مرکز بین المللی مطالعات صلح - IPSC

بحرين و نقش متغيرهاي كلان در آينده سياسي آن

اشتراک

 فرزاد رمضاني بونش

مركز بين المللي مطالعات صلح – IPSC

بيان رخداد

پس از آنكه دامنه‌ی قیام‌های خاورميانه اي از تونس آغاز شد، در بحرین نيز مردم به گونه اي مدني و مسالمت آمیز به طرح مطالبات خود و احقاق حقوق از دست رفته‌ی خویش پرداختند. در همین راستا، با تحصن در میدان «لؤلؤ» منامه، اعتراض‌های خود برضد رژیم «آل خلیفه» را آغاز كردند. اما اين انقلاب جدا از مداخله خارجي نيروهاي سپر جزيره با چالشها و مشكلات فراوني روبر بود و عملا به رغم همانندي هاي بسیار انقلاب بحرین با دیگر انقلاب‌های عربی، در عمل به با مقاومت همه جانبه ساختار سياسي حاكم روبرو شد. در اين بين، با وجود تداوم فشارها، اين كشور همچنان با اعتراضها و درگيريهايي روبرو بوده است. این نوشتار به بررسي متغيرهاي كلان و تاثير گذار در تثبيت وضعيت كنوني و هر گونه سرنوشت سياسي آينده انقلاب بحرين می پردازد.

واژگان كليدي: بحرين، انقلاب، بازيگران داخلي، آل خليفه، متغيرهاي داخلي، متغيرهاي منطقه اي متغيرهاي بين المللي

تحليل رخداد:

متغيرهاي داخلي:

ثبات نسبي در نگاه هيئت حاكمه به انقلاب: «شیخ حمد بن عیسی آل خلیفه» از سال 1999 میلادی تاکنون حاکم این کشور بوده است و بيشتر پست هاي کلیدی کشور نيز در اختیار خاندان آل خلیفه بوده و همچنان در مقابل مخالفتها و اعتراض ها مقاومت  كرده است. چنانچه عملا شكاف اندك در بين ساختار سياسي هيئت حاكمه در قبال مخالفان و انقلابيون با توجه به هراس از آينده سياسي، نتوانسته  است موجب گسترش اختلافات در ساختار سياسي گردد. در اين بين، حتي به نظر ميرسد كه در ماه هاي گذشته ساختار سياسي اين كشور به گونه اي متصلب تر نيز با مخالفان برخورد كرده و عملا به جاي دادن امتيازهاي بيشتر به مخالفان دست به رويكردهايي همچون سلب تابعیت از شهروندان این کشور به بهانه ضربه زدن به امنیت كشور و ممنوعيت برگزاري تظاهرات ها و مخالفاتها دست زده است. در اين حال، با توجه به شرايط نوين داخلي در اين كشور از جمله وقوع برخي انفجارها و رويكردهاي مسلحانه، عملا به نظر ميرسد ساختار حاكم با بهره  گيري از متهم كردن مخالفان منطقه اي از جمله ايران و حزب اله عملا دامنه تحرك مخالفان را كاهش داده تا اندك اندك با توسل به بهانه هاي مختلف انقلاب را بحرين كندتر كند. در كنار اين امر نيز بايد اشاره داشت كه طرح  اختلاف افكني در بين مخالفان ميانه رو و تندرو به عبارتي اصلاح طلب و يا مشروطه و جمهوري خواه و.. نيز همچنان در برنامه مقامات بحريني وجود دارد.

