چشم‌انداز نقش حزب کنگره مردمی در یمن   گفتگو با جعفر قنادباشی
آذر ۲۲, ۱۳۹۶ – ۶:۱۳ ق.ظ |

مرکز بین الملی مطالعات صلح – IPSC

واژگان کلیدی: علی عبداله صالح، یمن، حزب، کنگره مردمی، انصار اله
 
حزب وابسته به علی عبدالله صالح یا حزب کنگره مردمی حداقل در سالهای گذشته نقش مهمی در یمن داشته …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیای جنوبی, آمریکا, پاکستان, سر تیتر, مقالات

متغیرهای موثر در آینده روابط آمریکا و پاکستان

نگارش در آذر ۱۴, ۱۳۹۶ – ۸:۱۰ ق.ظ
متغیرهای موثر در آینده روابط آمریکا و پاکستان
Share

 پیرمحمد ملازهی

کارشناس مسائل شبه قاره

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

متغیرهای موثر در نگاه آمریکایی ها به پاکستان

چند نکته اساسی آمریکا و پاکستان را دچار اختلاف نظر کرده است. مهم ترین مسئله این است که آمریکایی ها معتقدند که برخلاف آنچه پاکستانی ها ادعا می کنند که در حال مبارزه با تروریسم هستند، آنها با گروه هایی مبارزه می کنند اما گزینشی است و بعضی از گروه ها را مورد حمایت قرار می دهند. این گروه ها هم در افغانستان علیه منافع آمریکا و هم در کشمیر علیه هندوستان می جنگند. واقعیت این است که از قبل هندوستان و افغانستان معتقد بودند که پاکستان بازی دوگانه ای را انجام می‌دهد و آمریکایی ها  نظر هند و افغانستان را تا مدت ها نمی پذیرفتند، ولی اخیرا که ترامپ استراتژی جنوب آسیای خود را اعلام کرد، آمریکایی ها نظر هند و افغانستان را (که پاکستان گزینشی عمل می کند و گروه های تروریستی علیه هند و علیه افغانستان می جنگند را مورد حمایت قرار داده است) را پذیرفتند. از آن زمان مناسبات آمریکا و پاکستان تحت تاثیر قرار گرفت. چنانچه آمریکایی ها تهدید کرده اند که کمک های نظامی و اقتصادی را به خصوص توافقی که برای مبارزه با تروریسم داعش شده بود تا امکانات مالی و نظامی در اختیار ارتش قرار دهند که بتواند با تروریسم مبارزه کند را پس گرفتند. در نتیجه می توان گفت که روابط پاکستان و آمریکا تحت تاثیر این مسئله قرار گرفت.

 مسئله دوم، طرح هایی است که پاکستان با چین علاوه بر همکاری های نظامی بین پاکستان و چین از قبل دارد. یعنی طرح جاده کمربند چین در پاکستان با 74 میلیارد دلار در بندر گوادر در نزدیک چابهار ایران و ایجاد پایگاه دریایی در این منطقه مد نظر است. اما این مسئله هم برای آمریکایی ها قابل قبول نیست. آن‌ها انتظار نداشتند که مناسبات پاکستان با چین تا این اندازه به پیش رود و بدین حد همکاری نظامی ، اقتصادی و سیاسی داشته باشند. این امر هم از پارامترهایی است که در مناسبات پاکستان و آمریکایی ها تاثیر گذاشته است.

در مسئله سوم از زمانی که آمریکایی ها بر پاکستان فشار آوردند، پاکستان سعی کرده برای جبران فشارهای آمریکا به روسیه و ایران نزدیک شود. این در دید آمریکایی ها در مورد پاکستان ، تاثیر منفی داشته است. البته در طرف دیگر قضیه اگر پاکستانی ها احساس کنند مناسباتشان تیره شود، به شکل طبیعی نیاز دارند که به کشورهای بزرگ دیگر نزدیک شوند و امنیت ملی خود را در نظر بگیرند. نکته آخر این است که آمریکایی ها در جنوب آسیا انتخاب خود را کرده اند و این انتخاب با توجه به مجموعه شرایط هندی ها (چون رشد اقتصادی افزایش نفوذ و امنیت هند) سبب شده است آمریکایی ها آرام آرام از پاکستان فاصله گیرند و به طرف هند روند و با هند همکاری کنند. زیرا هندوستان یک قدرت مهم است و در همسایگی چین قرار دارد. به علاوه نکته دیگر این است که اگر پاکستان به طرف روسیه و ایران و چین برود، تنها کشوری که می‌تواند با منافع آمریکا در جنوب آسیا هماهنگ شود، هندوستان است. بنابراین انتخاب هند به جای پاکستان (که در دوران جنگ سرد کاملا پاکستان با آمریکا هماهنگ بود) پاکستانی ها را متوجه این کرده است که ممکن است در آینده مناسباتشان تیره شود و به اجبار به طرف چین بروند.

