مهر ۲۷, ۱۳۹۸ – ۷:۲۶ ق.ظ |

مجتبی روستایی
پژوهشگر و کارشناس مسائل بین الملل
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
 
دیپلماسی که از زمان شکل‌گیری دولت-ملت معنا و مفهوم پیدا کرده، رفته‌رفته به موازات تحولاتی که در عرصه‌های فناوری،اقتصادی، ارتباطی،سیاسی،اجتماعی،و فرهنگی به وقوع …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, مقالات, مقالات تحلیلی

«کره شمالی دست در دست روسیه»

نگارش در بهمن ۳, ۱۳۹۰ – ۴:۰۷ ب.ظ
«کره شمالی دست در دست روسیه»
Share

سمیه پسندیده 

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC


مقدمه

شبه‌جزیره کره از سال ۱۹۰۵ به تصرف ژاپن درآمد و پنج سال بعد به طور رسمی بخشی از کشور ژاپن شد. با شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم قسمت شمالی در بلوک شوروی  و قسمت جنوبی در بلوک آمریکا قرار گرفت.. به این ترتیب کره شمالی صاحب حکومتی کمونیستی و کره جنوبی صاحب حکومتی طرفدار غرب شد، در حالی که هر دو مدعی حکومت بر کل شبه‌جزیره بودند، این اختلاف در سال ۱۹۵۰ به جنگ کره انجامید که در سال ۱۹۵۲ با پیمان آتش‌بس خاتمه یافت. مناسبات روسیه و شرق آسیا پس از پایان جنگ سرد در سال1991 تنها در حوزه­های اقتصادی محدود شد، و این کشور پس از فروپاشی شوروی با کاهش حضور خود در این منطقه گذشته از  نگاه راهبردی دهه 50 و 60 میلادی تنها افزایش حضور آمریکا را نظاره­گر بوده است. اما آنچه روسیه را وادار به افزایش تحرک در این منطقه می­کند، وجود کشوری به نام کره شمالی است چرا که روسیه بعنوان وامدار سنت سیاسی شوروی و کره شمالی در دهه­های گذشته روابط گسترده­ای باهم داشته­اند. با این وجود روابط کنونی روسیه و کره شمالی را بایستی بسیار متفاوت از روابط اتحاد جماهیر شوروی و این کشور دانست، زیرا وضعیت قوا در نظام بین المللی دوران جنگ سرد و پسا جنگ سرد تفاوت گسترده­ای با یکدیگر کرده است و روسیه امروز، هرچند در تعاملات بین المللی وزنه­ای سنگین به شمار می­آید اما وزن و تاثیرگذاری آن به مانند دوران دو قطبی و حاکمیت اتحاد جماهیر شوروی نیست. باوجود چنین شرایطی، چه انگیزه­ای می­تواند باعث تشویق روسیه برای ایفای نقش در شبه جزیره کره شود؟

تحلیل مسئله

اگرچه سیاست خارجی روسیه در دوران مدودیف دارای رویکرد قالب «آتلانتیک­گرا» به معنای توجه به ژئوپلتیک غرب است، اما شرق آسیا نیز به دلیل مجاورت جغرافیایی، حضور فراگیر آمریکا در شبه جزیره کره و پتانسیل­های اقتصادی، برای روسیه حائز اهمیت فراوان است. بنابراین، وجود پایگاه سنتی به نام کره شمالی، مسکو را در جهت متوازن سازی نیروهای شکل دهنده روندهای سیاسی و امنیتی این منطقه کمک می­کند. به طور کلی روابط روسیه و کره شمالی در سالیان اخیر را می­توان به سه مرحله کلی تقسیم نمود:

1-   اولین مرحله زمانی است که روابط میان روسیه و کره شمالی به طور قابل ملاحظه­ای تغییر یافت. در سالهای آغازین بعد از جنگ جهانی دوم که تعاملات بین­المللی زیر سلطه قوانین سخت نظامی و سیاسی قرار داشت و کمترین سطح ارتباطات میان روسیه و کره شمالی وجود داشت، اما این دو کشور در سال 1961 به عقد قرارداد صلح اقدام نموده و بعد از آن روابط میان این دو کشور تغییر یافته و به تدریج بر اساس اصول و قوانین بین­المللی آغاز به همکاری نمودند. بعد از عقد قرارداد صلح هر دو کشور پیش از هرچیز منافع ملی و دولتی خود، به ویژه منافع استراتژیک، سیاسی و اقتصادی خود را در نظر گرفتند.

