آینده کنش ترامپ در رابطه با ایران  گفتگو با دکتر علی خرم
آبان ۲۴, ۱۳۹۶ – ۴:۴۹ ق.ظ |

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 
رویکرد های دونالد ترامپ در مورد ایران در ماه های اخیر تندتر شده است و مورد نظر بسیاری قرار گرفته و است. برای بررسی بیشتر وضعیت کنونی و سند …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آمریکا, ايران, خلیج فارس, گزیده ها, گفتگو

چشم انداز و نوع تقابل ایران و آمریکا در خاورمیانه گفتگو با قاسم محبعلی

نگارش در آبان ۲۰, ۱۳۹۶ – ۱۲:۴۰ ق.ظ
چشم انداز و نوع تقابل ایران و آمریکا در خاورمیانه   گفتگو با قاسم محبعلی
Share

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

در ماه های گذشته نوع فشارها و رویکردهای امریکا در خاورمیانه بر ضد ایران ابعاد نوینی  به خود گرفته است. گفتگوی زیر برای بررسی چشم انداز و نوع تقابل ایران و آمریکا در خاورمیانه است.

 واژگان کلیدی: چشم انداز ، تقابل ،ایران، آمریکا ، خاورمیانه

مرکز بین المللی مطالعات صلح: تا چه حدی می توان گفت که این رویکردی جدید از سوی آمریکاست؟

بله در استراتژی جدیدی که ترامپ در آمریکا به صراحت اعلام کرده است، مطرح است. در قانون کاتسا و اقدامات تحریمی علیه دشمنان آمریکا که اخیرا علیه ایران، روسیه و کره شمالی اعمال شد نیز بدان اشاره شده است که آمریکا فشارها را با اتحاد در منطقه و جهان فشار ها بر ضد ایران را افزایش می دهد.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: میزان این فشارها تا چه حدی است و تا چه میزانی در بعد منطقه ای اعمال میشود؟

در منطقه ما پنج دسته بازیگر از جمله خرد یا غیر دولتی ، دولتی یا ملی، بین المللی و بازیگران جهانی و منطقه ای، وجود دارد. در حال حاضر بازیگر جهانی آمریکاست و در گذشته روسیه و امریکا هر کجای دنیا با هم چالش داشتند. اما در حال حاضر فقط آمریکاست که در هر نقطه دنیا برای خود سیاست تعریف کرده است. سرنوشت خاورمیانه محصول این چالش یا تعامل است. در سطح خرد در منطقه تعداد زیادی بازیگر خرد در کشورهایی چون یمن  عراق و .. داریم. سرنوشت خاورمیانه محصول تعامل و درگیری بین بازیگران مختلف است.

 آمریکا تلاش دارد که بازیگران دیگر را علیه ایران ساماندهی کند و ائتلافی منطقه ای و بین المللی علیه ایران شکل دهد و منازعات با ایران را به شکل دو جانبه و چند جانبه از جمله موشکی، حقوق بشر، اسرائیل و…. به گونه فعال مورد پیگرد قرار دهند. اینکه تا چه میزانی بازیگران خرد یا ملی و.. در منطقه با امریکا همکاری کنند بسته به منافع آنان و رابطه منفی و یا مثبت آنان با تهران دارد. چنانچه عربستان و هم پیمانان عربستان در منطقه مانند بحرین دولت در تبعید یمن  و شاید دولت تاجیکستان و …. جذب آمریکا شده اند. در این بین دو مسئله وجود دارد. نخست مسائلی که بازیگران در منطقه با ایران دارند و آمریکایی ها می توانند از آن بهره برداری کنند و دیگری هم موضوعاتی که جز موضوعات بین المللی تلقی می شود و امریکایی ها تلاش میکنند از  این مسائل چون امنیت و موشک ها و هسته ای، تروریسم، سیاست خاورمیانه ای ایران، تهدید اسرائیل مخالفت با صلح اعراب اسرائیل،  منازعات در منطقه بر سر مسائل سیاسی و تاریخی و… استفاده کنند. در واقع منطقه ما منازعاتی و جود دارد که در یک سر آن ایران  و در سر دیگر امریکا حضور دارد.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آمریکایی ها چه رویکردها و راهکارهای نوینی را برای ائتلاف سازی در منطقه بر ضد ایران مد نظر دارند؟

