تیر ۲۴, ۱۳۹۸ – ۵:۰۳ ق.ظ |

تهیه کننده: دکتر غلام حضرت برهانی
استاد اکادمی علوم افغانستان و استاد اسبق پوهنتون (دانشگاه) کابل
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC

مقدمه:
الحمدلله والصلاه والسلام على رسول‌اللهو علی آله و اصحابه و من دعابدعوته الی یوم‌الدین، فقد …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, آمریکا, اروپا, اسرائیل, ايران, خاورمیانه, خلیج فارس, گزیده ها, مقالات

نقشه راه و آمادگی برای صلح جهانی

نگارش در خرداد ۷, ۱۳۹۸ – ۵:۲۹ ق.ظ
Share

مریم وریج کاظمی

پژوهشگر ژئوپلتیک

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

در رابطه با نقشه راه بحث ها و نظرات گوناگونی داده شدولی کمتر کسی این سوال را مطرح کرده که اصولا کلمه راه به چه معنی است. بی شک هدف غربیها از این واژه برجسته کردن دستورات عیسی مسیح است و هدف از راه ،راه رستگاری برابر دستورات و راهنماییهای عیسی مسیح میباشد. آنها از مطرح نمودن این واژه می خواهند چنین القا نمایندکه دنیای مسیحیت همچون جهان اسلام می خواهد وارد سیاست شود.

اولین هدفی که آنها از طرح این واژه دارند اینست که میخواهند دستورات عیسی مسیح را در جهت صلح بکار ببندند و دوم اینکه در قطب جهان اسلام این اصل را مطرح سازند که جهان مسیحیت با بهره گیری از دستورات و پیامهایش میتواند راهگشای بشریت باشد. بنابراین نقشه راه چیزی جز نقشه راه حضرت عیسی مسیح برای برقراری صلح و دوستی میان انسانها نیست.

 مسله مهمی که آنها توجه ندارند اینست که در بین ادیان الهی تنها دینی که همراه با دستورات دینی ،دستورات سیاسی و خط مشی های سیاسی هم به صورت وحی به پیامبر گرامی اسلام ابلاغ گردیده دین اسلام است. کما اینکه تحلیل گران جهان غرب عنوان میکند که اسلام در پرتو ایمان مذهبی اش میخواهد بین غرب و شرق به عنوان یک نیروی سوم عمل کند، اگر اسلام را صرفا به عنوان یک ایدئولوژی مطرح کنیم قابل توجیه نیست. زیرا اسلام تنها دینی است که میتواند بین دین و سیاست یک ارتباط برقرار سازد . بنابراین باید ملاحضات ژئوپلیتیکی جهان اسلام را نیز مد نظر داشته باشیم.

ملاحضه میگردد که دین مسیح فاقد دستورالعمل ها نیست بنابراین مشکل است که طرح نقشه راه به نتیجه مطلوبی که آنها میخواهند برسند و نتیجه بخش باشد. بعد از 11 سپتامبر و قدری عقب تر پس از فروپاشی شوروی استراتژی مکمل دیگری توسط تئوریستین ها و استراتژیست هائیکه  تدوین استراتژی امنیت ملی امریکا را در دست داشتند مطرح ساختند که عبارت بود از ترکیب دو استراتژی “محدود سازی و درگیری – مشارکت” ،و با کمک چهار قدرت دیگر از جمله روسیه، اروپای متحد، چین  و روسیه هماهنگ گردید.

