مرکز بین المللی مطالعات صلح - IPSC

آثار و پیامدهای اسلام هراسی و توهین به مقدسات اسلامی در عصر حاضر

اشتراک

دکتر گلناز سعیدی

  عضو هیئت علمی دانشگاه

  مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

 

چکیده

یکی از معضلاتی که امروزه جهان اسلام با آن روبرو است بعد مشکلات افراطی در اسلام و اسلام هراسی است که اقدامات گروههاي افراطی و تندرو در منطقه به نام اسلام باعث خدشه دار شدن اسلام و چهره مسلمانان در غرب شده است. اینگونه اقدامات خشونت آمیز در منطقه از عواملی است که به بحث ایجاد اسلام هراسی در منطقه دامن زده است. البته پدیده اسلام هراسی در جهان معاصر ریشه در اختلافات و برخوردهاي جهان اسلام و جهان غرب در گذشته هاي دور و نزدیک دارد. به تبع همین برخوردها بوده که آثار منفی در هر دو طرف به طرف مقابل ایجاد و موجب توهین به مقدسات شده است. اگرچه برخوردهاي میان جهان اسلام و جهان غرب در آغاز بیشتر رنگ عقیدتی و ایدئولوژیک داشت، کم کم ابعاد سیاسی و اقتصادي این برخوردها پررنگ تر شد. امروزه، به رغم هم زیستی و تفاهم گسترده اي که میان مسلمانان و غربی ها شکل گرفته، همچنان باور به تعارض میان دو طرف، چه در میان غربی ها و چه در میان مسلمانان، مشهود است. هدف از این مقاله بررسی آثار و پیامدهای اسلام هراسی و توهین به مقدسات اسلامی در عصر حاضر است.

کلید واژه: اسلام،افراط،اسلام هراسی،اسلام،مسلمانان

اسلام هراسی، از اصطلاحات تازه اي است که به تازگی و به طور خاص، در زمینه رابطه اسلام با غرب، نسبتاً تداول یافته است. وضع این اصطلاح که بخشی از آن از علم اضطراب های روانی گرفته شده، براي تعبیر از پدیده هراس بیمارگونه از اسلام بوده است. پدیده هراس از اسلام از زمان ظهور دین اسلام سابقه داشته است؛ اگرچه امروزه، به ویژه در کشورهاي غربی، گستره و عمق آن بیشتر شده است. میتوان گفت این پدیده در تاریخ کهنی ریشه دارد که سرشار از سلسله درازي از روابط ناآرام میان غرب و اسلام است و در طی این روابط ناآرام، هراس از اسلام در ذهنیت غربی تثبیت شده و موجب شده است تا آنان اسلام را چونان خطري جدي بنگرند که تهدیدکننده هر چیز غربی است.

وجود تنوع و ناهمگونی قومی، مذهبی در میان کشورهاي اسلامی منطقه در درازمدت منجر به بروز اسلام هراسی و تغییر دیدگاه و به وجود آمدن دیدي منفی نسبت به مسلمانان می شود که امروزه تعارضات فرقهاي میان شیعه و سنی به یکی از مهم ترین اختلافات سیاسی در خاورمیانه تبدیل شده است. این امر ناشی از توجه نکردن به اخلاقیات به عنوان رکن اساسی و محور روابط بین کشورها است که در نهایت موجب اسلام -هراسی در منطقه و ظرفیت کشورهاي جهان اسلام براي اشاعه و تبلیغ اسلام با چالش مواجه می سازد. در این میان نقش گروههاي تندروي موسوم به «اسلامگرایان افراطی» و «اسلام گرایان بنیادي» را نیز نباید از یاد برد. بیشک «اسلام سلفی» در خشن جلوه دادن چهره اسلام و مسلمانان در محیط بین الملل نقش فراوانی بازي میکنند. این رسانه ها با تأثیرگذاري بر مؤلفه هاي فرهنگی محیط بین الملل، به ترویج اسلام -هراسی پرداخته و چهره اي هرچه خشنتر و وحشیانه تر از اسلام را به جهانیان عرضه می دارند )عیوضی،۱۳۹۶،ص (۹۲-۹۷).

