مهر ۳۰, ۱۴۰۰ – ۹:۳۲ ق.ظ |

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح– IPSC

پاکستان که یکی از عجیب ترین متحدان ایالات متحده امریکا در جنوب آسیا محسوب می شود و توسط ائتلافی متزلزل از سیاستمداران ناکارآمد و رهبران نظامی …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, خاورمیانه, فلسطين, گزیده ها, مقالات

گام های اجرایی و چشم انداز تحقق طرح صلح معامله قرن- بخش نخست

نگارش در بهمن ۲۸, ۱۳۹۸ – ۱۰:۴۹ ب.ظ
Share

فاطمه خادم شیرازی

پژوهشگر، مدرس دانشگاه جامع علمی کاربردی

مرکز بین المللی مطالعات صلح-ipsc

طرح صلح ترامپ که خبرگزاری‌های مختلف از آن به عنوان «معامله قرن» و عده ای  «اسب تروجان»یادکرده‌اند، برای پایان دادن به بیش از ۷۰ سال منازعه فلسطین-اسرائیل پیشنهاد شده است.این طرح در زمان دولت بوش پدر با عنوان «دو دولت»مطرح شد و براساس آن قرار بود دو کشور فلسطینی و یهودی در فلسطین تاریخی تشکیل شود. و فلسطینیان سلاح را کنار گذاشته، رژیم صهیونیستی را به‌رسمیت بشناسند.

کنفرانس مادرید 1991 و توافقنامه اسلو 1993 در همین راستا شکل گرفت، با گذشت27 سال از مذاکرات فیمابین که نتیجه ای برای فلسطین به همراه نداشت. طرح صلح ،این بار از طرف رئیس جمهور اقتصادی آمریکا، ترامپ مطرح شده است.این طرح گرچه ظاهرا برعکس طرح قبلی است. اما با کمی دقت متوجه خواهید شد که آمریکا و اسرائیل و متحدان منطقه ای آنان در طول 27 سال از سازمان آزادی‌بخش فلسطین زمان خریده اند تا طرح اولیه خود را عملیات سازی کنند. در واقع مبنای حل مسئله فلسطین طرح «دو دولت» نبوده بلکه تشکیل «یک دولت» در فلسطین است ،که براساس مصلحت و منافع اقتصادی آمریکا تدوین شده است. شاید به توان گفت سه عامل اصلی در این جریان دخیل هستند:

  • کمک های فراوان مالی آمریکا به اسرائیل در کنار دیگر اعضای اتحادیه اروپا.
  • خسارات فراوان مادی آمریکا برای حفظ و نگه داشتن امنیت فیزیکی اسرائیل از طریق دریافت رایگان دانش اکتشافی برای صنایع مهم و راهبردی از واشنگتن .
  • لابی و نفوذ صهیونیست ها در محافل سیاسی به ویژه کنگره آمریکا .

موارد فوق سبب شده که ترامپ برای بهبود اقتصاد آمریکا، طرح صلح را اجرایی کند تا از این طریق دیگر نیازی به کمک به اسرائیل نباشد و برعکس اسرائیل به دلیل احتیاج به آمریکا ،یک منبع تجاری و درآمدزایی برای آمریکا محسوب شود.از طرفی آمریکا در نظر دارد برای منافع خود ، نقشه جغرافیایی را تغییر دهد.این تغییر بدون دخالت بازیگران عرب خاورمیانه ،عملیاتی نخواهدشد.آمریکا به کمک متحدین عرب خود وبا استفاده از اختلاف بین سازمان آزادی بخش فلسطین و حماس،توانسته اند  قبل از اعلام طرح، زیرساخت اجرایی رادر 5گام برنامه ریزی کنند.

  • گام اول

انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به قدس درسال 2018 یک اقدام دیپلماتیکی برای به‌رسمیت شناختن قدس به‌عنوان پایتخت اسرائیل

  • گام دوم

هدف اصلی این طرح تغییر جمعیت فلسطینی و پراکنده کردن آنان در کشورهای عربی از جمله اردن، عربستان، مصر و عراق است. آمریکا برای جذب فلسطینی ها، براساس طرح«وطن بدیل» شارون در اوایل قرن 21 میلادی خواستار ،احداث یک پایتخت جدید در منطقه ی  وسیع اقتصادی چند هزار هکتاری  با ظرفیت جمعیتی دو تا 3 برابر جمعیت کنونی، در جنوب شهر امان کنونی با نام «امان جدید» شده، تا جمعیت فلسطینی کرانه باختری رود اردن را به آن جا منتقل کند. همچنین اردن باید به فلسطینی‌های ساکن این کشور شناسنامه اردنی بدهد تا از قالب مهاجر خارج و به عنوان شهروند اردنی در آیند، و قدس شریف را به عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت بشناسد.

