آذر ۲۴, ۱۳۹۷ – ۲:۵۳ ق.ظ |

استاد دانشگاه و کارشناس ارشد روابط بین الملل
مرکز بین المللی مطالعات صلح –ipsc
واژگان کلیدی: روابط عربستان و اتحادیه اروپا چالشها و چشم انداز فرارو
دو موضوع بحران یمن و پرونده جمال خاشقچی در ماه هایی اخیر …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آفریقا, گزیده ها, مقالات, مقالات تحلیلی

نقش مداخله خارجی از طریق شورای امنیت سازمان ملل در فروپاشی نظام قذافی

نگارش در آبان ۱, ۱۳۹۱ – ۵:۱۰ ق.ظ
نقش مداخله خارجی از طریق شورای امنیت سازمان ملل   در فروپاشی نظام قذافی
Share

دکتر حسین علایی

دانشیار دانشگاه امام حسین(ع)

چکیده

در نظام بین الملل فعلی،شورای امنیت سازمان ملل نقش بیشتری در مسائل و مناقشات جهانی پیدا کرده است و به عنوان یک متغیر مستقل در سرنوشت کشورها و حاکمیت دولت ها تأثیر گذار است.سازمان ملل متحد که به منظور جلوگیری از تکرار جنگ جهانی دوم در سال 1945 تأسیس شد با اضمحلال شوروی و پایان یافتن دوران جنگ سرد و حوادث 11 سپتامبر وارد مرحله جدیدی از تأثیرگذاری بر وقایع بین المللی شده است. از سال گذشته با شروع اعتراضات و خیزش گسترده مردم در کشورهای عربی و نقض گسترده حقوق بشر توسط حاکمان این کشورها در برخورد با مخالفین، آرام آرام شورای امنیت سازمان ملل متحد نقش فعال تری برای خود در این نوع مسائل قائل شد. قذافی با کشتار مردم لیبی،بنیان گذار مداخله شورای امنیت در امور داخلی این کشور به دلیل نقض مکرر و سیستماتیک حقوق بشر شد. موضوعی که قبل از آن سابقه نداشت و دست دیکتاتورها و حاکمان کشورها تا حدود زیادی برای آزار،شکنجه،کشتار و سرکوب ملت هایشان باز بود.البته شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و سایر سازمان های حقوق بشری نسبت به رفتارهای بد دولت ها با ملت هایشان واکنش نشان می دادند ولی اقدامات آنها آثار اجرایی فوری نداشت. اما از اسفند ماه سال 1389 این دوران بسر آمده است و بعضی از دیکتاتورهای خاورمیانه و شمال آفریقا از هم اکنون در قفس آهنین رفتار خود گرفتار شده اند و هر واکنش تندی نسبت به مردم کشورشان با واکنش جامعه جهانی و به نیابت آن با واکنش سریع و جدی شورای امنیت رو به رو می شود. یکی از مهم ترین تغییرات در شیوه مدیریت جهانی، ارتباط تحولات لیبی با سیاست بین الملل است که در دو قطعنامه شورای امنیت علیه حکومت قذافی و پیامدهای آن تبلور یافته است.سوال این تحقیق چگونگی همراهی و مداخله شورای امنیت و به تبع آن بازیگران غربی و بین المللی با قیام مردم لیبی از زوایای گوناگون می باشد. این مقاله رابطه بین صدور قطعنامه های شورای امنیت و فروپاشی رژیم قذافی را در کانون پژوهش خود قرار داده است و دو قطعنامه صادر شده در جریان اعتراضات مردم لیبی علیه حاکم آن کشور را از زاویه تأثیر آن بر حاکمیت دولت لیبی مورد تجزیه و تحلیل محتوایی قرار می دهد.

کلید واژه: شورای امنیت، لیبی، مداخله نظامی، حاکمیت معمر قذافی، پیمان ناتو

مقدمه

دقت و مطالعه در رفتار شورای امنیت سازمان ملل پس از آغاز قیام های مردمی در کشورهای عربی ظرف حدود یک سال گذشته،نشان می دهد که دولت ها نیازمند تحقیق و دقت فراوان در موشکافی و تجزیه و تحلیل عملکرد این شورا در قبال سیاست داخلی خود به ویژه در نحوه رفتار با مخالفین هستند. با اوج گیری بحران لیبی،توجه شورای امنیت – در راستای تعریف جدید از محدوه وظایف این شورا- به حوادث داخلی لیبی جلب شد. نقش تحولات منطقه در تغییر معادلات قدرت، توجه شورای امنیت سازمان ملل را به اوضاع وخیم لیبی جلب کرد و این شورا به منظور مداخله در ترتیبات امنیتی شمال آفریقا و نیز مدیریت تحولات منطقه به سرعت فعال گردید. اهمیت لیبی برای غرب و به ویژه برای بعضی ازکشورهای اتحادیه اروپایی موجب شد تا ارتش کشورهای عضو پیمان ناتو به منظور تغییر قذافی در حوزه سیاسی و فضای سرزمینی لیبی وارد عمل شوند. رایزنی های گسترده فرانسه و انگلیس به همراه آمریکا با اتحادیه عرب و اتحادیه آفریقا موجب فراهم شدن زمینه لازم برای شورای امنیت سازمان ملل در صدور دو قطعنامه علیه قذافی گردید.صدور این دو قطعنامه شرایط حقوقی مناسب را برای مداخله نظامی ناتو در لیبی فراهم آورد که در نهایت منجر به سقوط قذافی گردید. در این تحقیق به موضوع چگونگی مداخله شورای امنیت سازمان ملل در حوادث لیبی و تأثیر آن در سقوط قذافی پرداخته می شود.مفاد دو قطعنامه شورای امنیت مورد بررسی و مطالعه قرار می گیرند و به روند اقدامات نظامی صورت گرفته توسط پیمان ناتو اشاره می شود. آنگاه چگونگی فروپاشی حکومت قذافی با مداخله شورای امنیت مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.اهمیت موضوع تحقیق از آن جهت بیشتر مورد توجه است که با اقدامات شورای امنیت در یک فرآیند چند ماهه، نظام های دولت محور در سیستم بین المللی با چالش مداخله های جدید بین المللی در مسائل داخلی خود مواجه شده اند که لیبی نمونه مشخصی از آن است. چنین تحقیقی در بین ادبیات در حال رشد در حوزه مطالعات مربوط به نقش شورای امنیت سازمان ملل در مسائل مربوط به امنیت بین المللی و حاکمیت ملی کشورها،خلائی را پر می کند که از نظر مفهومی و سیاست گذاری در جامعه علوم سیاسی و روابط بین المللی و اتخاذ سیاست خارجی مناسب وجود دارد. اقدامات شورای امنیت بیانگر آن است که در رفتار جدید سازمان ملل،رابطه دولت ها با اتباع و شهروندان خود در کانون توجه قرار گرفته است و بنابراین مفهوم حاکمیت ملی با تعهدات بین المللی آمیخته شده است. از این رو پرسش اصلی این پژوهش از این قرار است: محتوای قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل علیه لیبی در ارتباط با فروپاشی رژیم قذافی چگونه باید مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار گیرند؟برای پاسخ به این سوال باید محتوای دو قطعنامه صادره از سوی شورا از زاویه حاکمیت ملی کشورها سنجیده شود و پیامدها و نتیجه رفتار دولت لیبی در برابر آنها مورد بررسی قرار گیرد. روش تحقیق در این مقاله مطالعه موردی(Case Study) و توصیف وقایع و تحلیل محتوای آنها(Content Analytical) می باشد و فرضیه پژوهش نیز آن است که رویه جدید شورای امنیت ادامه و تکامل خواهد یافت.

