چشم‌انداز نقش حزب کنگره مردمی در یمن   گفتگو با جعفر قنادباشی
آذر ۲۲, ۱۳۹۶ – ۶:۱۳ ق.ظ |

مرکز بین الملی مطالعات صلح – IPSC

واژگان کلیدی: علی عبداله صالح، یمن، حزب، کنگره مردمی، انصار اله
 
حزب وابسته به علی عبدالله صالح یا حزب کنگره مردمی حداقل در سالهای گذشته نقش مهمی در یمن داشته …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیای میانه, گفتگو

ویژگی ها و چالش های اقتصادهای آسیای مرکزی( بخش دوم) گفتگو با دکتر احسان رسولی نژاد

نگارش در آذر ۷, ۱۳۹۶ – ۱۲:۴۱ ب.ظ
ویژگی ها و چالش های اقتصادهای آسیای مرکزی( بخش دوم)  گفتگو با دکتر احسان رسولی نژاد
Share

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

کشورهای پنچ گاه  آسیای مرکزی یا  تاجیکستان ، قرقیزستان، ازبکستان ، ترکمنستان و قزاقستان هر چند دارای تفاوت هاو  ویژگی هایی مخصوص به خود  هستند اما داری پیوند ها و اشتراک هایی چون  نوپایی بعد از شوروی و برداشته شدن گام هایی برای توسعه نیز هستند. گفتگوی زیر برای بررسی ویژگی ها و چالش های اقتصادهای کشورهای آسیای مرکزی است.

 واژگان کلیدی: اقتصاد، کشورهای آسیای مرکزی، تحولات ، تقسیم بندی، اقتصادی ، آسیای مرکزی

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: اقتصاد کشورهای آسیای مرکزی تاچه میزانی تک محصولی و یا رانتیر شده است؟

پاسخ این سوال روشن و واضح است. در اقتصاد جهان به ندرت اقتصادی در حال توسعه یا کمتر توسعه یافته مشاهده می شود که بحث تنوع سازی در اقتصاد داشته باشد. اغلب اقتصادهای آسیای مرکزی که جز اقتصادهای در حال توسعه و کمتر توسعه یافته هستند، دارای اقتصادهای تک محصولی یا تک محصول محور می باشند. هر چند این مفهوم به هیچ وجه به معنای نبود دیگر محصولات نمی باشد. بلکه درجه و سهم یک محصول در تجارت خارجی و اقتصاد آن کشور نسبت به دیگر کالاها و محصولات بسیار بالا می باشد. برای مثال قزاقستان به عنوان اقتصاد پیشرو و توسعه یافته تر از سایر اقتصادهای آسیای مرکزی در سبد صادرات خود، سهم حدود 60 درصدی نفت و محصولات نفتی، و 25 درصدی مواد معدنی دارد. همچنین تاجیکستان به عنوان توسعه نیافته ترین اقتصاد آسیای مرکزی نیز در صادرات خود، مواد معدنی و محصولات کشاورزی با سهم بسیار بالا دارد.

این نوع سیستم اقتصادی چالش های زیادی را برای این اقتصادها به همراه دارد. نخست مسئله امنیت ملی این کشورها می باشد. هر چه تنوع سبد تولید و صادرات یک کشور بیشتر باشد، قدرت چانه زنی بین المللی آن کشور بیشتر می باشد و فشار کشورهای صنعتی و غرب بر آنها کمتر می تواند باشد. دوم آنکه تنوع سازی در اقتصاد و تجارت موجب توسعه صنایع مختلف و اشتغال زایی بیشتر در کشور می شود که خود کاهش فقر و بیکاری را در جامعه به همراه دارد. همچنین تنوع سازی اقتصاد و تجارت موجب به تعادل رساندن استفاده از نهاده های تولید در یک کشور می شود. اگر کشوری برای مثال از نهاده منابع زیرزمینی خود به میزان زیادی استفاده کند مسلما در سال های کمتری می تواند آنها را داشته باشد. اما با تنوع سازی و جایگزینی حوزه های دیگر اقتصاد به جای منابع زیر زمینی، موجب می شود که این منابع برای سال های بیشتری در کشور مورد استفاده قرار گیرد.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: مهمترین چالش ها ومشکلات اقتصادی های کشورهای آسیای مرکزی در چه حوزه هایی نهفته است؟

