ارتباط هوش مصنوعی با سیاست (بخش نخست)
شهریور ۲۹, ۱۳۹۶ – ۶:۰۶ ق.ظ |

دکتر مهدی مطهرنیا
استاد دانشگاه و آینده پژوه سیاسی
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

گذشته و حال هوش مصنوعی
هوش مصنوعی(Artificial intelligence) یا هوش ماشینی در واقع برگرفته از الگوسازی برای مدیریت بهینۀ ماشین‌های موجود در حیات …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, گفتگو

نقش بنیادین ارتش در مصر، کاهش یا تداوم قدرت – گفتگو با حسین جابر انصاری رئیس مرکز مطالعات خاورمیانه و خلیج فارس در دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه

نگارش در اردیبهشت ۴, ۱۳۹۱ – ۱۱:۳۳ ب.ظ
نقش بنیادین ارتش در مصر، کاهش یا تداوم قدرت  – گفتگو با حسین جابر انصاری  رئیس مرکز مطالعات خاورمیانه و خلیج فارس در دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه
Share


فرزاد رمضانی بونش

 مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC


 

نقش ارتش در مصر به پیشینه حضور آنها در مصر بر می گردد و در واقع  همواره نیرویی عمده در صحنه سیاسی این کشور بعد از دوران پادشاهی بوده است. در این بین با توجه به دگرگونی های سال گذشته در مصر و حضور ارتش در راس شورای  عالی نظامی احتمالات ، تردید ها و پرسشهایی  در مورد نوع کنشگری آنان پس از انقلاب وجود داشته است .در این بین برای بررسی بیشتر نقش ارتش در میدان بازی سیاسی این کشور و چشم انداز فراروی نقش آن به گفتگویی با حسین جابر انصاری رئیس مرکز مطالعات خاورمیانه و خلیج فارس در دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی و از  پژوهشگران این حوزه نشسته ایم:

مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به پیشینه نقش ارتش و نظامیان در مصر آیا این نقش در دوران پس از دوران مبارک با تغییراتی روبرو بوده است؟

ارتش از دوران کودتای افسران آزاد به رهبری ناصر تا تحولات اخیر نهاد اصلی قدرت در ساختار سیاسی و نظامی مصر بوده است. یعنی هر چند در دوره ای این نقش برجسته تر و در دورانی از قدرت آن کاسته شده است، اما امری که همیشه ثابت مانده است آن است که ارتش همواره نهاد موثر قدرت در مصر بوده است. در دوران طولانی ریاست جمهوری مبارک نقش مهم ارتش باقی ماند، اما این به این معنا نیست که ارتش از روند امور در مصر رضایت داشت. بلکه در یک دهه اخیر (و همزمان با طرح بحث های جانشیی مبارک و تلاش او برای جانشینی فرزندش) به طور طبیعی با مخالفات هایی  در دورن ارتش مواجه بوده ایم و  ارتش و شخصیتهای  اصلی این روند جانشینی را به ضرر  نفوذ و قدرت ارتش در آینده مصر میدیدند. از این رو ارتش در یک ساله اخیر و همزمان با قیام مردمی و با توجه به برخی از متغیرها همانند مساله جانشینی تا حدی با مبارک دچار اختلاف نظر شده بود. این امر در نحوه تعامل ارتش با قیام مردمی اخیر مصر تاثیر گذاشته و خود به یکی از عناصر موثر در  شکل بندی سیاسی جدید کشور منجر شد. یعنی زاویه داشتن و جدا بودن ساختار نهادینه ارتش از برخی از سیاست های مصر مبارک در تحولات یکساله گذشته از عواملی بود که اجازه  نقش آفرینی مستقل به ارتش را داد. بنابراین ارتش نقش خود را متمایز از راس حاکمیت و مبارک ایفا کرد.

