آبان ۲۷, ۱۳۹۸ – ۸:۵۸ ق.ظ |

محسن آرمش
 دکتری اقلیم شناسی در برنامه ریزی محیطی دانشگاه سیستان و بلوچستان
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
آب مهمترین زیرساخت حیاتی جهت بقای حیات است. در واقع وجود و میزان منابع آب است که شکل …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آفریقا, گزیده ها, ليبي, مقالات

وضعیت سیاسی و امنیتی کنونی لیبی

نگارش در تیر ۲۲, ۱۳۹۸ – ۵:۱۰ ق.ظ
Share

مریم خالقی نژاد

پژوهشگر مسائل بین الملل

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

کشور لیبی در گذشته ی خود یکی از کشورهای ثروتمند و تقریبا با ثبات شمال آفریقا تلقی می­­شد که در تاریخ خود با تجربه کودتای نظامی در سال 1969 حکومت لیبی به دست سرهنگ قذافی افتاد. در این کشور اگرچه حکومت قذافی را یک حکومت اقتدارگرا و خشونت گر می­شمردند، اما هیچ گاه نباید از وضعیت اقتصادی و اجتماعی نسبتا مناسب این کشور نسبت به جهان در این دوران غافل شد. چه بسا این کشور یکی از برترین شرایط و وضعیت اقتصادی را در شمال آفریقا دارا بود. پس از پیوستن لیبی به کشورهای نفت خیز و کشف میادین نفتی و گاز در آن منطقه، نفت مهمترین و عامل اصلی درآمد لیبی و دولت آن محسوب می شود. در طول تاریخ هویت لیبی متشکل و برآمده از هویت قبیله ای بوده است. این کشور در حیات خود با سه تقسیم بندی جغرافیایی تحت سیطره اقوام تقسیم شده است که این مناطق عبارتند از : طرابلس، سیرینایکا، فزان.

پس از روند طی شده جنبش­ها و اقدامات در خاورمیانه و سپس شمال آفریقا ، دامنه این بحران گریبانگیر لیبی هم شد و اعتراضاتی را در داخل جامعه بوجود آورد. هرج مرج ناشی از بحران­های داخلی علاوه بر هم زدن نظم داخلی کشور و عدم ثبات لیبی منجر به تاثیر بر امنیت خارجی آن و نفوذ گروه­های تروریستی همچون داعش در لیبی و سپس مداخله های خارجی گردید که در ادامه در دو بعد سیاسی و امنیتی مورد بررسی قرار می گیرد.

وضعیت سیاسی لیبی در سالهای اخیر

در سال 2011 با شکل گیری شورش هایی علیه حکومت قذافی، سرانجام دولت قذافی شکست خورد و در بنغازی دولتی مخالف با حکومت قذافی تشکیل شد و یک درگیری میان حکومت قذافی و دولت تازه تشکیل شده بوجود آمد. در طرابلس و بخشی از شهرهای دیگر لیبی نیروهای حکومتی همچنان توانستند آن مناطق را در تصرف خود داشته باشند. سرانجام پس از تلاش فراوان نیروهای مخالفِ حکومت قذافی، در سال 2011 آخرین پناهگاه ها و مناطق تحت نفوذ وی و طرفدارانش  را که دو شهر سرت و طرابلس بود فتح کردند و با دستگیری قذافی و تسلط کامل بر لیبی ظاهرا اتش جنگ داخلی خاموش شد. در این زمان دولت موقت به سرکردگی مصطفی محمد عبدالجلیل تشکیل گردید. با خاموش شدن این اتش اگرچه جنگ علنا پایان یافته بود اما این آرامش ظاهری بود و تازه نیمی از بحران را لیبی پشت سر گذاشته بود. نیمه دیگر آن پس از سرنگونی قذافی شروع شد که پس از این بحران کشور لیبی تا کنون آرامشی را به خود ندیده است. پس از شکل گیری دولت جدید نیروهای شبه نظامی دولت قذافی از خلع صلاح سرباز زدند و با دولت جدید همکاری نکردند که این امر منجر به اختلافات سیاسی و بحران داخلی ایی شد که تا کنون ادامه دارد.این اختلافات منجر به ایجاد و آغاز جنگ داخلی در بین گروه های سیاسی مختلف گردید و بی تردید با شکل گیری هر جنگ داخلی در هر کشور زمینه برای دخالت بیگانگان هموار تر می شود. با بوجود آمدن این اوضاع زمینه بیش از قبل مهیا شد تا کشورهای عربی بخصوص عربستان و امارت و سپس کشورهای غربی همسو با آنها مانند امریکا و اروپا وارد لیبی شوند و برای کمک به ثبات لیبی ولی با اولویت قرار دادن اهداف و منافع خود در این کشور از جریان همگرا با خود حمایت نمایند.

