آذر ۱۴, ۱۴۰۰ – ۹:۴۳ ب.ظ |

کارشناس ارشد مسائل ترکیه
مرکز بین المللی مطالعات صلح-ipsc
حزب  جمهوریخواه خلق  ، اولین حزب جامع سیاسی در جمهوری نوین ترکیه است  که در نهم سپتامبر سال ۱۹۲۳ .م، توسط ژنرال( پاشا)‌ مصطفی کمال ، ملقب به …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیای میانه, مقالات, مقالات تحلیلی

کراچی نقطه تلاقی خشونتهای قومی و کمبود اقتدار مرکزی

نگارش در بهمن ۱۲, ۱۳۸۹ – ۹:۰۰ ق.ظ
Share

محمد حسین خانلرخانی

مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC


بیان رخداد:

براساس گزارش سازمان های اطلاعات درباره وضعیت امنیتی در سال 2010 در کراچی نوشت در سال 2010 ، 271 نفر در انفجارهای مختلف در شهر کشته شدند. 1190 نفر به سبب ترورهای هدفمند جان خود را از دست داده و 260 نفر به سبب حوادث مختلف تروریستی و تیراندازی زخمی شده اند.

تحلیل رخداد:

با توجه به چنین حجم عظیمی از خشونتها در کراچی این سئوال مطرح میشود که ریشه این اختلافات چیست؟و آیا این روند ادامه خواهد داشت؟

در دوم آگوست رضا حیدر یکی از رهبران بلند پایه حزب متحد قومی و یکی از نمایندگان مجلس سند ترور شد.جنبش متحد قومی این کار را به حزب رقیبش یعنی حزب عوامی نسبت داد .این در حالی است که  حزب متحد قومی نماینده اردو زبانان می باشد و حزب عوامی نماینده پشتونها است.بعد از کشته شدن حیدر حزب متحد قومی گفت که نهادهای قانونی استان سند نسبت به کشته شدن حیدر چندان توجهی نکرده اند و حتی به طور عمدی عاملین این ترور را دستگیر نکرده اند.در شانزدهم اکتبر در انتخابات زودرس که در اثر خالی ماندن صندلی حیدر در مجلس انجام شد جایگاه وی تسخیر شد و همین امر باعث شد که حزب متحد قومی نیز دست به انجام ترورهای مشابه علیه حزب عوامی بزند.

ریشه درگیریهای قومی در این استان و بالاخص شهر کراچی ریشه تاریخی دارد.از زمان تشکیل پاکستان مستقل و مهاجرت اردوزبان مسلمان هند به ایالت سند و مواجه شدن آنها با جمعیت بومی ،کراچی به مرکزی از قومیتهای مختلف تبدیل شد که از همان زمان زمینه های درگیریهای قومی در این شهر و استان فراهم شد.یکی از این درگیریهای اساسی بین گروههای مهاجر اردو زبان و جمعیت پشتون منطقه بوده است.

