آذر ۸, ۱۴۰۰ – ۱۱:۳۶ ق.ظ |

 استاد دانشگاه و کارشناس ارشد مسائل بین الملل
مرکز بین المللی مطالعات صلحIPSC-

در ماه های اخیر رویکردهای سیاست خارجی امارات با تغییراتی روبرو بوده است. گفتگوی زیر با دکتر مظاهری برای بررسی بیشتر اهداف و نوع …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, آسیای جنوبی, افغانستان, گزیده ها, مقالات

چرخش قوانین امارت طالبانی به سمت قانون اساسی ظاهرشاه

نگارش در مهر ۱۵, ۱۴۰۰ – ۴:۴۰ ق.ظ
Share

فاطمه خادم شیرازی

پژوهشگر  و مدرس دانشگاه

مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

طالبان  اعلام کرد، این حکومت قرار است قانون اساسی دوران ظاهر شاه، آخرین پادشاه افغانستان را به کار گیرد، مگر در مواردی که برخلاف قانون شریعت اسلامی باشد.چرخش قوانین امارت طالبانی به سمت قانون اساسی ظاهر شاهی با موضع گیری و قرائت رئیس هیئت طالبان در نشست مسکو، که بیان کرد «قانون اساسی کنونی افغانستان مانع اصلی فراروی پروسه‌ی صلح است و اعتبار ندارد؛ زیرا از جانب کشورهای غربی بر مردم افغانستان تحمیل شده و باید قانون اساسی جدید با معیارهای اسلامی و ارزش‌های افغانی پس از خروج کامل نیروهای خارجی از این کشور، تدوین گردد.» مغایرت دارد.

امارت اسلامی یا به تعبیری امارت  طالبانی توانست در طول بیست سال مبارزه، افغانستان را با توافقنامه صلح دوحه به کنترل در آورد. توافقنامه  دوحه به صورت دو جانبه درسال۲۰۲۰ بین ایالات متحده آمریکا و گروه طالبان در دوحه قطر امضا شد و مورد حمایت چین، روسیه و پاکستان قرار گرفت.این توافق نامه به معنای حکومت طالبان بر افغانستان نبود، بلکه تلاش امریکا برای جایگزین یک گروه نیابتی شبه نظامی  در منطقه حساس افغانستان بود. 

مفاد توافقنامه صلح دوحه  شامل خروج تمام نیروهای آمریکایی و ناتو از افغانستان، جلوگیری از فعالیت القاعده توسط طالبان و مذاکرات بین طالبان و جمهوری اسلامی افغانستان بود.یکی از مفاد این توافق نامه ارتباط و مذاکره با دولت وقت افغانستان بود که نادیده گرفته شد. با این توافق نامه گروه  طالبان  توانست داعیه ایجاد حکومتی با قرائت امارت اسلامی پیدا کند. 

توافق نامه دوحه به گروه تروریست افراطی شبه نظامی طالبان هویت سیاسی داد. این گروه با اعتبار گرفتن هر نوع تعبیر و تفسیری از اسلام را مجاز دانستند. گرچه در این توافقنامه در هر بند عدم حمایت از حکومت طالبان قید شده است.اما چون از لفظ امارت اسلامی در این توافقنامه استفاده شده، گروه طالبان  خود را ذینفع حاکمیت دانسته و حکومت افغانستان را از جمهوری به امارت اسلامی تغییر دادند. توجیه طالبان برای علت تغییر حکومت ،عدم رعایت حدود شرعی در دولت وقت است.

طالبان برای قانونی و اجرایی کردن امارت اسلامی ، اصرار بر ماندن و پیاده کردن مفاد توافقنامه دوحه را دارد. طالبان توافق‌نامه دوحه را یک راه خوب و تاثیرگذار برای حل مشکلات کشور توصیف می کند. یکی از مفاد توافقنامه دوحه مبنی بر قطع ارتباط طالبان با داعش و القاعده است، که طالبان آن را نقض کرده است.

 امارت طالبانی با رویکرد عدم تدوین قانون اساسی جدید، ایجاد نهادها و انتخابات و تنها در حوزه امنیت  به دلیل شاخه نظامی ، و غلبه مذهب حنفی توانسته در راس حکومت استقرار یابد.

دولت طالبان در دور پنج ساله اول نیز از قانون اساسی ظاهر شاه برای حکومت داری استفاده کرد. در همین راستا طالبان در سال 1388 کتابی منتشر کرد که حاوی قانون و دستور‌العمل های واحد برای این گروه بود. این کتاب در 13 فصل و 67 ماده بنام لایحه توسط کادر رهبری طالبان موسوم به شورای حل و عقد و با ریاست ملا محمد عمر تدوین شده بود.

در دور جدید نیز با اعلام یکسری تغییرات  ، همان قانون اساسی ظاهرشاه را اجرایی خواهد کرد.

حکومت امارت طالبانی به چند دلیل می خواهد برای مشروعیت و مقبولیت از قانون اساسی ظاهرشاهی استفاده کند. الف)مشروعیت حکومت ظاهرشاه ب)برتری طایفه پشتون ج)استقرار مذهب حنفی

طالبان با پذیرش مشروط و گزینشی قانون اساسی دوران ظاهرشاه نمی تواند بندهایی که مربوط به ارزش های مدرن در حوزه حقوق بشر، زنان، اقلیت ها، رسانه ها، حقوق شهروندی و مدنی را با شریعت اسلام منطبق نماید.عدم اعتقاد  طالبان به اصول و ارزش ها مدرن ، سبب تغییرات در قانون اساسی افغانستان و حاکمیت شریعت طالبانی خواهد شد.

