مهر ۲۷, ۱۳۹۸ – ۷:۲۶ ق.ظ |

مجتبی روستایی
پژوهشگر و کارشناس مسائل بین الملل
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
 
دیپلماسی که از زمان شکل‌گیری دولت-ملت معنا و مفهوم پیدا کرده، رفته‌رفته به موازات تحولاتی که در عرصه‌های فناوری،اقتصادی، ارتباطی،سیاسی،اجتماعی،و فرهنگی به وقوع …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, سوریه, مقالات, مقالات تحلیلی

کنفرانس ژنو دو: آیا کلاف بحران سوریه گشوده خواهد شد؟

نگارش در خرداد ۱۰, ۱۳۹۲ – ۸:۰۳ ب.ظ
کنفرانس ژنو دو:  آیا کلاف  بحران سوریه گشوده خواهد شد؟
Share

سیدمهدی پارسایی

مرکز بین­ المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد

به دنبال دیدار جان کری وزیر امور خارجه آمریکا با مقامات بلندپایه روسی در مسکو، دو طرف بنا را بر این گذاشتند تا در ژوئن پیش­رو نشستی را در ژنو برای یافتن راه حلی پیرامون بحران سوریه برگزار نمایند. قرار است در این نشست نمایندگان دولت و مخالفان نظام سوریه نیز شرکت نمایند. در حالیکه بازیگران عمده یعنی آمریکا، روسیه، ترکیه، عربستان و اروپائیان در این نشست حضور خواهند یافت، طرفهای غربی نمی­خواهند ایران را در این کنفرانس دعوت کنند، امری که با مخالفت روسیه و چین مواجه شده است. این نوشتار به دنبال ارزیابی احتمال موفقیت این نشست در حل بحران سوریه است، به نظر نگارنده بحران سوریه هنوز به مرحله­ای نرسیده است که مذاکرات ژنو دو بتواند راه حلی برای آن پیدا کند، از یک سو بحران سوریه دامنه مرزهای بازیگری رو به اوج سه محور منطقه­ای ایران- عراق-سوریه-حزب الله( محور مقاومت)، ترکیه و اخوانی­ها، عربستان و قطر را دچار اختلال نموده است و از سوی دیگر رقابت شدیدی بین محور آمریکا-اروپا با روسیه-چین در صحنه بین­المللی بوجود آورده است، در عرصه داخلی نیز نوعی توازن با برتری نسبی دولت سوریه هست که مانع از پیشبرد ارائه راه حلی برای بحران سوریه گردیده است. دو طرف طیف به واسطه تاثیرات عمیقی که ماندن یا نماندن نظام سوریه بر معادلات قدرت منطقه­ای و جهانی خواهد داشت نگاه­های صفر و صد به بحران دارند. در حالیکه در مذاکرات ژنو یک کشوری همچون کویت در جلسه حاضر بود، طرف­های غربی و عربی حاضر به دعوت از ایران برای حضور در نشست نشدند. لذا فقدان درک استراتژیک صحیح نسبت به نقش تعیین کننده ایران در کمک به حل بحران سوریه مانعی دیگر را فراروی موفقیت نشست ژنو دو قرار داده است.

واژگان کلیدی:  ژنو دو، روسیه، آمریکا، بحران سوریه، ایران، مخالفان داخلی، متحدان منطقه­ای.

 