به نظر بنده مهمترین چالش ها و مشکلات اقتصادی کنونی کشورهای آسیای مرکزی در دو حوزه داخلی و بین المللی  قابل توضیح است: حوزه چالش های داخلی، چالش هایی هستند که برخواسته از سیستم و مکانیزم داخلی کشورهای آسیای مرکزی می باشد. اولین چالش داخلی که می توان به آن اشاره داشت، بی ثباتی سیاسی و اقتصادی کشورهای آسیای مرکزی است که شامل تنش های قومی، مقابله با گروه های سیاسی مخالف، سطح بالای بیکاری در جونان، فقر بالا در کشور، توزیع درآمد ناعادلانه، مهاجرت “از” و “به” این کشورها، بروکراسی و فساد اداری، ناکارامدی شرکت های دولتی در اقتصاد می باشد. همچنین رشد نفوذ اسلام گرایان رادیکال یکی دیگر از چالش های کشورهای آسیای مرکزی است که اخیرا به مشکل جدی  این کشورها تبدیل شده است. همچنین در اقتصادهای آسیای مرکزی، بخش اقتصاد زیر زمینی بسیار فعال می باشد. علی الخصوص در بخش بازار سیاه و مافیای مواد مخدر که این کشورها به عنوان منطقه ترانزیت این کالاها از افغانستان به روسیه و نیز اتحادیه اروپا تبدیل شده اند. در حوزه چالش های بین المللی، به نظر بنده اولین چالش در منطقه آسیای مرکزی، افزایش تنش های سیاسی قدرت های بزرگ همچون روسیه در منطقه است. این چالش از یک سو، ریسک سرمایه گذاری را در این کشورها افزایش می دهد و از سوی دیگر، باعث بی ثباتی اقتصاد ملی آنها می شود. اگر دقت داشته باشیم متوجه این مساله می شویم که کشورهای آسیای مرکزی در سال های اخیر تلاش بسیار و هدفمندی در حل بحران های منطقه نموده اند که خود منجر به پر رنگ تر شدن نقش آنها در منطقه آسیای مرکزی شده است. برای مثال در سال 2016 میلادی، رئیس جمهور قزاقستان، آقای نورسلطان نظربایف تلاش بسیاری در حل تنش میان روسیه – ترکیه نمود و چنانکه در روزنامه ترکی هوریت عنوان شد، سفیر قزاقستان به رئیس جمهور ترکیه آقای رجب علی اردوغان پیشنهاد آماده کردن نامه عذرخواهی از آقای ولادیمیر پوتین را داد و طی جلسه سازمان همکاری شانگهای در ماه ژوئن سال 2016 میلادی در کشور ازبکستان  نماینده ترکیه این نامه را به آقای نظربایف داد و او این نامه را به نماینده روسیه، آقای یوری یوشاکو رساند.  اهمیت فعالیت های کشورهای آسیای مرکزی به حدی بود که جلسه دیگر سازمان همکاری شانگهای در تاشکند در سال 2017 میلادی برگزار گردید، که خود نشان از نقش اقتصادهای آسیای مرکزی در توسعه همکاری های اقتصادی جهت رفع چالش های منطقه دارد. چالش و مشکل بین المللی دیگر اقتصادهای آسیای مرکزی از محل وابستگی اکثر آنها به قیمت های جهانی انرژی می باشد. با شوک نفتی سال 2014 میلادی  و کاهش چشمگیر قیمت های جهانی نفت، اقتصادهای مبتنی بر صادرات انرژی در این منطقه دچار مشکلات کسری بودجه و عدم توانایی بازپرداخت بدهی های خارجی شدند. البته برخی از آنها همچون قزاقستان راه حل و سیاست هایی جهت حل مشکل و چالش شوک های برونزای اقتصادی یافتند. برای مثال در ماه اگوست سال 2015 میلادی، کشور قزاقستان جهت افزایش مقاومت اقتصاد ملی خود در برابر شوک های برونزا همچون شوک نفت، سیاست نرخ ارز شناور آزاد را اجرا نمود. چالش دیگر موجود که بیشتر ماهیت منطقه ای دارد، تنش برای آب و انرژی میان اقتصادهای آسیای مرکزی است. برای مثال درحال حاضر کشورهای منطقه بالا و پایین خط رودخانه آمودریا وسوردریا چنین تنش و چالشی را تجربه می کنند.