این استراتژی توصیه میکند که باید صلح را از طریق گوناگون و با تاکتیک های کاملا متفاوت در جهان گسترش داد. لذا دوران صلح سرد جایگزین دوران جنگ سرد شده است. بنابراین دیده میشود که نخبگان غربی صحبت از سرزمین مستقل فلسطین  و دولت فلسطین می کنند و رهبران اسرائیل را  به طور غیر مستقیم تحت فشار گذاشتند که از مناطق خاص عقب نشینی کند و به فلسطینی ها واگذار نمایند. بنابراین با قدرت میتوان ادعا کرد که پروسه صلح اعراب و اسرائیل با روندی منظم ولی آرام به حرکت خود ادامه خواهد داد و از سوی دیگردرصدد آرام شدن عراق و تثبیت یک حکومت مبتنی بر آرا مردم عراق و پس از تثبیت یک حکومت مرکزی که اختیارات خاص و قابل کنترلی به دیگر اقلیت ها خواهد داد منطقه جنوب غرب آسیا بصورت یک واحد اقتصادی فعال درراس منطقه ای قرار خواهد گرفت که از عراق شروع شده و تا حوالی قطر ادامه خواهد یافت و به صورت یک منطقه آزاد تجاری و شبیه به هنگ کنگ در خواهد آمد که به دلیلی تزریق امنیت همه جانبه را بوجود می آورد و بی شک سیل سرمایه گذاریهای خارجی به آنجا سرازیر خواهد شد، کما اینکه امروزه با شروع مقدمات این منطقه آزاد را در امارات متحد عربی بویژه دوبی و ابوظبی شاهد هستیم که تا حد بسیار شگفت انگیزی توانستند در جلب سرمایه های خارجی بویژه در جهت مسکن  و ترمینالهای تجاری موفق باشند.لذا استراتژیست ها در تدوین نقشه راه و برقراری نظم و صلح از سه اولویت یعنی صلح از طریق مبارزه با تروریسم؛ صلح از طریق داشتن روابط خوب با سایر ابرقدرتها؛ صلح از طریق حمایت از طریق جوامع آزاد، در فضای کنونی بین الملل بهره می برند تا امنیت را حتی در نقاطی که در طول تاریخ همواره با جنگ و درگیری توام بوده برقرار سازند.

به نظر می رسد تامین طرح های مرتبط با صلح پایدار در خاورمیانه به دلیل بحران خیزی منطقه که ناشی از مسائل پیچیده عقیدتی- مذهبی و عدم اجماع نظر بر سر آن، در پروسه کوتاه مدت پیشرفت چندانی نداشته باشد. این درحالیست که کشورهای منطقه خاورمیانه تنها در چارچوب طرح های فراگیر اقتصادی-تجاری منطقه ای ، می توانند صلح را میان خود برقرار نمایند. تشکیل سازمان اقتصادی- تجاری و تشویق کشورها منطقه برای سرمایه گذاری در مکانهایی که با چالش و بحران مواجه اند به نوعی عامل اساسی برای پایداری صلح خواهد بود.از این رو برتری طلبی برخی از کشورهای منطقه که امنیت صلح را به خطر می اندازند در سایه یک سیستم مشترک سازمان اقتصادی- تجاری با اولویت بخشیدن به برتری منافع منطقه ای بر منافع داخلی، برپایی صلح را نهادینه می کند.

بی شک صلح محصول عملکردهای انسانی برای خاتمه دادن به نزاعها و درگیریهای است که محدودیتهای طبیعی و انسانی در آن نقش اساسی دارند.هدف اصلی صلح رسیدن به یکپارچگی منافع گروهی بدون در نظر گرفتن تفاوت بین گروههای انسانی میباشد و از این رو پایداری صلح شکل می گیرد. اما تجربیات تاریخی نشان میدهد که صلح همیشه شکلی لرزان داشته و پایدار بودن صلح صرفا تفکری آرمان گرایانه است.

طی قرون متمادی عدم رسیدن به صلح پایدار که ناشی از انگیزه های سودگرایی و البته نادیده گرفتن فرایندهای اقتصادی بوده بیش از هر عنصر دیگری توانست قدرت ملی کشورها را تحت تاثیر نتایج شوم خود قرار دهد.امروزه صلح ارتباط مستقیمی با درک مفاهیم اقتصاد ملی (تجارت و داد وستد کالاهای تجاری و انرژی) دارد. تجربیات دو جنگ جهانی و همچنین فروپاشی اتحاد شوروی و حضور گروهای افراطی و ناامنی اقتصادی در بسیاری از کشورهای جهان نشان داده که رسیدن به صلح پایدار صرفا در همگنی استراتژیهای اقتصادی چه در سطح خرد و چه سطح کلان خلاصه میشود و دستیابی تمامی کشورها به بهره وری تکنولوژیکی و تجاری و حفظ اقتصاد ملی کشورها و نفوذ در بازارهای جهانی در اولویت قرار می گیرد.اگرچه در برهه کنونی رسیدن به صلح پایدار دست نیافتنی به نظر می رسد اما پرداختن به ابزارآلات رسیدن به آن می تواند در تعیین و تدوین استراتژی ملی و تاکیتیک های بین المللی راهگشای کاهش بحران و منازعه در سطح بین الملل باشد.

واژگان کلیدی: نقشه راه، آمادگی، صلح جهانی،مریم وریج کاظمی، ژئوپلتیک

Share