مرداد ۲۹, ۱۳۹۸ – ۱۲:۲۵ ب.ظ |

دکتر علی بمان اقبالی زارچ
کارشناس ارشد اروپا
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC

با شدت رشد علمی و تکنولوژیک جهان ، تحولات در عرصه بین المللی نیز در ماههای اخیر شتاب زیادی گرفته است و روابط …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, اروپا, تركيه, خاورمیانه, گزیده ها, مقالات

نتایج و اهداف میان مدت و بلند مدت سیاست ترکیه در غرب آسیا-بخش نخست

نگارش در مرداد ۱۹, ۱۳۹۸ – ۸:۵۳ ق.ظ
Share

مسعود رضایی

کارشناس جغرافیای سیاسی غرب آسیا

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

 

چکیده :

تردیدی نیست که ترکیه به عنوان یگانه میراث دار امپراتوری فروپاشیده عثمانی طی سالیان اخیر در منطقه غرب آسیا (مناطق تجزیه شده از امپراتوری عثمانی) و دردل فعل و انفعالات سیاسی آن حضور پررنگی داشته و ایفاگر نقشی غیر قابل سازنده بوده ،من جمله می توان به نقش محوری و اساسی اش درجنگ داخلی سوریه اشاره نمود که در طی سالیان اخیر با حمایت از شبه نظامیان عمدتا با گرایش های افراط گرایانه سبب بروز جنگ های خانمانسوز در این کشور گردیده است.

این نقش تا حدی مهم است که به جرات می توان گفت اگر دولت فعلی آنکارا تحت رهبری حزب عدالت و توسعه رجب طیب اردوغان درطی آغاز و تداوم این بحران بر مسند قدرت نبود محتملا روند جنگ داخلی سوریه به وجه دیگری رقم می خورد و خساراتی در این حجم و میزان وارد نمی آمد که طبق برآورد سازمان ملل متحد بالغ بر 400 میلیارد دلار خسارت و نیم قرن زمان برای احیای دوباره این کشور لازم باشد تا بتوان خسارات وارده را جبران کرد. بطور حتم جنگ تحمیل شده بر دولت سوریه دارای منشاء هایی از درون منطقه غرب آسیا و همچنین فرا منطقه ای نیز بوده و در این بین به جز ترکیه سایر قدرت های منطقه ای نظیر عربستان ،قطر ، امارات و اردن نیز هر یک به سهمی در شکلگیری و تداوم بحران سهیم بودند ولیکن ترکیه به دلیل داشتن مرزمشترک قابل ملاحظه با سوریه والبته حضور گفتمانی مبتنی بر گرایشات نئو عثمانی گرایانه است، به سان اصلی ترین کاتالیزور دربه گرداب فرو بردن سوریه عمل نمود. زیرا سایر دول منطقه ای به زعم خود سیاستی تدافعی درقبال تحرکات ایران در منطقه را در پیش گرفته و با سلسله اقدامات خود به دنبال واکنش به مداخلات ادعایی کشورمان در منطقه بودند، حال آنکه ترکیه در پس این بحران به دنبال اهداف بلندپروازانه خود و گسترانیدن نظم نوین مورد نظرش بر منطقه و جهان اسلام بود.