 

اصطلاح اسلام‌هراسی:

اصطلاح «اسلام‌هراسی» برای نخستین بار در 1910 توسط کارکنان اداری فرانسه در مستعمرات این کشور به کار برده شد. این اصطلاح به دو نوع تقسیم می‌شود: اسلام‌هراسی دولتی و اسلام‌هراسی دانشورانه که هر کدام به نوعی از بدفهمی‌ها و پیش‌داوری‌های موجود در جوامع غربی اشاره دارند. از سال 1997، این اصطلاح به‌طور گسترده‌تری در مطالعات غربی مطرح شد و پژوهشگران مختلف به بررسی ابعاد مختلف آن پرداخته‌اند.

این پدیده به مرور با گسترش بنیادگرایی اسلامی و تروریسم، بیشتر مورد توجه قرار گرفت و به چالشی بزرگ برای جوامع غربی تبدیل شد. در نهایت، اصطلاح اسلام‌هراسی به عنوان یک پدیده فکری و اجتماعی در مواجهه با مشکلات و بحران‌های سیاسی و فرهنگی مطرح گردید.

کاربرد اطلاعات و رسانه‌ها در اسلام‌هراسی

در نیمه دوم سده بیستم با پیشرفت فناوری‌های ارتباطی و افزایش نیاز به اطلاعات، جوامع به شدت به گردش اطلاعات وابسته شدند. این تحولات باعث شکل‌گیری دوران جدیدی از جوامع با تأکید بر سرعت اطلاعات و استفاده از آن در صنایع مختلف شد. رسانه‌ها نیز نقش مهمی در شکل‌دهی افکار عمومی ایفا کرده‌اند. در این دوران، رسانه‌ها فرهنگ‌ها و نگرش‌های مختلف را تحت تأثیر قرار داده و با گسترش اطلاعات، همگرایی و تفاهم بین فرهنگ‌ها را ایجاد کرده‌اند، اما در عین حال بازنمایی‌های جانبدارانه و تبعیض‌آمیز نیز از واقعیت‌های جهان معاصر شکل گرفته است.

یکی از نمونه‌های بارز این بازنمایی‌ها، تصویر اسلام و مسلمانان در رسانه‌ها است. رسانه‌های غربی مسلمانان را به‌عنوان تهدید، افراطی و جنگ‌طلب به تصویر می‌کشند و اسلام را به‌عنوان دینی یکپارچه و مخالف تمدن غرب نشان می‌دهند. در این تصویر، رسانه‌ها جهاد را به تروریسم ربط می‌دهند و به‌ویژه جایگاه زنان در اسلام و حجاب را به‌عنوان یک تحمیل فرهنگی معرفی می‌کنند. این تحریف‌ها هدفمند هستند تا سیاست‌های استعماری و سلطه‌طلبانه غرب را توجیه کنند و تصویر منفی از مسلمانان در ذهن مخاطبان ایجاد کنند.

اسلام هراسی بعد از حملات یازده سپتامبر

بعد از حملات یازده سپتامبر رابطه غرب و جهان اسلام کاملا دگرگون شد این روند مورد تحلیل هاي متفاوتی قرار گرفت ، گروهی یازده سپتامبر را از منظر تغییر در معماري و ساختار روابط بین الملل مورد مطالعه قرار دارند. گروه دیگري یازده سپتامبر را به عنوان نماد بحران در دموکراسی تلقی کردند و سیاست ها و اقدامات بوش را آغاز یک روند نزولی به لحاظ سیاسی دانستند و بعضی یازده سپتامبر را به عنوان پایان همکاري بین المللی و معاهدات بین المللی تفسیر کردند )عاملی ۱۳۸۲ : ) ۲۹۸.

رسانه ها پس از یازده سپتامبر به جاي توجه به واقعیات موجود در جهان اسلام، توجه خود را بر روي فضاي آلوده ضداسلام متمرکز کرده اند و در راستاي تقویت همین فضاي ضد اسلامی حرکت می کردند و در پی تکرار گزینشی پیوند میان اسلام و خشونت هستند. برخی رسانه ها هم در تلاش اند تا نشان دهند که جنگ های صلیبی میان اسلام و مسیحیت همچنان ادامه دارد و تقابل بین مسلمانان و مسیحیان، ادامه همان جنگ هاي صلیبی است. رسانه ها براي تخریب اسلام در نزد افکار عمومی، به طرح پرسش هاي کلیشه اي در مورد اسلام می پردازند و براي مثال، مباحثی مانند: تبعیض ضدزنان مسلمان، حجاب و جهاد را مطرح می کنند.