تحلیل رخداد

مذاکرات ژنو یک در جولای سال 2012 در سوئیس با حضور روسیه، چین، آمریکا، انگلیس، فرانسه، دبیرکل سازمان ملل متحد و اتحادیه عرب، کاترین اشتون، کویت و قطر، ترکیه برگزار شد. این نشست در پی تمهید مقدمات گذار سوریه در قالب دولت وحدت ملی بود، نکته مهم این بود که روسیه حاضر نشد برخلاف پیش­نویس اولیه کنفرانس، صحبتی از استعفای بشار اسد و یا حذف نظام سوریه در فرایند گذار به میان آید. این مساله پیروزی بزرگی برای روسیه و متحدان نظام سوریه به حساب آمد(1). به هر حال در ظرف یک سال گذشته بحران سوریه تداوم یافت، با عمیق شدن بحران و تهدیدات برآمده از تداوم آن، مجددا قدرت­های جهانی و منطقه­ای به دنبال برگزاری نشستی دیگر برای بررسی بحران سوریه و ارائه راه حل هستند. این نشست تحت عنوان ژنو دو در اواسط ژوئن 2013 در سوئیس برگزار خواهد شد و به نوعی به واسطه تحرکات دیپلماتیک اخیر جان کری وزیر خارجه آمریکا احیا شده است. ولی واقعیت اینست که در ظرف یک سال گذشته شاهد نزدیکی دیدگاه­ها و مواضع در سطح قدرت­های بین­المللی و سطح قدرت­های منطقه­ای نبوده­ایم. اخیرا معاذ الخطیب رئیس مستعفی شورای ملی سوریه پیشنهاد استعفا و خروج بشار اسد از سوریه در ظرف زمانی 20 روز به همراه پانصد نفر از مقامات دولتی را صادر نموده است(2). این پیشنهاد نه تنها نشان­دهنده نزدیک­تر شدن مواضع مخالفان و حامیان منطقه­ای و بین­المللی با مواضع نظام سوریه و حامیان منطقه­ای و بین­المللی آنها نیست بلکه گواه دورتر شدن رویکردهای دو طرف است. در عرصه داخل نیز بحث نصب موشک­های روسی در سوریه، پیشروی ارتش سوریه در بازپس­گیری مناطق تحت اشغال مخالفان دست برتر را به طور نسبی به دولت سوریه داده و از سوی دیگر فضاسازی غربی-عربی پیرامون استفاده دولت سوریه از سلاح­های شیمیایی، تلاش اروپا (برداشتن تحریم ارسال سلاح به مخالفان سوریه) و آمریکا برای تجهیز مخالفان نظام سوریه وضعیت را برای تداوم درگیری نظامی مخالفان با نظام سوریه آماده کرده است. پس در واقع چه تغییر یا تغییراتی در مواضع دو طرف بحران در ابعاد داخلی، منطقه­ای و بین­المللی رخ داده است که بتواند نویدبخش حل مسالمت­آمیز بحران سوریه در ژنو دو باشد؟

مخالفان نظام سوریه هرگونه مذاکره با دولت سوریه و ایفای نقش نظام سوریه در آینده این کشور را به شدت رد می­کنند، این موضع از سوی حامیان منطقه­ای و بین­المللی آنها نیز تقویت می­شود و از سوی دیگر روسیه نیز کنار گذاشتن بشار اسد و حذف نظام سوریه از معادلات آینده سوریه را قاطعانه نمی­پذیرد. مواضع صفر و صد مخالفان و موافقان نظام سوریه بیانگر این نکته است که هنوز زمان مناسب برای ارائه راه حلی واقع­بینانه و منطقی بین دو طرف به وجود نیامده است. در یک سو روسیه بر اصل حاکمیت و عدم مداخله در امور داخلی سوریه تاکید می­کند که با تحولات اخیر حقوق بین­الملل همچون تقویت حقوق بشر در نظام بین­الملل، حقوق بشردوستانه، مسئولیت حمایت و … چندان سازگار نیست و از سوی دیگر ایالات متحده آمریکا و متحدان غربی­اش بر اصل مداخله بشردوستانه حقوق بشر، دموکراسی و .. در خصوص سوریه از کانال جامعه بین­المللی و شورای امنیت سازمان ملل اصرار دارند که در تضاد با عملکرد این کشورها در ماجرای لیبی است. مواضع متضاد قدرت­های بین­الملی مذکور در واقع ریشه در برداشت­های آنها از حقوق و هنجارهای بین­المللی ندارد، بلکه حقوق بین­الملل لفافه هنجاری است که قدرت­های مذکور برای حفظ و افزایش منافع ژئوپولتیکی خود در خاورمیانه از آن استفاده می­کنند. آمریکا به دنبال پایان نهادن به قدرت روسیه و در وهله بعد محور مقاومت ضدهژمونیک ایران، سوریه در منطقه است و روسیه به دنبال حفظ منافع خود در خاورمیانه، جلوگیری از تضعیف جایگاه محور مقاومت و ممانعت از گسترش افراط­گرایی در منطقه قفقاز و پیرامون روسیه است. راه حل روسیه مبنی بر مذاکره بین مخالفان و دولت سوریه، مخالفت با کنار رفتن بشار اسد می­باشد. این در حالیست که ایفای نقش مهم از سوی دولت فعلی سوریه در آینده سوریه به هیچ وجه از سوی مخالفان پذیرفته نشده است. در مقابل رویکرد آمریکا در مورد کناره­گیری بشار اسد و عدم حضور نظام فعلی سوریه در آینده گذار سوریه نیز از سوی دولت مستقر سوریه قابل قبول نیست.

