آینده کنش ترامپ در رابطه با ایران  گفتگو با دکتر علی خرم
آبان ۲۴, ۱۳۹۶ – ۴:۴۹ ق.ظ |

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 
رویکرد های دونالد ترامپ در مورد ایران در ماه های اخیر تندتر شده است و مورد نظر بسیاری قرار گرفته و است. برای بررسی بیشتر وضعیت کنونی و سند …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیای میانه, گفتگو

ویژگی ها و چالش های اقتصادهای آسیای مرکزی (بخش نخست) گفتگو با دکتر احسان رسولی نژاد

نگارش در آبان ۲, ۱۳۹۶ – ۱۲:۴۲ ب.ظ
ویژگی ها و چالش های اقتصادهای آسیای مرکزی (بخش نخست)  گفتگو با دکتر احسان رسولی نژاد
Share

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

کشورهای پنچ گاه  آسیای مرکزی یا  تاجیکستان ، قرقیزستان، ازبکستان ، ترکمنستان و قزاقستان هر چند دارای تفاوت هاو  ویژگی هایی مخصوص به خود  هستند اما داری پیوند ها و اشتراک هایی چون  نوپایی بعد از شوروی و برداشته شدن گام هایی برای توسعه نیز هستند. گفتگوی زیر برای بررسی ویژگی ها و چالش های اقتصادهای کشورهای آسیای مرکزی است.

 واژگان کلیدی: اقتصاد، کشورهای آسیای مرکزی، تحولات ، تقسیم بندی، اقتصادی ، آسیای مرکزی

مرکز بین المللی مطالعات صلح: بسترها و نوع تفاوت های اقتصادی های کشورهای آسیای مرکزی چیست؟

نخست به این نکته می بایست اشاره شود که به طور کلی اقتصادهای آسیای مرکزی جز اقتصادهای در حال توسعه بوده و ویژگی های اقتصادهای صنعتی و حتی بازار محور خالص در آنها مشاهده نمی شود. اما اگر به لحاظ اقتصاد ملی به این کشورها دقت کنیم تفاوت هایی قابل درک می باشد. کشور قزاقستان که عنوان بزرگترین اقتصاد این منطقه را به خود اختصاص داده است ویژگی هایی همچون بازار داخلی حدود 17 میلیون نفری، دسترسی به بازار اعضای اتحادیه گمرکی اورآسیا، استفاده از مزیت های عضویت در سازمان تجارت جهانی، چارچوب قانونی مساعد برای جذب سرمایه گذاری خارجی و برنامه توسعه در زمینه گسترش اقتصاد غیر نفتی دارد. ازبسکتان، دیگر اقتصاد آسیای مرکزی است که حجم بازار داخلی آن به میزان حدود 30 میلیون نفر است. این اقتصاد دارای ویژگی هایی همچون متنوع بودن و ثبات می باشد. رئیس جمهور این کشور آقای شوکت میرضیایف که با کسب 88.6 درصد آرا، پیروز انتخابات ریاست جمهوری این کشور در سال 2016 میلادی شده است، برنامه اصلاحات سیستم اقتصادی و خلق شرایط مطلوب سرمایه گذاری خارجی را در دولت خود گنجانده است. هرچند می بایست به این نکته اشاره داشته باشم که سهم و اندازه دولت در اقتصاد کشور ازبکستان بسیار بالا است. به گونه ای که دخالت دولت در مکانیزم اقتصاد این کشور، منجر به بازار ارز غیر آزاد، قدرت خرید بسیار پایین، عدم اجرای درست حقوق کارآفرینان و سرمایه گذاران، فساد و بروکراسی پیچیده اداری شده است. اقتصاد دیگر آسیای مرکزی، قرقیزستان است که در دهه های اخیر تلاش بسیاری در جهت ایجاد بستر آزادسازی اقتصادی  و تسهیل انجام سرمایه گذاری خارجی نموده است. در این کشور نرخ دستمزد نیروی کار بسیار پایین بوده و از این رو، هزینه نهایی تولید کالا و خدمات در این اقتصاد در سطح پایین می باشد. این اقتصاد، بستر و زیرساخت های مناسبی جهت توسعه بخش کشاورزی، صنایع سبک و گردشگری دارد. همچنین اقتصاد این کشور عضو اتحادیه اقتصادی اورآسیا بوده و از این بابت همچون قزاقستان در ردیف کشورهای آسیای مرکزی عضو یک بلوک اقتصادی منطقه ای می باشد. با این وجود در این اقتصاد همچون اقتصاد کشور ازبکستان، دخالت بیش از حد دولت در اقتصاد مشکلات و چالش هایی را همچون عدم علاقه سرمایه گذاران خارجی به سرمایه گذاری در قرقیزستان، عدم توسعه بنگاه های کوچک و متوسط و  ریسک بالای سیاسی بوجود آورده است. همچنین اقتصاد این کشور چالش بازار کوچک داخلی و نیروی کار غیر ماهر را نیز دارد. اقتصاد بعد که می بایست در مورد ویژگی آن صحبت کنیم، تاجیکستان است که دارای نیروی کار  ارزان، مواد معدنی فراوان و شرایط آب و هوایی مطلوب برای کشاورزی است. اما از لحاظ زیرساخت اقتصادی، توسعه نیافته و نیز دارای بازار داخلی کوچک و ریسک بالای بی ثباتی سیاسی می باشد. به دلیل فساد و بروکراسی ادرای همراه با دخالت دولت در اقتصاد، ایده پردازی و کارآفرینی در این کشور نقش بسیار کوچکی دارد. اقتصاد دیگر در این منطقه، اقتصاد ترکمنستان است که ذخایر هیدروکربن بالا، پتاسیل ترانزیت کالا و ثبات سیاسی دارد. در این اقتصاد نیز حضور شرکت های انحصاری دولتی در اقتصاد نقش بسیار پر رنگی در مکانیزم عرضه کالا و خدمات ایفا می کند. اقتصاد این کشور دارای حمایت بسیار ضعیف ار حقوق مالکیت معنوی، فساد و بروکراسی بالای اداری، وابستگی اقتصادی به صادرات هیدروکربن و ریسک بی ثباتی به دلیل بحران در افغانستان می باشد.