انتقادات معمول به مسلمانان افراطی نیز یعنی همان بنیادگرایان عالم رسانه ها به راحتی به حمله برضدکل جماعت مسلمان جهان تغییر ماهیت می یابد، تشخیص سیماي دوگانه مسلمانان در ذهنیت رسانه ها امري بس دشوار است . قاطبه غیرمسلمانان می پندارند که در پشت آن ظاهر آرام یک مسلمان نوعی، یک روحانی مجنون وجود دارد که براي خودنمایی و ابراز وجود، تقلا می کند. هرقدر زودتر و موثرتر بتوان او را برجاي خود نشاند، بهتر خواهد بود.

تأکید زیاد بر بنیادگرایی اسلامی به عنوان خطري عالم گیر، موجب تقویت این گرایش شده که خشونت را با اسلام یکی بدانند و میان استفاده نامشروع بعضی افراد از دین و ایمان و عمل اکثریت مسلمانان جهان که مثل پیروان دیگر ادیان می خواهند در صلح و آرامش زندگی کنند ، فرق نگذارند . نسنجیده همتراز قرار دادن اسلام و بنیادگرایی اسلامی، با افراط گرایی، مساوي است با قضاوت درباره اسلام طبق رفتار کسانی که از سر انتقام جویی ، هرج و مرج و خرابی می آفرینند . معیاري که در مورد یهودیت و مسیحیت اعمال نمی شود . ترس از بنیادگرایی، شرایطی ایجاد می کند که در آن مسلمانان و سازمان هاي اسلامی مادام که بیگناهی آن ها ثابت نشود گناهکار بشمار می روند . اعمال هر چقدر هم فجیع باشد به جاي آنکه معلول برداشتی نادرست و مسخ شده از اسلام شمرده شود ، به اسلام نسبت داده می شود.

اهداف پنهان و آشکار رواج هراس از اسلام

اسلام‌هراسی از آغاز فتوحات اسلامی شروع شد و تاکنون به صورت‌های مختلفی خود را نشان داده است. اهداف اصلی این پدیده شامل موارد زیر است:

  1. تشکیک در نبوت پیامبر اسلام (ص): از زمان بعثت پیامبر، همواره اتهاماتی در مورد رسالت ایشان مطرح بوده است، از جمله ادعاهایی که اسلام را دینی مادی و خشن معرفی می‌کنند.
  2. برانگیختن نزاع‌های داخلی میان مسلمانان: کشورهای غربی با بزرگ‌نمایی اختلافات مذهبی و دینی در جهان اسلام، تلاش دارند میان مسلمانان و سایر اقلیت‌ها، یا حتی خود مسلمانان، اختلافات ایجاد کنند.
  3. اشغال سرزمین‌های اسلامی: جنگ‌های صلیبی و بعدها جنگ‌های فرهنگی علیه جهان اسلام، نشان‌دهنده کینه دیرینه غرب به اسلام و مسلمانان بوده و اهداف استعماری را دنبال می‌کند.
  4. فعال‌سازی فعالیت‌های تبشیری: تلاش برای مسیحی کردن مسلمانان به‌ویژه در کشورهای اسلامی فقیر و بی‌ثبات سیاسی با هدف مقابله با اسلام و گسترش نفرت از آن.

مجریان اسلام‌هراسی 

با توجه به تحولات تاریخی و شکل گیري گروه ها و جریان هاي ضد اسلامی، امروزه جریان هاي مجري و هادي امواج اسلام ستیزي، طیف گسترده و متنوعی را تشکیل می دهند که توجه به آن، تمیز دادن آن و دسته بندي آن امکان پذیر است. جریان هاي مقابله با اسلام و در جوامع غربی را می توان در گروه هاي مختلفی به شرح زیر دسته بندي کرد. این گروه‌ها شامل صهیونیست‌ها، مسیحیان صهیونیست، گروه‌های کاتولیک صلیبی، نژادپرستان، گروه‌های سیاسی افراطی و لاییک‌ها، ایدئولوژي هاي انحرافی و ضد اسلامی (مانند بهائیت، مارکسیسم و… )می‌باشند.

این پدیده نه تنها در رسانه‌های غربی بلکه در سیاست‌های بین‌المللی نیز ظهور کرده و منجر به ایجاد تصویری منفی و نادرست از اسلام و مسلمانان می‌شود. در نهایت، تلاش برای مقابله با اسلام‌هراسی نیازمند یک راهبرد جامع و مقاومتی در سطح جهانی است.

