رویکردهایی برای احیا سازمان همکاری های اقتصادی اکو  -گفتگو با علی اکبرفرازی
فروردین ۷, ۱۳۹۶ – ۸:۴۹ ق.ظ |

 مرکز بین المللی مطالعات صلح

با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال شش جمهوری در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز، این فرصت در اختیار بنیانگذاران اکو قرار گرفت که با پذیرفتن اعضای جدید، سازمان را گسترش …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آلمان, اروپا, اوكراین, فرانسه, گزیده ها, مقالات

نقش فرانسه و آلمان در بحران اوکراین

نگارش در مهر ۲۳, ۱۳۹۴ – ۲:۱۰ ب.ظ
نقش فرانسه و آلمان در بحران اوکراین

روشنک زینی وند

کارشناس ارشد روابط بین الملل

نقش اتحادیه اروپا در بحران اوکراین

نقطه آغاز بحران اوکراین به تصمییم رئیس جمهور این کشور ویکتور یانوکوویچ در 21 نوامبر 2013 از سرباز زدن امضای قرارداد تجاری با اتحادیه اروپا و تصمیم مبنی بر همکاری با روسیه و گرایش به سمت این کشور بر می گردد. در راستای این اقدام یانوکوویچ ، اعتراضات گسترده ای در میدان استقلال کیف پایتخت اوکراین مبنی بر بر کناری رییس جمهور از قدرت شکل گرفت. سر انجام خواست مردم از امضای پیمان تجاری و ایجاد روابط اقتصادی با اتحادیه اروپا که به درخواست در راستای استعفای یانوکوویچ تبدیل گشت، سبب ساز سقوط دولت او و برکناریش از حکومت شد.

نقش قدرتهای بزرگ در بحرا ن اوکراین را می توان به دوگونه ی علیتی و مدیریتی مورد تببین قرار داد.نقش علیتی اتحادیه اروپا در بحران اوکراین را در عوامل خارجی شکل گیری این بحران می توان مورد بررسی قرار داد. موقعیت راهبردی اوکراین سبب ساز گشته است تا نفوذ در این کشور از جمله موضوعات مجادله برانگیز میان غرب و روسیه باشد که از گذشته تا کنون به عنوان یکی از مناطق استراتژیکی مهم در صدر اهداف آنها قرار گرفته است. از دیرباز اروپا و آمریکا در یکسو و روسیه از سوی دیگر در تقابل با یکدیگر جهت تحقق اهدافشان در اوکراین در تلاش هستند. اوکراین به علت اهمیت ژئوپلتیکی که داراست منجر گردیده که هرکدام از طرفین چه غرب و چه روسیه به دنبال کاهش نفوذ دیگری در این کشور باشند. آنچنان که از رویه هر کدام از طرفین آمریکا، اتحادیه اروپا و روسیه مشاهده می گردد تلاش جهت در حوزه نفوذ خود نگه داشتن اوکراین در رأس سیاست خارجی آنها قرار گرفته است. اتحادیه اروپا و امریکا در صدد همسو کردن اوکراین به سمت غرب و تحدید حوزه نفوذی روسیه هستند تا آنجایی که در بحران 2014 اوکراین با حمایت از غرب گرایان اوکراینی سبب تنش هر چه بیشتر در این کشور را فراهم نموده اند. رقابت میان غرب و روسیه با نفوذ در این کشور از جمله دخالت در اوضاع داخلی آن موجب پیدایش بحران و تداوم آن در اوکراین شد. با وقوع بحران در اوکراین در نوامبر 2013 بار دیگر زمینه ای فراهم گشت تا در عرصه نظام بین الملل کشورهای قدرتمند و بزرگ جهان به تلاش جهت قدرت نمایی و فرصتی جهت بهره برداری از بحران پیش آمده بر آیند.که این مهم در راستای نقش مدیریتی آنان مورد ارزیابی قرار می گیرد. ورود نیروهای نظامی روسیه به اوکراین و الحاق شبه جزیره کریمه در مارس 2014 به این کشور، واکنش قدرتهای بزرگ به این اقدام روسیه را به دنبال داشت. یکی از اضلاع سه گانه بین المللی بحران اوکراین اتحادیه اروپا به شمار می رود که این اقدام روسیه را عملی جهت بر هم زدن نظم بین المللی و نقض حاکمیت کشوری مستقل دانست. صدراعظم آلمان آنگلا مرکل بیان داشت که این عمل ولادیمیر پوتین نشان می دهد که او «در جهانی دیگر زندگی می کند»

آنچه عملکرد اتحادیه اروپا بخصوص فرانسه و آلمان را در بحران اوکراین تحت تأثیر قرار داده است وابستگی اقتصادی است که میان این اتحادیه و روسیه وجود دارد.آلمان در ابتدا با واکنش بصورت تحریم در مقابله با روسیه از خود تردید نشان داد و این مهم به سبب ترس آلمانها از واکنش متقابل از جانب روسیه است . در واقع در رابطه با عملکرد و رویه های اتخاذ شده از سوی اتحادیه اروپا باید این مهم را مد نظر قرار داد که وابستگی کشورها به یکدیگر می تواند به عنوان اهرمی جهت تحت فشار قرار دادن هم و ضربه پذیری آنها محسوب شود. بنابراین در نشست های اولیه مرتبط با حل بحران اوکراین آنچه در میان کشورهای عضو اتحادیه اروپا مشاهده می شد نداشتن اتخاذ رویکردی واحد به دلیل منافع متفاوت هر کدام از اعضا بود. چنانچه روسای جمهور و نخست وزیران ۲۸ کشور عضو اتحادیه اروپا روز پنجشنبه ۶ مارس 2014 در بروکسل گردآمدند تا درباره بحران اوکراین و مناقشه بر سر شبه جزیره کریمه بحث و تصمیم گیری کنند اما اختلاف نظر هریک از کشورهای عضو اتحادیه اروپا در رابطه با اوکراین و منافع متفاوتی که هرکدام از اعضا در ارتباط با روسیه موجب دشواری تصمیم پیرامون بحث اوکراین شد.