علاوه بر مطالب ذکر شده، چالش ها و تنش های دیگری نیز در این منطقه وجود دارد. برای مثال اختلاف بر سر مرزهای جغرافیایی مشکلاتی را بر سر ترانزیت و حمل و نقل کالاهای تجاری بین اقتصادهای آسیای مرکزی بوجود آورده است و همچنین رقابت بر سر رهبری اقتصادی در آسیای مرکزی تبدیل به  چالشی برای اقتصادهای آسیای مرکزی علی الخصوص قزاقستان و ازبکستان شده است.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آیا می توان گفت از بین اقتصادهای کشورهای آسیای مرکزی برخی در معرض ورشکستگی هستند؟

در مورد اینکه اقتصادی در معرض ورشکستگی می باشد، ابهامات زیادی وجود دارد. زمانی که صحبت از ورشکستگی می شود، بیشتر از صنعت مالی و بانکداری در اقتصاد منظور می باشد. در مورد یک اقتصاد، اگر برای چند سال متوالی رشد اقتصادی منفی را تجربه کند و رکود همراه با تورم بالا در اقتصاد داخلی حکمفرما باشد صحبت از بحران اقتصادی یا آشفتگی اقتصاد می شود. این وضعیت ممکن است در صورت اتفاقاتی همچون جنگ، تحریم ، بلایای شدید طبیعی و … تشدید شود. در حال حاضر اقتصادهای آسیای مرکزی چنین وضعیتی را به هیچ وجه ندارند. البته می بایست به این نکته اشاره شود که در ادبیات اقتصادی، بحران اقتصادی موقت نیز وجود دارد که حاصل از برخی شرایط موقتی است که پس از گذشت زمانی اقتصاد خود را منطبق بر شرایط جدید می کند و در نتیجه بحران رفع می شود. برای مثال  اقتصادهای آسیای مرکزی به لحاظ وابستگی به قیمت های جهانی نفت و گاز ممکن است در دوره های کاهش شدید قیمت های انرژی دچار بحران موقت شوند همانگونه که در سال های 2014 الی 2015 مشاهده شد اما به مرور تعدیل سیستم ها و سیاست های اقتصادی موجب رفع این بحران موقت اقتصادی می شود. بنابراین به طور کل بحث ورشکستگی اقتصادی در مورد این کشورها در حال حاضر قابل طرح نمی باشد و در صورت رفع چالش های داخلی و خارجی، حتی شکوفایی مجدد اقتصادهای آسیای مرکزی را می توانیم مشاهده کنیم.

 

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: نگاه و نوع رویکرد و تعامل اقتصادهای کشورهای آسیای مرکزی با اتحادیه اورآسیا چیست؟