مقاله به تحلیل دلایل اسلام‌هراسی و چگونگی ترساندن مردم از اسلام‌گرایان، به ویژه اخوان المسلمون، می‌پردازد. محسن صالح، تحلیلگر مسائل منطقه‌ای، در این مقاله چند عامل اصلی را مطرح می‌کند که در ساخت و گسترش این ترس‌ها موثر هستند:

  1. جهالت و ناآگاهی از ماهیت اخوان المسلمون: بسیاری از منتقدان اسلام‌گرایان ناآگاهی دارند و اطلاعات نادرست و گزینشی از این گروه‌ها ارائه می‌دهند، بدون اینکه با ادبیات و تفکرات اصلی آنان آشنا باشند.
  2. اختلافات ایدئولوژیک: برخی دولت‌ها به دنبال سیستم‌های لائیک هستند و به همین دلیل اسلام‌گرایان را با اتهامات واپس‌گرایی و ضد آزادی مواجه می‌کنند. این در حالی است که اخوان المسلمون نظرات اصلاح‌طلبانه‌ای مبتنی بر اصول اسلامی دارد.
  3. تبلیغات خصمانه دشمنان اخوان المسلمون: در دوره‌های مختلف، به‌ویژه در دوران عبدالناصر، اخوان المسلمون هدف تبلیغات منفی، تعقیب و سرکوب قرار گرفتند.
  4. برداشت‌های گزینشی تاریخی: ترس‌ها از اخوان المسلمون گاهی بر اساس برداشت‌های گزینشی از تاریخ این گروه، مانند اتهام‌های تروریستی و فعالیت‌های مخفیانه، ساخته می‌شود.
  5. تلاش‌های آمریکا و اسرائیل برای اسلام‌هراسی: غرب به‌ویژه از اسلام‌گرایان سیاسی و اصلاح‌طلبان هراس دارد، زیرا این گروه‌ها با پروژه‌های رژیم صهیونیستی در تضاد هستند.
  6. اشتباهات فردی و خطاهای اخوان المسلمون: برخی اشتباهات فردی و رویکردهای سیاسی ناموفق از طرف اخوان المسلمون باعث تشدید این ترس‌ها می‌شود.

در نهایت در آینده، اسلام‌هراسی بیشتر بر مشکلات ناشی از افراط‌گرایی و سوءاستفاده‌های غربی از این وضعیت متمرکز خواهد بود. اعمال خشونت‌آمیز گروه‌های افراطی همچون داعش و القاعده، که به نام اسلام انجام می‌دهند، باعث بدنامی اسلام در دنیا شده و ممکن است منجر به انزوای مسلمانان شود.

ابزارهای لائیک در ترساندن مردم از اسلامگرایان

محسن صالح” تحلیلگر و کارشناس مسایل منطقه اي تاکید می کند که ترساندن از اخوان المسلمون عموما با عناوینی نظیر تروریسم، افراط گرایی، واپس گرایی، یا صفاتی مانند ضد آزادي و ضد حقوق زنان و یا حتی عناوین دیگري مانند دیکتاتور به اسم دین نمود پیدا می کند، این تبلیغات، حتی در برخی موارد از متهم کردن به مزدوري براي کشورهاي دیگر و فرصت طلبی و عدم قدرت براي ارائه برنامه واقعی مدیریت کشور و ترتیب دادن به مناسبات خارجی نیز خالی نیست. جالب اینجاست که حتی بعضی از این اتهامات نیز اگر درست باشند، بر اساس مفاهیم علوم احتماعی و سیاسی براي اینکه اخوان المسلمون را به انزوا و حاشیه بکشاند و آن را به سازمانی کوچک و بی اهمیت تبدیل کند، کافی است. او ابزارهاي لائیک را در گروه هاي زیر طبقه بندي می کند:

الف: جهالت و ناآگاهی از ماهیت گروه هاي اسلامگرا

انگیزه رواج پدیده اسلام هراسی در بهار عربی که آن را اخوان هراسی می نامند، بدلیل ناآگاهی از تفکرات و ادبیات اخوان المسلمون است، زیرا بسیاري از نویسندگانی که در موردشان مطالبی می نویسند، کتاب هاي “حسن البنا” موسس اخوان المسلمون و سایر کتاب هاي مبناي اخوان المسلمون را نخوانده اند.