لیبی و شیوه حکمروایی قذافی

سرزمین لیبی یکی از پهناورترین و قدیمی ترین کشورهای آفریقایی است که 760/1 میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد و 90 درصد آن بیابان و صحرای لم یزرع است. مناطق مسکونی آن عمدتا در حاشیه ساحلی و به موازات دریای مدیترانه به عمق حدود 100 کیلومتر قرار دارد. 90 درصد جمعیت لیبی در این ناحیه که سرزمینی به مساحت تقریبی 200 هزار کیلومتر مربع است زندگی می کنند. مرز آبی لیبی در کنار دریای مدیترانه و در نزدیکی و به موازات کشور ایتالیا از مصر تا تونس کشیده شده و اندکی کمتر از 2000 کیلومتر است. بخش عمده ای از مردم لیبی در دو شهر طرابلس و بنغازی زندگی می کنند. گرچه بیشتر جمعیت لیبی دارای ساختار قبیله ای هستند ولی مردم پایتخت و بنغازی چادرنشین و قبیله ای نیستند. لیبی در سال 1326 هجری شمسی برابر با 1947 میلادی از استعمار ایتالیا رهایی یافت و در سال 1330 برابر با 1951 از نظارت دولت های فرانسه و انگلیس نجات یافت و استقلال خود را به دست آورد و یک حکومت پادشاهی تشکیل داد. سروان قذافی در سن 27 سالگی در سال1348 برابر با 1969 با کمک گروهی از افسران جوان و با حمایت جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر و در جریان یک کودتای نظامی ملک ادریس اول پادشاه لیبی را سرنگون کرد و خود قدرت را به دست گرفت.ملک ادریس سنوسی مردی سنتی و مرتجع اما متعلق به خاندانی بسیار قدیمی بود. قذافی که خود را رهبر انقلاب می خواند جماهیری عربی سوسیالیستی خلق بزرگ لیبی را بنیان گذاشت و کتاب سبز را به منزله قانون اساسی و دستورالعمل حکومت خود تنظیم و منتشر نمود. معمر قذافی علیه نظام سلطنتی لیبی کودتا نمود و خود را فردی انقلابی می دانست که کشورش را از وابستگی به ایتالیا نجات داده و یک نظام مردمی در لیبی ایجاد کرده است. او با ساده زیستی شروع کرد و داعیه مبارزه با استعمار جهانی را داشت و با این بهانه عملا تمام آزادی های سیاسی و اجتماعی را از ملت لیبی سلب نمود و یک سیستم بسته حکومتی  را ایجاد کرد. مشخص است که سیستم های سیاسی بسته نسبت به سیستم های باز بیشتر اشتباه می کنند زیرا مقامات در این سیستم ها در فضایی محدود و بسته تصمیم می گیرند و همه فعالیت ها و اقدامات با مجوز شخص اول مملکت انجام می شود. در سیستم های سیاسی بسته جریان آزاد اطلاعات وجود ندارد و پاسخگویی مسئولین ضعیف است و حاکمان از اشتباهات خود نمی آموزند. (Walt,2011:51)  قذافی مقر حکومتی خود را در چادر و در صحرا بر پا کرد و تحصیلات رایگان را در کشور به راه انداخت و توانست در دوران زمامداری خود 25 درصد از واجدین شرایط جمعیت شش و نیم میلیونی لیبی را به سطح تحصیلات عالیه برساند. لیبی دارای بزرگ ترین ذخائر نفت قاره آفریقا با بیش از 43 میلیارد بشکه نفت است. هزینه استخراج نفت در این کشور ارزان و در حدود یک دلار برای هر بشکه می باشد.با کسب درآمدهای نفتی در دوران قذافی، لیبی یکی از ثروتمندترین کشورهای آفریقایی بود که با درآمد سرانه نزدیک به 10 هزار دلار، روزانه یک و نیم میلیون بشکه نفت سبک و شیرین به جهان صادر می کرد.البته با این ثروت هنگفت مردم از رفاه خوبی برخوردار نبودند و لیبی جزء کشورهای عقب افتاده صنعتی در خاورمیانه محسوب می شد. از زمان شروع اعتراضات مردم علیه قذافی و در چند ماه اخیر تنها 160 میلیارد دلار از پول های لیبی در کشورهای غربی مسدود شد و 140 تن طلا در آن کشور مخفی شد. قذافی از درآمد هنگفت نفت برای پیشرفت کشور و رضایت مردم کشورش استفاده نکرد بلکه یک نیروی نظامی پرخرج و تعداد زیادی نهاد امنیتی سرکوبگر ایجاد کرد و پیشرفته ترین سلاح های روسی را در ارتش خود بکار گرفت.با این شیوه،قذافی بیش از چهار دهه با تکیه بر قدرت فردی و بکارگیری خشونت نهادهای امنیتی و نظامی انواع طوفان های سیاسی را پشت سر گذاشته بود.گرچه این کشور بدهی خارجی نداشت و نان ارزان را در اختیار مردم می گذاشت ولی در سال های اخیر نرخ بیکاری در آن حدود 30 درصد بود. قذافی در دوران حکمرانی خود تمام آزادی های سیاسی را از مردم گرفته بود و در این کشور هیچ حزب و رسانه مستقلی وجود نداشت. از انتخابات و تغییر دولت ها و جابجایی زمامداران به دست مردم هم خبری نبود. قذافی به اسلام تظاهر می کرد ولی مردم باید به اسلام آن گونه که او تفسیر می کرد گردن می نهادند. او در جلوی اشخاص نماز می خواند و خیلی علاقمند بود که امام جماعت هیئت های سیاسی بازدید کننده از لیبی هم باشد ولی به گفته اماط یکی از محافظین شخصی قذافی، او در زندگی روزمره نه نماز می خواند و نه روزه می گرفت(روزنامه جمهوری اسلامی،7/6/1390 :16). اکثر 400 محافظ شخصی وی دختران جوانی بودند که بعضی از آنها پس از سقوط قذافی مطالبی از عیاشی های او را در اختیار مطبوعات و رسانه ها گذاشتند. بینش و طرز تفکر معمر قذافی رهبر لیبی این گونه بود که اگر مردم به لحاظ اقتصادی بی نیاز و متکی به خود باشند از وی اطاعت نخواهند کرد، لذا باید همیشه مردم نیازمند به کمک های دولت باقی بمانند که فکر اقدام علیه حکومت به ذهنشان خطور نکند. باوجود این طرز تفکر و همچنین سوسیالیستی بودن نظام حکومتی، مردم با اِعمال تحریم ها و شروع حملات نظامی کشورهای غربی به لیبی با فشارهای اقتصادی در داخل کشور و نیز چالش های سیاسی غرب مواجه شدند (www.aftabir.com).

لیبی پس از پایان یافتن حکومت پادشاهی به همراهی با اعراب توجه داشت ولی در سال های اخیر، قذافی به شدت ضد پادشاهی عربستان سعودی و ملک عبدالله بود و از جامعه عرب جدا شد و به سمت کشورهای آفریقایی رفت. قذافی از دهه 1980 به پشتوانه پول نفت به آموزش و تربیت آفریقایی هایی همت گماشت تا بتوانند بعدها در کشورهای خود کودتا به راه اندازند. او پایگاهی را به اسم “مرکز انقلابی جهانی” در نزدیکی بنغازی تأسیس و راه اندازی کرد تا انقلابیون آفریقا را تربیت کند. در این اردوگاه که در بیابان های لیبی قرار داشت افراد مشخصی برای مدت چند هفته تا بیش از یک سال آموزش می دیدند. قذافی مخالف اسرائیل بود و رهبران عرب را سازشکار می خواند و آنها را مورد تمسخر قرار می داد.البته عملا هیچ اقدامی علیه اسرائیل انجام نداد و حتی از برگزاری راهپیمایی روز قدس در آن کشور جلوگیری می کرد. او با تروریست هایی مانند کارلوس ونزوئلایی و ابو نضال بعثی ارتباط داشت و آنها را تغذیه می کرد. قذافی امام موسی صدر را در سوم شهریور ماه 1357 از لبنان به لیبی دعوت کرد و از 9 شهریور همان سال دیگر خبری از ایشان و دو همراهش به دست نیامد.قذافی به مخالفین سیاست های خود رحم نمی کرد و آنها را به اشکال مختلف از صحنه اداره کشور خارج می کرد. با تداوم حکمرانی او بر لیبی تمام همّ و غمّ قذافی حفظ خود در رأس قدرت بود. با گذشت زمان او نتوانست انقلابی باقی بماند و خود تبدیل به فردی مغرور همراه با خصلت های شاهانه شد. وی در این اواخر خود را شاهنشاه آفریقا می خواند. (مصاحبه عبدالرحمن شلقم با روزنامه الحیات) قذافی در طول دوران حکومتش بر لیبی همیشه با مشت آهنین بر مردم حکومت می کرد. بدین منظور وی ساختارهای امنیتی حکومت را جهت سرکوب و سر به نیست کردن مخالفین توسعه داد.آخرین اقدام وی در حق مردم لیبی قتل عام زندان بوسلیم بود که بیش از 1200 زندانی در آن کشته شدند.(حجت الله جودکی) به محض به قدرت رسیدن، وی کمیته های مردمی را تشکیل داد تا به ظاهر دموکراسی مستقیم را در کشور برقرار نماید ولی عملا این کمیته ها ابزاری برای جاسوسی و سرکوب مردم شدند. قذافی فردی جاه طلب و مغرور بود و می خواست رهبر اتحادیه آفریقا باشد. قذافی مدام از مردم حرف می زد و خود را نماینده مردم می دانست و معتقد بود که مردم لیبی حاضرند جانشان را فدای او کنند ولی هیچگاه حاضر نبود با برگزاری یک انتخابات آزاد، مشخص سازد چند درصد از مردم طرفدار اویند. قذافی فکر می کرد که صاحب بهترین اندیشه هاست و تفکرات او می تواند نجات بخش مردم جهان باشد. او طی چهار دهه حکومت خودکامه،پیوند عمیقی بین قدرت و ثروت ایجاد کرد و با تکیه بر پول نفت در اندیشه تغییر حکومت های آفریقایی به نفع خود بود.روابط قذافی با غرب به ویژه آمریکا همواره با سردی و گاهی با نزاع و خشونت همراه بوده است. قذافی در دوره ای از حکومت خود به شدت با آمریکا مخالف بود و همین امر باعث شد تا در 30 آذر ماه 1367  برابر با 21 دسامبر 1988 یک هواپیمای مسافربری پان امریکن را با 270 سرنشین در آسمان شهر لاکربی در اسکاتلند با کمک دو نفر از عوامل خود منفجر نماید.این حادثه موجب بمباران مقر قذافی در طرابلس و باز شدن دست شورای امنیت سازمان ملل علیه لیبی شد. (پژوهش و بررسی های بین المللی،ص/12) البته لیبی پس از چند سال با پذیرش مسئولیت انفجار هواپیمای آمریکایی و پرداخت بیش از یک میلیارد دلار خسارت، خود را از تحریم های سازمان ملل که از سال1371 برابر با 1992 علیه این کشور وضع شده بود رهانید و تحریم های آمریکا و سازمان ملل علیه این کشور از سال1380 برابر با 2003 لغو شد. در نهایت قذافی در نابود سازی تأسیسات هسته ای خود با آمریکا همکاری کرد و با امضای پروتکل الحاقی منع گسترش سلاح های هسته ای در سال1381 برابر با 2004 موجب شد تا روابط خود با آمریکا و غرب را عادی سازد. آگاهی از نداشتن پایگاه اجتماعی در درون مرزها و رو به روشدن با چشم اندازهای نومید کننده در بیرون، قذافی را بر آن داشت که چرخشی شگفت انگیز در سیاست خارجی لیبی پدید آورد و او را به برجسته ترین منابع اطلاعاتی امریکا در جنگ با تروریسم در دوران جرج بوش و ستیز با رادیکالیسم در دوران باراک اوباما تبدیل نماید. به هر حال در چهل و دو سال گذشته رهبر لیبی با به کار گرفتن دو شیوه یکسره متفاوت “سلفی گری” و “کاربرد زور” بر سر کار مانده است(دهشیار، 1389: 18). باید توجه داشت که به میزان بهبودی رابطه لیبی با آمریکا در چند سال گذشته ، قذافی از ایران فاصله گرفت.