نگاه نخبگان پاکستانی به آمریکا

واقعیت این است که نخبگان غیر مذهبی (سکولارها) که هم ژنرال های ارتش و هم احزاب سیاسی و رهبران احزاب سیاسی را شامل می شود ، به نوعی غرب را به لحاظ ذهنی پذیرفته اند. این مسئله در پاکستان وجود دارد و تردیدی نسبت به آن نیست. اما بخش مهمی از ساختار قدرت را روحانیون تشکیل می دهند که متفاوت با بخش سکولار فکر می کنند. یعنی یک نوع پیوند بین بخش مذهبی ، مدارس مذهبی و ژنرال های ارتش وجود دارد و به رغم شرایط پاکستان (که یک نوع رقابت بر سر قدرت بین بخش سیاسی و بخش نظامی هست) به نظر می رسد که حداقل بخشی از روحانیت تراز اول اهل سنت به حمایت از ارتش گرایش دارد. بنابراین بخشی در قالب احزاب سعی می کند از طریق غرب به مشکلات پاکستان پاسخ دهد و کم و بیش هم در ارتش و هم در احزاب و گروه های سیاسی وجود دارند. ولی در کل جامعه با توجه به سابقه استعماری انگلیس در پاکستان و هند و بنگلادش یک نوع گرایش به غرب در بین تمام جریانات منهای جریانات مذهبی وجود دارد. در شرایط کنونی بیشتر کسانی که طرفدار غرب هستند و فکر می کنند که با غرب می شود مسائل را حل و فصل کرد، در احزاب مثل حزب مردم یا حزب مسلم لیگ متمرکز هستند.

در این میان احزاب مذهبی با امریکا مخالفند، ولی احزاب سکولار مثل حزب مردم کاملا موافقند با آمریکا هستند. حزب مسلم لیگ معتقد است که باید مناسبات با آمریکا گسترش پیدا کند و نگران این مسئله است که اگر مناسبات تیره شود، برای امنیت ملی پاکستان خطراتی داشته باشد. تنها جریان مذهبی تا حدی موافق نیست. ژنرال های ارتش که در سطوح بالا تحصیل کرده های غرب هستند و یا در انگلیس ، فرانسه یا آمریکا تحصیلات خود را ادامه داده اند موافق این امر هستند. ولی به نظر می رسد در بدنه ارتش که دیدگاه اسلامی وجود دارد با ژنرال های متمایل به غرب موافق نباشند. اما در حال حاضر که شرایطی که به وجود آمده که آمریکا کمک های خود را به ارتش پاکستان کاهش داده، به نظر می رسد جناحی که معتقد است باید گزینه های دیگری به‌غیراز آمریکا را هم تجربه کنیم در موضع مسلط تری قرار گیرد.

چشم انداز روابط آینده آمریکا و پاکستان

به نظر من سیاست استراتژیک آمریکا در جنوب آسیا، هند است. هیچ تردیدی در این مسئله وجود ندارد. این بدان معنی نیست که پاکستان را رها کند. آنها به دنبال سیاست متوازنی در شبه قاره هند هستند که هم پاکستان و هم هند را داشته باشند. اما این امر برای پاکستان تا حدی قابل قبول نیست، یعنی پاکستانی ها جایگاه خود را در زمان حضور هند ضعیف تر احساس می کنند و فکر می کنند که روابط را به هند می بازند. از این زاویه می توان گفت که تلاش آمریکایی ها حفظ نوعی توازن در مناسبات بین پاکستان و هند است، ولی از دید پاکستان این توازن هم به ضرر منافع ملی پاکستان عمل می کند. به همین دلیل است اخیرا پاکستان متوجه همکاری بیشتر با چین، روسیه و ایران شده است و این رویکرد در محافل سیاسی پاکستان مطرح است. به هر حال اگر مناسباتشان با آمریکا کاملا تیره شود باید گزینه های دیگری را جایگزین کنند که منافع و امنیت خود را حفظ کنند. در این میان این امر در کوتاه مدت ممکن است خطراتی را برای پاکستان داشته باشد، اما در میان مدت و بلند مدت فکر نمی کنم که پاکستانی ها در شرایطی قرار بگیرند که با آمریکا در یک تضاد کامل قرار بگیرند و به طرف یک اتحاد کامل با روسیه، چین یا ایران بروند. برداشت نویسنده این است که پاکستانی ها تلاش می کنند که موجی را که علیه آنها در آمریکا اتفاق افتاده است را به تدریج و به صورت عاقلانه و با برخوردهایی حساب شده کاهش دهند و موقعیتی را که قبلاً نزد آمریکایی ها داشته اند را به دست آورند. چون اگر این گونه نباشد و آمریکا کاملا علیه پاکستان قرار گیرد، امنیت ملی پاکستان در خطر است و حتی ممکن است به تجزیه کشانده شود. از این زاویه پاکستانی ها جانب احتیاط را رعایت خواهند کرد و تا جایی پیش نمی روند که خشم آمریکایی ها را برانگیزند. همچنین آمریکایی ها هم تا آن جا پیش نمی روند که پاکستان را دو دستی به طرف چین، روسیه یا ایران تقدیم کنند و حد متوسطی را در میان مدت نگاه خواهند داشت.

واژگان کلیدی: آینده، روابط، آمریکا ، پاکستان

Share