ترکیه و اهداف بلند مدت آن در شمال عراق
فروردین ۲۹, ۱۳۹۷ – ۹:۱۵ ب.ظ |

حسن کریمی
دکتری جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران و عضو انجمن ژئوپلیتیک ایران
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC
 
مقدمه:
 فروپاشی رژیم بعث در سال2005میلادی و شکل گیری نظام فدرال در کردستان عراق، بر وفق مراد دولت ترکیه نبود …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیای میانه, افغانستان, خلیج فارس, عربستان, مقالات, مقالات تحلیلی

نگاه جدی تر ریاض به افغانستان، اهداف و چشم انداز

نگارش در دی ۱۶, ۱۳۹۱ – ۱۰:۴۰ ب.ظ
نگاه جدی تر ریاض به افغانستان، اهداف و چشم انداز
Share

 فرزاد رمضانی بونش

مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

 

بیان رخداد:

محمد ظاهرشاه پادشاه افغانستان با ملک عبدالعزیز بنیانگذار عربستان سعودى، در سال ١٩٣٢ در شهر جده دیدار و در آن زمان، موافقتنامه دوستى امضا نمودند. اما بعد از کودتای کمونیستی در کابل سیاست خارجی عربستان در افغانستان بعد دیگری یافت و این کشور در دهه ی هشتاد میلادی در راستای جهاد مجاهدین میلیاردها دلار را به افراد و گروه های مختلف مجاهدین به خصوص افراد و گروه های مورد نظر و علاقه ی خود پرداخت کرد. ریاض در دهه 1990 هم در سطح گسترده ای مشغول تجهیز طالبان شد و این گروه را به رسمیت شناخت. چنانچه گفته میشود عربستان پدر معنوی طالبان است. پس از رخداد 11سپتامبر و هنگامی که جنبش طالبان زیر فشارهای بین‌المللی قرار داشت، عربستان سعودی روابط رسمی خود را با این گروه قطع کرد، اما در زمینه همکاری کردن یا نکردن با آمریکا در جنگ با طالبان بر سر دو راهی ماند. در این دوره سرنگونی طالبان و فشارهای واشنگتن ریاض را وادار کرد که دولت نوین در کابل را بپذید و جدا از گشایش سفارت در سال 2002، در کابل وعده ی کمک  268 میلیون دلاری به افغانستان دهد. در این میان دوران  بود که همکاری طالبان با عربستان و همچنین نگاه احزاب سیاسی مخالف، افکار عمومی و رهبران نوین افغانستان مانع از حضور حداکثری عربستان در افغانستان میشد. اما در سالهای گذشته و بویژه یک سال گذشته نشانه ها و نمودهای از تمایل حضور فزاینده عربستان در افغانستان به چشم می خورد. در این راستا از یک  سو با حضور و میل بیشتر عربستان در مذاکرات صلح طالبان با دولت افغانستان و همچنین امضای معاهده استراتژیک با کابل و از سوی دیگر هم طرح ساخت یک مرکز بزرگ دینی تحت عنوان «مرکز اسلامی ملک عبدالله» با هزینه 100میلیون دلاری در کابل توسط عربستان که به تازگی توسط مقامات افغانستان اعلام شده است  نشان از توجهجدی تر ریاض به افغانستان دارد. بنابراین در این نوشتار تلاش می شود به اهداف عربستان و افغانستان از افزایش این نوع از همکاری ها و چشم انداز آن توجه شود.

واژگان کلیدی: عربستان، طالبان، گفتگو های صلح، معاهده استراتژیک، افغانستان، مرکز اسلامی ملک عبدالله، اهداف، وهابیت

 

تحلیل رخداد:

اهداف عربستان از حضور فزاینده در افغانستان:

نخست اینکه عربستان سعودی هم چنان هم پیمان بزرگ پاکستان است، پشتیبانی کننده گذشته طالبان بوده و اکنون نیز نفوذ زیادی در بین رهبران طالبان و جریان افراط داشته و حتی برخی از رهبران طالبان در این کشور به سر می برند. در این بین افزایش تمایل ریاض به نقش آفرینی در گفتگوهای صلح طالبان با کابل با توجه به درخواست گسترده افغانستان از این کشور و حمایت امریکا از این امر می تواند به مثابه دریافت امتیارهایی از غرب و افغانستان نیز تلقی گردد. یعنی هر چند واشنگتن از گذشته نیز از ابتکار جدید حامدکرزای مبنی بر طرح مذاکره با گروه های مخالف به میزبانی عربستان پشتیبانی می کرد ولی اکنون نگاه امریکا به میانجی گری قطر متمایل تر است. بنابراین ریاض می کوشد تا گذشته از رقابت با قطر در کسب و نقش عمده در  گفتوهای طالبان با دولت افغانستان نقش مهم خود را در  نفوذ خود در بین رهبران طالبان به امریکا یادآور شود و همچنان که در خروج آبرومندانه امریکا ار افغانستان به این کشور کمک می کند از این کشور نیز امتیازتی را در سایر حوزه ها دریافت کند.

دوم اینکه عربستان همواره خود را  کشوری تاثیر گذار و تعیین کننده در تحولات افغانستان می داند. در این راستا هر چند دولت ریاض دو هفته بعد از حملات 11سپتامبر، در بیانیه ای اظهار داشت« رژیم طالبان هیچ نوع توجهی به خواست پادشاه عربستان سعودی مبنی بر عدم به پناه دهی، آموزش و ترغیب جنایت کاران، نشان نداده است» ، اما این کشور با توجه به نوع ارتباط با گروه های بنیادگرا در پاکستان و افغانستان همچنان توانسته ارتباط گسترده ای با این گروهها داشته باشد. در این راستا رویکرد حضور افزاینده ریاض در مذاکرات صلح با طالبان میتواند از سویی منافع طالبان و احزاب و همپیمانان افغانستانی ریاض را در افغانستان تامین کند و از سویی نیز منجر به دریافت امتیات گسترده تر از دولت کابل و حضور فزاینده در افغانستان گردد. چنانچه به نظر میرسد ساخت بزرگ‌ترین مرکز دینی توسط عربستان سعودی در شهر کابل، یکی از مهم‌ترین فرصت‌ها و بسترهای ایدئولوژیک است که دولت کرزای در اختیار این کشور قرار داده است.

سوم اینکه باید توجه داشت که همواره یکی از مهمترین اهداف سیاست خارجی عربستان، گسترش نفوذ در کشورهای اسلامی با ترویج آیین وهابیت و یادآوری نقش رهبری جهان اسلام بوده است. در این میان سیاست خارجی ریاض می تواند با حفظ جایگاه نفوذ معنوی خود و حتی گسترش آن در افغانستان جدا از تثبیت مقام معنوی خود را در جهان اهل سنت نفوذ معنوی خود را در آسیای میانه را نیز گسترش دهد. در همین رلستا نیز سعودی ها با راه اندازی مراکز آموزشی و دینی  افکار و شریعت اسلامی را مطابق با تفسیر مورد نظر خود (وهابیت) را در کشورهای اسلامی ترویج می کنند و طرح راه اندازی مرکز بزرگ دینی«مرکز اسلامی ملک عبدالله» نیز به همین منظور است .

چهارم اینکه مشخص است که پس از سرنگونی طالبان و حضور گسترده کشورهای غربی، به خصوص آمریکا در افغانستان نقش عربستان در این کشور کمرنگ شده و  بر نفوذ برخی از  رقیبان عربستان در افغانستان افزوده شده است در این بین اکنون عربستان با مشارکت در  گفتگوهای صلح در افغانستان و همچنین  بستن معاهده استراتژیک با دولت افغانستان در آینده ( با محور های اقتصادی، امنیتی و سیاسی )  و همچنین ساخت مرکز مهم دینی خود در کابل از یک سو ریاض بنا دارد تا  نفوذ ایران در افغانستان را به عنوان رقیب ایدئولوژیک کاهش دهد و از سویی بعد از خروج نیروهای خارجی از افغانستان نقش منطقه‏ای‌ این کشور در افغانستان کمرنگ نگردد و برای دستیابی به جایگاهی ویژه و احیای نقش گذشته خود در افغانستان بکوشد.