در سال 2012 پس از سرنگونی قذافی و دولت وی برای اولین بار انتخابات در این کشور آغاز شد که منجر به اختلافات و جبهه بندی­های سیاسی دراین کشور گردید که هم اکنون نیز ادامه دارد. با در دست گرفتن قدرت در سال 2015 دولت وحدت ملی به طور رسمی توسط فایز السراج  تشکیل گردید. اکنون لیبی دو دولت رقیب را در دل خود جای داده است که یکی به صورت قانونی یعنی همان دولت وحدت ملی یا وفاق ملی و دیگری دولتی موقت در شرق لیبی که به ریاست عبدالله الثنی و تحت حمایت ژنرال حفتر است. خلیفه حفتر و یا ژنرال حفتر که یکی از پایه های اساسی این دولت موقت است در تاریخ سیاسی لیبی اقدامات مختلفی از همراهی قذافی در کودتای 1969 تا قیام علیه قذافی را انجام داده است. با برخی اقدامات حمایتی در داخل و خارج از هر دو جریان علی رغم اعلام دولت رسمی وحدت ملی و تایید آن از سوی سازمان ملل اما این اختلاف و دوگانگی عمیق و ریشه دار در لیبی زندگی را برای مردمان آن سرزمین دشورا کرده است و به بطن جامعه نیز کشانده شده است. مساله مهمی که در اینجا به این دوگانگی دامن می زند دخالت و حمایت کشورهای خارجی در این امر است. که عربستان و امارات و امریکا و برخی کشورهای اروپایی در یک طیف و کشورهایی مانند ترکیه در طیف دیگر قرار دارند.

دخالت کشورهایِ عربیِ امارات و عربستان و مصر از جهت ترس از شعله ور شدن اخوان المسلمین لیبی به مانند مصر و سپس سرایت به درون این دو کشور و دیگر منافع آنها از قبیل مسائل انرژی و سوخت می باشد. پس از ایجاد بحران سیاسی در این کشور اخوان المسلمین دولت محلی خود را منحل و به دولت وفاق ملی جهت تثبیت وضعیت لیبی پیوست.در مقابل کشورهایی مانند ترکیه و قطر درست نقطه مقابل امارات و عربستان هستند و در پی حمایت از دولت رسمی لیبی می باشند. کشورهای غربی نیز از جهت ابعاد مختلفی چون سیل مهاجران، مسائل نفتی، تروریسم و … گویا در نهان تمایل بیشتر به یک حکومت نظامی در لیبی دارند و لذا بسیاری بر این اعتقادند که خفتر تحت حمایت های پنهان غرب و عرب است. بسیاری معتقدند که تمایل غرب از ژنرال خفتر از جهت سازماندهی یک جریان سکولار می باشد. از جهت دیگر کشور اسراییل نیز در این بین بی تاثیر نیست که با استفاده از لیبی می تواند محور غزه را بیشتر کنترل کند تا مانع از ورود سلاح از لیبی به غزه و متعاقبا  تامین منافع اسراییل گردد.

علیرغم خواسته ها و روش های متفاوت این دو حزب در جهت ایجاد ثبات و امنیت در لیبی وبازگرداندن این کشور به وضعیت گذشته اما عمق این اختلافات و جلا دادن به آن توسط کشورهای بیگانه به خصوص عربستان و امارت و غرب در حمایت از خفتر بر هیچ کس پوشیده نیست. بنابراین در خصوص مسائل و مشکلات سیاسی لیبی چیزی که بیش از هر عامل دیگر بر آینده آن تاثیر می گذارد دخالت عربستان و امارات و غربی ها در تقویت یک جریان می باشد. چه بسا اگر این تحریکات و دخالت ها نبود این دو طیف می توانستند بر سر مواردی با هم کنار بیایند و حتی با وجود دو دولت ولی از تنش و جنگ در این کشور کاسته شود و آرامش بیشتری نصیب مردمان این دیار شود.