اعتراضات مردم و ایجاد زمینه برای مداخله شورای امنیت

پیروزی مردم مصر در روز 22 بهمن 1389 درکنار زدن حسنی مبارک از قدرت،انگیزه ملت لیبی را برای قیام در برابر دیکتاتور آن کشور افزایش داد. با تغییر اوضاع خاورمیانه  همچنان خفقان در لیبی ادامه داشت تا این که تنها چند روز پس از سقوط حسنی مبارک و به ثمر رسیدن قیام مردم مصر ، از 27 بهمن ماه سال 1389 در لیبی هم تظاهرات های اعتراض آمیزی از سوی مردم با شعار غالب الله اکبر علیه قذافی برگزار گردید.همسایگی لیبی با مصر و تأثیر گذاری تاریخی مصر بر لیبی را نمی توان در بروز تظاهرات مردم این کشور بی نقش دانست. با اوج گیری قیام در لیبی، تجمعات مردم بلافاصله از سوی نیروهای امنیتی و نظامی سرکوب شد. در چهار روز اول راهپیمایی ها ،173 نفر از معترضین به دست نیروهای امنیتی کشته شدند. (گزارش دیده بان حقوق بشر) قذافی که از گستردگی و سرعت اعتراض ها به وحشت افتاده بود از هواپیماهای جنگی برای برخورد با معترضین استفاده کرد که بین 1000 تا 2000 نفر بر اثر آن کشته شدند(منابع سازمان ملل). ولی این بار مردم و قبائل لیبی به اعتراضات خود ادامه دادند و ادامه تظاهرات گسترده مخالفان موجب آزادی بنغازی ظرف ده روز و افتادن سلاح به دست مردم و مخالفان حکومت در بخش بزرگی از شرق کشور شد. از این پس جنگ مسلحانه داخلی در کشور آغاز شد.قذافی تلاش کرد تا نیروهای وفادار به خود را سازماندهی نماید و با کمک آنها تظاهرات هایی به نفع خود در خیابان های طرابلس به راه اندازد.از سوی دیگر او روسای قبایل که نفوذ زیادی در لیبی دارند را به طرفداری از خود فراخواند. نیروهای طرفدار قذافی با استفاده از امکانات دولتی و جنگ افزارهای ارتش به قلع و قمع مخالفین پرداختند. آرام آرام بعضی از وزرای حکومتی از جمله وزرای کشور،دادگستری و امور خارجه از قذافی جدا شدند و شکاف سیاسی در رأس حکومت آشکار گردید. او در اعتراضات اخیر که منجر به فرار و سرنگونی اش شد تظاهر کنندگان مخالف را به رگبار بست و در سخنرانی خود آنها را موش نامید و در مجموع حدود 60000 تن از مخالفین را به زندان انداخت (رادیو فارسی بی بی سی،اخبار 7 صبح مورخه 7/6/1390). قذافی فراموش کرده بود که سیاست و قدرت از معنای قدیمی و تاریخی استبدادی آن فاصله گرفته و به مفهوم جدید “قانون”،”نظام حقوقی” و “مسئولیت” تبدیل شده است. Greene,2004)) وی خود را رهبر مادام العمر انقلاب سبز لیبی می دانست که هیچکس را یارای کنار زدنش نیست. ساختارهای حکومتی طراحی شده در لیبی هم موجب عدم امکان تغییر رهبر انقلاب به دست مردم می شد. مردم از حضور یک فرد برای مدت 42 سال در رأس قدرت خسته شده بودند.در عین حال قذافی از اطرافیان خود به طور مرتب تعریف و تمجید می شنید و به عنوان رهبری حکیم و مردمی معرفی می شد. وی همچون سایر دیکتاتورها به گزارش ها و آمار غیرواقع بینانه اطرافیان خود در باره وضعیت سیاسی،اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی جامعه باور داشت و از شناسایی و فهم مطالبات واقعی مردم خود عاجز بود. او در مراحل نخست مواجهه با اعتراضات و تظاهرات پرشمار مردمی به جای تن دادن به خواسته های مردم،راهکار اتکا به زور و بازداشت های گسترده و نقض فاحش حقوق بشر را برگزید تا ضمن خاموش کردن صدای مخالفان،بتواند همچنان به حکومت استبدادی خود بر آنان ادامه دهد. او در واقع مصداق این شعر بود:                  هر که ناموخت از گذشت روزگار      هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار

به هر حال شیوه غلط برخورد قذافی در آرام سازی اعتراضات مردمی، بهترین بهانه را به آمریکا و پیمان ناتو داد که بتوانند با استفاده از ظرفیت حقوقی شورای امنیت سازمان ملل از این فرصت طلایی برای نابودی یکی از مخالفین سنتی و نیز گسترش حضور نظامی شان در شمال آفریقا  و تقویت نیروهایشان در حوزه دریای مدیترانه و تسلط بر چاه های نفت لیبی استفاده کنند.

دگرگونی در ساختار نظام بین الملل و نقش شورای امنیت

  در حال حاضر نظام بین‌المللی در مرحله گذار و انتقالی نسبتاً طولانی و پر تنش می‌باشد. این وضعیت،‌ روشن‌ کننده و گویای بسیاری از تحولات امنیتی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا است.دو رویداد مهم جهانی یعنی پایان نظام دو قطبی در آغاز دهه 1990 و واقعه یازدهم سپتامبر 2001 شرایط جدیدی را در فضای ژئوپلیتیک جهان از جمله قلمرو جهان اسلام به وجود آورده است. در چنین وضعیتی ناتو به عنوان تنها پیمان امنیتی- نظامی و ایالات متحدهآمریکا به عنوان تنها قدرت غالب،نظام بین المللی را در مسیر اهداف و مقاصد آینده خود در دو سطح چند جانبه گرایی و یک جانبه گرایی آن را هدایت می کنند.(محمدی،1389،233 ) تغییرات ساختاری در سیاست بین الملل را می­توان در زمره عواملی دانست که زمینه­های همکاری و یا تعارض بین بازیگران را اجتناب ناپذیر می­سازد. در ساختار دو قطبی، هریک از دو قدرت بزرگ جهانی تلاش داشتند تا زمینه­های کنترل و مهار محیط منطقه­ای را فراهم آورند. این امر از طریق ایجاد منطقه نفوذ حاصل می­گردید. زمانی که شکل بندی­های ساختاری در سیاست بین الملل تغییر یافت، معادله قدرت و کنش سیاسی بازیگران نیز دگرگون شد. بعد از فروپاشی نظام مبتنی بر جنگ سرد، بحث‌های فراوانی در مورد ماهیت سیستم بین‌المللی جدید و جایگاه آمریکا در آن مطرح شد که هنوز هم ادامه دارد. آیا نظام دو قطبی گذشته، تبدیل به یک نظامی تک قطبی و عمدتاً آمریکا محور، تبدیل شده است؟ آیا جهان چند قطبی گردیده است؟ این پرسش‌های استراتژیک پاسخ‌های متعدد و متنوعی دارد اما از این واقعیت نمی‌توان چشم‌پوشی کرد که آمریکا در محور و کانون این بحث است. بدین صورت که سرنوشت نهائی نظام بین المللی بستگی به روشن شدن چگونگی جایگاه آمریکا در آن دارد. به نظر می رسد که آمریکا به دنبال فضایی است که در آن بتواند در قالب یک هژمون مرکب به مدیریت اوضاع جهان با اتکا به روش هوشمند و با بهره گیری از ظرفیت های قانونی شورای امنیت بپردازد. البته آمریکا در عین توانمندی‌های عمده سخت‌افزاری در شکل دادن به نهایت و سرانجام نظام بین المللی با چالش‌های نرم‌افزاری عمده‌ای هم روبروست.در زمره هدف های بلند مدت سیاست خارجی آمریکا می توان به مسائلی از جمله نظم جهانی،صلح و امنیت بین المللی اشاره داشت (هالستی،1383:125) . نظام منطقه‌ای در دوران بعد از جنگ سرد با تغییرات بنیادین روبه‌‌رو گردیده است. معادله قدرت، تغییر یافته و الگوی جدیدی از روابط همکاری‌جویانه و تعارضی شکل گرفته است. به طور کلی می‌توان به این جمع‌بندی رسید که گرایش‌های گریز از مرکز در محیط‌های منطقه‌ای افزایش بیشتری پیدا کرده است. موج‌های بلندی از پیچیدگی و پویایی در محیط منطقه‌ای، در هم نوردیده شده است. تعداد قابل‌توجهی از وابستگی‌های متنوع و ناپایداری‌های اجتناب‌ناپذیر صحنه سیاست منطقه‌ای را شکل می‌دهد. توزیع قدرت در روابط مرکزـ پیرامون براساس چنین نشانه­هایی شکل گرفته است. (Fieth, Douglas, 2003) جهان آشوب­زده فعلی بیانگر شرایط و محیطی است که هیچ بازیگری قادر نخواهد بود به تنهایی اهداف ژئوپلتیکی خود را تحقق بخشد. امنیت سازی یک جانبه در شرایط آشوب­زدگی سیاست جهانی و منطقه­ای ماهیت ناپایدار خواهد داشت. به همین دلیل است که باراک اوباما بر ضرورت سازماندهی فضای چندجانبه در امنیت جهانی و منطقه­ای تاکید دارد. سیاست چند جانبه گرایی را می­توان بخشی از معمای امنیت در مناطق بحرانی دانست. مناطقی که چند بازیگر تلاش می­کنند تا نقش جدیدی را در سیاست بین الملل ایفا نمایند. براساس چنین شاخص­هایی است که جایگاه سازمان ملل و به ویژه نقش شورای امنیت در شکل دهی به نظام بین المللی همواره مورد بحث بوده است. فروپاشی اتحاد شوروی در دسامبر 1991 را می‌توان نقطه عطف تاریخی در سیاست بین‌الملل دانست. پس از فروپاشی شوروی و ظرف دو دهه گذشته همسو با تغییرات ماهوی در ساختار نظام بین المللی و فراهم شدن شرایط تازه برای فعالیت بیش از پیش شورای امنیت سازمان ملل، این شورا سعی کرده است تا با برداشتی موسع از منشور ملل متحد و نوآوری در وظایف خود،حوزه عمل خویش را گسترش دهد. نامحدود تلقی کردن صلاحیت شورای امنیت ( محمد شریف،1373: 117) جهت حفظ صلح و امنیت بین المللی و توفیق دولت های قدرتمند در بکارگیری این رویه در تعدادی از بحران های پس از جنگ سرد از قبیل جنگ های عراق و افغانستان موجب شده است تا شورا بر خلاف گذشته و به راحتی بر اساس فصل هفتم منشور به اتخاذ تصمیم بپردازد. مواد 41و42 فصل7 منشور سازمان ملل قدرت بیشتری نسبت به فصل6 منشور به شورای امنیت سازمان ملل می دهد تا در صورت لزوم از مجازات های سیاسی، اقتصادی و نظامی علیه کشورهای هدف استفاده کند. مجازات های نظامی در صورتی اِعمال می شوند که صلح جهانی مورد تهدید واقع شده باشد یا مواردی از نقض صلح حادث شده باشد و یا تجاوزی رخ داده باشد. (منشور ملل متحد) واکنش های جهانی به قیام ها و خیزش های مردم در کشورهای عربی نشان داده است که بر خلاف دوره جنگ سرد و حتی دهه اول قرن 21 که دیکتاتورها می توانستند امیدوار باشند که در بحران های داخلی از حمایت خارجی یک قدرت یا حکومت های همگن خود استفاده کنند و افکار عمومی جهانی در باره اوضاع داخلی آنها بی تفاوت باشد،در حال حاضر وضعیت فضای بین المللی در دو سطح دولت ها و افکار عمومی به گونه ای است که سوای شماری از حمایت ها که استثنا محسوب می شوند سایر دولت ها و ملت ها به دلایل راهبردی یا تاکتیکی تمایلی به دفاع عملی و حتی تبلیغی از حکومت های مواجه با اعتراضات مردمی ندارند. بر عکس گرایش اکثر دولت ها و ملت ها در چنین وضعیتی به همگامی عملی و تبلیغی با مخالفان و معترضان است و همین امر در کنار فشار داخلی،جبهه خارجی گسترده ای به خصوص علیه حاکمان مستبد را در پیش روی آنان می گشاید. تحمل برآیند خروجی “هم افزایی این دو متغیر” در بلند مدت برای حاکمان مستقر طاقت فرساست به ویژه اگر مانند لیبی جهت گیری خارجی ها به سمت مداخله نظامی مستقیم سوق یابد. این واقعیتی انکار ناپذیر است که مردم کشورهای عربی در چند ماه اخیر با بهره گیری از وضعیت مناسب بین المللی توانسته اند به تلاشی خستگی ناپذیر برای دستیابی به حقوق انسانی خود و برکناری دیکتاتورها اقدام کنند. آنچه اتفاق افتاده است نشانه دگرگونی گسترده و عمیقی است که همه جوامع بشری را در سال های اخیر تحت تأثیر قرار داده است. آگاهی روز افزون مردم در کشورهای کمتر توسعه یافته به برکت انقلاب ارتباطات و اینترنت و گسترش شبکه های اجتماعی مجازی، فساد و ناکارآمدی و بی کفایتی حکومت های دیکتاتوری که دارای ساختارهای بسته هستند را به نمایش گذاشته است.از سوی دیگر ظرف چند سال گذشته نظام بین الملل دچار دگرگونی اساسی شده و تغییر کرده است. زمانه عوض شده است و سال 1390 دیگر برای دیکتاتورها مثل سال 1380 و حتی سال 1389 نیست.توجه جامعه جهانی به حقوق بشر افزایش و توسعه یافته است و مردم جهان خود را جدای از یکدیگر نمی بینند. در همه کشورها نظر و رأی مردم اهمیت بیشتری یافته است و دیکتاتورها در درون کشور خود مجاز به انجام هر کاری نیستند. امروزه اگر دیکتاتورها از خشم ملت شان در امان بمانند باید منتظر یک محاکمه تمام عیار به جهت انجام جنایت علیه بشریت باشند. دادگاه بین المللی جنایی فعال شده است. حضور نیروهای پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) در حمایت از مخالفان دولت ها،روند پیشرفت مبارزه مردم با حکومت های استبدادی را به گونه ای روشن تحت تأثیر قرار داده است.در حالی که دولت های بی کفایت عربی در مواجهه با اعتراضات مردمی،سرکوب بی رحمانه آنها را تنها راه غلبه بر ناآرامی ها می دانسته اند،نیروهای نظامی ناتو با حمایت از مخالفان قذافی در لیبی،اجرای مأموریت جدید خود را در شرایط پس از جنگ سرد و حادثه سپتامبر 2001 دنبال کرده اند. (الهه کولایی،1386: 129) پس از پایان جنگ سرد نه تنها پیمان ناتو منحل نشد بلکه مأموریت هایی فراتر از دفاع از اروپا را بر عهده گرفت. اولین تجربه ناتو مداخله در جنگ بالکان بود که موجب تجزیه یوگسلاوی و از بین رفتن جنایتکاران صرب طرفدار روسیه گردید. تجربه دوم ناتو کمک به آمریکا در مبارزه علیه القاعده و طالبان در افغانستان است که هم اکنون نیز ادامه دارد. در این مأموریت ناتو برای حفظ دولت کرزای که پس از اشغال افغانستان توسط آمریکا سر کار آمده است تلاش می کند  و سعی دارد تا اجازه بازگشت طالبان به قدرت را ندهد. تجربه جدید ناتو شرکت در سرنگونی قذافی است که مردم لیبی علیه آن قیام کرده اند. در این عملیات ناتو از حمایت کشورهای عربی به ویژه عربستان و قطر و اتحادیه عرب برخوردار بود. دولت قطر با کمک مالی و تلویزیون الجزیره کمک زیادی به اهداف ناتو کرد. طبیعی است که با پیروزی مخالفین قذافی، سایه سنگین ناتو همچنان بر فراز لیبی باقی خواهد ماند و در آینده سیاسی این کشور تأثیرگذار خواهد بود. آمریکا و ناتو از هم اکنون به فکر احداث پایگاه نظامی و تداوم حضور نظامی در لیبی هستند. به هر حال با علاقمندی آمریکا،انگلیس و فرانسه جهت استفاده بیشتر از ظرفیت های سازمان ملل متحد و دوری جستن از اقدامات یک جانبه، شورای امنیت سازمان ملل تفسیر موسعی از مفهوم صلح و امنیت بین المللی را در دستور کار خود قرار داده است. این شورا شیوه عمل دولت لیبی در رفتار با مخالفین خود را به مثابه تهدید علیه صلح و مغایر با حقوق بشر تلقی نمود و خود را مجاز به مداخله فوری در حوادث آن کشور دانست و با اجماع اعضای دائمی نقش جدیدی از خود به یادگار گذاشت.