فقدان ارائه رویکردی منسجم از سوی اعضای دائم شورای امنیت و قطبی شدن قدرت­های بین­المللی در دو طیف روسیه-چین و آمریکا-انگلیس-فرانسه، زمینه را برای تداوم بحران در سطح منطقه نیز فراهم آورده است. سه جریان منطقه­ای که در دهه اول قرن بیست و یکم رو به اوج بودند یعنی جریان مقاومت با محوریت ایران-عراق پس از صدام-سوریه و حزب­الله، جریان قطر و عربستان که بازیگران منطقه­ای قابل توجهی تبدیل شدند و جریان اسلام­گرای اخوانی در ترکیه اساسا در متن تحولات سوریه به نوعی سرشاخ شده­اند. محور مقاومت بعد از سقوط صدام و روی کار آمدن دولت شیعی در عراق، پیروزی در جنگ سی و سه روزه و بیست و دو روزه 2006 و 2009 در مقابله با رژیم صهیونیستی وزن بسیار قابل توجهی در حوزه مسائل سیاسی-امنیتی و توازن قدرت خاورمیانه را به خود اختصاص داد. محور عربستان و قطر در قالب شورای همکاری خلیج فارس با افول ناشی از سقوط صدام و تضعیف محبوبیت در میان افکار عمومی جهان اسلام به خاطر حمایت از رژیم صهیونیستی در برابر جنبش­های اسلامی حزب­الله و حماس مواجه شدند اما در ادامه با حمایت­های آمریکا و اعطای نقش نیابتی از سوی واشنگتن به قطر و عربستان فضای مناسبی را برای ایفای نقش فعال منطقه­ای در نهادهایی همچون اتحادیه عرب (مخصوصا در پرتو تضعیف نقش مصر در معادلات خاورمیانه دوره مبارک) ایجاد نمود. در سوی دیگر نیز ترکیه با روابط بین­المللی همسو با قدرت­های جهانی، سیاست تنش صفر و تقویت اقتصاد خود در قالب قدرت منطقه­ای رو به اوج خود را مطرح نمود. بحران سوریه هر سه جریان را به همراه نقش سلبی رژیم صهیونیستی (که پس از شکست از حزب­الله و حماس و وقع تحولات شگرف انقلاب­های عربی مخصوصا از دست دادن متحد ویژه خود یعنی مبارک در مصر دچار انزوا شده بود)، در حالت چالش و تخاصم قرار داد. از اینرو شاهد تعارض دیدگاه­های منطقه­ای در خصوص بحران سوریه هستیم. لذا نقش غیرهماهنگ و رویکردهای متعارض قدرت­های بین­­المللی این زمینه را در منطقه بوجود آورد تا بازی نیابتی متحدان منطقه­ای چشم­اندازهای برون رفت از بحران را پیچیده تر و مبهم­تر نماید. بی عملی غرب (بنا به دلایل متعدد از گرفتار بودن اروپا در بحران مالی و ضعف نظامی اروپا تا تجربیات آمریکا از جنگ افغانستان و عراق تا ابهام در خصوص مخالفان نظام سوریه) در کنار نقش نسبتا فعال روسیه و در وهله بعد چین در بحران سوریه دو اثر متفاوت داشت. بی عملی غرب موجب ایجاد بستر منطقه­ای خطرناکی شد که در آن متحدان منطقه­ای غرب حمایت­های نظامی، تجهیزاتی، سیاسی و اقتصادی فوق­العاده زیادی از مخالفان نظام سوریه انجام دهند که نقش غیرقابل انکاری در تغییر ماهیت اجتماعی تظاهرات علیه نظام سوریه از یک حالت اصلاحی و مسالمت­آمیز داخلی به حالت غیراجتماعی بنیادگرایانه و غیردموکراتیک منطقه­ای داشته و دارد، این مساله در پرتو توسل قدرت­های منطقه­ای به هنجارهای حقوق بشری و اخوانی(ترکیه) و قطر و عربستان در توسل به احیای کیش­گرایی، فرقه­گرایی، برجسته کردن شیعه-سنی، ایران هراسی و … چشم­اندازهای حل بحران سوریه را در کوتاه مدت و حتی میان مدت عملا از بین برد. به عبارتی اگر غرب در حمایت از مخالفان نظام سوریه به واسطه نامعلوم بودن ماهیت آنها شک و تردیدی داشت متحدان منطقه­ای غرب به هیچ وجه چنین شک و تردیدی نداشتند و با میلیتاریزه کردن صحنه بحران سوریه امکان مدیریت بحران را از دست طرف­های بین­المللی نیز گرفتند. لذا متغیرهای گوناگونی در سه سطح داخلی، منطقه­ای و بین­المللی بحران سوریه را به نقطه نامعلومی گره زده است، امری که چشم­انداز روشنی را فراروی نشست ژنو دو قرار نمی­دهد.