طالبان با تغییر اجرایی در بندهای غیر اسلامی قانون اساسی ظاهرشاهی سعی دارد، حکومت مشروطه اسلامی را ایجاد کند. در صورت احیای حکومت مشروطه اسلامی توسط طالبان،حکومت با مشکلاتی همچون تداخل سنت با مدرنیته روبرو خواهد شد. (1)برگشت دوباره به سنت با توجه به گذری که بعد از دور اول حکومت طالبان رخ داده ، نسل جدید افغان که با نظام مدرن جمهوریت شکل گرفته اند، با اعتراضات سیاسی و اجتماعی  روبروی طالبان قرار خواهند گرفت.

ایجاد حکومت مشروطه اسلامی توسط طالبان به دلیل برخورداری از یک ساختار متمرکز،قدرت در دست امیرالمومنین یا مولوی و طالب قرار خواهد گرفت.لذا تصمیم نهایی ،عزل و نصب‌ها همه به دست قطب یا امیر گروه است.

طالبان مدعی است که می تواند امارت اسلامی را جایگزین حکومت جمهوری در افغانستان کرده و با دنیا یک ارتباط خوبی داشته باشد.مردم به دلیل احکام سختگیرانه این گروه در دور اول و قطع ارتباط افغانستان با دنیا هنوز نتوانسته اند مشروعیت طالبان را بپذیرند.

طالبان با دو چالش‌ مهم بین‌المللی و داخلی مواجه می باشد.در چالش  داخلی به دلیل عدم فراگیری  طوایف در کابینه و نادیده گرفتن مذاهب خصوصا مذهب شیعه در کابینه با اعتراضات و بعضا جنگ داخلی  روبرو خواهد شد.در چالش بین المللی به دلیل حذف قوانین و ارزش های مدرن و احیای یک نوع سلطنت مشروطه  از طرف جامعه بین الملل به رسمیت شناخته نخواهد شد.گرچه طالبان سعی دارد با پذیرش قانون اساسی افغانستان ، از پوشش مثبت این قانون و اعتبار ظاهر شاه برای مشروعیت خود استفاده کند.

مولفه های به رسمیت شناختن هر دولتی مطابقت قوانین با حقوق بین الملل است.امارت اسلامی طالبان بدون داشتن یک قانون اساسی معین و مطابق با ارزش های جهانی،و پذیرش نهادهای اجرایی نمی تواند همتایان بین‌المللی خود را جذب و مشروعیت پیدا کند.

طالبان با معرفی کابینه و پذیرش قانون اساسی ظاهر شاه با تغییرات و منطبق کردن آن با تفکر طالبانی، بدون در نظر گرفتن  زمینه های تفاوت نسلی،طوایف و مذاهب نمی تواند در دراز مدت نیز مشروعیت پیدا کند.

علت تاکید زیاد طالبان روی قانون اساسی ظاهرشاهی ، درمرحله اول ماده دوم این قانون مبنی بر شعائر دینی از طرف دولت مطابق به احکام تک مذهب حنفی است. لذا مذاهب دیگر از جمله شیعیان هزاره افغانستان با وجود دارا بودن 30 درصد از جمعیت کشور (2)، بر طبق ماده هشتم قانون اساسی ظاهر شاه جزء شهروندان درجه‌دو، بدون استقلال عمل مذهبی و حقوقی قرار دارند.

در مرحله دوم چون در دولت ایدئولوژیک و تمامیت‌خواه امارت اسلامی طالبانی ،امیرالمؤمنین درجایگاه پادشاهی قراردارد، نظام جمهوری و دموکراتیک مفهومی ندارد.صلاحیت‌های امیر در امارت اسلامی حاکمیت مطلق است ، و طبق ماده 11 قانون اساسی ظاهرشاه،باید نام پادشاه در خطبه ها ذکر شود ، و در قوانین امارت طالبانی نیز بردن نام امیرالمؤمنین واجب می باشد.بنابراین برای یک دولت تمامیت خواه طالبان،قانون اساسی ظاهرشاهی چون از ویژگی های جلوگیری از فعالیت احزاب سیاسی و عدم محدودیت قدرت امیرالمؤمنین و پاسخگو نبودن در برابر قانون برخوردار است، مورد توجه این گروه قرار دارد. 

  1. https://per.euronews.com/2021/10/04/republic-under-taliban-can-the-4th-constitution-of-afghanistan-be-changed-to-a-new-one

پذیرش قانون اساسی ظاهر شاه که دارای حکومت مشروطه بوده و طالبان به شرط تغییر بعضی از قوانین  مخالف با امارت اسلامی بین حکومت های جمهوری اسلامی، حکومت اسلامی، حکومت مردم سالاری دینی ، حکومت مشروطه با اعتقادات آنها نزدیک تر است.این برداشت از تصمیم طالبان مشروط بر پذیرش قانون اساسی ظاهرشاه با تغییر بندهایی از آن که در این صورت بازگشت به سنت و چشیدن طعم مدرنیته در وضعیت فعلی جهان امروزاست. نسل جدید افغان بعد از دوره اول حکومت طالبان دچار یک دو گانگی خواهند شد،چون نسل فعلی با اعتقادات افراطی طالبان بیگانه هستند.

  1. https://www.yjc.news/fa/news/7829064 به گزارش حوزه افغانستان باشگاه خبرنگاران جوان،31تیر 1400

واژگان کلیدی:چرخش, قوانین, امارت طالبان , قانون اساسی ,ظاهرشاه, فاطمه خادم شیرازی

Share