2-    در این مرحله روابط سیاسی بین دو کشور شدت می­یابد و منجر به بازدید ولادیمیر پوتین رییس جمهور روسیه درست 2 ماه بعد از آغاز ریاست جمهوری می­گردد. این اولین ملاقات رسمی یکی از رهبران روسیه( همچنین اتحاد جماهیر شوروی) از کره شمالی بود که در ژانویه 2000 صورت گرفت، بعد از آن نیز دو ملاقات رسمی توسط «کیم جونگ ایل» در سال 2001 و 2002صورت گرفت. در این زمان هرچند که روابط دو کشور هنوز در حالت متناقض، بی­ثباتی و نا پیوسته بود، اما روند رشد تعاملات اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی به سرعت رو افزایش بوده است.

3-   در این مرحله هر دو کشور تلاش می­نمودند تا افکار عمومی شهروندان را در جهت مثبت سوق دهند، در رسانه­های کره شمالی اخبار و برنامه­های تند و جهت­دار نسبت به سیاستهای داخلی و خارجی روسیه و سیاستهای کرملین را متوقف کردند. روسیه نیز به نوبه خود، در رسانه­ها و مطبوعات رسمی، همچنین در رسانه­های الکترونیکی انتقاد نسبت به کره شمالی و مواضع آن را به شدت کاهش داد. همزمان، یک مکانیسم همکاری بین­المللی سه جانبه میان روسیه، کره شمالی و کره جنوبی به ویژه در حوزه اقتصاد به وجود آمد.

در این رابطه به صورت کلی این سوال ایجاد می­گردد که سیاست تغیر نوع روابط میان روسیه در کره شمالی از اهداف خاص کرملین بود و یا اینکه منحصرا از برنامه­های ویژه ولادیمیر پوتین در سیاست خارجی به شمار می­آمد. از آنجا که توسعه و بهبود روابط بین دو کشور یک فرآیند دو طرفه است که در آن منافع هر دو باید در نظر گرفته شود، لذا شناسایی اهداف استراتژیک میان هر دو کشور مطرح می­گردد. شاید بتوان گفت که بهبود روابط میان روسیه و کره شمالی نتیجه عملکرد کارآمد مدیریت و دیپلماسی ولادیمیر پوتین بود.

در ارزیابی روابط اصولی و حائز اهمیت بین دو کشور، روند توسعه استراتژیک در بالاترین سطح اهمیت قرار دارد، و ضرورت تعین حد و مرز و دامنه فعالیتهای دوجانبه میان روسیه و کره شمالی و تدوین استراتژی چگونگی همکاری بلند مدت میان این دو کشور از مهمترین مسائل موجود به شمار می­آید. بنابراین، پیگیری هر دو کشور به منظور گسترش و تحکیم روابط امنیتی و نظامی که شامل فروش تسلیحات نظامی و قطعات یدکی هواپیما و همچنین مسئله تسلیحات هسته­ای در کره شمالی است را به همراه دارد.

روسیه نقش سازنده­ای در حل و فصل مسائل هسته­ای کره شمالی دارد و این کشور به حمایت گستره روسیه به خصوص در مذاکرات شش جانبه نیاز دارد، مدتی پیش از مرگ «کیم یونگ ایل» رهبر کره شمالی نیز، رهبران سیاسی دو کشور بر ضرورت همکاری دوجانبه و از سرگیری مذاکرات هسته­ای شش جانبه تاکید کردند.  گفتنی است مذاکرات شش جانبه کره شمالی از سال 2008 متوقف شده و تلاشها برای از سرگیری آن تا کنون بی نتیجه بوده است. اما مهم آن است که کره نیز باید در جهت توسعه و تعمیق روابط خود با روسیه درصدد یافتن راه­حل و اقداماتی واقعی و قابل اجرا باشد، لذا پیش از هرچیزی جمهوری کره باید روابط چند جانبه خود و به­ویژه روابط دوجانبه خود با فدراسیون روسیه را در حوزه امنیتی تقویت نماید، و اقدامات عملگرایانه­ای را در جهت تعمیق و توسعه روابط با روسیه بیابد و به مرحله اجرا درآورد.

علاوه بر آن بسیار ضروری است تا روسیه با نقش برجسته­تری به عنوان میانجی در عادی سازی روابط میان کره شمالی و آمریکا و همچنین کره شمالی و ژاپن حضور یابد، و از طریق کانالهای مستقیم و غیر مستقیم گفتگو و طرح پیشنهادات معقول و منطقی به کره شمالی و آمریکا، به منظور برقراری امنیت در منطقه اقدام به عمل آورد. اکنون چند سالی است که روسیه به صورت کاملا فعالانه پیگیر مذاکرات سیستم تامین و  برقراری صلح و امنیت در شبه جزیره کره است، و قطعا خود کره نیز باید به صورت فعالانه در این مورد مشارکت داشته باشد. برای دستیابی به موفقیت در این زمینه و ایجاد یک محیط مناسب برای وحدت دو کره نیاز به توسعه و تعمیق روابط سه جانبه اقتصادی میان روسیه و کره شمالی و جنوبی است.

