شهریور ۲۹, ۱۳۹۸ – ۲:۵۷ ب.ظ |

معاون سفیران پیشین ایران در هند و پاکستان و کارشناس ارشد شبه قاره
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC
هفتاد سال پیش با جدایی هند و پاکستان از یکدیگر مساله کشمیر تبدیل یک تنش چندین ساله و چندین …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, اروپا, اوراسیا, ايران, خاورمیانه, روسیه, گزیده ها, مقالات

مناسبات ایران و روسیه در  پساسوریه

نگارش در اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۸ – ۱۰:۳۱ ق.ظ
Share

وحیدسلوکی

کارشناس مسائل بین الملل

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

روابط ایران با روسیه در پرتو تمرکز بر سوریه در چندسال اخیر بسیار نزدیک بوده است.  روابط دو کشور را در مقطعی می توان راهبردی ارزیابی کرد.

در مجموع می توان عوامل گوناگونی را در واگرایی و همگرایی بین دوکشور ترسیم کرد؛ از این رو جمهوری اسلامی ایران در جهت مدیریت فعلی دو کشور و حتی در جهت توسعه رابطه ای بر اساس منافع ملی و البته هوشمندانه، باید به سمت تقویت عوامل همگرایی و مهار عوامل واگرایی حرکت کند.

لذا می توان به موارد ذیل در این همگرایی اشاره کرد:

1) .گسترش مناسبات اقتصادی میان دو کشور

همکاری و شراکت راهبردی تهران و مسکو در پرونده نظامی_امنیتی سوریه، گام مهمی در راستای تحکیم و تقویت مناسبات ایران و روسیه قلمداد می شود؛ اما این همکاری و شراکت ماهیتی تک بعدی دارد و به یک همکاری همه جانبه تبدیل نشده است.استمرار و تداوم همکاری و شراکت جمهوری اسلامی ایران  و روسیه در پرونده سوریه و به تبع آن گسترش همکاری در دیگر پرونده های منطقه ای، مستلزم تقویت و توسعه همکاری در حوزه های گوناگون اقتصادی است.

 عامل اقتصادی می تواند به مثابه یک عامل بازدارنده در پیشگیری از تضعیف یا کاهش مناسبات دو کشور و ترمیم روابط سیاسی در صورت ایجاد چالش یا تخریب در روابط، ایفای نقش کند. این درحالی است که به موازات گسترش روزافزون مناسبات نظامی_ امنیتی، سطح روابط اقتصادی میان ایران با روسیه شاهد رشد نبوده و این می تواند به نوعی عدم قطعیت در مسیر تضمین مناسبات آینده ،تاثیر گذار باشد.

2) .تمرکز حداکثری بر عوامل همگرا

ایران و روسیه باید به این درک برسند که می توانند در سوریه همپوشانی داشته باشند؛ از این رو، دو طرف باید به نوعی از تمرکز بر عوامل واگرا اجتناب کرده و بر نقاط مشترک دوجانبه تمرکز داشته باشند.حفظ تمامیت ارضی، حفظ حکومت، سرمایه گذاری بین المللی در اقتصاد سوریه و برگزاری انتخابات در این کشور می تواند مورد توافق شود.

چنین توافقاتی می تواند مبنایی برای تداوم اجلاس آستانه، سوچی و مذاکرات صلح ژنو قرار گیرد.تاکید بر نقاط اشتراک و تقویت آن می تواند منجر به عمیق تر شدن شناخت از راهبردهای دو کشور از همدیگر شود.

3) .همکاری های سه جانبه با کشور ترکیه

با درنظر گرفتن خطوط قرمز حاکمیت سوریه، اقدامی سنجیده در همسوسازی و همراه کردن این کشور در مراحل بعدی بحران سوریه خواهد بود ،بستر مساعدی را برای متمایل کردن این کشور به سمت ایران نسبت همکاری آنکارا با غرب فراهم خواهد کرد.