 در حال حاضر ارتش به عنوان نهادی که علاوه بر وظائف خود در حوزه نظامی ،مسئولیتهای رئیس جمهور را نیز به عهده دارد به نهاد مرکزی قدرت در دگرگونیهای مصر تبدیل شده است. در این حال ما دو مولفه قدرت را در دوران  گذار مصر شاهدیم: نخست ارتش که نماد ساختارهای حاکمیتی چند دهه گذشته و به نوعی حافظ وضع سابق است و دوم نیروهای جدید روبه صعود در درون جامعه و سیاست مصر به نمایندگی اخوان المسلمین . به همین دلیل برخی از تحلیل گران معتقدند تحولات اساسی یک سال گذشته مصر در واقع محصول تعامل مثبت یا منفی و تعامل صریح یا ضمنی این دو مولفه اساسی قدرت بوده است.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: نگاه کنونی الازهر و اخوان المسلمین به نقش کنونی نظامیان و ارتش ها در مصر چگونه است؟

باید نگاه این این دو نهاد به ارتش را به طور مستقل  مورد توجه قرار داد. در مورد نگاه الازهر به ارتش باید گفت الازهر به عنوان نهاد مذهبی رسمی جزئی از ساختارهای رسمی کشوراست و نمیتواند کنشهایی خارج از چارچوب را در پیش گیرد چون شیخ الازهر توسط رئیس کشور منصوب میشود و به طور طبیعی نهاد الازهر جزئی ازنهاد های حاکمیتی است. لذا راهی جز همراهی با ساختارهای رسمی ندارد. در یک سال گذشته هم علی رغم اینکه تا حدی از سیطره دولت بر آن کاسته شده و از آزادی عمل بیشتری برخوردار بوده است، اما در کل به دلیل ساختار و نقش حاکمیتی آن قواعد حاکم بر عرصه سیاست مصر را مراعات کرده است. یعنی میتوان گفت با وجود برخی رویکردهای انتقادی الازهر تغییری در اصل کلی همراهی و همکاری الازهر با ارتش و دولت ایجاد نشده است .

اما اخوان المسلمین شرایط ویژه خود را دارد. واقعیت آن است که اخوان در یک ساله گذشته به یکی از بازیگران مهم عرصه سیاست در مصر و منطقه تبدیل شده است. البته نقش و نفوذ اخوان محصول حوادث یک ساله اخیر نیست ، بلکه نتیجه تاریخ هشت دهه ای اخوان در مصر و نقش آفرینی ای مستمر آن درعرصه سیاست و اجتماع بوده است. اما اخوان با وجود حضور در سازمان ها، موسسات اجتماعی و حضور گاه به گاه در انتخابات همواره توسط دولتهای وقت مصر سرکوب شده است. شاخه های دیگر اخوان در منطقه نیز با همین وضعیت مواجه بوده اند. در یک ساله اخیر با ریختن ترس تاریخی مردم مصر و بروز قیام های مردمی نیروهای اجتماعی از قید و بندهای گذشته رها شده و به نقش آفرینان جدی تری در عرصه سیاست تبدیل شده اند. اکنون اخوان با توجه به نمودها و نشانه های موجود (از جمله نتایج انتخابات پارلمانی اخیر) به یکی از دو نهاد اصلی موثر در تعیین وضعیت مصر در کنار ارتش تبدیل شده است. به هر حال اگر به نسبت کنونی اخوان با ارتش بپردازیم در یک جمله می توان گفت اخوان المسلمین با ورود قدرتمند به عرصه سیاسی و اجتماعی در تحولات اخیر در حقیقت نقش انحصاری ارتش در ساختار حاکمیتی مصر را محدود تر کرده و با قدرت نمایی  به یکی از رقبای اصلی ارتش در صحنه سیاست تبدیل شده است.با این حال اخوان نیز با درک معادله قدرت فعلی مصر و نقش محوری ارتش در آن کوشیده است این رقابت به یک رویاروئی مستقیم تبدیل نشود اگر چه تحولات اخیر در خصوص انتخابات ریاست جمهوری اخوان المسلمین را در برابر این سئوال جدی قرار داده که آیا سیاست عدم رویارویی می تواند ادامه یابد یا اخوان برای حفظ قدرت اجتماعی و سیاسی خود مجبور به ورود به نوعی رویاروئی با ساختار نظامی حاکم است؟

  مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به نقش مالی، سیاسی و تجاری ارتش در مصر نظامیان خواستار تعریف و تبیین دقیق چه نقش و جایگاهی در قانون اساسی جدید هستند؟