چگونگی مداخله شورای امنیت و قطعنامه های صادره

گرچه در باره شیوه برخورد با قذافی در ابتدا بین اعضای دائمی شورای امنیت اتفاق نظر وجود نداشت ولی حملات هوایی ارتش لیبی به غیرنظامیان و شهروندان بی دفاع، ضرورت اجرای طرح منطقه پرواز ممنوع بر فراز آسمان لیبی را افزایش داد. برای اولین بار شورای حقوق بشر که رکن جدیدالتأسیس سازمان ملل متحد است در تاریخ 25 فوریه 2011 اقدام به تشکیل یک جلسه فوق العاده نمود و  با تعلیق عضویت لیبی و تشکیل یک کمیسیون حقیقت یاب برای اثبات نقض گسترده حقوق بشر در لیبی زمینه را برای ورود شورای امنیت به وقایع لیبی فراهم کرد.در همین راستا، سازمان ملل سرکوب مردم معترض توسط حکومت لیبی را محکوم کرد و خواهان پایان دادن به خشونت ها در این کشور شد. قذافی در نطقی تلویزیونی، خود را رهبر لیبی معرفی کرد و گفت او رئیس جمهور نیست که مردم بتوانند وی را برکنار نمایند و بر ادامه سرکوب معترضین تأکید کرد. قذافی مصمم بود تا حکومت خود را حفظ کند و آن را به هیچ بهایی و تحت هیچ فشاری از دست ندهد. در چنین وضعیتی سازمان ملل با تکیه بر یک مفهوم جدید با نام “مسئولیت حمایت” به پشتیبانی و حمایت از معترضین علیه قذافی پرداخت. “مسئولیت حمایت” بر اساس این فکر بنا شده که اگر دولتی نتواند از حقوق اولیه شهروندان خود دفاع و حفاظت کند،این وظیفه جامعه بین المللی است که با مداخله خود حقوق مردم بی دفاع را مورد حفاظت و حمایت قرار دهد. بنابراین،شورای امنیت سازمان ملل به سرعت علیه قذافی وارد عمل شد و قطعنامه ای را جهت اِعمال فشار بر لیبی به رأی گذاشت . قطعنامه1970 با 10 رأی مثبت و 5 رأی ممتنع و بدون هیچ رأی منفی در 26 فوریه2011 برابر با 7 اسفند ماه 1389 به تصویب رسید.در این قطعنامه ضمن نگرانی شدید از وضعیت به وجود آمده در لیبی،اِعمال خشونت و استفاده از زور علیه شهروندان محکوم گردید و از نقض فاحش و سازمان یافته حقوق بشر و سرکوب تظاهرات صلح آمیز مخالفان و مرگ غیر نظامیان ابراز تأسف شد.همچنین با استقبال از محکوم نمودن این اقدامات توسط اتحادیه عرب،اتحادیه آفریقا و دبیرکل سازمان کنفرانس اسلامی و استناد به ماده 41 منشور ملل متحد، توقف فوری کاربرد خشونت و رعایت حقوق بشر و حقوق بین الملل بشردوستانه و تضمین امنیت و جان و مال اتباع خارجی و تسهیل عزیمت افرادی که قصد ترک آن کشور را دارند را درخواست کرد. بر اساس این قطعنامه،وضعیت لیبی به دیوان بین المللی کیفری ارجاع و خواهان محاکمه قذافی در این دیوان به جرم جنایت علیه بشریت شد. همچنین لیبی تحریم تسلیحاتی گردید و سفر 22 نفر از مقامات لیبی از جمله قذافی و نزدیکان او ممنوع گردید و دارایی هایشان مسدود شد. (un.org.2011) در این قطعنامه برای اولین بار شورای امنیت از مقامات لیبیایی می خواهد که موانع موجود در آزادی بیان و هرگونه فعالیت در محدودیت رسانه ها را بردارد. یک روز پس از تصویب این قطعنامه در 27 فوریه مطابق با هشتم اسفند ماه 1389 مصطفی عبدالجلیل وزیر سابق دادگستری که به انقلابیون پیوسته بود تشکیل دولت موقت در بنغازی را اعلام کرد.در این مقطع مخالفین جدا شده از دولت قذافی،همکاری با نیروهای غربی را بر بقای رژیم قذافی ترجیح می دادند.نیروهای غربی از این مخالفین برای سرنگونی حکومت قذافی استفاده ابزاری کردند و آنها هم کمک غرب را برای سرنگونی قذافی ضروری می دانستند. در همین حال هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا از مطرح بودن همه گزینه ها از جمله گزینه نظامی خبر داد و نیروهای دریایی و هوایی آمریکا، لیبی را به محاصره خود درآوردند. نیروهای قذافی با قدرت و سرعت شهرهای تحت کنترل مخالفین از جمله بریقه و رأس لنوف را یکی پس از دیگری از دست مخالفین خارج کردند و در اواخر اسفند ماه به دروازه جنوبی بنغازی رسیدند و محاصره این شهر قدیمی 700 هزار نفری را آغاز کردند. دو روز بعد آلن ژوپه وزیر امور خارجه فرانسه در نیویورک از شورای امنیت سازمان ملل خواست که به قطعنامه مشترک فرانسه،انگلیس و لبنان در مورد استفاده از نیروهای نظامی برای برقراری منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی رأی دهد تا غیر نظامیان از آسیب و حملات واحدهای قذافی در امان باشند. در همین حال مخالفان قذافی اعلام کردند که وضع منطقه پرواز ممنوع در آسمان لیبی به آنها کمک می کند تا حکومت قذافی را شکست دهند. در همین راستا شورای ملی انتقالی لیبی در نامه ای به عمرو موسی دبیرکل اتحادیه عرب از این اتحادیه خواست تا با اعلام منطقه پرواز ممنوع از ریخته شدن بیشتر خون مردم این کشور جلوگیری کند.شورای امنیت سازمان ملل برای جلوگیری از تسلط نیروهای قذافی بر بنغازی فعال تر از قبل اقدام کرد و با گذشت 20 روز از قطعنامه اول،در 18 مارس برابر با 27 اسفند ماه 1389، طی تصویب قطعنامه دوم با شماره 1973، آسمان لیبی را منطقه پرواز ممنوع اعلام کرد. در جریان تصویب این قطعنامه کشورهای روسیه،چین،برزیل،آلمان و هند رأی ممتنع دادند ولی قطعنامه با 10 رأی موافق اعضا از جمله آمریکا،فرانسه و انگلیس به تصویب رسید. (un.org.2011) در این قطعنامه مجددا ضمن ابراز تأسف از عدم اجرای مفاد قطعنامه 1970 و با استناد به تصمیم و درخواست مورخ 12 مارس2011 اتحادیه عرب مبنی بر اجرای منطقه پرواز ممنوع بر فراز آسمان لیبی،ضمن انعکاس وضعیت این کشور به دیوان بین المللی کیفری با احصاء این موضوع که تداوم وضعیت در لیبی تهدیدی علیه صلح و امنیت بین المللی خواهد بود، بر اساس فصل هفتم منشور ملل متحد به دولت های عضو شورای امنیت اجازه داد تا از طریق اقدامات توسط ملت ها،سازمان ها و یا ترتیبات منطقه ای به منظور حفاظت از غیرنظامیان و مناطق مسکونی لیبی از جمله شهر بنغازی که در معرض حمله قرار دارد با ملاحظه بند9 قطعنامه 1970 هرگونه اقدام مقتضی را اتخاذ نمایند. (un.org.2011) بند 17 قطعنامه هم با طرح اِعمال منطقه پرواز ممنوع،همه دولت ها را از برخاستن یا فرود آمدن هواپیماهای متعلق و یا در اختیار دولت لیبی در سرزمین های خویش و یا بر فراز آسمان خود بر حذر داشت.در این قطعنامه همچنین ضمن افزودن اسامی 7 نفر دیگر از مقامات لیبی که شامل ممنوعیت سفر و انسداد دارایی هایشان می شد،دارایی های 5 بانک و بنگاه اقتصادی کلیدی لیبی را نیز مسدود نمود.

