تهدیدات محتمل آمریکا در پرتو تحولات اخیر و آینده‌ی برجام
دی ۲۴, ۱۳۹۶ – ۵:۴۰ ق.ظ |

سجاد آتشبار 

دونالد ترامپ از زمان کمپین انتخاباتی خود، مقابله با ایران را از اهداف سیاست خارجی اش معرفی کرده است. پس از پیروزی و کسب قدرت نیز، ایران و توافق هسته ای بارها هدف حملات …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیای میانه, مقالات, مقالات تحلیلی

همکاری استراتژیک، سندی برای امنیت افغانستان یا اهداف آمریکا

نگارش در اردیبهشت ۱۹, ۱۳۹۱ – ۸:۳۱ ب.ظ
Share

جواد بخشی
مرکز بین المللی مطالعات  صلح – IPSC

بیان رخداد
تحولات سیاسی امنیتی افغانستان پس از حمله آمریکا به این کشور و اشغال آن توسط نیروهای ائتلاف، یکی از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین چالش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در خلال یک دهه گذشته بوده است. دخالت نیروهای ناتو و معضل امنیت پس از سقوط طالبان براین پیچیدگی افزوده است. از اهداف اعلامی نیروهای ناتو در افغانستان ایجاد دولت باثبات در این کشور و سپردن وظیفه امنیت سازی به نیروهای افغانی بود. در همین راستا از سال گذشته اعلام شد که پس از سال 2014 نیروهای ناتو از افغانستان خارج می شوند و وظیفه تامین امنیت را به نیروهای افغان واگذار می کنند. اما سه شنبه گذشته بود که اوباما با سفری غیرمنتظره به افغانستان، قرارداد همکاری استراتژیک را با حامد کرزی به امضا رساند که به آمریکایی ها این حق را می دهد تا زمانی که خطر تروریسم در این کشور وجود دارد در افغانستان بمانند. در این فرصت می خواهیم زوایای مختلف این توافق را بررسی نماییم.
واژگان کلیدی: افغانستان، آمریکا، سند همکاری استراتژیک، تروریسم، امنیت
تحلیل رخداد
بیش از ده سال از آغاز حمله ناتو به افغانستان می گذرد و این باعث شده تا از این جنگ به عنوان طولانی‏ترین جنگ در تاریخ آمریکا، افغانستان و در تاریخ ناتو یاد شود و اولین جنگی است که ناتو نیرو‏های زمینی خود را به کار گرفته و در خارج از محیط اروپا مبادرت به جنگ کرده است. این جنگ، از جنبه‏های مختلفی حائز اهمیت است. برخی جنگ افغانستان را در واقع ادامه تلاش آمریکا برای تثبیت موقعیت خویش، به عنوان تنها ابرقدرت در دوران پس از جنگ سرد تلقی می‏کنند. این جنگ فرصت مناسبی را در اختیار آمریکا قرار داد تا حضور خود را در منطقه ای که محل تلاقی شبه قاره، آسیای مرکزی و خاورمیانه است، را تثبیت نماید. پس از روی کار آمدن دموکراتها در آمریکا، اوباما تلاش داشت تا به جنگ در افغانستان و عراق پایان دهد و اعلام شده بود که به زودی همانند عراق، نیروهای آمریکایی همراه با سایر نیروهای ناتو، خاک افغانستان را ترک خواهند کرد و در حالی که سایر اعضای ناتو به تدریج شروع به خارج کردن سربازان خود هستند، اما گویا آمریکایی ها حاضر نیستند به زودی از این کشور خارج شوند. در همین رابطه بود که بارک اوباما هفته گذشته، سفری به کابل داشت. وی در پایگاه بگرام گفت که باید به جنگ افغانستان، مسوولانه خاتمه داده شود. رئیس جمهوری آمریکا تاکید کرد که کشورش قصد ندارد در افغانستان پایگاه دائمی بسازد. ولی به رغم این موضع گیری، مواد سند همکاری های استراتژیک میان افغانستان و آمریکا پس از نزدیک به یک سال رایزنی و بحث، نهایی شد. قدمهای عملی برای ایجاد روابط استراتژیک در سال ۲۰۰۵ با امضای اعلامیه مشترک روابط استراتژیک توسط روسای جمهوری افغانستان و آمریکا برداشته شد. این اعلامیه در دو مرحله‌ دیگر نیز در سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ توسط وزرای خارجه وقت دوکشور، تجدید گردید. با آغاز به کار دوره‌ دوم ریاست جمهوری حامد کرزی و همچنین به قدرت رسیدن ‌باراک اوباما، مذاکرات برای تجدید اعلامیه مشترک سال ۲۰۰۵ و تقویت محتوا و رژیم حقوقی آن سرعت گرفت. آخرین دور این مذاکرات در واشنگتن در ماه سپتامبر ۲۰۱۱ برگزار شد و در آن طرفین در مورد محتوای این سند و همچنین مدت زمان آن به توافقات کلی رسیدند. این سند روابط دو کشور را در چهار حوزه تعریف و تبیین کرده است: الف. همکاری‌های نظامی و امنیتی، ب. کمکهای اقتصادی و توسعه زیربناهای اقتصادی افغانستان، ج. تقویت همکاریهای منطقه‌ای و د. گسترش روابط فرهنگی، اجتماعی و آموزشی.