چند ماه پیش از مرگ رهبر کره شمالی یک هیئت نظامی روسی به ریاست دریادار “کنستانتین سیدینکو” فرمانده نیروهای شرق دور ارتش فدراسیون روسیه برای انجام مذاکراتی به پیونگ یانگ سفر کردند، و طرفین در مذاکرات خود به بررسی امکان از سرگیری همکاری‌های نظامی ارتشهای دو کشور و حتی برگزاری مانورهای مشترک با «اهداف انسان دوستانه» پرداختند، و این مقام بلندپایه نظامی روس، اصلی‌ترین هدف این سفر را تقویت روابط دوستانه بین نیروهای مسلح دو کشور دانست. به عقیده کارشناسان، فعال شدن تماس‌ها با مقامات کره شمالی از یک سو می‌تواند به تقویت امنیت مرزهای شرقی روسیه کمک کند و از سوی دیگر مواضع روسیه در حل و فصل مشکلات شبه جزیره کره را تقویت نماید. به گفته آنان، تقویت روابط روسیه با کره شمالی باید مورد استقبال چین هم قرار بگیرد که از یک سو شریک راهبردی پیونگ یانگ محسوب می‌شود و از طرف دیگر به روسیه به چشم یک رقیب در این راستا نگاه نمی‌کند. همکاری نیروه­های مسلح دو کشور، همکاریهای اقتصادی به ویژه در زمینه ماهیگیری و همچنین جنگلداری، و علاوه بر آن افزایش سطح همکاریهای هنری به تدریج به ایجاد روابط حسنه بین روسیه و کره شمالی منجر شد.

تجزیه و تحلیل دقیق روابط روسیه و کره شمالی، اجازه می­دهد تا ما به درک درستی از رخدادها و تحولاتی که در خارج از منطقه رخ می­دهد، برسیم. پس از به قدرت رسیدن کیم جونگ ایل پایه­های سیاست خارجی روسیه و کره شمالی بر اساس عناصر عملگرایانه توسعه اقتصادی تحکیم شد. چیزی که در حال حاضر بر اساس مطالعه وضعیت موجود روشن است، اینکه روسیه اصلا تمایلی به فروپاشی رژیم کنونی کره شمالی ندارد، و رخ دادن این اتفاق مشکلات عمده ژئوپلتیکی و اجتماعی در سراسر شبه جزیره کره ایجاد خواهد کرد.

برای تعین چشم اندازهای استراتژیک روابط بین روسیه و کره شمالی نیاز به تجزیه و تحلیل جامع روند تغییرات و روابطی که در بالا بدان اشاره شد و همچنین درک عمیقی از سیاست خارجی کلیدی هر دو کشور است. با توجه به تغییرات خارجی معاصر، در روابط میان روسیه و کره ظاهرا در مقایسه با زمان شوروی ویژگیهای جدیدی به چشم نمی­خورد، اما در عمل می­توان تفاوتهای بسیار مهمی قائل شد. پیش از هرچیزی اینگونه که به نظر می­رسد استراتژی و سیاست روسیه در ارتباط با کره شمالی از روابط الزاما قراردادی تبدیل به روابط میان ذینفعان شده است، و از روابط ایدئولوژیک قدیمی تبدیل به روابط عملگرایانه و خاص با هدف دستیابی طرفین به منافع ملی شد.

«کیم جونگ ایل» چند ماه پیش از مرگ، پس از 9 سال که از آخرین دیدار رسمی رئیس جمهوری روسیه و کره شمالی می­گذشت، به دعوت مدودیف برای دیداری یک هفته‌ای رهسپار روسیه شد. این دیدار در یک پایگاه نظامی در شهر اولان اودا واقع در سیبری شرقی انجام گرفت، و گفت‌وگوهایی درباره‌ی از سرگیری مذاکرات شش جانبه بر سر برنامه‌ی اتمی کره‌ شمالی انجام گرفت. افزون بر آن، شرکت عظیم روسی گازپروم که قصد داشت یک خط لوله گاز از روسیه به کره‌ شمالی و کره‌ جنوبی بکشد، قرارداد خود را به امضا رساند. این خط لوله گازی برای هر دو کشور سودمند خواهد بود، و به عبارتی از یک طرف موجب افزایش قدرت حوزه انرژی روسیه و افزایش وابستگی گازی شبه جزیره کره به این کشور می­شود، و از طرف دیگر هم شاید به گونه­ای حس برتری جویی کره شمالی نسبت به کره جنوبی را پاسخ خواهد داد. 