عدم اتحاد كامل مخالفان: از آغاز انقلاب بحرين، عمده مطالبات مردم را می‌توان در پادشاهی مشروطه،  برگزاری انتخابات آزاد و تشکیل پارلمان واقعی، نخست وزیری بر اساس رای پارلمان و…خلاصه کرد. از این رو، نبود دیدگاه واحد بین گروه‌ها و احزاب سیاسی اپوزسيون در این کشور به نوبه خود موجب شده است تا جبهه مخالفان داخلي در كشور قدرت كاملي در مقابل ساختار سياسي نداشته باشد. بايد توجه داشت كه رويكرد دولت بحرين در مقابل گروها و  جريان هاي مخالف ميانه رو و تندرو و همچنين انجام برخي از مذاكرات با برخي از گروه ها باعث شده است تا اهداف احزاب و جریان‌های اپوزیسیون از انقلاب متفاوت باشد. در اين راستا به عنوان مثال «جمعیت الوفاق» به عنوان بزرگ‌ترین گروه مخالف شیعه اغلب میانه رو بوده و صرفا خواستار استعفای دولت و اصلاحات و يا تغییر نخست وزیر، تبدیل رژیم حاکم از «پادشاهی مطلق» به «پادشاهی مشروطه» هستند. در مقابل نيز برخي ديگر از جریان‌های مخالف شیعه، خواهان سرنگوني رژیم آل خلیفه و تشکیل یک نظام دموکراتیک هستند. چنانچه در طول ماه هاي گذشته نيز هر چند بخش عمده اي از مخالفان همچنان به نافرمانی‌های مدنی و تظاهرات توجه دارند، اما بايد توجه داشت كه افزایش سرکوب‌ها، سقف خواسته ها و نگاه به رويكردهاي غير مدني و يا مسلحانه را بالا برده است و حتي برخي از انقلابيون توجه بيشتري به مقابله مسلحانه با دولت داشته اند. به عبارت ديگر با توجه به محدود تر شدن فضاي داخلي در بحرين، نه تنها امكان همگرايي مخالفان شيعه و سني در بحرين افزايش نيافته است بلكه با توجه به نوع پيشنهادهاي دولت و رويكردهاي ناهمگون احزاب و گروهها هم اختلافات بسياري در بين شيعيان در مورد راهبردهاي مقابله با آل خليفه براي تحقق اهداف انقلاب وجود دارد.

متغير بازيگران منطقه اي:

كشور كوچك بحرين در همسایگی با مناطق نفت خیز و شيعه شرق عربستان قرار دارد و همچنين بحرین فاصله‌ی ناچیزی با دو کشور قطر دارد و با یک پل 25 کیلومتری به شرق عربستان متصل می‌شود. اين كشور با توجه به عضويت در شوراي همكاري خليج فارس و بافت همگن عربي با ساير كشورهاي شوراي همكاري، به شدت مورد توجه اين كشورها است و از سويي نيز با توجه به جمعيت شيعه و پيوندهاي گوناگون اين شيعيان با حدود دو میلیون نفر شيعه عربستاني مورد نگراني آل سعود است. از آنجا كه هر گونه تغيير در معادلات قدرت در بحرين بر قدرت مجموعه شوراي همكاري خليج فارس تاثير گذاشته و حتي ممكن است به خارج شدن بحرين از اين شورا بيانجامد، و ممکن است پيامدهاي دومينو واري بر ساير كشورهاي اين حوزه داشته باشد و در مقابل نيز بر قدرت ژئوپلتيك ايران و عراق در منطقه بيفزايد. در حقيقت هر گونه تغيير در بحرين عملا از نگاه شوراي همكاري خط قرمزي براي آنان است. در اين راستا نيز ، بحرين عملا كوشيده است تا پشتيباني هاي رسانه اي معنوي و تبليغاتي عراق، حزب اله لبنان و ايران را به مثابه دخالت آشكار در امور داخلي بحرين قلمداد كند و با اين رويكرد انقلاب داخلي بحرين را پديده اي وارداتي قلمداد نمايد. چنانچه جدا از نوع روابط بحرين با كشورها و گروه هاي شيعه ،حتي اخيرا دولت بحرین حزب الله لبنان را به دست داشتن در انفجارهای این کشور محکوم کرده بود. رويكردي كه بيانگر تمايل منامه به قلمداد كردن نقش سياسي و حتي نظامي ايران و عراق و  حزب اله لبنان در تحولات داخلي و روند مخالفت ها در اين كشور و به دست آوردن حمايت افزون تر پشتيبانان منطقه اي از خود است .