راهبرد اردوغان کسب رهبری جهان اسلام؛

نخستین تحرک جدی و مهم رجب طیب اردوغان در باب سیاست خارجه منطقه ای وی در جریان اجلاس اقتصادی در شهر داووس سوئیس در ماه فوریه 2008 رقم خورد جایی که بسیاری از رهبران عمده جهان حضور داشتند و رئیس جمهور ترکیه فرصت را غنیمت شمرد تا از این سیاست نوین پرده برداری نماید. در طی این اجلاس شیمون پرز رئیس جمهوری وقت رژیم اسرائیل در طی سخنرانی خود اقدام به توجیه سیاست سرکوب فلسطینیان توسط ارتش اسرائیل نمود و به دفاع از آن برخاست در پی این اتفاق و پس از وی نوبت به اردوغان رسید و وی با اظهاراتی تند اقدام به پاسخگویی نمود و خطاب به پرز گفت که شما ادعاهای دروغ می کنید شما از کودک کشی و آدم کشی لذت می برید و دست شما به خون کودکان غزه آلوده است. این اظهارات با واکنش های گسترده در جهان اسلام روبرو گردید تا جاییکه در کشورمان نیز برخی بدون تحلیل راهبردی و نگاه عمیق و اهداف درنظر گرفته شده شخص اردوغان نسبت به وی با دیده تحسین نگریستند. فی واقع این تحرک جنجالی اردوغان در طی اجلاس بین المللی داووس چیزی نبود جز اعلام آغاز سیاست خارجه نوین ترکیه برای کسب رهبری جهان اسلام آن هم بر مبنای گرایشات اخوانی دولت عدالت و توسعه البته با چاشنی بهره گیری از علائق جامعه عمدتا محافظه کار و مذهبی ترکیه که خواهان رجعت به دوران پرشکوه عثمانی بودند. شروع این سیاست البته با توجه به اقبال ترکیه به اردوغان پس از شکوفایی اقتصادی بیش از پیش نمود یافت و در این بین عطش اردوغان برای نفوذ در جوامع اسلامی و معرفی خود به عنوان یگانه رهبر جهان اسلام روزبروز ابعاد تازه تری می یافت.

شکست ترکیه برای تاسیس شعبه مصری حزب عدالت و توسعه در قالب اخوان المسلمین مصر؛

 پس از آغاز تحولات موسوم به “بهار عربی”  و ناآرامی ها در جهان عرب اردوغان فرصت را برای پیگیری سیاست خارجه خود مغتنم شمرد و ازین روی ترکیه به سمت تاثیرگذاری با بهره گیری از اهرم های خود پیش رفت. این سیاست به صورت توامان در برخی از کشورهای هدف که مصر و سوریه بودند مورد استفاده قرار گرفت. سیاست فوق پس از روی کارآمدن دولتی اخوانی به ریاست محمد مرسی در مصر نخستین علائم پیشروی خود را نشان داد ولیکن دیری نپایید که با کودتای صورت گرفته توسط ژنرال عبدالفتاح السیسی علیه محمد مرسی و اخوان المسلمین ماه عسل روابط آنکارا – قاهره به پایان خود رسید. تمایل اردوغان برای روی کارآمدن جریان اخوان المسلمین به حدی بود که پس از برکناری مرسی، “خالد ضیاءالدین نماینده دادستانی کل مصر درباره بررسی پرونده جاسوسی که محمد مرسی، رئیس‌جمهوری برکنار شده مصر و 35 تن از رهبران اخوان‌المسلمین به آن متهم شده‌اند، اطلاع داد که فایل‌ های صوتی ضبط شده رابطه گروه اخوان المسلمین مصر و ترکیه را فاش کرده است و استعلام از شرکت وودافون از شماره تلفن محمد مرسی حکایت داشت که طی روزهای 20 تا 27 ژانویه 2011 با رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه تماس تلفنی داشته و فایل صوتی ضبط شده دیگری نشان دهنده ارتباط متهمان اول و ششم با کشورهای خارجی بوده است و آنها درتماس‌های خود با رجب طیب اردوغان به او لقب بزرگ داده‌اند. نماینده دادستانی کل در ادامه به وجود هماهنگی میان متهمان و سه دستگاه اطلاعاتی اشاره کرد وگفت:‌این امربه خوبی مشخص می‌کند که میان اخوان‌المسلمین و دستگاه‌های اطلاعاتی خارجی توافق‌هایی از پیش وجود داشته و مکالمات ضبط شده مرسی نشان می‌دهد که وی از ارتباط دستگاه‌های اطلاعاتی با دیگر گروه‌ها در مصر هراس داشته اما احمد عبدالعاطی متهم دیگر پرونده و مدیر دفترش به مرسی اطمینان داده بود که این دستگاه‌های اطلاعاتی تنها با اخوانی‌ها همکاری می‌کنند و از گروه‌های اسلامی دیگری حمایت نمی‌کنند.”(1) 

