چشم‌انداز نقش حزب کنگره مردمی در یمن   گفتگو با جعفر قنادباشی
آذر ۲۲, ۱۳۹۶ – ۶:۱۳ ق.ظ |

مرکز بین الملی مطالعات صلح – IPSC

واژگان کلیدی: علی عبداله صالح، یمن، حزب، کنگره مردمی، انصار اله
 
حزب وابسته به علی عبدالله صالح یا حزب کنگره مردمی حداقل در سالهای گذشته نقش مهمی در یمن داشته …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خلیج فارس, مقالات, مقالات تحلیلی

نگاهی تاریخی به جزایر سه گانه: از جنگ جهانی دوم تا جدایی بحرین از ایران( بخش دوم)

نگارش در اردیبهشت ۳, ۱۳۹۱ – ۱۱:۴۶ ق.ظ
نگاهی تاریخی به جزایر سه گانه:  از جنگ جهانی دوم تا جدایی بحرین از ایران( بخش دوم)
Share


طهمورث غلامی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC


ناسیونالیسم ایرانی برآمده از جنگ جهانی اول، در طی جنگ جهانی دوم، به اوج خود رسید. به گونه ای که سالهای 1953-1941، اوج ناسیونالیسم ایرانی است. در عرصه خارجی ناسیونالیسم ایرانی، توجه خود را بر سیاست های استعماری دولت بریتانیا، متمرکز کرده بود که یک بعد از این مبارزه ، در ارتباط با جزایر سه گانه بود. در دوره ی دکتر مصدق، مقامات ایران به بازدید های خود از جزایر سه گانه ادامه دادند و در سال 1953، وزارت جنگ دولت را ترغیب کرد که جزایر را با نیروی نظامی تصرف و در آنجا پایگاه بزنند. وزارت خارجه نیز کمیسیونی را مأمور بررسی چگونگی حل مسایل جزایر سه گانه کرد. کمیسیون راه حل های مختلفی مانند توسل به نیروی نظامی و ارجاع به مجامع بین المللی را پیش نهاد کرد که این پیشنهادات توسط دکتر مصدق رد شد.زیرا وی به دلیل شرایط ملی شدن نفت ، وضعیت را مناسب نمی دانست.

بعد از کودتا و در سال 1954، بریتانیا به ایران پیشنهاد کرد که ایران از دعاوی خود در بحرین و ابوموسی صرف نظر کند و در مقابل جزایر تنب کوچک و بزرگ به ایران فروخته شود. ایران این پیشنهاد را رد کرد. انگلستان مجدداً پیشنهاد کرد که مسئله جزایر سه گانه به حکمیت بین المللی ارجاع شود که ایران این پیشنهاد را پذیرفت مشروط به اینکه بحرین نیز همراه جزایر سه گانه به حکمیت بین المللی ارجاع داده شود که انگلستان نپذیرفت. لازم به ذکر است در طی این سال ها، دولت ایران همچنان جزایر ایران را در تقسیمات کشوری خود لحاظ می کرد.

دهه ی 1960، دهه ی سفر مقامات ایران به جزایر سه گانه است. در این دهه، که مرز فلات قاره بین کشورهای حاشیه خلیج فارس در حال تعیین شدن بود، به دلیل مشکلات ناشی از دعاوی ایران در مورد جزایر بحرین، تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی، تعیین مرز فلات قاره با دشواری روبرو شد. علاوه بر سفر مقامات، دولت ایران در سال 1967 میلادی، برای مدت کوتاهی نیروی نظامی در جزیره ابوموسی پیاده کرد و در سال 1968، که متوجه شد شیخ رأس الخیمه به دنبال ایجاد پایگاه نظامی در جزایر تنب است، نیروی دریایی ایران مانع شد و به طور مداوم به گشت زنی در اطراف جزایر پرداخت.

 در سال 1968 میلادی، دولت بریتانیا اعلام کرد که قصد دارد نیروهای نظامی خود را تا سه سال آینده از خلیج فارس بیرون ببرد. بریتانیا قبل از خروج و در جهت تضمین منافع خود برای دوران پس از خروج، به دنبال تشکیل فدراسیونی متشکل از شیخ نشین های عربی بود. انگلستان به خوبی می دانست که اگر مشکلات موجود بر سر جزایر سه گانه حل و فصل نشود، شکل گیری این فدراسیون با چالش های فراوانی مواجه خواهد شد.