ابتدا باید دلیل وجودی اتحادیه اورآسیا را مورد توجه قرار دهیم تا پس از آن نگاه و رویکرد اقتصادهای آسیای مرکزی را در قبال چنین اتحادیه ای درک نماییم. ایده اتحادیه اورآسیا که تقریبا به عنوان هدف منطقه گرایی روسیه و اتحاد مجدد با کشورهای استقلال یافته از شوروی ایجاد شده است و هویت جدیدی از همکاری روسیه و کشورهای مشترک المنافع را در منطقه به تصویر می کشد، در ادبیات اقتصاد بین الملل ذکر می شود. کشورهای آسیای مرکزی که هم اکنون دو اقتصاد مهم آن یعنی قزاقستان و قرقیزستان عضو این اتحادیه هستند به این مجمع به عنوان یک مزیت در منطقه توجه دارند. برای مثال قزاقستان با عضویت در اتحادیه اورآسیا مزیت افزایش نقش خود در تجارت بین الملل را کسب کرده است زیرا از طریق کشورهای عضو این اتحادیه با هزینه کمتر حمل و  نقل، کالاهای خود را می تواند به بازارهای اروپا برساند. همچنین عضویت در یک بلوک اقتصادی همچون اتحادیه اورآسیا کاراکتر قویتری از این کشور در چانه زنی های بین المللی اقتصاد بوجود آورده است. اقتصاد دیگر آسیای مرکزی که در این اتحادیه عضو می باشد، کشور قرقیزستان است که به عنوان بزرگترین هاب صادرات مجدد کشور چین در منطقه آسیای مرکزی به شمار می رود که این کالاهای چینی را بیشتر به قزاقستان  و روسیه صادر می کند. این هاب در شهر بیشتک واقع شده و حدود 50 هزار نفر نیروی کار در آنجا مشغول به فعالیت می باشند. عضویت در این اتحادیه باعث شده است که به طور مستقیم اقتصاد قرقیزستان تجارت بیشتری با کشورهای عضو داشته باشد و به طور غیر مستقیم نفوذ اقتصاد چین را در کشورهای عضو این اتحادیه از طریق قرقیزستان افزایش داده است. برای کشور تاجیکستان وجود چنین اتحادیه ای و عضویت در آن می توان مزیت خوبی به شمار رود. در حال حاضر نفوذ اقتصادی روسیه در تاجیکستان بسیار زیاد می باشد. روسیه حدود 1 بیلیون دلار در این کشور سرمایه گذاری نموده است و حدود 40 درصد از واردات تاجیکستان از روسیه انجام می شود. عضویت در این اتحادیه به معنای افزایش روابط و تعامل اقتصادی تاجیکستان با کشوری همچون روسیه می باشد که نتیجه آن، رشد و توسعه اقتصاد کشور تاجیکستان خواهد بود. برای دو اقتصاد دیگر آسیای مرکزی، ازبکستان و ترکمنستان نیز عضویت در این اتحادیه، به معنای افزایش قدرت اقتصادی در منطقه و همگرایی با کشورهایی است که زمانی با هم یک کشور را تشکیل داده بودند.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: پیامدهای همکاری و چشم انداز حضور و همکاری اقنصاد های کشورهای آسیای مرکزی با اتحادیه اورآسیا چیست؟

به نظر بنده، بسیاری عوامل وجود دارند که باعث می شوند حداقل روسیه به عنوان یک اقتصاد بزرگ و تاثیرگذار بر منطقه آسیای مرکزی، به دنبال توسعه و قدرت بخشی به این اتحادیه باشد که خود علامت و سیگنالی به ناتو و کشورهای غربی می باشد. از این رو، چشم انداز آینده، تلاش بیشتر روسیه در بزرگ کردن قدرت این اتحادیه و چشم انداز همکاری و تعامل بیشتر کشورهای آسیای مرکزی در این اتحادیه می باشد. چه از لحاظ تعامل بیشتر اقتصادی و چه از لحاظ قدرت بخشی در منطقه برای اقتصادهای آسیای مرکزی عضویت در  این اتحادیه مطلوب است. اما پیامدهای همکاری کشورهای آسیای مرکزی با اتحادیه اورآسیا، افزایش قدرت روسیه در منطقه، افزایش حجم تجارت دو جانبه و چند جانبه میان کشورهای عضو، دسترسی آسانتر و کم هزینه تر اقتصادهای آسیای مرکزی به بازارهای اروپا، افزایش قدرت چانه زنی اقتصادهای آسیای مرکزی در بازارهای بین المللی، افزایش سرمایه گذاری های کشورهای عضو اتحادیه در اقتصادهای آسیای مرکزی و کاهش بیکاری و فقر می باشد. البته بحث رقابت اقتصادی میان روسیه و چین بر سر کشورهای آسیای مرکزی نیز ممکن است بر اثرات عضویت کشورهای آسیای میانه در اتحادیه اورآسیا بی تاثیر نباشد. چرا که کشور چین نیز در برنامه ایجاد راه ابریشم به دنبال سرمایه گذاری 40 میلیارد دلاری در کشورهای همسایه خود علی الخصوص کشورهای آسیای مرکزی جهت توسعه زیرساخت های اقتصادی آنها می باشد که این مبلغ سرمایه گذاری ممکن است در آینده به عنوان اهرمی بازدارنده در توسعه همکاری های بیشتر کشورهای آسیای مرکزی با اتحادیه اورآسیا ایفای نقش کند.

Share