مهر ۳۰, ۱۴۰۰ – ۹:۳۲ ق.ظ |

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح– IPSC

پاکستان که یکی از عجیب ترین متحدان ایالات متحده امریکا در جنوب آسیا محسوب می شود و توسط ائتلافی متزلزل از سیاستمداران ناکارآمد و رهبران نظامی …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آمریکا, مقالات, مقالات تحلیلی

پیامدهای انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده برای محیط امنیتی ایران( بخش اول)

نگارش در آبان ۱۳, ۱۳۹۱ – ۸:۳۳ ق.ظ
پیامدهای انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده برای محیط امنیتی ایران( بخش اول)
Share

طهمورث غلامی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد

انتخابات ریاست جمهوری درآمریکا همواره مورد توجه دولت‌هایی بوده است که یا خود را رقیب این کشور میپندارند و یا با آمریکا دارای برخی زمینه‌های خصومت می‌باشند. بدین علت، به هنگام طرح بحث انتخابات ریاست جمهوری در این کشور، کارشناسان و تحلیل‌گران از کشورهای مختلف با دقت تحولات انتخابات ریاست جمهوری را در این کشور دنبال می‌کنند تا بتوانند با پیش‌بینی نتایج احتمالی انتخابات، خود را برای مواجه با پیامدهای آن آماده کنند. بر این مبنا، سوال اصلی که در این نوشتار مورد بررسی قرار می‌گیرد این است که نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا میان دو حزب جمهوری خواه و دموکرات، چه تاثیری بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران دارد؟ در این رابطه می‌توان سوالات فرعی‌تری نیز مطرح کرد و آن اینکه، دیدگاه‌های جمهوری‌خواهان در رابطه با موضوعات مرتبط با امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران چیست و در صورت پیروزی احتمالی چه پیامدهای برای ایران دارد؟و یا دیدگاه‌های دموکرات‌ها در رابطه با موضوعات مرتبط با امنیت ملی جمهوری اسلامی چیست و در صورت پیروزی احتمالی چه پیامدهای برای ایران دارد؟ در پاسخ به این سوال، فرضیه‌ای که مورد آزمون قرار می‌گیرد این است که کاندیداهای اصلی دو حزب جمهوری‌خواه در رابطه با  ضرورت توجه به موضوعات مرتبط با امنیت ملی ایران -موضوعاتی مانند مسئله فلسطین، حزب‌الله، عراق، افغانستان، مسئله هسته‌ای، حقوق بشر و…- اتفاق نظر دارند اما در شیوه‌ها و روش‌های مواجهه با این موضوعات دارای اختلاف نظر می‌باشند. بر این مبنا، در ادامه دیدگاه‌های اوباما به عنوان کاندیدای اصلی حزب دموکرات در ارتباط با امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران و دیگر موضوعات مرتبط با کشورمان مورد واکاوی و تحلیل قرار می‌گیرد.

کلیدواژگان: انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، باراک اوباما، میت رامنی

تحلیل رخداد

 باراک اوباما به عنوان کاندیدای اصلی حزب دمکرات در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران از یک سو و موضوعاتی که به صورت غیر مستقیم به جمهوری اسلامی ایران مربوط می شود از سوی دیگر، دارای مواضع و دیدگاه هایی است که در صورت پیروزی در انتخابات تلاش می کند که دیدگاه های خود را عملیاتی کنند. هر چند باید اذعان داشت که وی هم اکنون نیز در جهت عملیاتی کردن دیدگاه های خود دارد تلاش می کند. از این رو، شناخت دیدگاه ها و مواضع وی که در ادامه به آن پرداخته می شود ضرورت داد. مهمترین محورهای نظری و عملی باراک اوباما در قبال ایران عبارتند از:

اجماع سازی علیه ایران: برجسته ترین اقدام اوباما در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران در چهار سال گذشته و شرایط فعلی تلاش برای خلق و ایجاد یک اجماع و ائتلاف جهانی و منطقه ای علیه جمهوری اسلامی بوده است تا از این طریق اعمال فشارها علیه ایران آسان تر و موثرتر گردد. اوباما، که در یک ضیافت انتخاباتی در نیویورک در 2 ژانویه 2012 سخن می گفت، از دستاورد دولت خود در زمینه وارد کردن فشار بر ایران دفاع کرد و گفت: “زمانی که من به ریاست جمهوری رسیدم، ایران متحد و جامعه جهانی پراکنده بود، امروز ما شاهد جامعه بین المللی متحد هستیم که خطاب به حکومت ایران می گوید: باید روش خود را تغییر دهید!”او در یک سخنرانی انتخاباتی ضمن دفاع از سیاست دولت خود در قبال جمهوری اسلامی گفته است که اقداماتی که ایالات متحده در جلب حمایت جهانی برای تحریم ایران به عمل آورده نتیجه بخش بوده به نحوی که در حال حاضر، اقتصاد این کشور “به هم ریخته است.” اوباما همواره در هرنشستی تلاش کرده است که حمایت دولت های حاضر در آن نشست را به منظور اعمال فشار علیه ایران جلب کند. برای مثال،  اوباما در مه 2012 و در جریان نشست گروه هشت موفق شد بخشی از بیانیه پایانی را علیه ایران اختصاص دهد. لذا طبیعی است در صورتیکه اوباما موفق شود برای بار دوم رئیس جمهور آمریکا شود، این خط مشی را کماکان در سیاست خارجی خود ادامه دهد. چون خود وی به موفقیت آن اذعان دارد.

سیاست تحریم: در دوره اوباما بیشترین تحریم های اقتصادی علیه ایران وضع شد به گونه ای که دامنه این تهدیدات به لحاظ شدت و کیفیت قابل مقایسه با دوران قبل از اوباما نیست. تحریم های اوباما علیه ایران به ویژه از سال 2010 روند صعودی به خود گرفت و تا به امروز ادامه دارد. تحریم علیه هر کشوری یک فرایند تدریجی است. بدین معنی که با گذار زمان بتدریج بر دامنه آن افزوده می شود. به نظر می رسد که اوباما فرایند تحریم ایران را کماکان در صورت راهیابی به کاخ سفید ادامه دهد.

اجتناب از برخورد نظامی: اوباما همواره اعلام کرده است که برای باز داشتن ایران از فعالیت های هسته ای، همه گزینه ها را بر روی میز نگه می دارد. با این حال مدام اعلام کرده است که به دیپلماسی چندجانبه اعتقاد دارد. در این رابطه وی در سخنرانی سالانه خود در کنگره آمریکا اعلام کرد کسانیکه از جنگ با ایران حرف می زنند نمی دانند که در باره چه چیزی دارند صحبت می کنند. در همین رابطه، باراک اوباما و سناتور جان کری از حزب دموکرات جمهوری خواهان را به “پرگویی بیهوده درباره جنگ” متهم کرده اند.باراک اوباما، رییس جمهور آمریکا، فوریه 2011 با انتقاد از مخالفانش در حزب جمهوریخواه گفت که وقتی آنان “به راحتی از جنگ با ایران صحبت می کنند، بدان معناست که آنها خیلی مسوولیت پذیر نیستند”. باراک اوباما بر این باور است بجای گزینه نظامی، بایستی از طریق چانه زنی با متحدان واشنگتن در اروپا و شرق آسیا مقدمه همگرایی و هم افزایی ظرفیت ها برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران را فراهم نمود.

محدود سازی راهبردی ایران: یکی دیگر از اقدامات دولت اوباما افزایش نیروهای نظامی اطراف ایران و به ویژه در خلیج فارس می باشد. این اقدام ایالات متحده زمانی برجسته تر شد که برخی از مقامات ایرانی بحث بستن تنگه هرمز را در پاسخ به تحریم های ایران مطرح کردند. همچنین اقدامات نظامی آمریکا در دولت اوباما در خلیج فارس افزایش یافته است، اقداماتی مانند برگزاری مانورهای مشترک، ارسال رزم ناو، ایجاد سپرهای دفاعی و… به نظر نمی رسد هدف همه این اقدامات صرفا جلوگیری از تلاش ایران برای بستن تنگه هرمز باشد. حقیقت آن است که ایالات متحده از این طریق به دنبال محدود کردن ایران به لحاظ استراتژیکی و نظامی است تا در صورت هرگونه برخورد نظامی احتمالی با ایران در آینده، جمهوری اسلامی قدرت مانور زیادی نداشته باشد. ایالات متحده بی ‌سروصدا در حال حرکت دادن تجهیزات نظامی خود به سوی خلیج فارس است تا به ظاهر از اقدام ایران برای بستن تنگه هرمز جلوگیری کند؛ افزون بر این، شمار جت‌های جنگنده آمریکایی نیز در منطقه افزایش پیدا کرده است. دولت اوباما هرچند گزینه نظامی را در اولویت قرار نداده است اما این بدان معنی نیست که اقدام نظامی علیه ایران را منتفی بداند. ایالات متحده از این طریق به دنبال آن است که بیش از پیش ایران را تحت فشار قرار دهد. اقداماتی از این دست را می توان فشار نظامی به منظور محدودسازی راهبردی ایران نامید.