دولت ایران در مقابل و به دنبال اعلام بریتانیا مبنی بر قصد خروج از خلیج فارس، دیپلماسی فعال و پویایی را در عرصه بین المللی و منطقه ای در پیش گرفت. زیرا احتمال می داد که مذاکراتش با بریتانیا درباره ی استرداد جزایر سه گانه شکست بخورد و لذا مجبور شود که از نیروی نظامی استفاده کند. از این رو به دنبال تحکیم روابط خود با دول عربی و قدرت های بزرگ بود تا در صورت توسل به زور برای استرداد جزایر با واکنش شدید منطقه ای و بین المللی مواجه نشود و همچنین بتواند حمایت دولت های خارجی را در مورد سیاست های خود در خلیج فارس از جلب کند. در این راستا، روابط ایران و مصر که در سال 1960، به دلیل اظهارات تند جمال عبد الناصر علیه شاه قطع شده بود، در سال 1970، مجدداً از سر گرفته شد. همچنین ایران اختلافات خود را با عربستان بر سر تعیین فلات قاره و تعیین حاکمیت بر جزایر فارسی( تحت حاکمیت ایران) و عربی( تحت حاکمیت عربستان) حل و فصل کرد و در سال 1968، شاه به عربستان سفر کرد. ایران همچنین علاوه بر ایالات متحده، روابط خود را نیز با شوروی گسترش داد.

 پیش تر اشاره شد که بریتانیا به اهمیت نقش ایران در شکل گیری فدراسیون عربی واقف بود. از طرفی نیک می دانست که نظر مثبت ایران در باره فدراسیون منوط به واگذاری جزایر سه گانه به ایران است. با این حال، بریتانیا در ابتدا تلاش کرد که خود را از مذاکرات کنار بکشد و ایران با فدراسیون پس از شکل گیری وارد مذاکره شود.  در اقدامی دیگر، بریتانیا تلاش کرد که خود را میانجی بین ایران و فدراسیون در آینده معرفی کند. ایران اعلام کرد که موضوع جزایر که صرفاً می بایست بین ایران و بریتانیا حل و فصل شود. زیرا این جزایر متعلق به ایران و تحت اشغال بریتانیا است. بریتانیا در نهایت به دلیل الزامات حفظ منافع خود، پس از خروج حاضر شد به عنوان دولت اشغال کننده با ایران مذاکره کند. در نهایت مذاکرات در تهران بین علم و سر ویلیام لوس نماینده ویژه بریتانیا در خلیج فارس و سر دنیس رایت سفیر بریتانیا در تهران شروع شد. البته در لندن نیز همزمان مذاکرات طولانی و پیچیده بین امیر خسرو افشار، سفیر ایران و مقامات وزارت خارجه بریتانیا، در جریان بود.

 مذاکرات ایران و بریتانیا، از سال 1968 تا 1971، ادامه داشت. در این مذاکرات، تمام تلاش بریتانیا بر ایجاد فدراسیونی از شیخ نشین های عرب خلیج فارس و به رسمیت شناخته شدن آن توسط ایران متمرکز بود که ایران با این خواست بریتانیا مخالفتی نداشت مشروط بر آن که حقوق تاریخی ایران در نظر گرفته شود. دولت بریتانیا تلاش داشت که فدراسیون را تشکیل دهد و بحرین را به عضویت آن در آورد و بعد فدراسیون را با ایران وارد مذاکره کند. اما ایران شناسایی فدراسیون را موکول به حل و فصل اختلافات کرد. زیرا اگر ابتدا فدراسیون شکل می گرفت، این به معنی رضایت ایران به استقلال بحرین و شناسایی فدراسیون و به تبع آن شناسایی حاکمیت فدراسیون بر جزایر بود. لذا بریتانیا مجبور شد که در کنار تلاش برای تشکیل فدراسیون در جهت حل اختلافات با ایران نیز تلاش کند، زیرا نیک می دانست که بدون رضایت ایران شکل گیری فدراسیون دشوار است. در فرایند مذاکرات و در تاکتیکی دیگر، بریتانیا تلاش داشت که مساله بحرین را از جزایر سه گانه جدا کند. اما ایران خواهان این بود که اول مساله جزایر سه گانه حل و فصل شود و بعد مساله بحرین. در نهایت توافق شد که مساله بحرین و جزایر سه گانه به عنوان یک کل در نظر گرفته شود.

مذاکرات درباره ی بحرین و تشکیل فدراسیون به سرعت پیش می رفت اما درباره ی جزایر سه گانه مذاکرات بسیار دشوار بود و طول کشید. در دور اول مذاکرات توافق شد که نظر ایران در مسئله ی جزایر سه گانه واقع در تنگه هرمز تأمین شود و در مقابل مسئله ی بحرین به سازمان ملل ارجاع داده شود. در واقع ایران از مدت ها پیش از اهمیت جزایر سه گانه در تأمین منافع و امنیت ایران واقف بود و اصرار آن بر بحرین، به خاطر جزایر سه گانه بود. از این رو ایران خواهان این بود که در مورد بحرین یک راه حل آبرومند، مبنا قرار گیرد و بدین خاطر پذیرفت که یک نظر خواهی عمومی توسط سازمان ملل برای سرنوشت بحرین صورت گیرد.