وابستگی اقتصادی آلمان به روسیه را می توان از جمله دلایلی برشمارد که در انتخاب رویه جدی از سوی آلمانها نسبت به روسیه از اهمیت قابل توجهی برخوردار است .آنچه فرانسه و آلمان د ربحران اوکراین دنبال می کنند اتخاذ رویه های مبتنی بر گفتگو و چانه زنی است تا بتوانند از طریق دیپلماسی از دامن زدن به بحران اوکراین و جنبه نظامی پیدا نمودن این بحران جلوگیری بعمل آورند.به گونه ای می توان تأکید آلمان به اتخاذ روش های دیپلماتیک در حل بحران اوکراین را ، در راستای وابستگی این کشور به تأمین گاز وارداتی از روسیه را در پی گیری این رویه پراهمیت دانست. واکنش متقابل از سوی روسیه ترسی است که از جانب آلمانها در پی گیری تشدید تحریم ها با توجه به وابستگی انرژی موجب شده است. در این راستا نشست های متعدد بروکسل، ژنو، و مینسک پیرامون حل بحران اوکراین برگزار شده تا از تغییر شکل پیدا نمودن این بحران به یک بحران امنیتی-نظامی که می تواند برای همه ی اعضای درگیر در این بحران پیامدها و هزینه های سنگینی بدنبال داشته باشد جلوگیری بعمل آید.

تحریم از جمله رویه های است که اتحادیه اروپا در بحران اوکراین نسبت به روسیه جهت تحت فشار قرار دادن این کشور اتخاذ نموده است.در نشستی که رهبران اتحادیه اروپا در رابطه با بحران اوکراین در بروکسل در سال 2014 برگزار نمودند فرصتی یک هفته ای به روسیه مبنی بر دوری جستن از مواضع خود در بحران اوکراین داده شد. در این نشست انگلا مرکل صدراعظم آلمان بیان داشت«در صورتی که روسیه طی مهلت تعیین شده در سیاستش تجدید نظر نکند یا اوضاع در اوکراین وخیم تر شود، اتحادیه اروپا تحریم های بیشتری را به تصویب خواهد رساند»دادن ضرب العجل یک هفته ای و تهدید به اعمال تشدید تحریم ها در اجلاس بروکسل از سوی اتحادیه اروپا در سال 2014 نتوانست تغییری در مواضع روسیه در بحران اوکراین بوجود آورد. با وجود تمدید تحریم ها از جانب اتحادیه اروپا نسبت به روسیه منی بر نقض تواقفقنامه مینسک تا ژانویه 2016 عملکردی که از جانب روسیه اتخاذ شد تحریم واردات مواد غذایی از اتحادیه اروپا بود.

بنابراین وابستگی متقابل اقتصادی که میان اتحادیه اروپا و روسیه وجود دارد را شاید بتوان به عنوان دلایلی برشمرد که اتحادیه اروپا از اتخاذ رویکردی قاطع در بحران اوکراین از آن خودداری می کند. چنانچه در فوریه   2015 در نشست مینسک که با حضور کشورهای آلمان، فرانسه ، روسیه و اوکراین تشکیل شد آلمان و فرانسه تلاش کردند تا بار دیگر از ابزار دیپلماسی جهت حل و فصل بحران اوکراین استفاده بعمل آورند. امضای توافقنامه آتش بس از دستاوردهای نشست مینسک بود. اما علی رغم امضای این توافقنامه و عدم موافقت با حضور روسیه در اجلاس گروه هفت از جانب آلمان و فرانسه همچنان تنش ها در اوکراین ادامه یافتند.

در واقع از سرگیری خشونت ها در شرق اوکراین بعد از موافقتانمه مینسک را می توان نشانی از بی تفاوتی نسبت به این موافقتنامه و نقض آن توسط دو طرف درگیر در این کشور قلمداد نمود. با توجه به ناآرامی ها در اوکراین پس از نشست مینسک رهبران فرانسه ،آلمان و روسیه اجرای آتش بس در اول سپتامبر 2015 را جهت فروکش نمودن تنش ها در این کشور و اعطای خودمختاری به مناطق تحت تسلط جدایی طلبان را ضروری قلمداد نمودند. تلاش های دو کشور فرانسه و آلمان در بحران اوکراین و پیشبرد فرایند صلح را می توان در قالب تلاش های دیپلماتیک که در حال حاضر به شکل گیری آتش بس در این کشور منجر گردیده است دانست. هرچند علی رغم توافق مبتنی بر آتش بس و کاهش درگیری ها در این کشور، آنچه هدف مردم اوکراین و دلیلی بر شروع بحران در این کشورمبنی بر پیوستن به ناتو و اتحادیه اروپا و وعده اروپا بر جامعه عمل پوشیدن بر این خواسته مردم اوکراین بود تحقق نیافته است و نبود امنیت در اوکراین از جمله دلایل مطرح شده از جانب اتحادیه اروپا جهت عدم عضویت اوکراین در این اتحادیه عنوان گردیده است.

واژگان کلیدی: نقش اتحادیه اروپا در بحران اوکرایننگاه اتحادیه اروپا به بحران اوکراین اتحادیه اروپا، اوکراین