این کودتا که با همراهی و هدایت های عربستان سعودی به عنوان حامی عبدالفتاح السیسی به موفقیت دست یافت سبب ایجاد کدورت در روابط ترکیه وعربستان گردید که این مهم نیز در فرآیند بحران سوریه ومتعاقبا کودتای نافرجام در ترکیه بیش از پیش نمود بارزتری یافت. عبدالفتاح السیسی پس از تحکیم قدرت در مقام ریاست جمهوری مصر به صورت کاملا سازماندهی شده به جریان ریشه دار اخوان المسلمین حمله ور شد تا جاییکه وی در نخستین ماه های کسب قدرتش در ماه می 2014 با صراحت اعلام نمود که در دوره ریاست جمهوری وی گروه اخوان المسلمین دیگر وجود نخواهد داشت.( 2)

بلافاصله پس از این رخداد که به مثابه شکست بزرگی در سرمایه گذاری سیاسی اردوغان در منطقه منظور می گردید،تنش مابین دو کشور فزونی گرفت و تاکنون نیز روابط سرد و بعضا تنش آلودی بر جو سیاست ایشان حمکفرما است. تاجاییکه حوزه تنش های این دو نیز به محدوده توافقات دو جانبه و نواحی دریای مدیترانه نیز کشیده شده است.

“احمد ابوزید سخنگوی وزارت امورخارجه مصر اعلام کرده است که توافق این کشور با قبرس پیرامون ترسیم مرزهای دریایی در مدیترانه قانونی است و مصر با هرگونه سعی برای نقض حاکمیت خود بر منطقه اقتصادی شرق دریای مدیترانه مقابله خواهد نمود.وی همچنین افزود که توافق نامه ترسیم مرزهای دریایی میان مصر و قبرس به عنوان توافق نامه ای بین المللی در سازمان ملل متحد ثبت شده است.مولود چاوش اوغلو وزیر امور خارجه ترکیه پیشتر اعلام کرده بود که این کشور توافق نامه امضا شده میان مصر و قبرس در سال 2013 را در مورد ترسیم مرزهای مشترک دریایی میان دو کشور برای استفاده از منابع طبیعی این منطقه، به رسمیت نمی شناسد.” 3))

 

سوریه چالش برانگیزترین کشور منطقه برای سیاست های توسعه طلبانه اردوغان؛

رجب طیب اردوغان در اوایل ماه سپتامبر 2012 در اظهار نظری صریح که مخاطبان آن هم ترک و هم سوری بودند با جاه طلبی از پایان قریب الوقوع جنگ سوریه خبر داده واعلام نمود که به زودی همراه با یارانش در مسجد اموی دمشق نماز خواهد گذارد .

“به زودی احزاب مخالف در ترکیه که از حکومت سوریه حمایت می کردند،از این رفتار خود خجالت خواهند کشید چرا که من و اعضای حزب به دمشق سفر خواهیم کرد تا با برادرانمان ملاقات کنیم و سوره فاتحه را بر سر قبر صلاح الدین ایوبی قرائت کنیم ، سپس  وارد صحن های مسجد بزرگ امویان دمشق خواهیم شد و مقبره صحابه پیامبر یعنی بلال حبشی و ابن عربی را زیارت و از دانشکده سلیمانیه و ایستگاه حجاز دیدار خواهیم کرد. آن زمان در کنار برادران سوری،خداوند را شکر خواهیم کرد.” 4)  )

یکسال پس از این سخنان اردوغان با فروپاشی دولت اخوان از طریق کودتا و از دست رفتن مصر، برای سردمداران آنکارا مسجل گردید که سوریه ازین پس می باید کانون و نقطه عطف فعالیت های منطقه ای ایشان باشد. بنابر تمامی شواهد و قرائن موجود گروه های مسلح مخالف دولت سوریه حاضر در منازعات این کشور جملگی دارای گرایشات افراط گرایانه سلفی- وهابی بوده اند و در این بین ترکیه در رشد و نضج ایشان نقشی بسزا و غیر قابل انکار ایفا کرده است، پیشروی لگام گسیخته اردوغان در زمینه بهره برداری ازین جریانات بدان مرحله بود که دیری نپایید اثرات منفی آن به درون مرزهای ترکیه نیز کشیده شد وبارها شاهد عملیات های تروریستی از جانب گروه داعش درون خاک ترکیه بودیم. تا جاییکه نشریه آمریکایی پولیتیکو این سیاست اردوغان را رقص خطرناک ترکیه با افراط گرایی نامید. (5)