 

اهداف افغانستان:

در چند سال گذشته رئیس جمهور کرزای به نقش عربستان سعودی در تأمین صلح تاکید کرده و دو سال پیش هم از عربستان خواست تا میزبان مذاکرات صلح دولت افغانستان و طالبان باشد. یعنی در این دوره کابل بارها تلاش کرد تا عربستان در روند مذاکره با طالبان شریک و میانجگیر شود. چرا که  از نگاه دولت کابل با توجه به روابط گذشته طالبان و ریاض ، ریاض با اسلام آباد و نقش و جایگاه معنوی عربستان در جهان اسلام و در بین رهبران طالبان هر گونه میانجی گری ریاض در مقام مقایسه می تواند مفید تر از  کشورهایی همانند قطر باشد. در این راستا با در نظر داشت نفوذ ریاض در پاکستان هرگونه رضایت عربستان به ایفای نقش میانجی گرایانه میتواند رهبران و ارتش پاکشتان را به معادله صلح افغانستان  نیز بکشاند.  بنابراین هر چند دولت کابل از  نوع نگاه رهبران اپوزسیون و احزاب گوناگون افغانستان به عربستان آگاه است، اما تلاش میکند تا با افزایش حضور سیاسی و فرهنگی عربستان در افغانستان چه با دادن امتیازهایی همچون ساخت مرکز فرهنگی در کابل و یا امضای پیمان استراتژیک با این کشور جدا از متوازن سازی سیاست خارجی خود  در جریان خروج نیروهای ناتو  از توان بالای اقتصادی عربستان در افغانستان نیز بهره گیرد. چنانچه موافقتنامه ی آینده همکاریهاى همه جانبه ی اجتماعى و اقتصادى بین افغانستان و عربستان سعودى در همین راستا قابل تحلیل است.

 

چشم انداز حضور عربستان در افغانستان:

هر چند شورای عالی صلح افغانستان از اعلان پشتیبانی عربستان سعودی از فرایند مذاکرات صلح در افغانستان استقبال کرده و  جدا از این نیز عربستان با ساخت مرکز دینی در کابل و توافقنامه استراتژیک با  افغانستان حضور و نفوذ خود را در این کشور تا حدی افزایش خواهد داد، اما باید گفت همچنان چالشها و موانع زیادی بر سر راه افزایش این نقش وجود دارد.

از نگاه مخالفان ایفای نقش پررنگ تر عربستان در طول سی سال گذشته بیشتر از لحاظ ایدئولوژیک بوده است و در ده سال گذشته نیز کم و بیش این علاقمندی وجود داشته است. یعنی  با وجود توانایی ریاض در میانجی گری و فشار بر طالبان در ورود به مذاکره عملا تلاشهایی عمده از سوی ریاض صورت نگرفته است. همچنین عربستان ثروتمند جدا از انجام ندادن بخشی از تعهدات خود در قبال افغانستان کمک اقتصادی قابل توجهی به دولت و مردم افغانستان نکرده و حتی این برداشت وجود دارد که نقش عربستان بیشتر تخریبی بوده تا کمک کننده صلح و ثبات در این کشور. در این راستا هر چند اکنون هر چند مقامات افغانستانی دست به همکاری های گسترده تری با ریاض زده اند، اما نوع سیاست خارجی عربستان بسیاری از احزاب و شخصیت های افغانستانی را از آینده بازیگری عربستان نگران کرده است. چنانچه پیامدهای رویکرد ایدئولوژیک ریاض در پاکستان و موج آزار اقلیت‌ها، به ویژه شیعیان این نگرانی را در بین احزاب گوناگون مذهبی، قومی و اقلیتهای افغانستان از  افزایش داده است. همچنین نگاه جدی عربستان به حفظ و احیای نفوذ خود در افغانستان پس از سال 2014  و حضور بیشتر در آسیای مرکزی و رقابت با روسیه ، چین و ایران به نوعی موجب تشدید این حس شده است. بنابراین باید گفت هر چند اکنون دولت افغانستان از رویکرد شرکت ریاض در گفتگوهایی صلح عربستان و افزایش حضور سیاسی و اقتصادی این کشور در افغانستان حمایت میکند اما نمی توان گفت این نگرش به معنای پذیرش حداکثری نقش ریاض است. چرا که گذشته ایفای نقش تاریخی ریاض در  افغانستان و نوع مخالفت های کنونی با افزایش بازی ریاض و ترس غربیها و.. باعث شده است است تا بسیاری از بازیگران داخلی، منطقه ای  و بین المللی بیش از آنکه به افزایش نقش فرهنگی، مذهبی، سیاسی و ژئوپلتیک ریاض در افغانستان چشم بدوزند، از افزایش نقش اقتصادی این کشور در افغانستان پشتیبانی میکنند. نقشی که دارای پیامدهای منفی کمتری در افغانستان است.

 

 

Share