریه آغاز گردید. ولی اینک میزان رویارویی غرب با روس‌ها در میدان سوریه نامشخص است ؛ هم چنین واکنش روس‌ها نیز در برابر اقدام و عمل غربی‌ها نیز روشن و مشخص نیست. مسلما ضعف حکومت وحدت ملی در عدم استفاده از فرصت مناسب همکاری نظامی با ناتو و آمریکا ؛ قابل تسری به همکاری نظامی با روسیه نیز می گردد ؛ زیرا بهانه کمبود تجهیزات ؛ ناشی از ضعف دولت و مدیران ارشد امنیتی افغانستان است و ربطی به قراردادهای نظامی با کشورهای مختلف ندارد و تا مدتی که این ضعف وجود داشته باشد، هیچیک از قدرت های سیطره جو ؛ حاضر به عمل کردن به تعهدات خود نخواهند بود. جمهوری اسلامی افغانستان یکی از میدان‌های این جنگ خونین و ویرانگر در مخاصمت و تقابل این دو ائتلاف خواهد بود که تبعات هزینه های هنگفت ؛ مرگ بار ؛ و غم‌انگیز آن، جامعه افغانستان را میان دو طرف این ائتلاف متخاصم ؛ تقسیم و در جنگ و تقابل خونین میان هم قرار خواهد داد. از این‌رو اتحاد و همبستگی در میان نیروهای سیاسی و امنیتی افغانستان ؛ ضمن آن که توان مدیریت همکاری را افزایش خواهد داد ؛ مداخله کشورهای خارجی را نیز کاهش خواهد داد.

اتخاذ هرگونه سیاست مخدوش؛ غیرشفاف ؛ در مبارزه و جنگ با گروه تروریستی طالبان ؛ دولت وحدت ملی افغانستان را به سوی سرنوشت تاریک و مصیبت ‌بار خواهدکشاند . وظیفه خطیر و آنی دولت وحدت ملی به رهبری رئیس جمهور؛ جلوگیری از سقوط افغانستان در پرتگاه مرگبارِ تقابل قدرت‌های منطقه ای و جهانی است . مسلما در سایه تلاش های صادقانه مسئولین ؛ وحدت جامعه و همراهی مردم ؛ جمهوری اسلامی افغانستان در راستای :  

1-   توانمندسازی حفظ ماهیت متغیر و مستقل در تعامل با بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای

2-   تلاش در سطح اراده و همت ملی جهت سرکوبی طالبان

3-   همکاری با کشور های همسایه جهت جلوگیری از اشاعه تروریزم در منطقه

4-   ممانعت از ورود نیروهای نظامی خارجی به جنگ افغانستان

خواهد توانست از تبدیل شدن به صحنه تقابل احتمالی ائتلاف های منطقه ای و بین المللی ؛ نجات یابد .

مسلما تا زمانی که ج.ا.افغانستان، به تدوین یک استراتژی کلان و راهبردی در خصوص نحوه همکاری با کشورهای همسایه ؛ منطقه و قدرت های بین المللی ؛ نپردازد و از سیاست نگاه به امروز به جای راهبرد آینده‌نگری استفاده کند، هیچگاه از دامی که سلطه گران منطقه ای و بین المللی پهن کرده اند ؛ رهایی نخواهد یافت .

 

واژگان کلیدی: احتمال حضور روسیه در افغانستان، حضور روسیه در افغانستان، روسیه و افغانستان

 

Share