وعده طرح ایجاد کانالی بین بحر المیت و خلیج عقبه برای احیای شورترین دریاچه جهان که قریب یک چهارم آن خشک شده ، و تبدیل آن به قطب گردشگری منطقه با درآمدی بالا برای اردن ، در صورت پذیرش  جمعیت فلسطینی ها در پایتخت جدید است.و در صورت عدم صدور شناسنامه اردنی ،سلب تولیت خاندان ملک عبدالله که بخشی از مشروعیت آن‌ها به حساب می آید بر اماکن مقدس بیت المقدس است.

  • گام سوم

نقش عربستان درجذب جمعیت فلسطینی های شرق فلسطین بسیار پررنگ می باشد. بعد از بیان طرح «چشم انداز عربستان ۲۰۳۰» که عربستان مدعی آن برای قطع وابستگی به نفت است. طرح تأسیس اولین شهر هوشمند غرب آسیا به نام« نئوم» باجمعیت 1 میلیون نفر در مرزهای جنوب غربی عربستان، در امتداد سواحل دریای سرخ و نزدیک مرزهای اردن، با فروش 10 درصد سهام شرکت نفت عربستان «آرامکو» در بورس‌های غربی ، و بقیه آن نیز با مشارکت سرمایه گذاران آمریکایی و اروپایی برای جذب جمعیت فلسطینی منطقه ، از داخل و خارج فلسطین به‌سمت این شهر است.

  • گام چهارم

عبدالفتاح السیسی با همکاری عربستان و آمریکا و اسرائیل برای زیرساخت طرح صلح ترامپ ، دو اقدام را انجام داده است:

الف-مصراز سال 2017 منطقه «ج» شمال را به‌عنوان بزرگ ترین منطقه آزاد صنعتی در غرب آسیا در صحرای سینا نزدیک به نوار غزه ،و با سرمایه گذاری امارات متحده عربی و عربستان در 8 پروژه بزرگ این منطقه ، که تاکنون 5 پروژه آن اتمام یافته ، و احداث منطقه‌ای مسکونی با آپارتمان‌های کوچک برای سکونت کارگران ایجادکرده است. این پروژه با تخلیه جمعیت مصری شمال شبه‌جزیره سینا به‌بهانه مبارزه با تکفیری‌ها و سلفی‌ها، برای جذب جمعیت فلسطینی های نوار غزه است که نرخ بیکاری بالای 50درصد جهان را دارا هستند

ب- درهمین سال( 2017 ) جزیره مصری «تیران» و «صنافیر»در استان سینای جنوبی  که  مسلط بر تنگه‌ای باریک و کم عمقی که خلیج عقبه را به دریای سرخ متصل می‌کند، و سال ها مورد مناقشه ارضی عربستان سعودی و مصر بود ، از طرف عبدالفتاح السیسی به پادشاه عربستان اهداءمی شود. چند ماه پس از انتقال این مالکیت ، مصر از ایجاد پلی بین صحرای سینا با دو جزیره «تیران» و «صنافیر» خبر داد. این پل که در توافقنامه اسلو قرار بود نوار غزه و کرانه باختری را به هم متصل کند. این بار خارج از فلسطین به اتصال منطقه صنعتی شمال سینا به شهر نئوم است دو منطقه‌ای که با هدف سازی انتقال جمعیت فلسطینی در سرزمین دیگر است.

  • گام پنجم

طرح تجزیه عراق که در سال ٢٠١٩، توسط تحلیل گران سیاسی بیان شد، به این نکته اشاره دارد که عراق ستون فقرات پروژە  جذب فلسطینی ها است. طرح تجزیه ، عراق به  سه کشور کرد در شمال، عرب سنی در مرکز و غرب و عرب شیعه در جنوب ، باعث می شود که کشورهای سنی عراق و اردن باهم منطقه وسیعی را برای حل مسئله فلسطینی‌ها تشکیل دهند .این طرح در نظر دارد که غرب رودخانه فرات در عراق و اردن و منطقه موسوم به کرانه غربی در فلسطین  را به هم وصل کند. در نتیجه اجرای این پروژە مرز کشورهای اسرائیل، فلسطین، عربستان سعودی، مصر و عراق تغییر خواهد کرد.و فلسطین باز در خارج از وطن خود می ماند و بازیگران فاتح این پروژە اسرائیل، مصر، عربستان سعودی و کردها خواهند بود.

واژگان کلیدی: گام های اجرایی ، چشم انداز، طرح صلح، معامله قرن ،ترامپ،فلسطین،فاطمه خادم شیرازی

Share