ابهام در امضای پیمان استراتژیک با آمریکا، تردید همگانی را در افغانستان پدید آورده بود. پیامد این تردید، تأخیر در انعقاد این پیمان را با خود داشت. آمریکا قصد داشت که با هماهنگ سازی افکار عمومی در افغانستان، انعقاد این پیمان را سرعت ببخشد و شاید بتوان تحرکات اخیر طالبان در چند شهر افغانستان را به عنوان زمینه سازی برای تمدید حضور آمریکا و بهانه مناسبی برای متاثر ساختن اذهان عمومی و قبولاندن اینکه امنیت در این کشور نیاز به حضور سربازان آمریکایی دارد، دانست. برخی از تحلیل گران این ایده را که حملات هفته های اخیر که به نوبه خود شدید ترین حملات در افغانستان طی 6 ماه گذشته تلقی می شد با هدایت آمریکایی ها انجام می گرفت تا واشنگتن بتواند با ناامن نشان دادن اوضاع حضور خود را در افغانستان تداوم بخشد به عبارتی نیاز افغانها به سربازان آمریکایی را ایجاد کند، مردود می دانستند. با این وجود حتی اگر به این فرضیه نیز اعتقادی نداشته باشیم اما نمی توان این نکته را نادیده گرفت که اقدامات اخیر طالبان فرصت مناسبی را در اختیار آمریکایی ها قرار داد تا با استفاده از این فرصت و زمینه سازی ذهنی لازم، مردم را به طور عینی در برابر حضور دوباره طالبان و یا ادامه حضور آمریکا قرار دهد و با توجه به این نکته که مخالفتهای بسیاری با بازگشت مجدد طالبان به قدرت در بین مردم افغانستان وجود دارد، شاید بتوان نتیجه گرفت که آنها ناخواسته تداوم حضور نیروهای آمریکایی را بر حضور دوباره طالبان ترجیح می دهند.
جدای از این مسایل، واکنش مقامات دولتی در افغانستان نیز به نوبه خود جالب بود. موضعی که حکایت از این دارد، مسئولان افغانستان از امضای این سند همکاری رضایت کامل دارند. حامد کرزی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان در مراسم امضای سند همکاری گفت: “امروز ما سند مهم و تاریخی را به امضا می رسانیم، امضای این سند در حقیقت فصل جدیدی را در روابط میان دو کشور می گشاید با امضای این سند فصل ده سال گذشته بسته می شود و فصل جدید روابط دوستانه و مساوی باز می شود”. حامد کرزی همچنین تاکید کرده است که: “امضای سند همکاری های استراتژیک بین افغانستان و آمریکا، تهدیدی را متوجه کشور سومی از جمله همسایه های افغانستان نمی کند”. رئیس جمهور افغانستان تاکید کرد که امضای این سند باعث ثبات، ترقی و رفاه در منطقه خواهد شد.
درباره هدف آمریکا از امضای این سند همکاری نیز برخی از تحلیلگران می گویند که علاوه برخواست آنها برای حضور دایمی در افغانستان و متاثر ساختن رقبای بین المللی و منطقه ای آمریکا، رئیس جمهوری آمریکا در سالی که انتخابات ریاست جمهوری را در پیش رو دارد تلاش دارد تا به مردم کشورش اطمینان دهد که جنگ افغانستان در حال تمام شدن است تا به این ترتیب برگ برنده دیگری را دربرابر رقبای جمهوری خواه خود داشته باشد و نیز به مقامات و مردم افغانستان هم بگوید تا زمانی که طالبان به فعالیت می پردازد، همراه آنهاست.
براساس آخرین نسخه از معاهده نامه، تعهدات افغانستان در برابرآمریکا بدین قرارند:
1ـ حضور طولانی مدت آمریکا
2ـ حق استفاده از سرتاسر قلمرو افغانستان
3ـ تعریف گسترده از نیروهای آمریکایی
4ـ اصل بودن قوانین آمریکا در انجام عملیات نظامی
5ـ مدیریت و فرماندهی آمریکا در عملیات نظامی
6ـ حق آمریکا برای انجام عملیات نظامی بدون آگاهی و اطلاع دولت افغانستان
7ـ واگذاری پایگاه های نظامی عمده ی افغانستان به آمریکا
8ـ مالکیت آمریکا بر اموال منقول و غیر منقول مورد استفاده در افغانستان
9ـ حاکمیت آمریکا بر حریم هوایی افغانستان
10ـ معافیت مالیاتی و معاف بودن از بازرسی دولت افغانستان
11ـ سلطه آمریکا بر شبکه مخابراتی افغانستان
12ـ اعطای حق کاپیتولاسیون به نیروهای آمریکا
بدین ترتیب، محتوی اصلی این معاهده، توسعه حاکمیت آمریکا براین کشور است و بنا به گفته برخی از تحلیلگران، نقض صریح حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان است. علاوه بر این، در متن این معاهده، تصریح شده است، آمریکا تا زمانی در افغانستان می ماند که تروریزم بین المللی هیچگاه جهان را از خاک افغانستان مورد تهدید قرار ندهد و این یعنی اینکه احتمال دارد آمریکا تا سال ها به بهانه وجود تروریسم، در افغانستان بماند.
با امضای این توافق بین آمریکا و افغانستان باید شاهد گسترش رقابت بین کشورهای منطقه با آمریکا باشیم زیرا حضور نیروهای آمریکا در این کشور به نوعی حوزه امنیت کشورهایی چون روسیه و چین را نیز تحت تاثیر قرار می دهد و آنها نیز به نوبه خود تلاش خواهند نمود که حضور فعال تری در افغانستان داشته باشند و این باعث افزایش رقابتها و ایجاد تنش در این کشور به صورت خاص و در کل منطقه به صورت عام می شود.