دلایل و تحلیل مداخله شورای امنیت

در واقع شورای امنیت سازمان ملل مجری سیاست های پنج عضو اثرگذار آن آمریکا،انگلیس،فرانسه،روسیه و چین است.البته روسیه و چین معمولا در مسائل و مناقشات بین المللی تابع سیاست های آمریکا هستند و بیشتر مراقبند تا به منافع آنها ضرری وارد نشود. تا حدی هم نقش تعدیل کننده در سیاست های آمریکا و اروپا را دارند.گاهی هم نقشی را در بده بستان های سیاسی در مسائل منطقه ای بر عهده می گیرند. پس از حادثه 11 سپتامبر و حمله به پنتاگون و برج های دوقلو در آمریکا،کنترل کشورهای ناسازگار با غرب و ترویج دموکراسی به هدف آشکار قدرت های غربی تبدیل شده است.غرب معتقد است که تغییر بعضی از حکومت ها و برپایی و گسترش دموکراسی در خاستگاه تروریسم به تقویت امنیت بین المللی و مهار تروریسم کمک می کند. بنابراین به محض مشاهده مخالفت جدی مردم با حکومت های مستبد و دیکتاتور ناهمراه با آمریکا، به منظور تأثیرگذاری در آینده این کشورها دولت های غربی با “نیروی نظامی” و “ابزار حقوقی شورای امنیت” و “تبلیغات گسترده” از طریق ماهواره ها و سایر رسانه ها وارد عمل می شوند تا پیروزی مردم علیه دیکتاتور به کمک آنها میسر شود و غربی ها بتوانند در شکل دهی دولت آینده و سیاست های کشور رها شده از استبداد داخلی به نفع خود فعالانه نقش ایفا کنند. از سوی دیگر آمریکا همیشه از نیروی نظامی در پیشبرد سیاست خارجی خود استفاده کرده است. اوباما به هنگام دریافت جایزه صلح نوبل سال 2009 در سخنانی بر این نکته تأکید کرد که صلح مستلزم بکارگیری قدرت نظامی و آمادگی برای انجام عملیات در مناطق بحرانی است (Organski,2010) . باید توجه داشت که در بسیاری از نظریه های مربوط به “گذار” جوامع بسته و غیر دموکراتیک به دموکراسی،نقش “عامل بیرونی” مورد تأکید قرار گرفته است و کشورها تحت تاثیر ائتلاف‌ها، ضدائتلاف‌ها و بحران‌ها قرار می‌گیرند Barber) F, 1995). از سوی دیگر نباید وجود رکود و بحران اقتصادی در آمریکا و اروپا را در تصمیم مداخله شورای امنیت در لیبی و بمباران های ناتو دست کم گرفت. ساختار ژئوپلتیکی انرژی محور لیبی در چشم‌اندازی گسترده‌تر بر روابط امنیتی اروپا و این کشور اثرگذار بوده است. بدین صورت که از چند سال گذشته اتکای اروپا به گاز و نفت روسیه و بهره‌برداری سیاسی و استراتژیک مسکو از این ابزار، به نگرانی اتحادیه اروپا دامن زده و اروپا در مسیر متنوع سازی‌ منابع انرژی خود می باشد. برای حل این مشکل نگاه ژئوپلتیکی اروپا بیشتر به خاورمیانه و لیبی معطوف بوده است.اهمیت این موضوع آن چنان است که بلافاصله پس از فروپاشی حکومت قذافی قیمت نفت برنت دریای شمال بیش از 2 دلار در هر بشکه کاهش یافت و منحنی بورس وال استریت تا 01/3 درصد به سمت بالا میل کردکه برای اقتصاد اروپا مهم تلقی می شود.(خبرگزاری آسوشیتدپرس مورخ 31/5/1390) همه این اتفاقات به دلیل احتمال از سرگیری صادرات نفت لیبی صورت گرفته است.بنابراین همراهی و موج سواری نیروهای غربی با قیام مردم لیبی برای در اختیار گرفتن نفت لیبی و تسلط بر این منطقه حساس ژئوپلتیک است.

چالش های شورای امنیت  در مورد دخالت در لیبی

شورای امنیت سازمان ملل به فاصله 20 روز دو قطعنامه مهم علیه قذافی به تصویب رسانید که نقش مهمی در سرنوشت لیبی داشت. شورای امنیت برای تصویب این قطعنامه اول با تکیه بر استنادات حقوق بشری و با تفسیر موسع از ماده 51 منشور با چالش مهمی روبرو نشد. اما در قطعنامه دوم که شورای امنیت قدمی فراتر از اِعمال تحریم ها بر می دارد و مجوز توسل به زور را با واژه استفاده از “همه اقدامات ضروری” صادر می کند کشورهای چین،روسیه،آلمان،هند و برزیل یعنی دو عضو دائم و سه عضو غیر دائم به این قطعنامه رأی ممتنع می دهند. قطعنامه اول با شماره 1970 بدون احراز تهدید علیه صلح به استناد ماده 41 فصل هفتم منشور ملل متحد تصویب شد و به تحریم همه جانبه نظامی لیبی پرداخت.این قطعنامه به اِعمال فشارهای غیر قهری مانند تحریم مسافرتی،مالی،نظامی،بازرسی کشتی ها و هواپیماهای مشکوک به حمل کالاهای تحریم شده،منع صدور کالاهای نظامی و کمک های مالی و ارجاع وضعیت لیبی به دیوان بین المللی کیفری می پرداخت.این قطعنامه همچنین کمیته ای متشکل از اعضای شورای امنیت برای نظارت بر اجرای این قطعنامه تأسیس کرد. اما قطعنامه دوم دارای یک مقدمه و یک متن 29 ماده ای و دو ضمیمه تحریم مسافرتی و مالی هفت نفر از مسئولین لیبیایی است. در قطعنامه 1973 شورای امنیت با یادآوری تعهدات پیشین و احراز نقض قطعنامه 1970 از سوی حاکمان لیبی صراحتا وضعیت لیبی را تهدید علیه صلح و امنیت بین الملل تلقی نموده و به ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز سرزمین لیبی اقدام کرد.هدف از تصویب این قطعنامه انجام تمامی اقدامات برای محافظت از غیر نظامیان در لیبی بود. در کنار این تصمیم فشارهای دیگری مانند ممنوعیت پرواز و فرود تمام هواپیماهای لیبیایی در سرزمین کشورهای عضو نیز برقرار گردید.این قطعنامه هم بر مبنای ماده 42 فصل هفتم منشور ملل متحد صادر شد و دارای لحنی الزامی بود و اجازه دخالت نظامی را به شورای امنیت داد.در بند 8 قطعنامه از امکان هرگونه اقدام ضروری برای حفاظت از مردم غیر نظامی لیبی به میان آورده است و از ممنوعیت اشغال سرزمین لیبی سخن گفته است. این قطعنامه دارای زمانبندی نیست ولی از محتوای قطعنامه مشخص است که تا تضمین حقوق غیر نظامیان و اقدام های بشردوستانه، اجرای آن و انجام عملیات نظامی ادامه خواهد یافت.بر همین اساس نیروهای ناتو تا سرنگونی قذافی و پیروزی مخالفین به عملیات خود در لیبی ادامه دادند. در مورد عراق هم همین اتفاق افتاد و حضور نیروهای ائتلافی به فرماندهی آمریکا برای ایجاد منطقه پرواز ممنوع از سال 1991 تا سال 2003 زمانی که حکومت صدام سقوط کرد ادامه یافت. گرچه هدف این قطعنامه به ظاهر حمایت از غیر نظامیان بود ولی اجرای آن به مفهوم سرنگون کردن حکومت قذافی در لیبی بود. اجرای این قطعنامه به مفهوم ایجاد انواع فشارهای مستمر بر خانواده قذافی و حمایت آشکار از مخالفین وی تا سقوط قذافی و تغییر ساختار حکومتی در لیبی بود. اتحادیه عرب از صدور هر دو قطعنامه حمایت کرد. روسیه هم از صدور قطعنامه شورای امنیت علیه لیبی دفاع کرد و به هر دو قطعنامه رأی ممتنع داد و مشخص ساخت که در رویکرد خود تمایلی به حمایت از قذافی ندارد و این کمک بزرگی به آمریکا و شورای امنیت بود زیرا روسیه می توانست هر دو قطعنامه را وتو نماید.(روزنامه اطلاعات،5/6/1390: 12) در عین حال رئیس جمهور روسیه اعلام کرد که ناتو قطعنامه های شورای امنیت را در چارچوب یک عملیات گسترده نظامی تفسیر کرده است. (پایگاه اطلاع رسانی خبرگزاری روسیه،25 آوریل 2011) در این زمینه لاوروف در شورای روسیه- ناتو تأکید کرد که تفسیر قطعنامه های شورای امنیت می تواند به یک رویه تبدیل شود و این مسئله می تواند برای صلح و امنیت جهانی خطرناک باشد. به هر حال روسیه با صرفنظر کردن از حق وتو این امکان را برای خود ایجاد کرد تا بر حکومت احتمالی آینده لیبی تأثیر گذار باشد و نه فقط روابطش با غرب تضعیف نشود بلکه بتواند در تحکیم روابط خود با آمریکا و غرب گام های موثری بردارد.