آنها با حسن نیت یا سوء نیت خود برداشت هاي تکه تکه و نسبت هاي داده شده به این جریان از سوي دشمنان را کنار هم می گذارند و برخی اشتباهات مطرح شده از سوي برخی از افراد وابسته به جماعت را نیز که هرگز خط رسمی این جریان نیست، در کنار هم قرار می دهند و از آن علیه اخوان المسلمون استفاده می کنند. آنها به این ترتیب چهره اي روشمند و غیر منطقی از اخوان المسلمون ارائه می دهند، این در حالی است که طرفداران اخوان المسلمون نیز عمدتا فرصتی نمی یابند تا مانند فرصتی که به دشمنانشان داده شده است، خود را معرفی کنند و ایده هاي خود را مطرح نمایند.

ب: اختلافات ایدئولوژیک

بسیاري از دولت هاي نوپاي کنونی به دنبال سیستم هاي لائیک هستند که بتوانند دین را از دولت جدا کنند، این در شرایطی است که آنها خودشان اسلام ستیز نبوده باشند، آنها در ایده هاي خود مبانی ملی گرایی، سوسیالیستی، لیبرالیستی و چپ گرایی را تبلیغ میکنند، اما در شرایطی که این دولت ها موفق شده اند تا دینداران سنتی را تسلیم کرده و آنها را به کنترل خود وادارند، تناقض و چالشی بزرگ از جریان هاي اسلامی فعال در این زمینه ایجاد می شود و اخوان المسلمون در صدر این تفکر فعال و تاثیر گذار قرار میگیرد، این جریان ایده هاي مدافع تغییر و اصلاح طلبانه خود را بر اساس مبانی اسلامی ارائه میکند و در این زمینه نمادها و دلایل زیادي را نیز ارائه می دهد و خواسته هاي کنونی و آرمان هاي ملت ها را نیز در ارائه افکار خود مورد توجه قرار می دهد. این در حالی است که میزان قدرت این گروه ها در اجراي برنامه هایش به علت همگرایی خوبی که بیشتر مردم این کشورها با این دیدگاه ها دارند، به کابوسی براي دیگران تبدیل شده است.

البته برخی گروه هاي ملی گرا و چپ و لیبرال خود را با ایده هاي متمدنانه و تشکیلات دولتی بر اساس لائیسم که در غرب رواج دارد، در ارتباط می دانند، این جریان هاي اسلامی و جمع دین و سیاست را در تضاد با دیدگاه هاي لائیک خود می دانند آنها را به دوران حاکمیت دینی و دوره سلاطین و خان ها مرتبط کرده و آنها را واپس گرا و عقب افتاده می خوانند، بدون اینکه بدانند که این جریان اسلامی فعال انتقادات زیادي را علیه دوره هاي عقب افتادگی و حاکمیت وراثتی و مستبد که با اسم اسلام ظهور کرده بودند، مطرح کرده است. این گروه میان اسلام و طراوت و تاثیر گذاري آن و صلاحیت آن براي هر زمان و مکان و دولت هاي بعدي که به اسم اسلام در دوره هاي عقب افتادگی وجود داشته اند، تفاوت قائل است.

 

ج: تبلیغات مسموم دشمنان اخوان المسلمون

علت سوم اسلام هراسی در دوره جدید به تبلیغات برنامه ریزي شده و خصمانه اي باز می گردد که اخوان المسلمون از سالها پیش در کشورهاي عربی با آن مواجه بوده است، این موضوع بویژه در زمان حاکمیت جمال عبدالناصر بین سالهاي ۱۹۵4 تا ۱۹۷۰ خود را نشان داد، در آن زمان این گروه به مزدوري و واپس گرایی و انگیزه هاي ضد قومی متهم شدند.

در این زمان دولت هاي عربی و اجنبی به شدت تحرکات اخوان المسلمون در تمامی رسانه هاي جمعی را زیر نظر داشتند و اعضاي این جریان نیز همواره در معرض تعقیب و پیگردهاي امنیتی و فرار و حاشیه نشینی بودند و اجازه دفاع از خود و تشریح دیدگاه هایشان را نداشتند. این روند در سالهاي طولانی در کشورهایی نظیر مصر و عراق و لیبی حاکم بود، البته برخی استثناها نیز در این زمینه مطرح بود که امکانات و تاثیر گذاري آن نیز بسیار کم بود.