 

متغير سازمان ها و بازيگران جهاني:

سازمان ها و نهادهاي بين المللي: در حقيقت هر چند بیش از یک سال و نیم از اعتراض هاي مردم بحرین علیه رژیم آل خلیفه می گذرد، اما شورای امنیت سازمان ملل در این باره سکوت مطلق کرده و یک جلسه نیز به بررسی بحران آن کشور و سرکوب معترضان بحرین توسط رژیم آل خلیفه و عربستان اختصاص نداده است. هر چند نهادهاي حقوق بشري از آغاز توجه اندكي به مسائل بحرين داشته اند، اما اين نهادها هم در مقايسه با ساير بحران ها همچون ليبي و سوريه توجه بسيار اندكي به بحرين داشته اند. هر چند واكنشهاي نهادهاي حقوق بشري در مقابل دولت بحرين با توجه به لغو تابعيت ها و ممنوعيت برگزاري تظاهرات ها و افزايش فشار دولت افزون گشته است، اما اين رويكردها هم همچنان حداقلي بوده است.

بازيگران بين المللي: اهمیت ژئوپلتيك و استراتژيك بحرین برای آمریکا و متحدان غربي و اروپايي اين كشور به ميزان ساير اعضاي شوراي همكاري خليج فارس است. گذشته از اين، وجود پايگاه دريايي امريكا در اين كشور اهميت راهبردي بحرين را براي امريكا افزايش داده است. غرب و امريكا هر چند در دو سال گذشته تلاش كرده اند با انتقادهاي حداقلي به نوعي دولت بحرين را زير فشارهايي براي اصلاح تاكتيكي قرار دهند، اما تغيير بنيادين در بحرين هيچ گاه در راستاي منافع آنان نبوده است و در مقام عمل انتقادهاي رويكردي از منامه را افزايش داده است. در طرف مقابل،  در يك سال نخست انقلاب در بحرين روسيه و چين نگاه چندان جدي اي به اين كشور نداشتند، اما با توجه به افزايش فشار غرب به سوريه و  نوع نگاه غرب به اين بحران، عملا روسيه و چين نيز انتقادهاي خود را از دولت بحرين افزايش دادند. چنانچه حتي نماینده دائم روسیه در جلسه گذشته شورای امنیت پیشنهاد کرده است که بحران بحرین در دستور کار شورای امنیت قرار گیرد و اخيرا نيز وزارت امور خارجه روسیه با انتشار بیانیه ای خواستار پایان یافتن درگیری ها و خشونت ها در بحرین میان نیروهای امنیتی و معترضان در این کشور شد. در اين راستا بايد گفت، با توجه به نوع رويكرد غرب در سوريه عملا بحرین می تواند پتانسيلي براي ايفاي نقش مهم تر روسیه و چین در شورای امنیت و صحنه ي بين المللي باشد. يعني به هر اندازه كه دامنه فشار غرب به دولت سوريه افزايش يابد اين امكان وجود دارد كه چين و روسيه نيز توجه افزوني به مساله بحرين و طرح آن در شوراي امنيت داشته باشند.

چشم انداز تاثير متغيرها در آينده سياسي بحرين:

آنچه مشخص است با توجه به نقش متغيرهاي سه گانه داخلي، منطقه اي و بين المللي در مورد بحرين هر گونه تحول در اين كشور عملا بسته به نوع كنش و واكنش بازيگران داخلي منطقه اي و  بين المللي دخيل در تحولات اين كشور است. در اين راستا، بايد گفت جدا از تاثير گذاري نوع رويكردهاي رفتاري احزاب و جريان هاي انقلابي بحرين و نظام حاكم در سطح داخلي، نوع رويكرد ايران و عراق در مقابل رويكرد شوراي همكاري خليج فارس و اتحاديه عرب در سطح منطقه اي و همچنين رويكردهاي رفتاري امريكا، اتحاديه اروپا، شوراي امنيت و سازمان هاي بين المللي و حتي احتمال مذاكره ايران و امريكا نيز مي تواند بر آينده تحولات در بحرين تاثير گذار باشد.

 

 

مطالب مرتبط