اجرای قطعنامه 1973 با دخالت پیمان ناتو

یکی از مهم ترین کارکردهای ناتو ،مدیریت و کنترل بحران های ایجاد شده تحت تأثیر رقابت های دوران جنگ سرد و آشفتگی های پس از فروپاشی شوروی بوده است. در طول دوران جنگ سرد اصطلاح مدیریت بحران فراتر از مأموریت دفاع دسته جمعی مطرح در ماده 5 اساسنامه این سازمان تفسیر شد. بر اساس ماده 5 اساسنامه ناتو حمله به یکی از کشورهای عضو این پیمان به معنی حمله به تمام اعضای پیمان است. این اصل به منظور مقابله ناتو با حمله احتمالی پیمان ورشو و استفاده از قدرت نظامی علیه کشورهای بلوک شوروی تنظیم شده بود. از سوی دیگر بر اساس ماده 6 پیمان، محدوده جغرافیایی عملیات نظامی ناتو در دفاع از اروپای غربی بود. اما پس از فروپاشی شوروی سران ناتو در اجلاس نوامبر 1991 در رم با تعیین راهبرد جدیدی مدیریت بحران به معنی مداخله ناتو در منازعات فراتر از منطقه یورو- آتلانتیک را اتخاذ کردند(Roper,1998,:9). بر اساس نقش جدید ناتو،دخالت این پیمان در کمک به روند دموکراسی سازی در سایر کشورها مورد تأکید قرار گرفت.برای مثال در جریان حمله عراق به کویت در سال 1369 دفاع از ترکیه و متحدان توسط پیمان ناتو انجام شد. با بروز جنگ بوسنی و بحران یوگسلاوی زمینه ای فراهم شد تا ناتو مأموریت جدیدی خارج از منطقه آتلانتیک شمالی بر عهده بگیرد و متناسب با آن ساختارهای لازم را در خود به وجود آورد. در این راستا ناتو از حمایت شورای امنیت سازمان ملل هم برخوردار بود. با این تدابیر پس از منحل شدن پیمان ورشو،ناتو با ایجاد تغییرات اساسی در ساختار و اهداف خود توانست به بقای خود ادامه دهد. با حادثه 11 سپتامبر و حمله آمریکا به افغانستان،تعریف جدیدی از مفهوم امنیت در عرصه بین المللی صورت گرفت و زمینه عملیات نظامی ناتو در خارج از حوزه جغرافیایی پیمان فراهم شد(امینیان،1386: 211 ). با اوج گیری بحران لیبی و اهمیت این کشور برای غرب،ناتو در راستای تغییر و برکناری قذافی وارد عمل شد. قطع صادرات نفت لیبی تأثیر نامطلوبی بر اقتصاد بحران زده اروپا داشت و نگرانی از تداوم جنگ داخلی در لیبی که می توانست به کاهش صادرات نفت آن کشور منجر شود هم انگیزه کافی برای دولت های اروپایی و آمریکا جهت مداخله ناتو در وقایع لیبی بود. ده روز قبل از تصویب قطعنامه 1973 هواپیماهای آواکس پیمان ناتو از روز سه شنبه 17 اسفند 1389 برابر با هشتم مارس 2011 عملیات شناسایی در آسمان لیبی را آغاز کردند و اطلاعات دقیقی را از مسیرهای پرواز هواپیماها و تحرکات ارتش لیبی به دست آوردند. پس از اجلاس دو روزه وزرای دفاع ناتو در 19 و 20 اسفند 1389 مقرر گردید که حضور و نظارت ناوگان ناتو مستقر در دریای مدیترانه در آبهای لیبی افزایش یابد و پایش ناتو را بهبود بخشد.(Nato.int/cps/en/news) با تصویب قطعنامه 1973 زمینه قانونی لازم برای آمریکا،فرانسه و انگلیس جهت استفاده از ناتو در لیبی فراهم شد. از این پس،دست ناتو برای اجرای عملیات پرواز ممنوع در آسمان لیبی و اقدام علیه قذافی باز شد. مجوز شورای امنیت و ادامه سرکوب های خشونت آمیز مخالفین از سوی قذافی موجب شد تا دخالت نظامی ناتو در لیبی با واکنش منفی جهانی رو به رو نشود.

در همان روزهای اول بحران لیبی،باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا ضمن تأکید بر این که رهبر لیبی هر چه سریع تر باید دولت را ترک کند گفت: به ارتش آمریکا دستور داده است که برای انجام عمیات نظامی در لیبی آماده شود(Global Research). با تصویب ایجاد منطقه پرواز ممنوع در آسمان لیبی،جنگنده های فرانسوی حمله هوایی به لیبی را آغاز کردند.آمریکا هم با شلیک بیش از 100 موشک تام هاوک به اهدافی در لیبی به طور رسمی جنگ علیه قذافی را شروع کرد. پس از گذشت 24 ساعت از آغاز این حملات،دریادار مایکل مولن رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در گفتگو با شبکه ان بی سی آمریکا اعلام کرد که هدف از حمله به لیبی برکناری قذافی نیست که البته بسیاری از صاحب نظران این سخنان را باور نکردند.ویلیام هیگ وزیر امور خارجه انگلیس هم گفت: “ما به دنبال تغییر نظام یا سرنگونی معمر قذافی نیستیم.عملیات در لیبی همچون عراق نیست،زیرا قطعنامه 1973 در این رابطه واضح و روشن است”. در میدان عمل معلوم شد که وزیر خارجه انگلیس هم دروغ گفته است و آمریکا و کشورهای اروپایی قیام مردم در لیبی را تبدیل به فرصتی برای رهایی از دست قذافی و سعی بر تأثیر گذاری در ساختار آینده سیاسی لیبی تلقی کرده اند. به هر حال نمایندگان 28 کشور عضو ناتو در روز پنجشنبه 19/12/1389 در بروکسل گرد هم آمدند تا در مورد ایجاد منطقه پرواز ممنوع در لیبی با یکدیگر به اجماع برسند و در مورد اقدام نظامی علیه لیبی تصمیم گیری کنند(شبکه تلویزیونی عربی الجزیره). از این پس بود که عملیات 24 ساعته تجسس هواپیماهای آواکس ناتو در حریم هوایی لیبی آغاز شد. بعد از صدور قطنامه 1973 نشست اضطراری مقام های آمریکا،اتحادیه اروپا و اتحادیه عرب در روز شنبه 28/12/1389 در پاریس برگزار شد. پس از این جلسه بلافاصله در 28 اسفند 1389 مداخله نظامی هوا- دریای فرانسه،انگلیس و آمریکا آغاز شد تا عملا منطقه پرواز ممنوع بر فراز آسمان لیبی برقرار شود و جان غیرنظامیان از بمباران های هوایی ارتش لیبی مصون بماند.تعداد زیادی از کشتی های جنگی و هواپیماهای شکاری و بمب افکن برای انهدام شبکه های پدافند هوایی لیبی بسیج شدند و زیر ساختارهای نظامی لیبی و پایگاه های نظامی این کشور را هدف قرار دادند که بر اثر آن طی یک هفته 100 نفر از اتباع لیبی کشته شدند. پس از گذشت چند روز آمریکا مسئولیت اِعمال منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی را به ناتو واگذار کرد.به این ترتیب از روز دوشنبه 7/1/1390 مدیریت عملیات نظامی علیه قذافی برعهده پیمان ناتو به فرماندهی سپهبد کانادایی چارلز بو چارد قرار گرفت.بر این اساس دستورات مربوط به اجرای عملیات پرواز ممنوع از مرکز فرماندهی ناپل صادر می گردید و مدیریت پروازها و عملیات هوایی هم از پایگاه ازمیر ترکیه صورت می گرفت. (Nato.int/cps/en/news)

 به گفته وزارت دفاع آمریکا علاوه بر ایالات متحده که با بکارگیری تعداد 100 فروند هواپیمای نظامی در آسمان لیبی دست به عملیات تهاجمی می زد، 12 کشور از جمله فرانسه،انگلیس،کانادا،ایتالیا،اسپانیا،نروژ،دانمارک،هلند،یونان،ترکیه،قطر و امارات در عملیات ناتو شرکت کردند.کشور بلژیک هم اقدام به اعزام کشتی مین یاب نمود و ترکیه هم با استقرار 5 کشتی جنگی و یک زیردریایی در دریای مدیترانه، نظارت بر ساحل لیبی را بر عهده گرفت.رومانی هم با یک کشتی و 207 نظامی در مأموریت دریایی ناتو شرکت کرد.در مجموع نیروهای ائتلاف 143 فروند هواپیمای جنگی را علیه لیبی بکار گرفتند. فشار سنگین نظامی شبانروزی بر قذافی از سوی آمریکا و ناتو روز به روز ارتش لیبی را تضغیف کرد و هواداران قذافی را به جدایی از وی یا بی طرفی سوق داد و بر روحیه مخالفین افزود. آخرین فردی که توانست از حصار امنیتی قذافی بگریزد عبدالسلام جلود بود که به ایتالیا فرار کرد و قذافی را دیکتاتور خواند.به هر حال دخالت نظامی ناتو در لیبی در اجرایی کردن قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل نقش زیادی ایفا کرد و همچنین دغدغه آمریکا را از دخالت یک جانبه در این کشور برطرف کرد. عملیات ناتو تا روزی که قذافی به قتل رسید ادامه یافت. پس از قتل رهبر لیبی شورای امنیت سازمان ملل مجوز پرواز ممنوع بر فراز لیبی را لغو کرد و در روز دوشنبه 9/8/1390 با سفر راسموسن دبیرکل ناتو به طرابلس رسما مداخله نظامی ناتو در لیبی پایان یافت. در طول مدت دخالت ناتو در لیبی جنگنده های این پیمان حدود 10000 پرواز جنگی بر فراز لیبی انجام دادند و ساختار ارتش لیبی را به طور کامل از هم پاشاندند و قدرت نظامی قذافی را زمین گیر کردند.