به طور کلی می توانیم به این نکته اشاره داشته باشیم که از بین اقتصادهای آسیای مرکزی، دو اقتصاد قزاقستان و ازبکستان که در منابع طبیعی ثروتمند می باشند، متفاوت از سایر اقتصادهای این منطقه بوده  و دارای بازار بزرگ داخلی می باشند. همچنین قزاقستان و قرقیزستان با حضور در اتحادیه  اقتصادی اورآسیا تفاوت عمده ای با سایر اقتصادهای منطقه آسیای مرکزی داشته و تعامل اقتصادی بیشتری با بازیگران بزرگ اقتصادی همچون روسیه دارند. و همچنین ترکمنستان به دلیل همجواری با افغانستان ریسک سرمایه گذاری بالایی دارد که نسبت به دیگر اقتصادهای آسیای مرکزی مجبور به حل این مشکل و چالش می باشد.

 

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: نقش انرژی و هیدروکربن در اقتصاد کشورهای آسیای مرکزی تا چه میزان است؟

اگر  به جغرافیای آسیای مرکزی توجه نماییم، دقیقا در منطقه ای قرار گرفته است که از لحاظ منابع انرژی در وضعیت خوبی می باشد. البته در میان اقتصادهای آسیای مرکزی، بهره برداری از منابع انرژی و هیدروکربن در درجات مختلف قرار دارد. سه اقتصاد آسیای مرکزی که از لحاظ بهره برداری از منابع انرژی و هیدروکربن در رتبه نخست قرار گرفته اند شامل قزاقستان، ترکمنستان و ازبکستان می باشند. دو اقتصاد دیگر یعنی قرقیزستان و تاجیکستان بیشتر از لحاظ مواد معدنی توسعه  یافته شده اند و منابع زیر زمینی آنها هم کمتر از سایر اقتصادهای منطقه است و هم بحث اکتشاف و استخراج این کشورها دراین حوزه در دهه های اخیر از اولویت بالایی برخوردار نبوده است. اما در مورد سه کشور آسیای مرکزی که انرژی و هیدروکربن نقش مهمی در اقتصادشان ایفا می کند نیاز به توضیح می باشد. کشور قزاقستان که جز کشورهای صادرکننده نفت در بازار جهانی شناخته شده است، از نفت به عنوان کالایی استراتژیک و ژئوپلتیک استفاده می کند. هر چند شوک اخیر نفتی در سال 2014 میلادی، اثر منفی بر تولید نفت این کشور داشت و تولید آن را حدود 1.4 درصد کاهش داد، اما هنوز این کشور جز تولید کنندگان و صادرکنندگان اصلی نفت در منطقه اروپا و ناحیه اورآسیا پس از روسیه، نروژ و آذربایجان می باشد. در حوزه گاز طبیعی نیز این کشور در دهه های اخیر به دلیل سرمایه گذاری های شرکت های خارجی رشد چشمگیری داشته است. بگونه ای که میزان رشد تولید گاز در قزاقستان طی دهه اخیر حدود 4.5 درصد بوده است که بیشتر گاز تولیدی این کشور از طریق خط لوله به روسیه و مقدار کمی از آن به چین صادر می شود. از سوی دیگر ترکمنستان به میزان زیادی وابسته به تولید و صادرات گاز طبیعی خود می باشد. سه مقصد مهم صادرات گاز ترکمنستان در سال های اخیر، چین، ایران و قزاقستان بوده است. از لحاظ تولید نفت خام، این کشور به طور متوسط حدود 261 بشکه در روز در سال 2016 میلادی تولید کرده است که  رقم چندان بالایی در میان بازیگران اصلی بازار جهانی نفت نمی باشد. ازبکستان برخلاف دو اقتصاد دیگر آسیای مرکزی که توضیح داده شد، سهم بالایی در بازار انرژی جهانی ندارد و بیشتر سهم تولیدات هیدروکربن آن از طریق خط لوله به روسیه صادر می شود. 