چشم­انداز رویداد

بحران سوریه در متنی در حال رقم خوردن است که به طور فزاینده­ای شاهد تعمیق اختلافات در سه سطح بین­المللی، منطقه­ای و داخلی میان طرفین بحران هستیم. هنگامی­ که سوریه به نوعی بنیاد منافع ژئوپولتیک و استراتژیک حیاتی قدرت­های بین­المللی و منطقه­ای قرار می­گیرد، می­توان انتظار رویکردهای صفر و صد و به عبارتی بسیار متضاد را از سوی هر کدام از قطب­بندی­های مذکور داشت. لذا چگونه این امکان وجود دارد که مواضع متضاد دو قطب را در ژنو به هم نزدیک کرد؟ این در حالیست که مخالفان داخلی نظام سوریه با شرکت دولت سوریه در نشست مخالف هستند و از سوی دیگر محور غربی-عربی با نادیده­انگاری بازیگر اصلی منطقه­ای متحد نظام سوریه یعنی ایران مخالف است. دو طرف درگیر هیچکدام انگیزه­های لازم برای تلاش در جهت یافتن راه حلی منطقی و واقع­بینانه را ندارند، هر دو طرف از تهدیداتی که در صورت ماندن نظام سوریه یا سقوط آن برایشان رخ خواهد داد هراس دارند، این مساله مخصوصا برای مخالفان داخلی نظام سوریه، نخبگان حاکم بر سوریه  و اقلیت­های مذهبی و قومی جامعه سوریه و در وهله بعد متحدان بین­المللی و منطقه­ای نظام سوریه بیشتر قابل قابل لمس است. از یک سو بشار اسد اعلام کرده در انتخابات 2014 شرکت خواهد نمود و از سوی دیگر مخالفان به او بیست روز فرصت داده­اند قدرت را تحویل و از کشور خارج شود. مخالفان پیش شرط مذاکره را کناره­گیری اسد از قدرت می­دانند و بشار اسد پیش شرط را خلع سلاح شدن مخالفان مسلح دولت می­داند. در عرصه بین­المللی نیز تلاش­های دیپلماتیک جان کری با در نظر گرفتن تحرکات متحدان منطقه­ای یعنی ترکیه و عربستان گویای این مساله است که آمریکا راغب به دخالت نظامی در سوریه نیست و به دنبال فشار حداکثری بر بشار اسد برای استعفا و فراهم کردن شرایط یک گذار دموکراتیک در سوریه است. در نقطه مقابل روسیه، سوریه بدون اسد را برنمی­تابد و در آینده سوریه در چارچوب روند مذاکره بین مخالفان و دولت سوریه به دنبال ایفای نقش نظام فعلی سوریه می­باشد. حتی در میان مخالفان داخلی سوریه نیز  انشقاق قابل توجه­تری نسبت به یک سال گذشته به وجود آمده برای نمونه گروه­های افراطی همچون جبهه النصره حاضر به هیچگونه راه حل سیساسی نیستند و سودای تشکیل یک دولت اسلامی را در سر می­پروراند. نقطه کانونی که مانع از ارائه راه­حل واقع­بینانه سیاسی برای سوریه شده است تاثیرات عمیقی است که تداوم یا تغییر نظام سیاسی سوریه روی توازن قدرت منطقه­ای و بین­المللی خواهد داشت. در پایان ذکر این نکته ضرورت دارد که معلوم نیست حل واقع­بینانه بحران سوریه بدون حضور اصلی­ترین متحد منطقه­ای دمشق یعنی ایران تا چه اندازه ممکن و شدنی باشد؟

1-Bassem Aly, Geneva conference on Syria: A diplomatic victory for Moscow? Available at: http://english.ahram.org.eg/NewsContent/2/8/46781/World/Region/Geneva-conference-on-Syria-A-diplomatic-victory-fo.aspx,(3 Jul 2012).

2-Syria dissident proposes Assad ‘safe exit’ ,Available at: http://www.aljazeera.com/news/middleeast/2013/05/201352314205712777.html(23 May 2013).

Share