فروپاشی رژیم قذافی

دخالت شورای امنیت در جریان برپایی اعتراضات مردم لیبی و مداخله نظامی آمریکا و ناتو در این کشور سرنوشت قذافی را با سرعت زیادی رقم زد و پیروزی مخالفین را به جلو انداخت. از سوی دیگر استفاده قذافی از جنگ افزارهای ارتش برای مقابله با مخالفین و نیز اقدام ناتو در بمباران های هدفمند پایگاه های ارتش،حرکت مسالمت آمیز اعتراضات مردم را به سرعت تبدیل به یک جنگ مسلحانه از سوی حکومت و مخالفان داخلی کرد و مفهوم مشروعیت حکومت و قدرت آن را به چالش کشید. توسعه جنگ مسلحانه و کشتار مردم از سوی دولت موجب افزایش نقش آفرینی و مداخله شورای امنیت سازمان ملل در اوضاع لیبی شد. پس از سقوط زین العابدین بن علی و حسنی مبارک این سوال مطرح بود که این دیکتاتورها در بکارگیری مشت آهنین علیه معترضین، اراده و جسارت لازم را از خود نشان نداده اند و تاوان تزلزل خویش را با وداع اجباری از قدرت پرداختند.قذافی تصور می کرد با انسداد راه هرگونه مذاکره و عقب نشینی نکردن در برابر مخالفان و استفاده حداکثری از ابزار سرکوب،معترضان متشتت و پراکنده را در گرداب فرسایش توان و ارعاب گرفتار می کند و تداوم حکومت خود را تضمین خواهد کرد. اما مداخله شورای امنیت و بکارگیری توان نظامی ناتو نشان داد که در مرحله نهایی تکیه صرف بر ساختارهای امنیتی و نیروهای نظامی نمی تواند گریزگاه مطمئنی برای حاکمانی باشد که هم مردم را از دست داده اند و هم جایگاهی در نظام بین المللی ندرند.به هر حال شورای امنیت سازمان ملل به فاصله کوتاهی در همان اوایل درگیری های مردم با نیروهای امنیتی و نظامی، دو قطعنامه الزام آور را تحت فصل هفتم منشور ملل متحد علیه قذافی به تصویب رسانید که امکان انجام عملیات نظامی علیه قوای حکومتی در لیبی را فراهم آورد. ابتدا ارتش آمریکا و سپس نیروی هوایی ناتو در حمایت از مردم و علیه قذافی وارد عمل شدند. قذافی مقاومت کرد و حدود پنج ماه جنگ بین قوای ناتو و ارتش قذافی ادامه یافت.مخالفین در همان ماه اول قیام مردم در بنغازی دومین شهر بزرگ لیبی دولت موقت تشکیل دادند که در مدت زمان کمی مورد شناسایی دولت های غربی و عربی واقع گردید.سرانجام  با دخالت نظامی ناتو در لیبی قیام مردمی که توانست موجب آزادی بنغازی از دست دولت قذافی شود تبدیل به یک جنگ مسلحانه داخلی شد به طوری که طرفین از انواع سلاح ها و جنگ افزارها علیه یکدیگر استفاده کردند. با مداخله ناتو، امکان بازپس گیری بنغازی از سوی نیروهای قذافی میسر نشد و دولتِ مخالفین در بنغازی تعامل با دولت های خارجی را آغاز کرد و خود را برای آزادسازی سایر شهرهای لیبی از دست قذاقی آماده کرد. با این اقدام، نیروهای مسلح مخالفین به تدریج پیشروی به سمت غرب کشور را آغاز کردند و هواپیماهای ناتو هم به بمباران مقر قذافی و پایگاه های نظامی لیبی ادامه دادند. در این ایام غرب، علاوه بر بکارگیری فناوری نظامی خود علیه قذافی از فناوری سیاسی هم برای تغییر رژیم استفاده کرد. از جمله دولت انتقالی لیبی را به رسمیت شناخت و همایش بین المللی دوستان لیبی را در کاخ الیزه فرانسه برپا کرد و حمایت جدی خود از مخالفین قذافی را به نمایش گذاشت. با این اقدامات بسیاری از سفرای لیبی در کشورهای خارجی به مخالفین پیوستند و بعضی از وزرا و فرماندهان ارتش لیبی هم از قذافی جدا شدند.ارتش پیمان ناتو در عملیات خود فقط به جلوگیری از پرواز بالگردها و جنگنده های لیبی اکتفا نکرد بلکه درگیر یک جنگ تمام عیار با قذافی و خانواده اش شد و هرجا اثری از وی یافت آن را بمباران و موشک باران کرد. ناتو در عین حال که به دفاع از مخالفین می پرداخت به انهدام ساختارهای روسی لیبی همت گماشت تا پس از سرنگونی قذافی ساختارهای جدیدی در پیوستگی دائمی این کشور با غرب ایجاد کند. ناتو تقریبا تمام زیرساخت های قدرت نظامی و ارتش لیبی را منهدم کرد و ظرف چند ماه لیبی را به ویرانه ای تبدیل کرد که حاکمان بعدی تا سال ها مجبورندکه پول درآمد نفت را به غربی ها برای بازسازی کشورشان بپردازند. فشارهای سیاسی و نظامی غربی ها بر حکومت قذافی آنقدر ادامه یافت تا این که تعدادی از مردم مخالف در طرابلس هم در روز شنبه 29 مرداد ماه 1390 قیام کردند و راه را برای ورود نیروهای مسلح مخالف قذافی به پایتخت باز کردند. آنها توانستند میدان سبز را که همواره نماد پایگاه مردمی حکومت قذافی محسوب می شد و محل اصلی تجمع های دولتی و تظاهرات های حمایت از رهبر لیبی بود به تصرف درآورند و با نامیدن آن به اسم میدان شهدا فاتحه حکومت استبدادی قذافی را بخوانند.در آخرین درگیری ها در طرابلس که منجر به فرار قذافی شد 376 نفر کشته و 1000 نفر مجروح شدند.( گزارش رویترز) در تمام این مدت ناتو نقش مهمی را در انهدام توانمندی های قذافی ایفا کرد و راه را برای اقدامات مسلحانه مخالفین هموار کرد.  سرانجام طرابلس پایتخت لیبی نه با قیام صرف مردمی بلکه با نفوذ گروه های مسلح مخالف قذافی که با بمباران های هواپیماهای جنگی ناتو حمایت می شدند در روز 31 مرداد 1390 فتح شد و مقر قذافی در باب العزیزیه به تصرف مخالفین درآمد.گرچه قذافی به شهر سیرت فرار کرد و در آنجا به مقاومت ادامه داد اما سرانجام با سقوط سیرت، وی در روز پنجشنبه 28 مهر 1390 در فکر خروج از سیرت بود و به سمت تونل فاضلابی فرار کرد که به دست انقلابیون دستگیر شد. جوانی 22 ساله به نام سند الصادق العریبی اهل بنغازی که عمویش توسط رژیم قذافی اعدام شده بود مدعی است که او دیکتاتور لیبی را در محله الخضرا که به همراه چند نفر در حال فرار بود سالم یافته است و بلافاصله او را دستگیر کرده است. در اختلاف بین نیروهای گردان های بنغازی و مصراته که هرکدام می خواستند وی را به شهر خود ببرند قذافی با شلیک کلت العریبی کشته شد و جسدش به مصراته انتقال یافت.(روزنامه جمهوری اسلامی،2/8/1390،ص/14) در همین روز پسرش معتصم و وزیر دفاع قذافی نیز کشته شدند. پس از 5 رور جنازه قذافی و پسرش در بیابان به صورت مخفیانه دفن شدند. سیف الاسلام فرزند دوم قذافی هم در روز شنبه 28 آبان ماه 1390 در جنوب لیبی دستگیر شد و سرانجام طومار خانواده قذافی برچیده شد. فروپاشی حکومت سرهنگ معمر قذافی در سن 69 سالگی با کشتار،تلفات و درد و رنج فراوانی همراه بود.حدود شش ماه طول کشید تا قیام مردم در لیبی به نتیجه اولیه برسد و پایتخت به دست انقلابیون بیفتد. سرانجام حکومت مطلقه 42 ساله قذافی به طور کامل پس از گذشت 8 ماه از قیام مردم در روز جمعه 29/7/1390 فرو پاشید و شرایط برای روی کار آمدن نظام جدید فراهم شد. حال باید دید که با کشته شدن دیکتاتور؛آیا دیکتاتوری هم در ساختار آینده لیبی از بین خواهد رفت؟ همچنین باید بررسی شود که مداخله ناتو و آمریکا تا چه حد استقلال سیاسی لیبی را تحت تأثیر قرار خواهد داد و تا چه میزان در تنظیم ساختار حکومت آینده لیبی نقش ایفا خواهد کرد؟ به هر حال حکومت استبدادی قذافی دروازه ورود بازیگران غربی به لیبی شد و استقلال این کشور را زیر سوال برد.