با اینکه این سه اقتصاد در آسیای مرکزی به دنبال استقلال در صادرات انرژی و کسب هژمونی انرژی در منطقه می باشند اما نقش روسیه به عنوان بازیگر بزرگ در بازار جهانی انرژی این سه اقتصاد را دچار چالش نموده است. به طور حتم روسیه علاقه ای به رشد یک رقیب در همسایگی خود ندارد و سعی در جذب تولیدات انرژی و هیدروکربن این سه اقتصاد و صادرات از طریق خطوط لوله خود به چین و اروپای غربی دارد.

مبحث دیگری که در بحث نقش انرژی در اقتصادهای آسیای مرکزی می توان اشاره کرد، توسعه انرژی های نو در این کشورها می باشد. در طرح توسعه انرژی آب آسیای مرکزی که با حمایت مالی بانک جهانی در حال انجام است، در دو کشور تاجیکستان و قرقیزستان در منطقه رودخانه های آمو دریا و سوردریا در حال اجرا شدن است که خود عاملی در امنیت ملی، ثبات منطقه و رشد اقتصادی این دو کشور می باشد. به نظر بنده با توسعه طرح های انرژی های نو و عقیده جهانی به کاهش مصرف انرژی غیر تجدید شونده در جهان، طرح مذکور می تواند در بلندمدت مزیتی برای این دو اقتصاد نسبت به سایر اقتصادهای آسیای مرکزی که وابسته به صادرات نفت و گاز می باشند، تبدیل شود.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: نقش وجود ارسالی کارگران کشورهای منطقه در اقتصاد کشورهای آسیای مرکزی تا چه حدی کاهش یا افزایش یافته است؟

بحث مهاجرت نیروی کار یا سیالیت نیروی کار در اقتصادهای آسیای مرکزی موضوعی مهم به شمار می رود. از یک سو، نیروی کار عامل تولید و رشد در اقتصاد محسوب می شود و از سوی دیگر مهاجرت نیروی کار به معنای ارزبری و یا ارزآوری قابل توجه می باشد. در دهه اول استقلال این اقتصادها از شوروی سابق، کشورهای صادرکننده نیروی کار محسوب می شدند. این مهاجرت که تنها در نیروی کار ساده خلاصه نمی شد و سهم بالایی از آن را نیروی کار ماهر و آموزش دیده تشکیل می داد چالش فرار مغزها را  در دهه 1990 میلادی در این کشورها شکل داد. اقتصاد قزاقستان اولین اقتصاد در آسیای مرکزی بود که به فکر چاره اندیشی جهت حل این مشکل افتاد. در طی سال 2000 میلادی با اصلاحات اقتصادی و ایجاد اشتغال بسیار، این کشور مسیر مهاجرت نیروی کار خود را معکوس نمود و در آن سال به عنوان کشور هدف مهاجران نیروی کار از سایر کشورهای آسیای مرکزی تبدیل شد. مباحثی همچون توسعه شاخص های انسانی و سطح رفاه زندگی، حذف نیاز به روادید با کشورهای مشترک المنافع، موجب تشویق نیروی کار کشورهای منطقه بالاخص اقتصادهای آسیای مرکزی که از دستمزد پایین رنج می بردند، منجر به افزایش مهاجرت نیروی کار به کشور قزاقستان شد. البته باید این نکته را اضافه کنم که در آن زمان، روسیه مقصد اصلی مهاجرت نیروی کار ازکشورهای مشترک المنافع بود و قزاقستان تقریبا مقصد دوم با احتساب روسیه به حساب می آید. در اواسط دهه 2000 میلادی، بیش از یک میلیون نفر به طور سالانه به عنوان نیروی کار مهاجر به قزاقستان آمده بودند که طبق مرکز آمار این کشور، حدود 12 درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور را در آن سال ها تشکیل می دادند. در سال های اخیر به دلایل مختلفی همچون رکود اقتصادی، میزان مهاجرت نیروی کار به این کشور کاسته شده است اما همچنین در بین اقتصادهای آسیای مرکزی، به عنوان هدف نیروی کار مهاجر شناخته می شود. در سوی دیگر، کشورهای صادرکننده این  حجم از نیروی کار بالاخص تاجیکستان و قرقیزستان نیز  از افزایش درآمد سرانه، کاهش جمعیت غیر ماهر، تعادل در بازار نیروی کار داخل و کاهش جرم  بهره مند شده اند. بنابراین به طور کلی می توان مهاجرت نیروی کار در آسیای مرکزی را در حال حاضر به تعادل رسیده دانست. به این معنا که عرضه و تقاضای نیروی کار مهاجر از کشورهایی همچون تاجیسکتان  وقرقیزستان به کشوری همچون قزاقستان در حال حاضر به تعادل رسیده است و موافقت نامه هایی همچون موافقت نامه سال های 2006 و 2013 میلادی بین قزاقستان، تاجیکستان و قرقیزستان در این مورد، سطح رشد و کیفیت مهاجرت را افزایش و مانع از گسترش رویه مهاجرت غیر قانونی یا اشتغال غیر قانونی و یا حق و حقوق اشتغال غیر منصفانه شده است.

 

Share