این موضوع بیش از هر چیز ریشه در بحران هویت در فرایند دولت سازی در پاکستان دارد. به دلیل آنکه تنها هویت شکل دهنده پاکستان اسلام بوده است و از سوی دیگر در این کشور انواع قرائتهای متفاوت از اسلام وجود دارد در نتیجه میتوان گفت که در پاکستان هیچ گاه یک هویت ملی جهت ایجاد یکپارچگی لازم شکل نگرفته است.با توجه به فقدان چنین هویت ملیی افراد برای رفع دغدغه های هویتی خودشان روی به هویتهای خرد می آورند.هویتهای قومی،قبیله ای و فرقه ای از جمله این هویتها هستند که به رفتار افراد در درون خودشان شکل می دهند.در مورد شهر کراچی با توجه به موقعیت بندری و تجاری بودن این شهر تفاوتهای هویتی بیش از پیش خودش را نشان میدهد.از میان این اقوام قوم مهاجر اردو زبان و اقوام پشتون منطقه بیشترین درگیری را باهم دارند.درگیریهای این دو گروه زمانی شروع شدکه بعد از انقلاب سبز در پاکستان تعداد زیادی از رعیت ها که روی زمینهای کشاورزی کار میکردند برای پیدا کردن کار راهی کراچی شدند.ازسوی دیگر مهاجرت عظیم دیگری از سوی سندیها از مناطق روستایی به مناطق شهری را شاهد هستیم این مهاجرتها وضعیت شهر را پیچیده کرد و بحرانها را یکی پس ازدیگری شکل داد. سندیها در کراچی بیشتر در بخشهای مرتبط با کشاورزی مشغول شدند مهاجران نیز از کار در کارخانه ها به تجارتهای کوچک روی آوردند.در این میان خلاء بوجود آمده در نیروی کار کارخانه ها را پشتونها و پنجابیهای مهاجر پر کردند.با افزایش تعداد پشتونها قدرت سیاسی آنها نیز افزوده شد.بیشتر رشد صنعتی کراچی مدیون نیروی کار پشتون بود که بیشتر آنها را کارگران غیر ماهر تشکیل میدادند اما بعضی از آنها نیز در تجارت اسلحه و مواد مخدر وارد شدند.با افزایش تعداد پشتونها، مهاجران و سندیها از جانب آنها احساس تهدید کردند و در مقابل آنها جبهه گرفتند.در طول زمامداری ایوب خان و ضیاءالحق پشتونهاو پنجابیها جای مهاجران را در پلیس سند گرفتند.در زمان ضیاءالحق پشتونها و پنجابیها مقامات محلی را کسب کردند و همینطور مجلس محلی سند را بدست گرفتند.بعد از شروع جنگ در افغانستان تعداد زیادی افغان و پشتون به شهر کراچی وارد شدند و در این زمان آنها بخشهای مربوط به حمل و نقل و بسیاری از مراکز خرید شهر را در دست گرفتند.آنها که مورد حمایت امریکا و دولت ضیاءبودند وارد تجارت اسلحه شدند و از سوی دیگر تجارت مواد مخدر را نیز به دلیل اتصالاتی که با افغانستان داشتند به دست گرفتند به طوریکه بزرگراهی که کراچی را به حیدر آباد متصل میکرد مرکز بزرگ تجارت هرویین و سلاح در پاکستان شد و از آنجا سلاح به افغانستان سرازیر می گردید.این مافیای اسلحه و مواد مخدر که با جناح راست رهبری شورشیان در افغانستان متصل بودند بر آورگان افغان در سند نیز کنترل یافتند.با توجه به این شرایط مطلوب آنها توانستند در کوتاه مدت مالکیت بخشهای زیادی از شهر را در دست بگیرند و در کل شهر کراچی پخش شوند.بنابراین آنها در شهر توانستند انحصاراتی ایجاد کنند و با توجه به رشوه هایی که به دولت و سران پلیس میدادند دیگر افسران پلیس جرات مقابله با آنها را نداشتند.حمایت از پشتونها از سوی رئسای جمهور دیکتاتوریهای نظامی در پاکستان و ریاست ارتش به آنها حسی از برتری القاءکرد همین امر باعث شد که در مهاجران و سندیها احساس محرومیت و اقلیت بودن قومی ایجاد شود.

بنابراین در زمان ضیاءمهاجران علیه هژمونی پنجابی ها که مورد حمایت ضیاءبودند شروع به فعالیت کردند.با قدرت گرفتن پنجابیها در دوران ضیاءپشتونها نیز در ساختارهای حکومتی قدرتمند تر شدند اما حضور مهاجران که اغلب در بروکراسی ها فعالیت داشتند کمرنگ شد. در این زمان پشتونها به دلیل سیاست ضیاءدر افغانستان بر مهاجران و اقوام دیگر در سند ترجیح داده شدند و بسیاری از افغانها و پشتونها در شهر کراچی ساکن گردیدند و منابع تولید را به ضرر مهاجران به دست گرفتند بنابراین مهاجران علیه پشتونها نیز موضع گرفتند در این زمان بود که جنبش قومی مهاجر در سال 1984توسط مهاجران شکل گرفت.

با توجه به اتصالاتی که پشتونها با پنجابیها پیدا کردند از حمایت بیشتر ارتش نیز برخوردار گردیدند به طوریکه با ترور سران مهاجر از سوی پلیس و ارتش عملی صورت نمیگرفت زیرا که در آن زمان اکثریت ارتش و پلیس در دست پنجابیها و پشتونها بود.

با بوجود آمدن درگیریهای شدید و کشتار جنبش متحد قومی از پنجابی ها و پشتونها این دو گروه اخیر دست به شکل دادن اتحاد پشتون/پنجابی زدند.این اتحاد متشکل از پنجابیها،پشتونها،هزاره ها و کشمیریها بود که در بین پنجابیهای مرکز مشهور گردید اما بین پشتونها چندان جایگاهی نداشت.به طور کلی این اتحاد یک سازمان پنجابی محسوب میشد بنابراین پشتونها به سوی حزب ملی عوامی گرایش پیدا کردند.

جنبش متحد قومی که پس از این نماینده سندیها و مهاجران بود از دولت می خواست که پنجابیها و پشتونها را از سند و کراچی به شهرهای خودشان بازگرداند.با ریاست الطاف حسین بر جنبش قومی وی بر علیه هژمونی پنجابیها و پشتونها شعار سر داد و به طور آشکارا علیه سکونت پشتونها و پنجابیها در سند موضع گرفت.

از آن زمان فضای شهر کراچی رو به دو قطبی شدن گرایش پیدا کرد به طوریکه حوادث ساده نیز باعث درگیری این گروهها می شد.در یک سو پشتونها با حمایت پنجابیها قرار داشتند و در سوی دیگر مهاجران که جنبش متحد قومی آنها را رهبری می کرد.