نتیجه گیری

در این پژوهش رابطه بین سقوط قذافی و دو قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل علیه لیبی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و نقش مداخله نظامی ناتو جهت اجرای قطعنامه های شورای امنیت بررسی شد. دغدغه کشورهای اروپایی در مورد نفت لیبی و بازارهای آن در شرایط اقتصادی بحرانی اروپا و نابسامانی های اقتصادی آمریکا و اروپا هم به گونه قابل ملاحظه ای حساسیت دولت های غربی را نسبت به مداخله نظامی در این کشور شدت بخشید.حمله مسلحانه مخالفان سرهنگ قذافی به طرابلس و تصرف پایتخت لیبی با حمایت و پشتیبانی هواپیماهای جنگی ناتو نشانه ای از دگرگونی عمیقی است که در وظایف شورای امنیت سازمان ملل و مأموریت های پیمان ناتو به وجود آمده است.در تحولات دو ساله اخیر در کشورهای عربی، حاکمیت دولت ها در برابر اراده قدرت های جهانی که تصمیمات خود را از طریق شورای امنیت به مرحله اجرا در می آورند، به مقدار زیادی کاهش یافته است. قیام هشت ماهه مردم لیبی در ترکیبی از مداخله خارجی همراه با انشقاق مسئولین حکومتی، موجب فروپاشی ساختار سیاسی نظام 42 ساله قذافی شد. آن چه در لیبی اتفاق افتاد از جهت رابطه ای که با نظام بین المللی معاصر پیدا کرد تازه و بدیع بود. این اولین بار بود که یک رژیم سیاسی با مداخله بازیگران متعدد خارجی و با استفاده از مفاهیم نوین حقوقی استراتژیک نظیر مسئولیت حمایت (Responsibility to Protect) و با انجام عملیات سنگین نظامی،روانی و تبلیغاتی در کنار قیام مستمر مردم تحت ستم از پا درآمد. مرور فعالیت های سازمان ملل در حدود 66 سال گذشته نشان می دهد که مجموعه ای نسبتا پیچیده از هنجارها،کنوانسیون ها،رویه ها،نهادها و شیوه های مداخله نظامی در نقاط مختلف جهان را با مشارکت اعضاء به وجود آورده است که همگی در ارتباط با حاکمیت دولت ها قرار می گیرد و با قطعنامه های اخیر حتی می تواند موجب سرنگونی حکومت ها شود.پس از سقوط سرهنگ قذافی که با همت و پشتکار مخالفین و با دخالت شورای امنیت و به کارگیری نیروهای نظامی ناتو انجام شد، نظام بین المللی با استفاده از تجربه لیبی به سمت بهره برداری بیشتر از ظرفیت حقوقی شورای امنیت سازمان ملل برای پیشبرد مقاصد و اهداف خود حرکت می کند. استفاده از ابزارهایی مانند قدرت نظامی ناتو برای اجرایی کردن تصمیمات شورای امنیت در حال افزایش است.گرچه مردم هر کشور مهم ترین و اثربخش ترین عامل دگرگونی و تحول در تغییر نظام های فاسد دیکتاتوری در خاورمیانه و شمال آفریقا هستند،اما شورای امنیت سازمان ملل با بکارگیری بازوهای نظامی خود از قبیل ناتو در پی نقش آفرینی جدیدی در تغییر نظام های دیکتاتوری به نظام های مردم سالاری است. با سرنگونی روسای جمهور تونس،مصر و یمن و سقوط رهبر لیبی ظرف هشت ماه گذشته به نظر می رسد عصر فرعون ها و دیکتاتورها و نظام های دیکتاتوری به پایان رسیده است.سرنگونی قذافی و نجات مردم لیبی،آهنگ خیزش و پیروزی مردم در سایر کشورهای خاورمیانه را سرعت بخشیده و تندتر خواهد کرد. شیوه رفتاری شورای امنیت سازمان ملل در لیبی ،مدلی خواهد شد که در مورد بقیه دیکتاتورهای خاورمیانه نیز می تواند بکار رود. با موفقیت ناتو در لیبی امید به مداخله خارجی برای رهایی از دست ظالمین و حاکمان دیکتاتور در بین مردم بعضی از کشورها افزایش یافته است و ممکن است که قبح نگاه به بیگانگان در حل معضلات داخلی کشورها شکسته شود.احتمال مداخله شورای امنیت و انجام عملیات نظامی ناتو در سایرکشورها افزایش می یابد و احتمالا همان سازوکاری را که برای لیبی فراهم کردند به شکل متفاوت اما کامل تری برای کشورهای دیگر را تدارک خواهند دید. برای مثال هم اکنون فرانسه و ترکیه تسهیل کننده تشکل یابی مخالفان بشار اسد هستند و اتحادیه عرب فضای سیاسی لازم علیه حکومت سوریه را فراهم می آورد. آمریکا و ناتو هم به دنبال ارزیابی چگونگی تشکیل حکومت پس از بشار اسد در سوریه هستند. ذهنیت مردم خاورمیانه و فضای جهانی هم برای انجام عملیات نظامی علیه بعضی از کشورها در حال آماده شدن و توجیه شدن است. این تحولات برای همه دولت های منطقه درس های بزرگی به همراه دارد و به آنها یادآور می شود که با خواست های مردم همراه شوند و صدای مطالبات قانونی و انسانی آنها را بشنوند و اجازه مداخله غربی ها را در سرنوشت کشورشان ندهند. تجربه سرنگونی قذافی نشان می دهد که دولت ها بایستی متناسب با تحولات همه جانبه و گسترده در جامعه و نسل ها ، تغییرهای مناسب را در ساختارهای مدیریتی و تصمیم گیری خود پذیرا شوند و با انجام اصلاحات مناسب و تأمین مطالبات مردم، زمینه را برای بهره برداری بازیگران جهانی مهیا نکنند.بنابراین تنها راه حل برای خروج از این وضعیت،انعطاف پذیری دیکتاتورها و پذیرش انتخابات آزاد و سالم از سوی آنها است تا بتوانند با عرضه دائمی رفتار خود به مردم بر سر کار خود باقی بمانند. از این رو قطعنامه های شورای امنیت در خصوص همراهی با مخالفان باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرند. از آنچه گفته شد رابطه پیچیده و تنگاتنگ حاکمیت دولت ها و رفتار شورای امنیت به ویژه از طریق سازوکارها و بازوهای نظامی شورای امنیت مثل ناتو در تحولات لیبی روشن می شود. 

منابع و مراجع

الف- منابع فارسی

1-   آقایی سید داود،نقش و جایگاه شورای امنیت در نظم نوین جهانی،تهران،پیک فرهنگ،1385

2-   آقایی سید داوود، سازمان های بین المللی،تهران،نسل نیکان،1382

3-   امینیان بهادر،آمریکا و ناتو،تهران،دانشگاه امام حسین(ع)،1386

4-   جودکی حجت الله، هرکه ناموخت از گذشت روزگار،روزنامه شرق، 1/6/1390، ص/8 

5-   خبرگزاری آسوشیتدپرس، مورخ 31/5/1390

6-   خبرگزاری رویترز  مورخ 1/6/1390

7-   دهقانی‌فیروزآبادی سیدجلال،تحول نظریه‌های منازعه و همکاری در روابط بین‌الملل، مجله پژوهش حقوق و سیاست، سال پنجم، شماره 8، بهار و تابستان 1382

8-   دهشیار حسین، لیبی: قربانی امپریالیسم بشردوستانه، اطلاعات سیاسی و اقتصادی، 1389،سال بیست و پنجم، شماره 5 و 6

9-   روزنامه جمهوری اسلامی،دوشنبه 7 شهریور 1390،صفحه آخر

10-                  روزنامه اطلاعات،آتش زیر خاکستر در مناسبات روسیه و آمریکا،شنبه 5/6/1390

11-                  روزنامه الحیات،مصاحبه با عبدالرحمن شلقم نماینده دائمی لیبی در سازمان ملل به نقل از روزنامه شرق،سه شنبه 1/6/1390،ص/6 

12-                  روزنامه الحیات،مصاحبه با عبدالرحمن شلقم نماینده دائمی لیبی در سازمان ملل به نقل از روزنامه شرق،سه شنبه 1/6/1390،ص/6 

13-                  رادیو فارسی بی بی سی،دوشنبه 7/6/1390،اخبار 7 صبح

14-                  شریف محمد،بررسی دکترین نامحدود بودن صلاحیت شورای امنیت،تهران،انتشارات اطلاعات،1373

15-                  شبکه تلویزیونی عربی الجزیره

16-                  ظریف محمد جواد و سجادپور کاظم،دیپلماسی چندجانبه،نظریه و عملکرد سازمان های منطقه ای و بین المللی،تهران، دانشکده روابط بین الملل،1387

17-                  کولایی الهه،سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو)،دگرگونی در مأموریت ها و کارکردها، تهران، انتشارات دانشگاه تهران،1386

18-                  گزارش دیده بان حقوق بشر از وضعیت لیبی،اسفند ماه 1389

19-                  محمدی محمود،اثر مأموریت های جدید ناتو بر منافع و امنیت جمهوری اسلامی ایران،تهران،مرکز تحقیقات استراتژیک،1389

20-                  مدیریت پژوهش و بررسی های بین المللی، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران،قضیه لاکربی:نگاهی به اهداف استراتژیک آمریکا در لیبی،روزنامه اطلاعات،مورخ 1/8/1373

21-                  ممتاز جمشید،مداخله بشردوستانه ناتو در کوزوو و اصل عدم توسل به زور،ترجمه مرتضی مختاری امین،فصلنامه سیاست خارجی،سال چهاردهم،شماره4،تهران،دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه،زمستان1379 

22-                  منشور ملل متحد

23-                  مولایی یوسف،حاکمیت و حقوق بین الملل،تهران،انتشارات علم،1384

24-                  نوروزی حسین و جوانشیری احمد،شورای امنیت و مداخلات بشردوستانه پس از جنگ سرد،مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی،شماره 69 ،1384

25-                  هالستی،کی.جی، مبانی تحلیل سیاست بین الملل،ترجمه بهرام مستقیمی و مسعود طارم سری،تهران،دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه،1383

ب- منابع انگلیسی

1-    Greene,Robert.2004.The 48 Laws of Power, London: Profile Books

2-    http://www.en.rian.ru/world/20110418/163580733.html

3-    Walt,Stephen. 2011. Where Do Bad Ideas Come From and Why Don’t They Go Away? Foreign Policy, January/ February

4-   http://www.aftabir.com/articles/view/politics/world/c1_1307769761p1.php

5-    http://www .Global Research. Com/2011. Libya and “The Arab Spring”: Neoliberalism, “Regime Change” and NATO’s “Humanitarian Wars”ONLINE INTERACTIVE READER by Michel Chossudovsky and Finian Cunningham and Mahdi Darius Nazemroaya

6-    John Roper. NATO’s New Role in Crisis Management (Institute Affairs International,1998

7-    http://www.jfcnaples.nato.int/resources/11/Operation/20Unified/20/Protect

8-    Fieth, Douglas, 2003, “Struggle for Peace and Power”, Washington: U.S Department of Defense

9-    Barber. F, 1995, “Jihad VS MC World”, New York: Ballan Tine Book

10-http://www.un.org/Docs/sc/unsc_resolutions11.htm

11-Buzan, Barry 2004, “The Roots of Muslim Age”, Atlantic Monthly, Vol. 22, No. 1

12-War propaganda: gay blogger in Damascus (2011) Voltaire Network, June 13

13-http://www.nato.int/cps/en/natolive/news_71446.htm

14-A.F.K Organski,2010,The War Ledger, Chicago:University of Chicago Press

15-Yullet,Dereck,2009,U.S. Will Face and UPHILL Battle, World Affairs Journal,3March

16-http://www.icc-cpi.int/NR/exeres/1365E3B7-4456-942C-A5CD5A51E829.htm

17-Weisberg,Stuart,2009,Barney Frank:The Story of America’s Only Left- Handad,Gay,Jewish Congressman, Massachusetts:University Press

18-Jonson,Suzan,2010,The Cost’s of Deficit, New York:Syracuse University Press

19-http://www.reuters.com/article/2011

20-Lares,Klaus,2010,Obama and Europe,American Institute for Contemporary Studies.No.3, Vol.16

 

 

Share