عملیات سایبری علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران: روزنامه واشنگتن پست در 20ژوئن 2012، در گزارشی از همکاری آمریکا و اسرائیل در تولید بدافزار موسوم به «فلیم»  با هدف خرابکاری در برنامه اتمی ایران خبر داده است. به نوشته واشنگتن پست سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و آژانس امنیت ملی ایالات متحده به همراه ارتش اسرائیل در تولید و کاربرد ویروس کامپیوتری فلیم سهیم بوده اند. بر این اساس، بدافزار استاکس نت نیز که به گفته منابع متعدد برای ضربه زدن به برنامه اتمی ایران، کامپیوترهای زیادی را در این کشور آلوده کرده بود نیز به وسیله این سازمان ها تولید شده بود. جنگ سایبر کم هزینه ترین شیوه برخورد با فعالیت های هسته ای ایران است که در دوره اوباما کلید خورد و طبیعی است اوباما در صورت راهیابی مجدد به کاخ سفید به این مشی خود ادامه دهد.

حمایت از دموکراسی خواهی در ایران: اوباماهر سال در پیام های نوروزی خود ملت ایران را مورد خطاب قرار می دهد و عنوان می دارد که از حرکت های دموکراسی خواهانه در ایران حمایت می کند. برخی مقامات ارشد دولت آقای اوباما، از جمله وزیر امور خارجه او، با اشاره به آنچه که نقش فزاینده عناصر افراطی سپاه پاسداران در تصمیم گیری های سیاسی و برخورداری از منافع اقتصادی در ایران خوانده اند، حکومت جمهوری اسلامی را یک دیکتاتوری نظامی در پوشش نظام تحت تسلط روحانیون دانسته و خواستار برخورداری مردم ایران از دموکراسی و حقوق بشر شده اند. با این حال، این اعتقاد وجود دارد که به دلیل حساسیت مسئله هسته ای ایران دموکراسی برای آمریکا در ارتباط با ایران اولویت ندارد.

طرح دو دولت فلسطین- اسرائیل: در دولت اوباما تلاش ها برای پیگیری طرح دو دولت دنبال شد و ایالات متحده موفق به برگزاری دو دوره مذاکرات سازش میان دو طرف فلسطینی و اسرائیلی شد. دولت اوباما  همان اندازه که تلاش می کرد همراهی دولت های منطقه ای و جهانی را در اعمال فشار به ایران بدست آورد به دنبال این بود که این همراهی را در رابطه باصلح فلسطین و اسرائیل نیز دنبال کند.دولت اوباما همچنان محاصره حماس در غزه را توسط اسرائیل مورد حمایت خود قرار داده بود و به دنبال جلب و تشویق دولت های حامی صلح می باشد. رییس جمهور آمریکا در سخنرانی خود در ماه مه ۲۰۱۱ تعهد این کشور به تامین امنیت اسراییل را خدشه‌ناپذیر دانست، اما در عین حال اعلام کرد که وضعیت کنونی نیز نمی­تواند ادامه پیدا کند. وی از راه‌حل دو دولت که در آن یک فلسطین با ثبات و اسراییل امن و البته براساس مرزهای ۱۹۶۷ شکل بگیرد، حمایت می‌کند رییس جمهور آمریکا در سخنرانی خود در سازمان ملل اعلام کرد:« یک سال پیش من از همین تریبون خواستار تشکیل دولت مستقل فلسطینی شدم. من آن موقع نیز به این موضوع اعتقاد داشتم و الان هم بر این باورم که مردم فلسطین شایسته بهره­مندی از دولت مستقل هستند. اما من همچنین اعلام کردم که تنها خود فلسطینی­ها و اسراییلی‌ها هستند که می­توانند زمینه ساز صلح حقیقی و راستین باشند». از سوی دیگر، اوباما برای سال مالی ۲۰۱۱ خواستار تخصیص سه میلیارد دلار بودجه نظامی برای اسرائیل شد که از سال ۲۰۰۳ به این سو بالاترین رقم در نوع خود محسوب می­شود. این کمک با هدف حفظ برتری کیفیت نظامی اسرائیل صورت پذیرفته است.