یکی مسئله بی ثبات سازی ایران است. ایران در عراق، سوریه، لبنان، یمن، افغانستان و پاکستان پایگاه ها یا امکاناتی را دارد یا برای خود تعریف کرده است که حوزه نفوذ خودش تلقی می شود. کشورهای دیگر در منطقه مانند ترکیه، عربستان، اسرائیل، مصر و کشورهای خلیج فارس، آذربایجان یا دولت های دیگر نگران این وضعیت هستند که با افزایش نفوذ ایران امنیت آن ها به خطر بیفتد. دوم، مسئله موشک هاست. امروزه امنیت همه کشورها به هم مرتبط است. وقتی در یک کشور سلاحی بابرد بلند ساخته می شود، طبیعتا منطقه ای که آن سلاح را پوشش می دهند را خواه ناخواه متاثر می کند و دولت ها و کشورهایی که در آن جا منافع دارند، نسبت به آن واکنش نشان خواهند داد. لذا توسعه موشکی ایران مسئله ای است که همه کشورهای منطقه از آن متاثر می شوند و کشورهای مختلف منطقه این مسئله را به نفع خود و یا به ضرر خود می بینند. کشورهایی در منطقه که توسعه موشکی ایران را به ضرر خود می بینند، طبیعتا در چارچوب منافع و سیاست خارجی آمریکا قرار می گیرند. مسئله سوم بحث جریان های شکل گرفته در منطقه هستند که دو جریان اسلام سیاسی در خاورمیانه و منطقه شکل گرفته است که این دو با هم، همراه نیستند و در تنازع قرار دارند و جاهایی نیز با هم در تعامل هستند، اما در مجموع در تنازع قرار دارند. آمریکا به تناسب از این قضیه استفاده می کند. یعنی در جایی که اسلام سیاسی شیعه به نفعش است مانند عراق و افغانستان، از این قضیه بهره برداری می کند؛ اما در جایی که می خواهد ایران را تحت فشار قرار دهد، از این موضوع برای اعمال سیاست خود بهره برداری می کند. همچنین مجموعه ای از مسائل دیگر وجود دارد که حقوق بشر هم جز آن است. حقوق بشر هم مسئله داخلی ایران است و هم مسئله ای جهانی و بین المللی. به علاوه ایران کشوری است که تعداد زیادی مهاجر یا آواره در خارج از کشور دارد و یکی از کشورهایی است که مهاجران امنیتی- سیاسی صادر کرده و توجه به بحث حقوق بشر در این جا فعال می شود و آمریکا نیز از این مسئله بهره برداری می کند.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: در وضعیت کنونی چشم انداز و نوع تقابل ایران و آمریکا را تا چه حدی به سمت نظامی شدن پیش بینی می کنید؟

این مسئله به این سمت میل می کند. البته سطح بازیگری ایران و آمریکا با هم فرق می کند. باید به این موضوع کاملا توجه داشت. در جایی که بازی ایران با بازی آمریکا برخورد پیدا نمی کند یا در یک جهت قرار نمی گیرد، هیچ سخنی در مورد نقش ایران و امریکایی ها ممکن است سکوت کنند. اما در جاهایی که رویکرد ایران وارد حوزه منافع آمریکایی ها می شود، ممکن است باعث برخورد شود. این حوزه ها شامل جاهایی مانند بخش هایی است که منافع آمریکا به بخشی مانند منافع عربستان و اسرائیل و همچنین تحولات سوریه برخورد می کند و می تواند باعث درگیری شود ممکن است که به درگیری ایران و آمریکا بینجامد که خواسته یا ناخواسته ممکن است اتفاق بیفتد. اما به نظر می رسد در چارچوب سیاست های آمریکا، آمریکا سه پلن طراحی کرده است. برنامه اول این است که ایران را وادار به مذاکره کنند، همان طور که در قضیه هسته ای مطرح بود. در برنامه دوم، ممکن است که تحریم های بسیار سختی همراه با برخی اقدامات ایذایی در داخل و چه در خارج از کشور شکل گیرد که اگر تحریم جواب نداد، وارد پلن دوم شود. اما درگیری در پلن سوم امکان دارد، یعنی اگر هیچ کدام از این ها جواب نداد و اگر ایران به دلیل فشارهای سیاسی، اقتصادی یا بین المللی حاضر نشد وارد مذاکره پیرامون مسائل مورد مناقشه شود و نه اقدامات ایذایی ایران را وادار به چنین کاری کند. در این شرایط ممکن است که ما وارد فاز درگیری نظامی با آمریکایی ها شویم و طبیعتا هزینه آن برای هر دو طرف بالاست و بیشترین خسارت گیرنده طرفی است که از نظر سیاسی، نظامی و بین المللی ضعیف تر تلقی شود.

Share