د: برداشت هاي گزینشی تاریخی از عملکرد اسلامگرایان

علت دیگر اسلام هراسی و اخوان هراسی در دوره جدید برداشت هاي گزینشی و عمدي از تاریخ این گروه بود که باعث شده برخی نگرانی ها در مورد آنها مطرح شود، برخی ادعاها در زمینه سازمان هاي سري و نظامی این گروه و ترور النقراشی باشا یکی از نخست وزیران سابق مصر و تلاش براي ترور عبدالناصر از دیگر مسایلی بود که این نگرانی ها را ایجاد کرد.

این موضوعات نیز البته شرایط موضوعی خود را داشت، اما برخی از آنها هدف بزرگنمایی قرار گرفته و صحت برخی دیگر نیز هرگز ثابت نشد، اما شیوع این اخبار و بیان زیاد آنها به گونه اي شد که آنها را به عنوان حقایق مسلم مطرح کرد. از سوي دیگر آنهایی که این ادعاها را تکرار می کنند، به یاد نمی آورند که جریان اخوان المسلمون مصر با هدف اخراج اشغالگران انگلیسی از مصر در سال ۱۹4۰ تاسیس شد و از جهاد در فلسطین اشغالی و سایر مناطق حمایت کرد و فعالیت هاي خود را در جنگ سال ۱۹4۸ نیز ادامه داد و در مقاومت مصري ها در کانال سوئز نیز که در سال ۱۹۵۱ تا ۱۹۵4 صورت گرفت، حضور داشت، آنها همچنین از دهها علامت سوالی که در زمینه اتهام زنی به این جریان براي ترور جمال عبدالناصر وجود دارد نیز صحبتی نمی کنند.

 

ه: تلاشهاي آمریکا و اسرائیل براي اسلام هراسی

عامل دیگر اسلام هراسی، ترس قدرتهاي غربی و اسرائیلی از پا گرفتن اسلام سیاسی و فعال است، چرا که این جریان بر اساس پیش زمینه هاي دینی ، فرهنگی ، تاریخی و سیاسی خود دشمن اساسی پروژه رژیم صهیونیستی در فلسطین است، این گروه پروژه اي اسلامی را با خود به همراه دارد که با معیارهاي جهان لائیک معاصر و دیدگاه هاي غرب مطابقت ندارد و تسلط غرب بر منطقه را بر نمی تابد، این گروه به دنبال تغییر و اصلاح رژیم هاي عربی فاسد و مستبد هم پیمان با غرب است.

تمام این انگیزه ها باعث شده است که این جریان در محور دشمنی غرب قرار بگیرد و آنها تاثیر زیادي در تخریب چهره این جریان در دهه هاي گذشته داشته اند، این کشورها با حکام کشورهاي عربی نیز براي ممانعت از رسیدن اخوانی ها به قدرت ائتلاف کرده و حتی براي سرکوب این جریان از معیارهایی استفاده کردند که مغایر با ارزش هاي غربی است، دیکتاتوري، قلع و قمع آزادي ها و شکنجه و تقلب در انتخابات تنها بخشی از این معیارها بود که براي جلوگیري از نفوذ اسلام گرایان در این کشورها با همراهی غرب پیاده می شد. به این ترتیب بود که میزان اعتماد غرب به برخی از حکام عرب بر اساس توان آنها در تعقیب و مهار اسلام اخوان گرایان بود و بسیاري از سازمان هاي جاسوسی نیز بر اساس موفقیت خود در ترساندن مردم از المسلمون به ارج و قرب در برابر دیدگاه غرب می رسیدند.

 

و: اشتباهات فردي و خطاهاي غیر رسمی اخوان المسلمون

اشتباهات فردي برخی از این گروه ها و افراد به عنوان انسان هایی می داند که جایز الخطا هستند، این افراد نیز ممکن است اجتهادات یا اقداماتی داشته باشند که موفق یا ناموفق بوده است و ممکن است برخی از این اقدامات صورت مثبتی از خود به جاي گذاشته و برخی دیگر نیز به علت رقابت هاي سیاسی و خصومت هاي دیگران به عنوان نقطه اي منفی نشان داده شود، از سوي دیگر ممکن است روحیه حزب گرایی و رویکردهاي سیاسی باعث شود تا برخی از این افراد از جذب افراد با لیاقت و پتانسیل هایی از خارج از گروه هاي خود ناتوان باشند.

همچنین بسیاري از اعضاي این گروه نیز بویژه بعد از تحصیلات دانشگاهی خود به علل مختلف ناشی از سرشکستگی و عدم توان جماعت براي پاسخ دادن به همه خواسته هاي وي و کنترل انرژي و پتانسیل کاري او در چارچوب این گروه سر باز زنند.