حفظ مثلث آمریکا، مصر و اسرائیل: اوباما همواره در سخنرانی های خود امنیت اسرائیل را از اصلی ترین اولویت های خود اعلام کرده است. از طرفی امنیت اسرائیل به دول عربی و به ویژه مصر نیز گره خورده است. منازعه اعراب و اسرائیل به طور عام و منازعه فلسطین و اسرائیل به طور خاص بدون شک پایدارترین و یا شاید بتوان گفت که پیچیده ترین منازعه خاورمیانه از زمان بعد از جنگ جهانی دوم بوده است. ایالات متحده مهمترین بازیگر فعال و تأثیر گذار بر این منازعه بوده است و مصر نیز یکی از مهمترین کنش گران تعیین کننده در کم و کیف این منازعه. بدون شک مصر را می توان مهمترین دولت عربی دانست که در مقاطعی از تاریخ این منازعه باعث تشدید آن و از زمان انعقاد پیمان صلح کمپ دیوید باعث تعدیل آن شده است. انعقاد پیمان صلح کمپ دیوید میان مصر و اسرائیل یک دگرگونی مهم در منازعه‌ی فوق بود. زیرا مصر اولین دولت عربی بود که موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناخت و به باور بسیاری از تحلیل گران باعث تضعیف موضع عربی طرف منازعه شد. پس از انعقاد پیمان صلح مارس 1979 دولتمردان مصر بتدریج وارد فاز اتحاد با آمریکا و نزدیکی به اسرائیل شدند و مصر تلاش کرد که دیگر دولت های عرب را نیز تشویق به صلح و سازش با اسرائیل کنند . بدین علت بود که در رابطه با این منازعه مثلث آمریکا، اسرائیل و مصر به طور ضمنی شکل گرفت. امروزه در مصر، دولتمردانی که پیمان صلح کمپ دیوید را انعقاد کردند و فرایند صلح اعراب با اسرائیل را دنبال می کردند و از حامیان اتحاد با امریکا و صلح با اسرائیل بودند از قدرت بر کنار شدند. بدین خاطر روشن است که تحولات مصر فقط دارای تأثیرات داخلی نمی باشد بلکه با داشتن آثار فرامرزی با مقوله نظم و ثبات منطقه ای نیز در ارتباط است و بر آن تأثیر می گذارد. پس از انتخاب محمد مرسی، هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا در 16 ژوئیه 2012 به مصر سفر کرد و در گفتگو با وی بر حفظ تعهد مصر به پیمان صلح با اسرائیل تاکید کرد. وی بلافاصله از مصر به اسرائیل سفر کرد. به نظر می رسد هدف از این دیدار دیکته این نکته به ارتش مصر بوده است که کماکان پایبند به صلح با اسرائیل باشند. اوباما در دوره بعد نیز در صورت موفقیت تلاش خواهد کرد تا مصر را در کنار خود به منظور تضمین امنیت اسرائیل حفظ کند.

خروج نظامیان از افغانستان و انعقاد پیمان استراتژیک با افغانستان: نیروهای نظامی ناتو قرار است که در پایان سال 2014 از افغانستان خارج شوند، اما ایالات متحده به عنوان یکی از اعضای اصلی ناتو قصد خروج از افغانستان را ندارد و با انعقاد پیمان استراتژیک ده ساله با دولت افغانستان به دنبال آن است که حضور پایدارتری در افغانستان داشته باشد. ایالات متحده که از زمان جرج بوش اقدام به انعقاد پیمان های امنیتینظامی با افغانستان کرده بود این بار نیز با با پیمانی جدید قصد دارد که بعد از خروج ناتو و طبق مفاد پیمان جدید حداقل تا سال 2024 در افغانستان بماند.

مدیریت تحولات بیداری اسلامی: باراک اوباما، تحولات اخیر منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را به عنوان حرکت مردم منطقه به سوی دموکراسی مورد تمجید قرار داد اما گفت که هنوز این حرکت به مقصد نهایی نرسیده و می تواند “در جهت های گوناگون حرکت کند”. این بیان نشان از این است که دولت اوباما از آینده این حرکت ها مطمئن نیست و این احتمال را می دهد که ممکن است نتایج تحولات موجود در دنیای عرب علیه منافع آمریکا باشد. برای جلوگیری از وقوع این احتمال، ایالات متحده مدیریت تحولات منطقه را به صورت مستقیم و غیر مستقیم در کشورهای بحرین(از طریق عربستان)، یمن(از طریق شورای همکاری خلیج فارس)، مصر(از طریق ارتش مصر) و لیبی(حضور مستقیم) در پیش گرفته است.

 

Share