با نزدیکی جنبش متحد قومی به حزب زنده باد سند پنجابیها و پشتونها نیز احساس عدم امنیت کردند.در فضای تهدید بازیگران به سوی کسب قدرت بیشتر حرکت میکنند تا بتوانند امنیت شان را بالاتر ببرند.

در نتیجه هر کدام از پشتونها و مهاجران جهت اعمال قدرت به سمت و سویی کشیده شدند در حالی که مهاجران به سمت به دست گیری نهادهای سیاسی سند حرکت کردند پشتونها قدرت خود را در زمینه بخش حمل ونقل شهر که دنیای خارج را به شهر و کل پاکستان مرتبط میسازد سرمایه گذاری کردند و هم اکنون این بخش در دست پشتونها است. علاوه بر گرایشهای قومی در این شهر به دلیل آنکه این شهر از زمان حمله شوروی به افغانستان به عنوان پشت جبهه جنگ در افغانستان مطرح بود بنابراین گروههای خلافکار و جنایت پیشه نیز در این شهر رشد کردند.

این شبکه های خلافکار شامل مافیای زمین،گروههای قاچاق سلاح و  کارتلهای مواد مخدر می شوند.از سوی دیگر بعد از سال 2002زمانی که جنگ در افغانستان و ایالت شمال غربی پاکستان شدت گرفت بر میزان این فعالیتهای غیر قانونی در سند افزوده شد و این شهر زمینه ای را جهت ارسال سلاح برای گروههای مبارز در مناطق شمال غربی پاکستان و افغانستان فراهم آورد و می توان گفت که بازار گروههای غیر قانونی در این شهر گرمتر شد.

تغییرات شدید جمعیتی که در اثر انجام عملیاتهای نظامی از سوی امریکا و ارتش پاکستان در مناطق پشتون نشین شمال غربی پاکستان و سیل تابستان گذشته که بنا به گفته های سران پاکستانی در نتیجه آن شش میلیون به خانمان وارد این استان شدند به دوره جدیدی از مهاجرت پشتونها به کراچی شکل داده است این امر باعث شده که سازمانهای برجسته سیاسی این شهر به خشونت بیشتر جهت تعدیل خطرات بالقوه این تغییرات جمعیتی روی آورند.

این سرازیری جمعیت پشتون به کراچی نه تنها باعث شد که منابع شهر رو به زوال بگذارد- که نمونه بارز آن را بحران انرژی و خاموشی طولانی مدت برق و قطع گاز می بنیم -بلکه توازن جمعیتی را نیز در شهر برهم زد.بنابراین فضایی از امکان توزیع مجدد قدرت فراهم آمد.با شکل گیری این فضای جدید در رابطه  با کمبود اقتدار مرکزی- به دلیل بحرانهای مختلف دولت پاکستان که با سیل اخیر این بحرانها دو چندان شد- گروههای متخاصم را به فعالیت واداشت.

بنابراین با توجه به بحران هویت کلی در پاکستان و درگیریهای قومی ریشه دار در کراچی که توام شده کاهش اقتدار دولت فضایی هابزی را شکل داده که مولد خشونت در رفتارهای انسان است.شرایط تقریبا آنارشیک این شهر که از حداقل اقتدار مرکزی برخوردار است رفتارهای توازن جویانه را در بین گروهها و احزاب منطقه گسترش داده است به طوریکه این رفتارها نتیجه منطقی شان تولید رفتارهای متهاجمانه میباشد .

دورنمای رخداد

با توجه به ماهیت درگیریها در کراچی که در بالا سعی شد حتی المقدور به آنها پرداخته شود میتوان گفت این خشونتها تازمانی که اقتدار مرکزی دوباره به طور قوی شکل نگیرد همچنان ادامه خواهد داشت این در حالی است که در دولت آینده اگر قرار است که به این درگیریها پایان داده شود باید اعضایی از گروهها متخاصم در کراچی یعنی حزب ام کیو ام و حزب عوامی حضور داشته باشند در واقع فضای سیاسی در کراچی به فضای لبنان بسیار نزدیک شده است به طوریکه تداوم یکجانبه قدرت بدون مشارکت گروههای ذینفع ممکن نیست.در آخرین اخبار که از کراچی به گوش میرسد مبنی بر اینکه شهر به دست ارتش افتاده است باید گفت که همچنان خشونتها به صورت آتش زیر خاکستر ادامه خواهد داشت زیرا که مهاجران و سندیها با ارتش که آنرا پنجابی میدانند مخالف هستند بنابراین خشونتها همچنان ادامه خواهد داشت حتی می توان تخم فروپاشی پاکستان را در این مناقشات قومی در سند و کراچی جستجو کرد.

Share