در برخی موارد نیز سقف شعارهایی که اخوان المسلمون مطرح کرده اند، بسیار بیشتر از حد توان آنهاست و آنها نمی توانند براي این شعارها برنامه عملی جدي تهیه کنند، از سوي دیگر گسترش اخوان المسلمون در تمامی کشورهاي عربی و دهها کشور اسلامی فضاي مختلفی از کار و تلاش را براي آنها ایجاد کرده و توان متفاوتی در تعامل با شرایط سیاسی و اقتصادي و امنیتی براي آنها به وجود آورده است. به این ترتیب رویکردهاي اخوانی نیز راه اعتدال و افراط را به خود گرفتند و بین صلح و آشتی و درگیري تقسیم شدند و برخی از آنها در درک پتانسیل هاي روند سیاسی و اجتماعی و اقتصادي ناکام ماندند.

از سوي دیگر فعالیت هاي محرمانه اخوان المسلمون در مصر و نفوذ گه گاه آنها در نیروهاي نظامی که به علت محدودیت هاي دولتی ده ها ساله علیه آنها ایجاد شده بود، برخی نگرانی ها را در مورد ماهیت برنامه ها و اهداف آنها ایجاد کرده است. البته به این نکته هم باید اشاره کرد که این گروه ها هرگز موقعیت برابر براي دفاع از خود در رسانه هاي جمعی نداشته اند.

 

منابع

-قرآن کریم

-بروجردي، عبدالهادي (۱۳۸۶)؛ «توسعه روابط ایران و عرب»، مجموعه بحث هاي نشست اندیشمندان ایران و عرب؛ چ ۱، تهران: نشر وزارت امور خارجه.

-پاک آیین، محسن (۱۳۸۸)؛ محبت اهل البیت علیه السلام حلقه اتصال مسلمانان ایران و مصر؛ دفتر مطالعات سیاسی و بین الملل، مرکز تحقیقات کامپیوتري علوم اسلامی.

-احمدي، سید عباس (۱۳۹۰)؛ ایران، انقلاب اسلامی و ژئوپلیتیک شیعه؛ چ ۱، تهران: اندیشه سازان نور. -اسپوزیتو، جان ال (۱۳۸۲)؛ انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن؛ ترجمه دکتر محسن مدیر شانه چی؛ تهران: مرکز بازشناسی اسلام و ایران.

-الشرقاوي، باکینام (۱۳۷۹)؛ «روابط ایران و مصر»، ترجمه سید محمود موسوي بجنوردي؛ فصلنامه مطالعات خاورمیانه؛ سال هفتم، ش ۲4.

-حاذق نیکرو، حمید (۱۳۹۱)؛ «قدرت نرم انقلاب اسلامی و تأثیر آن بر بیداري اسلامی در جهان»، پانزده خرداد؛ دوره سوم، سال نهم.

-رویوران، حسین (۱۳۹۱)؛ «جنبش اخوان المسلمین در مصر»، مطالعات بیداري اسلامی؛ سال اول، ش ۳.

-سلیمی، فاطمه (۱۳۹۱)؛ «مروري جامعه شناختی بر نهضت بیداري اسلامی مصر»، نشریه علوم اجتماعی؛ دوره پانزدهم، ش ۵۷.

-شکوه، حسن (۱۳۹۱)؛ «درآمدي بر حضور اقتصادي عربستان و قطر در مصر»، پایگاه خبري بولتون نیوز.

-صیفوري، منوچهر (۱۳۸۷)؛ بازتاب جهانی انقلاب اسلامی؛ چ ۳، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

-علیزاده، حسین (۱۳۸4)؛ «بررسی تحلیلی و توصیفی تاریخ روابط ایران و مصر (دو قدرت منطقه اي خاورمیانه»)، وزارت امور خارجه.

-فیرحی، داود (۱۳۷۸)؛ قدرت، دانش و مشروعیت در اسلام؛ تهران: نشر نی.

-نخعی، هادي (۱۳۷۶)؛ توافق و تزاحم منافع ملی و مصالح اسلامی؛ تهران: وزارت امور خارجه.

-نکاست، اسحاق (۱۳۸۷)؛ شیعیان در جهان عرب مدرن؛ ترجمه ارسلان قربانی شیخ نشین؛ تهران: دانشگاه امام صادق(ع).