“بهره گیری از سازمان های تروریستی برای رسیدن به اهدافی ویژه بطور معمول برای استفاده کننده نتیجه برعکس خواهد داشت. پس از یک دوره نتایج استراتژیک و توسعه سیاسی و اقتصادی ترکیه با حملات داعش به خاک خود مواجه گردید. مسئولیت همه بمبگذاری ها در منطقه سلطان احمد، خیابان استقلال و فرودگاه آتاترک را داعش بر عهده گرفت.” 6))

در طی بحران سوریه بسیاری از هماهنگی ها از قبیل سازماندهی گروه های مسلح ، تسلیح و تجهیز ایشان در درون خاک ترکیه صورت می گرفت و بسیاری از افراط گرایان از طریق گذر از خاک ترکیه به قصد تغذیه شدن گروه های مخالف دولت دمشق وارد سوریه می شدند.

اینفوگرافی شورای آتلانتیک در مورخه اکتبر 2016 ؛تحت عنوان “شبکه های داعش درترکیه” که نشان ازعبور و مرور تروریست های بین المللی از خاک ترکیه به خاک سوریه را دارد، 

در این توضیحات اینفوگرافی:

مناطق آبی پررنگ:سفر جنگجوبان خارجی به شانلی اورفا و غازی انتپ نزدیک مرز سوریه

مناطق آبی کم رنگ: عزیمت جنگجویان خارجی به شهرهای مرزی ترکیه

منطق قرمز: نواحی مرزی سوریه پیش از آنکه نهایتا به سوریه برسند. 

است

 در این زمینه اظهارات حمد بن جاسم آل ثانی نخست وزیر سابق قطر قابل ملاحظه است که در گفتگو با چارلی رزاعلام نمود :

“ما در سوریه اشتباه کردیم. ما دو اتاق عملیات در اردن و ترکیه بر پا کردیم. شامل قطر، امارات، عربستان ،آمریکا و …و همه ما از گروه های مشابه حمایت می کردیم.” 7))

“در مورد بحران سوریه اول کار به دستور امیر { حمد بن خلیفه } نزد ملک عبدالله {پادشاه عربستان} رفتم و او گفت زمام امور را به دست بگیرید و ما از شما حمایت می کنیم، وارد جزئیات نمی شوم هر چه {به سوریه} می رفت ابتدا وارد ترکیه میشد، با هماهنگی کامل نیروهای آمریکایی ،همه چیز با هماهنگی آمریکا ، ترکیه ، قطر و عربستان توزیع می شد.” 8))

در حقیقت نگرش های نئوعثمانی گرایانه اردوغان و احیای نظم مبتنی بر اسلام گرایی با برداشت وی ،سیاست خارجه ترکیه را به سمت راهبرد نفوذ در منطقه غرب آسیا به پیش راند و طبعا در این بین کشور سوریه به سان یک محور مهم تلقی می گردید، زیرا که مدخل ارتباطی جمهوری ترکیه با سرزمین های عربی بود که در پی فروپاشی امپراتوری عثمانی از کنترل خارج شده بودند و طبعا برای نزدیکی و برقراری ارتباط با ایشان تحت کنترل درآوردن دمشق برای ترک ها گام نخست وحیاتی در چنین فرآیندی تصورمی شد و به همین سبب بود که آنکارا ازهیچ اقدامی برای ضربه زدن به دولت سوریه (که همچون مزاحمی برای راهبرد ترک ها دیده می شد ) فروگذاری ننمود.ولیکن این سیاست ترکیه در سوریه نیز با وجود دول منطقه ای و فرامنطقه ای طرفی نبست و دولت سوریه با کمک متحدین خود همچون ایران،حزب الله و روسیه توانست برگروه های مسلح تروریستی فائق آمده و حاکمیت خود را تثبیت نماید.

 

واژگان کلیدی: سیاست, ترکیه , منطقه ,غرب آسیا, نتایج , اهداف, میان مدت, بلند مدت , مسعود رضایی

Share