دورنمای رخداد:
واقعیت این است که آمریکا با مفهوم “مبارزه علیه تروریزم” خودش را بر افغانستان تحمیل کرد واینک بر آنست که با مفهوم حقوقی”معاهده استراتژیک” حضور دایمی خودش را بر افغانستان مشروعیت ببخشد. این استراتژی در واقع استراتژی تحکیم اشغال افغانستان و گسترش جنگ در اطراف افغانستان است و در اصل نوعی تحکیم و گسترش، استراتژی است که از زمان بوش در افغانستان دنبال شده بود. مقابله با تهدیدات امنیتی در قدم نخست مستلزم تدوین یک استراتیژی دقیق امنیتی متناسب با اوضاع مشخص افغانستان است و حضور دایمی و ایجاد پایگاه های نظامی توسط آمریکا در خاک این کشور نمی تواند امنیت باثباتی را در افغانستان ایجاد کند. برخی از کارشناسان مسایل افغانستان معتقدند که، ساختار این معاهده نامه به گونه ای است که این پیمان خود یک بحران استراتژیک برای افغانستان است و نمی تواند یک راه حل استراتژیک درباره برقراری و حفظ امنیت و ثبات در این کشور باشد.
به هرحال توانایی افغانستان در غلبه بر انبوهی از مشکلات و استفاده از فرصتهای داخلی و بیرونی مستلزم اتخاذ و پیاده کردن سیاست‌های عقلانی و انتخاب‌های استراتژیک می‌باشد و مسئولین این کشور باید متوجه این موضوع باشند که شاید بتوان با اتکای به کمک و حضور نیروهای نظامی غربی، امنیت موقتی را در افغانستان برقرار کرد ولی در بلند مدت برقراری ثبات و امنیت پایدار نیازمند اتخاذ راه کارهای داخلی و خروج نیروهای نظامی سایر کشورها است.

Share