دورنمای مسئله

روسیه و کره شمالی در روابط خود یک دوره از بیگانگی سیاسی و ایدئولوژیک را تجربه نموده­اند، اما در دراز مدت با توجه به اهمیت استراتژیک کره شمالی برای روسیه به احتمال زیاد به دنبال تجدید و توسعه روابط خواهند بود. البته با توجه به برخی مشکلات اقتصادی در هر دو کشور، به­ویژه در کره شمالی به نظر می­رسد که برخی محدودیتها در مسیر توسعه روابط وجود داشته باشد. نزدیک شدن آمریکا به مرزهای روسیه هرگز برای این کشور مطلوب نبوده و نخواهد بود، لذا یکی از دلایل تلاش روسیه برای مهار بحران و نزدیک شدن به کره شمالی به منظور اقناع کردن این کشور برای تداوم مذاکرات این است که آمریکا کره شمالی را اشغال نکند. در این زمینه، روس­ها به همراه چین، با ورود به مذاکرات شش جانبه صلح با کره شمالی و ایفای نقش، تلاش کرده­اند تا بحران در این منطقه را مدیریت کنند؛ اما به نظر می­رسد که برای این امر به عناصر و شاخص­های متفاوت­تری همچون؛ ایجاد نقش فعال­تر برای ایجاد توازن میان نیروهای شکل دهنده شبه جزیره و طراحی گام­های عملیاتی برای صلح پایدار در این منطقه نیاز باشد. بر این اساس روسیه تلاش می کند تا با ارایه مشوق­های لازم به کره شمالی نظیر کمک50 هزار تنی غلات و دعوت از ‘کیم جونگ ایل’، این کشور را به ادامه مذاکرات برای خروج از بن بست فعلی ترغیب کند. در نهایت به نظر می­رسد که روابط روسیه و کره شمالی به عنوان نمادی از سنت توازن نیروها در شبه جزیره کره که از زمان جنگ سرد باقی مانده، اما در دهه جدید این سنت بسیار تحت تاثیر افزایش قدرت کشورهای منطقه­ای و حضور مستمر آمریکا پیچیده­تر شده است. در چنین روندی، آنچه روسیه را می­تواند به احیای این رابطه در نظام جدید بین الملل و بسترسازی برای توازن نیروهای تاثیرگذار امیدوار بکند، رویکرد رهبران کره شمالی به ادامه همکاری ها و در نتیجه کاهش اثرات فشار آمریکا بر مسکو از جمله در قالب طرحهای برتری جویانه چون سپر دفاع موشکی ناتو است.

در زمینه نقش روسیه در گفتگوهای شش جانبه می­توان گفت که نوعی سیاست بینابینی در رفتار و موضع­گیری­های مسکو در قبال مساله هسته­ای کره شمالی وجود دارد. در پی گفتگوهای راهبردی رهبران روسیه و آمریکا، اعلام حمایت از خلع سلاح اتمی کره شمالی از محورهای مهم توافقات دو کشور بوده است. اما برخلاف این گونه رویکردها نوع سیاست­های اعمالی مسکو در قبال تحولات منطقه شرق آسیا نشان می­دهد که روسیه چندان بی­میل نیست که رقبایی چون آمریکا و ژاپن را درگیر چالش هسته­ای کره شمالی نگاه دارد و مانند چین به عنوان برگ برنده از مساله اتمی کره شمالی بهره جویی کند.

کره شمالی به دنبال آن است تا از وابستگی سنتی و یک طرفه به چین جدا شود و در نتیجه چنین سیاستی و با توجه به اینکه اقتصاد کره شمالی هنوز تا حد زیادی وابسته به چین است، به دنبال دریافت کمکهای بشردوستانه روسیه است تا بتواند از میزان وابستگی اقتصادی خود بکاهد، اما در عین حال به دنبال حفظ رابطه متعادل هم با چین و هم با فدراسیون روسیه است. در نهایت به عنوان سخن آخر می­توان گفت که روسیه در تلاش است، تا در نقش تامین کننده و متعادل کننده  روابط پیچیده میان کره شمالی و کره جنوبی ظاهر گردد، و با این عملکرد نقش ژئوپلتیکی خود را تقویت نماید، و البته منافع اقتصادی خود را نیز تامین نماید. علاوه بر آن روسیه اعلام نموده است که مرگ «کیم جونگ ایل» رهبر کره هیچ تغییری در مناسبات میان دو کشور ایجاد نخواهد کرد.

 

Share