-هوشنگ مهدوي، عبدالرضا (۱۳۷4)؛ سیاست خارجی ایران در دوره پهلوي ۱۳۰۰ تا ۱۳۵۷؛ تهران: نشر البرز.

-وردانی، صالح (۱۳۸۲)؛ شیعه در مصراز آغاز تا عصر امام خمینی(ره)؛ ترجمه عبدالحسین بینش؛ نشر مؤسسه دایره المعارف فقه اسلامی.

-ابراهیمی، نبیالله (۱۳۸۹)؛ «گفتمان اسلام سلفی و جهانی شدن امنیت خاورمیانه»، فصلنامه مطالعات

راهبردي؛ سال سیزدهم، ش .4

-پیشگاهی فرد، زهرا و صغرا میراحمدي (۱۳۸۸)؛ «تحلیل تاریخی- ژئوپلیتیکی ایران و مصر از جنگ جهانی دوم تا انقلاب اسلامی ایران»، فصلنامه تاریخ روابط خارجی؛ ش .4۰

-جمالی، جمال (۱۳۸۶)؛ «هلال شیعی و هژمونی آمریکا»، فصلنامه علمی-پژوهشی شیعه شناسی؛ ش .۲۰

-جمشیدي راد، جعفر (۱۳۸۹)؛ «فرقه وهابیت و اهداف سیاسی آن»، فصلنامه مطالعات سیاسی؛ سال سوم، .۹ ش

-دهشیري، محمدرضا (۱۳۹۱)؛ «چالش هاي مشترک فرهنگی مذهبی فرآروي گفتمان بیداري اسلامی»،فصلنامه علمی- پژوهشی مطالعات انقلاب اسلامی؛ ش .۲۸

-ضیائی، رحمتالله (۱۳۹۰)؛ «وهابیت و تحریف میراث هاي علمی»، فصلنامه سراج منیر؛ سال اول، ش 4، زمستان.

-فوزي، یحیی، بهروز پایاب (۱۳۹۰)؛ «مقایسه تطبیقی اشتراکات و افتراقات اندیشه سیاسی جنبش اسلامی سنی اخوان المسلمین در مصر و جنبش اسلامی شیعی در آن»، فصلنامه علمی- پژوهشی شیعه شناسی؛ ش ۳۶، زمستان.

-فیروزآبادي، سید جلال و مهدي فرازي (۱۳۹۱)؛ «بیداري اسلامی و امنیت ملی جمهوري اسلامی ایران»، فصلنامه علمی- پژوهشی مطالعات انقلاب اسلامی؛ ش .۲۸

-قربانی شیخ نشین، ارسلان و جواد کارآزما (۱۳۹۱)؛ «بیداري اسلامی و دستگاه دیپلماسی ایران؛ فرصت ها و تهدیدها»، فصلنامه علمی- پژوهشی انقلاب اسلامی؛ سال نهم، ش ۲۸.

– عیوضی،محمدرحیم عیوض، مهسا فلاح حسینی،اسلام هراسی و سناریوهاي پیش روي آن،فصلنامه مطالعات سیاسی جهان اسلام علمی- پژوهشی( سال ششم، شماره ۲۳) (،پاییز ۱۳۹۶ )صفحه هاي ۹۲-۷۵.

-موسوي، محمد (۱۳۹۱)؛ «انقلاب اسلامی ایران و تحولات ژئوپلیتیکی مصر»، فصلنامه علمی-پژوهشی انقلاب اسلامی؛ سال اول، ش ۴.

– مهدوي،صالح،۱۳۹۱،ابزارهاي لائیک در ترساندن مردم از اسلام گرایان،فصلنامه علمی پژوهشی انقلاب اسلامی،ش۲۰.

-روابط سیاسی میان ایران و مصر پس از سقوط مبارک،سرویس سیاسی،۱۳۹۵،شناسه خبر ۱۷۱۹۸۲۵۲

-Wahba, Khaled (2011), The Egyption Revolution 2011: The Fall of Virtual Wall, The Revolution Systems Thinking Archetype, International System Dynamics Conference, Washington, DC, U.S.A., july ,24-28.

-Kinninmont, Jane, ‘Bread, Dignity and Social Justice’: Transition, Middle East and North

Africa Programme, April 2012, MENAP BP 2012/01

-Alanoud al sharekh ،(2011)؛ Reform and rebirth in the middle east, Survival , April –May 2011, http://www.informaworld.com/terms-and-conditions-of-access. pdf

مطالب مرتبط