به نظر میرسد که ارتش اکنون در یک لحظه تاریخی از روند تحولات مصر هم به دلیل منافع خود نهاد ارتش و تلاش برای استمرار این منافع و جایگاه تاریخی و هم به عنوان نیرویی که به عنوان نهاد کنترل کننده امور مصر در تعامل با  قدرت های منطقه ای و بین المللی نقش آفرینی میکند به دنبال تثبیت نقش خود در آینده مصر است. به عبارتی دیگر ارتش هم به اعتبار نیازها و منافع خود و هم به عنوان نهادی که طرف تعامل با قدرت های بیرونی است می خواهد نقش تاریخی خود را در ساختار اساسی کشور حفظ کند. بنابراین تلاش می کند هم در ساختارهای حقیقی در حال شکل گیری و هم در ساختارهای حقوقی در حال پیدایش (بویژه قانون اساسی جدید)نقش برتر خود را حفظ کند. یعنی نقشی بینادین که توان کنترل روندها را داشته و اجازه نمیدهد دگرگونی ها در عرصه سیاست داخلی و خارجی مصر از سطح خاصی عبور کند.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به نقش ارتش در مصر به نگاه شما واشنگتن در سیاست های خاورمیانه ای چه نوع نگاهی نسبت به نقش کنونی ارتش در مصر دارد؟

با توجه به نقش اساسی مصر در منطقه خاورمیانه ،آمریکا بعد از دگرگونی های اخیر مصر با تغییری اساسی در محیط سیاست منطقه ای خود مواجه شده است. نحوه برخورد شتابزده سیاستمداران امریکایی در روزهای آغازین جنبش مردمی و تغییر پی در پی مواضع آنها در این خصوص نیز نمودی از مشکلات واشنگتن در تعامل با این واقعیت جدید بود. همسایگی مصر با فلسطین اشغالی هم بعد دیگری از این معادله است چرا که تحول در مصر بازتاب مستقیمی در فلسطین و کل خاورمیانه خواهد داشت و این امر نیز در کنار سایر تحولات منطقه عربی در آینده منازعه با اسرائیل تاثیرگزار خواهد بود. بنابراین امریکایی ها حساسیت زیادی نسبت به تحولات مصر دارند. آمریکا در چند دهه گذشته رابطه ای راهبردی با مصر داشته و در شرائط فعلی در پی آن است که تحولات مصر بیشتر در ابعاد داخلی خود محدود مانده و ابعاد استراتژیک و منطقه ای به خود نگیرد. از این رو ،آمریکا با استفاده از روابط نهادینه خود در سه دهه اخیر با موسسه ارتش در حقیقت به دنبال آن است که سطح و ژرفای رویدادها و دگرگونیهای مصر را به گونه ای مهار کند که از سقف خاصی خارج نشده و منجر به  تاثیرات و تغییرات راهبردی جدید در منطقه نگردد.

بسیاری از تحلیلگران معتقدند ایفای نقش بی طرفی ارتش در جریان قیام مردمی مصر اضافه بر اینکه نتیجه سیاست پخته نهاد ارتش برای متمایز شناخته شدن از مبارک و در نتیجه حفظ جایگاه تاریخی خود در ساختار حاکمیتی مصر بوده ،از یک زاویه د ید دیگر محصول نوعی تعامل و رایزنی آمریکا با فرماندهان ارتش مصر نیز می باشد که با گذر از برخی شتابزدگی های روزهای نخست در تعامل با تحول مصر در این قالب بدنبال حفظ یک نهاد حاکمیتی و مهار تحولات آینده مصر از طریق آن بوده است.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: در صورت تشکیل دولت اسلام گرا در مصر این امر تا چه حدی به خواسته های ارتش توجه می کند؟