وضعیت امنیتی لیبی

 در خصوص وضعیت امنیتی لیبی باید بیان گردد که علاوه بر بی ثباتی­های سیاسی و بحران­های داخلی سیاسی کشور لیبی و مردمان آن سرزمین از ناامنی جانی و عدم امنیت ناشی از گروه های تروریستی نیز در رنج و بحران هستند. اگرچه تا قبل از داعش گروه های تروریستی دیگری تلاش داشتند تا به این گشور نفوذ کنند اما به مانند داعش خطرات و تشویش­های امنیتی را برای این کشور بوجود نیاورده اند و همیشه به مثابه اتش زیرخاکستر عمل کرده اند و هیچگاه نتوانستند شعله ور شود. در سال 2014 داعشتوانست مرزهای شمال لیبی را به اشغال در بیاورد و سپس پس از اعلام موجودیت خود در لیبی به قسمت های دیگر آن نیز رسوخ کند و اشغال نماید.  جذابیت لیبی برای داعش علاوه بر موقعیت جغرافیایی آن از جهت ایجاد مرکزی در شمال آفریقا و پراکندگی نیروهای داعش در اکثر مناطق برای کاستن از مبارزه با آن می باشد و لذا شاهد آن هستیم که پس از تضعیف داعش در سوریه و لبنان اکنون در پی ایجاد بازوهایی و مقرهایی جدید در دیگر مناطق دنیا می باشد. این گروه تروریستی پس از اختلافات داخلی در لیبی زمینه را برای حضور خود مناسب دید و از این فرصت استفاده کرد که در ابتدا با حضور در شهر درنه و سپس دیگر شهرها فعالیت خود را آغاز کرد و علاوه بر عملیات های انتحاری که در شهرهای لیبی انجام می داد و یا اقداماتی مانند سر بریدن نظامیان، یکی از وحشتناکترین اقدامات آن انفجار میادین نفتی لیبی بود که خسارت زیادی را بر این کشور وارد نمود. داعش پس از سیطره بر برخی مناطق توانست قسمتی از میدان نفتی لیبی را در دست بگیرد و به عنوان منبع درآمد آن به شمار آید. حضور داعش و ایجاد نامنی در این کشور منجر شد که بسیاری از مردم لیبی و مهاجرانی که از کشورهای دیگر آفریقایی قبلا برای کار به لیبی می آمدند لیبی را به قصد اروپا ترک کنند و از این کشور مهاجرت کنند که این امر دو تاثیر را در سرنوشت لیبی دارد : یکی از نظر نیروی کار و جمعیتی و دوم تمسک غربیان برای دخالت در لیبی به بهانه جلوگیری از مهاجرت.

جمع بندی آنکه بحران سیاسی لیبی پس از سرنگونی قذافی آغاز شد، ولی با ائتلاف غربی- عربی و حضور گسترده داعش شعله ور تر گردید. دولت وفاق ملی معتقد است که کشورهایی چون امارت و عربستان و مصر حمایت ویژه ای را از ژنرال حفتر دارند. این امر منجر به دامن زدن نابسامانی های بیشتر در درون لیبی می شود.  به نظر می رسد عملا تا زمانی که کشورهای مداخله گر عربی و غربی اهداف خود را در لیست استراتژی و عملکرد دولت رسمی لیبی نبینند، این آتش زدن به بحران ها در لیبی ادامه خواهد داشت.اما ائتلاف غربی- عربی در نظر دارد که دولت وفاق ملی در جامعه مدنی و در دل اجتماع لیبی ریشه دارد و راه خود را با این پشتوانه عظیم ادامه می دهد.

در خصوص داعش هم اگرچه داعش مقر خود را در لیبی بسیار مهم وانمود می کند ولی تازمانی که اختلافات داخلی وجود دارد و مردم بر حسب هر قومیت هر کدام به یک جریان گرایش دارند عملا هیچ عضو گیری کلانی از سوی داعش در میان مردم لیبی وجود نخواهد داشت و اگر هم تعدادی لیبیایی به آن پیوسته اند از روی نیاز مالی بوده است. با این وجود مقامات زیادی معتقدند که قدرت داعش در لیبی و نیروهای آن به مانند کشورهایی چون عراق و مصر نمی باشد.

بنابراین تا زمانیکه اختلاف میان دو جریان و دو دولت وجود دارد عملا لیبی به آرامش گذشته بر نخواهد گشت و بحران های آن بیش از پیش می شود. چرا که این درگیری هزینه های اقتصادی و اجتماعی زیادی را مشمول می شود. بنابراین علی رغم وجود داعش در این منطقه چیزی که عیان است از جهت تاثیرگذاری اختلافات سیاسی داخلی در هرج و مرج لیبی می باشد. چرا که در صورت توافق به نظر می رسد که لیبی با کمک برخی کشورها می تواند نیروی داعشی مستقر در خاک خود را بیرون راند. این در حالی است که واقعیت از این حدس و گمان دور شده است و ائتلاف عربی- غربی برای حمایت از خفتر بیش از هر چیزی مقوم بحران داخلی لیبی هستند و شروع آغازین شکل گیری ثبات در لیبی ابتدا به عدم دخالت کشورها در ترویج بحران و حمایت از یک جناح در مقابل دیگری است.

واژگان کلیدی: ، وضعیت سیاسی ، امنیتی، لیبی، امارات، عربستان، سودان، قذافی، آفریقا

Share