 بحرین در سال 1820، توسط بریتانیا اشغال شد و ایران همواره به آن اعتراض کرد. در سال 1957، مجلس شورای ملی، بحرین را استان چهاردهم قرار داد و دو کرسی نمایندگی برای آن در مجلس خالی گذاشت. در جهت اصرار ایران بر بحرین، شاه سفر خود به عربستان را در سال 1968، به دلیل دیدار پادشاه عربستان با شیخ بحرین به عنوان یک دولت به تأخیر انداخت. همچنین وی اعلام کرد که اگر انگلستان خود سرانه به بحرین استقلال دهد، نمی پذیرد و اگر بحرین عضو سازمان ملل گردد، ایران از آن خارج می شود. ایران که حاضر شده بود بعد از 150 سال از ادعای خود در مورد بحرین صرفه نظر کند، انتظار بازپس گیری جزایر را داشت.

 در نهایت با توافق ایران و بریتانیا، سازمان ملل همه پرسی خود را انجام داد و در سال 1970، کشور بحرین از ایران جدا شد و کشور بحرین شکل گرفت.ایران که در مورد بحرین حسن نیت خود را نشان داده بود انتظار واگذاری جزایر سه گانه به ایران از سوی بریتانیا و شیخ نشین های عرب را داشت که دولت بریتانیا با تصور این که به مقصود خود رسیده است، کارشکنی های خود را شروع کرد. در دور دوم مذاکرات، سر ویلیام لوس چهار بار از ایران دیدن کرد و در باره جزایر سه گانه پیشنهاد های عجیب و غریبی به ایران داد که در برخی از این پیشنهادها مالکیت ایران نادیده گرفته شده بود و در برخی دیگر حاکمیت ایران. مثلاً بریتانیا پیشنهاد کرد که جزایر بین دو طرف تقسیم شود، در پیشنهادی دیگر اعلام کرد که جزایر از سوی ایران بدون داشتن حقوق حاکمیت تصرف شود، در پیشنهادی دیگر انگلستان خواهان ایجاد پادگان مشترک در جزایر بود، در پیشنهادی دیگر بریتانیا خواهان اجاره ی جزایر توسط ایران شد، در پیشنهادی دیگر از ایران خواست که فدراسیون را به رسمیت بشناسد و سپس برای حل و فصل مسئله با آن وارد مذاکره شود، در پیشنهادی دیگر بریتانیا از ایران خواست که فدراسیون را مورد شناسایی قرار دهد و پس از خروج نیروهای نظامی بریتانیا، جزایر سه گانه را اشغال کند. دولت ایران تمام این پیشنهادات را رد کرد.  این درحالی است که طبق توافق قبلی، بریتانیا متعهد شده بود که در صورت رضایت ایران برای ارجاع مسئله بحرین به سازمان ملل، نظر ایران در مورد جزایر تأمین شود.

 وقتی دولت ایران با وقت کشی و کارشکنی بریتانیا مواجه شد، از اواسط سال 1970، استراتژی اعمال فشار به بریتانیا را در پیش گرفت. ایران تهدید به مداخله نظامی در جزیره ابوموسی کرد و اعلام کرد در صورتی که جزایر به ایران واگذار نشود، فدراسیون را به رسمیت نخواهد شناخت و علیه آن اقدام نیز خواهد کرد. در این هنگام بحران در روابط ایران و انگلستان شکل گرفت. همچنین خبرهای منتشر شد مبنی بر این که انگلستان به شیخ رأس الخیمه و شارجه وعده داده است که سه جزیره را تا پایان سال 1971، به آنها واگذار خواهد کرد. ایران به شدت به بریتانیا اخطار داد و در پاسخ بریتانیا به نمایش قدرت نظامی در خلیج فارس پرداخت. پرواز هواپیماهای انگلیسی بر فراز جزیره خارک و اسکله های آن در محافل سیاسی جهان مؤید بحران در روابط ایران و انگلستان بود. ایران به اقدام نظامی انگلستان شدیداً اعتراض کرد و به نیروهای نظامی خود دستور داد که در صورت تکرار به هواپیماهای انگلیسی شلیک کنند. در این هنگام روزنامه ی واشنگتن پست از احتمال برخورد نظامی میان ایران و بریتانیا خبر داد و در مقاله خود نوشت که قابلیت های بالای نظامی ایران موجب پیروزی این کشور در نبرد احتمالی با بریتانیا خواهد شد. مقامات ایران در مصاحبه ها و سخنرانی های مختلف خود شدیداً بر مالکیت قطعی ایران بر جزایر تأکید کردند و اعلام نمودند که در صورت لزوم برای بازگرداندن جزایر از زور استفاده خواهند کرد. در پایان این بخش باید گفت که ،در دور اول مذاکرات(1970-1968)، انگلستان موفق شد رضایت ایران را برای جدایی بحرین تأمین کند اما در حل و فصل و انتقال جزایر کارشکنی کرد. لازم به ذکر است که انگلستان در ژوئیه ی 1971، با امضای موافقت نامه ای با شش امارت عربی فدراسیون را تشکیل داده بود اما از اعلام رسمی آن به علت عدم حل و فصل مسائل جزایر سه گانه و مخالفت دولت ایران خودداری کرد.

Share