به نظر میرسد ارتش به هیچ وجه تمایل ندارد دولتی اسلام گرا در مصر سرکارآید، اما این تمایل ارتش الزاما به این معنا نیست که ارتش فعال مایشا بوده و می تواند به طور کامل از شکل گیری چنین روندی جلوگیری کند. چرا که انتخابات در دو مجلس مصر و بدست آوردن بیش از هفتاد درصد آرا توسط احزاب اسلامی (بویژه اخوان با بیش از 45 درصد آرا) نشان دهنده وضعیت اجتماعی موجود در جامعه مصر است. البته ارتش از ابزارهای خاص و پیچیده خود برای کنترل اوضاع برخوردار است چرا که نماد ساختار حاکمیتی چند دهه گذشته مصر بوده و هم نفوذ گسترده داشته و هم سناریوها، ابزارها و اهرم های بازی گوناگونی را در اختیار دارد.  ضمن اینکه از حمایت قدرت های بیرونی نیز برخوردار است. ارتش تلاش میکند اگر پارلمان در اختیار اسلام گرایان قرار گرفته است، قوه مجریه بویژه شخص رئیس جمهور در اختیار  احزاب و گروه های اسلامی نباشد. تحولات ماه ها و روزهای اخیر در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری هم در این چارچوب قابل تفسیر است. یعنی ارتش سعی میکند با مدیریت صحنه سیاسی ،قوه مجریه و رئیس جمهوری در اختیار اسلام گرایان قرار نگیرد. اینکه ارتش در این مسیر موفق می شود یا نه وابسته به عوامل گوناگون مانند نحوه بازی ارتش، گروه ها و احزاب سیاسی و برخورد مردم با هریک از این بازیگران عرصه سیاست مصر است.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آینده نقش ارتش و نظامیان در مصر باچه سناریو ها و متغیرهایی مورد پیش بینی و تحلیل قرار دارد؟

 وقتی جامعه ای دستخوش تحولات اساسی است پیش بینی سناریوهای آینده آن کارحقیقتا سختی است. با این حال و با لحاظ مجموعه تحولات موجود مصر ،به برخی از سناریوهای محتمل تر در خصوص آینده مصر می توان اشاره کرد. نخستین سناریو این است که ارتش به هر بهایی حتی به قیمت بهم خوردن روند موجود در یک سال گذشته و با سوء استفاده از برخی کمبودهای موجود در بین نیروهای سیاسی موثر مصر، بازی های روانی، تاکتیک های گوناگون و پشتیبانی بیرونی ،جایگاه اساسی خود بعنوان نهاد اصلی قدرت و کنترل کننده ساختارهای سیاسی و حقوقی را حفظ کند. این سناریو از یک سو می تواند در شکل طبیعی با مدیریت پنهان روند تحولات رخ دهد و از سویی هم می تواند در شکل غیر طبیعی و در واقع به بهای برخورد مستقیم با نیروهای سیاسی و اجتماعی خود را تحمیل کند. سناریوی دوم این است که در مجموعه کنش ها و واکنش های ارتش بعنوان نهاد حافظ وضع سابق و نیروهای روبه صعود بعنوان خواستاران تغییرات اساسی و با توجه به تغییر فضای گفتمانی درجهان عرب و فرصت های منطقه ای ،در نهایت ما شاهد شکل گیری مناسبات جدیدی از قدرت در مصر باشیم که نقش ارتش در آن نه کنترل کننده و توزیع کننده و بازیگردان عمده قدرت بلکه حافظ تمامیت ارضی کشور و نهادی تابع نهادهای سیاسی و در خدمت مردم و نهادهای منتخب باشد. دو سناریوی بالا سناریوهای حداقلی و حداکثری در  رابطه با نقش ارتش در مصر هستند. در این بین بر اساس واقعیت های موجود و نوع توان قوا بین طرف های خواهان تغییر و حفظ وضع موجود احتمال سناریوی سومی هم وجود دارد:مطابق این سناریو در معادله ای که شکل می گیرد نوعی تقسیم قدرت رخ می دهد و بخشی  از قدرت در اختیار نهادهای منتخب مردمی و بخشی از قدرت هم در اختیار ارتش باقی ماند. این سناریو در واقع نوعی تعامل و پذیرش امر واقع از سوی دو طرف و به عبارتی  نوعی بازی برد برد از سوی نیروهای خواهان تغییرو خواهان ثبات است.تا این لحظه سناریوی سوم از احتمال بیشتری برخوردار بوده اما تحولات روزهای اخیر و بطور مشخص تعلیق مصوبه مجلس خلق(با اکثریت اخوان و سلفی) در خصوص ترکیب مجلس موسسان و رد صلاحیت هر دو نامزد اصلی اخوان و سلفی ها در انتخابات ریاست جمهوری ،نشاندهنده میل ارتش به سمت اعمال سناریوی نخست است که در صورت عدم موفقیت می تواند روند امور را به سمت یکی از دو سناریوی دیگر بکشاند.

Share