ارتباط هوش مصنوعی با سیاست (بخش نخست)
شهریور ۲۹, ۱۳۹۶ – ۶:۰۶ ق.ظ |

دکتر مهدی مطهرنیا
استاد دانشگاه و آینده پژوه سیاسی
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

گذشته و حال هوش مصنوعی
هوش مصنوعی(Artificial intelligence) یا هوش ماشینی در واقع برگرفته از الگوسازی برای مدیریت بهینۀ ماشین‌های موجود در حیات …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آمریکا, چین, روسیه, گزیده ها, مقالات

متغیرها و عوامل موثر در روند تغییر نظام بین الملل به تک چند قطبی

نگارش در مرداد ۲۸, ۱۳۹۶ – ۳:۳۵ ق.ظ
متغیرها و عوامل موثر در روند تغییر نظام بین الملل  به تک چند قطبی
Share

دکتر مهدی مطهرنیا

آینده پژوه و کارشناس روابط بین الملل

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

تغییر نظام بین الملل موجود

نظریه های گوناگونی در باب دگرگونی نظام بین الملل و هندسه جهانی آینده قدرت مطرح می شود، نظریه هایی مانند نظریه تک قطبی، تک چند قطبی، چند قطبی و حتی نظریه آنارشی بین المللی، لذا باید گفت که این نظریات در چارچوب تغییر و تحولاتی که به جهانی شدن نیز به هر ترتیب مرتبط می شود و نوع دیدگاهی که به جای جهانی شدن، جهانی سازی را به کار می برد، بایستی مورد توجه قرار گیرد و باید گفت چندین لایه نظریه در باب آینده جهان و هندسه جهانی آینده قدرت وجود دارد. اما مهم تر از آن و در لایه زیرین این تحولات زبرین، آنچه از اهمیت بیشتری برخوردار است، تغییر و تحول در ماهیت مفهومی قدرت در نظام آینده حیات بشر و سپهر اندیشه سیاسی است.

عوامل و متغیرهای تاثیرگذار  در تغییر نظام بین الملل در جهان

پیشران های موثر بر تغییر و تحول در هر موضوعی به ویژه موضوع موجود در دگرگونی نظام بین الملل، پیشران های اجتماعی، اقتصادی، زیست بومی، سیاسی ، ارزشی، فرهنگی، نیروی انسانی و نیروهای لشکری و کشوری از نظر نیروهای مسلح و همچنین مسائل مربوط به امنیت جهانی و بین المللی و پیشرانی تحت عنوان قانون و مسائل حقوقی است، فلذا باید گفت که در این زمینه باید حداقل نه پیشران موجود را مورد توجه قرار داد.

 وضعیت تغییر  نظام بین الملل و سناریوهای مطلوب و محتمل تر

سناریوی مطلوب یک سناریوی ارزشی- هنجاری است. به عبارتی زمانی که ما از سناریوی مطلوب سخن می گوییم باید از دریچه نگرش آینده نگارانه یا آینده پردازانه ای سخن بگوییم که بر مبنای دیدگاه کنشگران یا بازیگران اصلی نظام بین الملل در باب آینده نظام بین الملل مطرح است. لذا سخن گفتن از آینده مطلوب نیازمند نگاه از دریچه نگرش کنش گران اصلی نظام بین الملل به آینده نظام بین الملل است. بدین ترتیب سناریوی مطلوب چین مسلما با سناریوی مطلوب آمریکا یا اروپای متحد یا روسیه متفاوت است. لذا باید گفت سناریوهای مطلوب بیشتر به پی بن های هنجاری کنشگران متفاوت نظام بین الملل بر می گردد. اما سناریوی محتمل، سناریوهایی است که مبتنی بر روندها و برون یابی روندها و در نهایت تحلیل پیشران هاست. از این جهت باید گفت که سناریوی محتمل آینده بیشتر سناریوی تک- چند قطبی است.

به بیان دیگر ایالات متحده آمریکا هم اکنون ابرقدرتی در جهان محسوب می شود که به تنهایی نزدیک به سی درصد از قدرت جهان را به خود اختصاص داده است و 199 کشور دیگر در دنیا 70 درصد قدرت را در دست دارند. فلذا یک قدرت بین المللی بزرگ که در عین داشتن چالش های بسیار بسیار بزرگ، از قدرت بسیاری نیز برخوردار است و دست و پای قدرت خود را از نظر هندسه جهانی حرکت خویش هم اکنون به سوی آسیای شرقی دراز کرده است و از آن سوی دنیا تلاش دارد که این گستره را به سوی دیگر دنیا وسعت بخشد. لذا باید گفت که اولین سناریوی محتمل، سناریوی تک چند قطبی است. سناریوی دیگر، سناریوی چند قطبی محسوب می شود. به بیان دیگر با توجه به افزایش قدرت کشورهای گروه بیست که توانسته اند، گروه هفت را به بیست قدرت اقتصادی بزرگ جهان تبدیل کنند، اگر بتوانند زمینه های پیشرفت، توسعه و در عین حال کنشگری خود را در وضعیت های منطقه ای و بین المللی افزایش دهند، می توانند زمینه پرور ایجاد یک نظام چند قطبی در نظم آینده بین المللی باشند که هر کدام از آن ها تبعات خاص خود را به دنبال دارد.

متغیرها و عوامل موثر در روند تغییر نظام کنونی  به تک چند قطبی

آنچه که مسجل است در ارتباط با پیشران های نه گانه قدرت است که در آن ایالات متحده آمریکا دارای جایگاه ویژه ای است. ایالات متحده آمریکا در آستانه قرن بیست و یکم زمینه های چینش امنیت ملی در قرن بیست و یکم را فراهم کرد و با توجه به سناریوهایی مثل سناریوی دنیای پر دردسر گالیور،زایباتسو، کینگ خان  و نبردهای اطلاعاتی، زمینه های ایجاد دو سناریوی مطلوب ترکیبی از این چهار سناریو شد که در آن سناریوی اولیه، سناریوی تک قطبی بود که بوش دوم تلاش کرد آن را به منصه ظهور برساند، ولی با توجه به مقاومت موجود و جهت گیری موسسه CISI و شکل دهی به قدرت هوشمندتر آمریکایی توسط جوزف نای و آرمیتاژ ما شاهد رویکرد دنیای تک چند قطبی از طرف آمریکایی ها و تغییر زاویه حرکت آمریکایی ها از هژمونی بسیط به هژمونی مرکب بودیم و در نهایت هم اکنون شاهد آن هستیم که ایالات متحده آمریکا تلاش دارد که بعد از گذار از دوران تثبیت تک چند قطبی و الگودهی به آن مانند الگودهی به پرونده 5+1 در پرونده هسته ای، زمینه پرور ایجاد فضای مناسب برای چنین نظمی شود و اکنون ترامپ در پی تحکیم آن است. او در کمپین انتخاباتی خود از قدرت برتر آمریکا در جهت ایجاد امنیت بین المللی و گرفتن هزینه های این تلاش توسط ایالات متحده آمریکا از دیگر همراهان متحد و کنشگران اصلی نظام بین الملل پرداخت و به این ترتیب باید بگوییم که تا حدود زیادی این دوران تثبیت در پی تلاش های ترامپ است که البته هر کدام از این بحران ها انتقادات خاص خود و چالش هایی را پیش روی دارد که محل بحث دیگری است.

واژگان کلیدی: تغییر، نظام بین الملل ، متغیرها، عوامل موثر، تک چند قطبی

Share