حضور ترکیه در کنار ایران و روسیه در پرونده سوریه بیان کننده نتیجه بخش بودن ائتلاف و شراکت راهبردی ایران و روسیه است؛ به گونه ای که این ائتلاف توانسته است ضمن اثرگذاری بر روند تحولات نظامی و امنیتی در سوریه، بازیگران جدیدی را در عرصه منطقه ای به سمت خود جلب کند و در روندهای بعدی بحران سوریه از ظرفیت های این بازیگر نیز بهره مند شود. بر همین اساس، باید محورهای جدید همکاری میان سه کشور در دستور کار جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد تا زمینه استمرار و تداوم همکاری ها فراهم شود.

یک نقطه اشتراکی میان روسیه و ایران نسبت به ترکیه و نقش این کشور وجود دارد و هر دو به دنبال بهره مندی از فرصت ها و  ظرفیت های ترکیه برای طرفین هستند. ترکیه می تواند در راستای توطئه های منطقه ای توسط غرب نسبت به ایران و روسیه را خنثی سازد. نقش و کارکرد ترکیه در خنثی سازی یا تعدیل تحریم های شدید غرب علیه ایران و حتی روسیه، فرصت مشترکی را میان ایران و روسیه ایجاد می کند؛ از این رو باید با ایجاد محورهای مشترک همکاری برپایه تهدیدات یا فرصت های مشترک در مسیر حفظ این بازیگر گام برداشت.

البته باید گفت ترک ها هویتی دوگانه داشته و از نظر ساختاری به ناتو نزدیک هستند و بروکراسی آن بیشتر به غرب متمایل است و این امکان وجود دارد که اردوغان به عنوان یک رهبر ملی در سیاست داخلی خود برای کسب رای هر اقدامی را در دستور کار خود قرار دهد. ترک ها منفعت محور بوده و به سمت منافع خود حرکت می کنند.بنابراین، باید قبل از ایجاد چنین اتفاقاتی،فضایی در اختیار ترکیه قرار داد تا برای منافع آن ها سودمند باشد، در غیر این صورت ترک ها به دامان غرب سوق داده خواهند شد؛ از این رو، ایران و روسیه باید راهکارهای جدی برای نگه داشتن ترکیه در این مسیر ارائه کنند.

4) .ضرورت تمرکز بر قدرت جمهوری اسلامی

هراندازه روند تحولات سوریه رو به جلو می رود، میزان اعتماد در عقول حاکمیتی روسیه نسبت به نقش و کنش ایران بیشتر می شود. روند حوادث نشان از افزایش اعتماد روسیه به نقش و کنش ایران با منافع آن ها در زمین سوریه دارد. بر همین اساس قدرت شبکه سازی جمهوری اسلامی ایران می تواند نقش اساسی در مهار تهدید مشترک داشته باشد.

5) .زیربنای همکاری استراتژیک

تاکنون میان ایران با روسیه به استثنای توافق بر سر حفظ نظام در سوریه منافع مشترکی تعریف نشده است؛ لذا می توان مهار آمریکا را به مثابه اصلی در راهبردهای آینده دو کشور تعریف کرد که به عنوان مبنا و زیربنای مشترک در همکاری های منطقه ای مدنظر قرار گیرد.

بر همین اساس ، بر مبنای این اصل مشترک، می توان دیگر محورهای مشترک همکاری را در سوریه و حتی در دیگر مسائل منطقه ای، از جمله افغانستان برنامه ریزی کرد. استراتژی مهار آمریکا باید به منزله ی یک دکترین راهبردی، مبنای تعاملات آینده ایران و روسیه  در دوران پسا سوریه قرار گیرد.

لذا با توجه به آنچه آمد باید گفت، به علت ارتباط ارگانیکی که میان موضوعات و پرونده های منطقه ای وجود دارد و به صورت پیوسته روی یکدیگر تاثیر و تاثر دارند، اگر رفتار جمهوری اسلامی ایران در پرونده افغانستان با رویکردهای روسیه همخوانی و همراهی داشته باشد، این ضرورت برای روسیه حاصل می شود که می توان با ایران همچون سوریه، همکاری و تعامل داشته باشد. بر همین اساس جمهوری اسلامی ایران باید در حوزه های مختلف با روسیه همگرایی داشته باشد تا به تبع آن حل پرونده های منطقه ای در دوران پسا سوریه به نتیجه مطلوب هر دو کشور و به ویژه جمهوری اسلامی ایران برسد.

واژگان کلیدی:مناسبات، ایران ، روسیه ، سوریه،وحیدسلوکی

Share