امریکا و مساله استقلال اقلیم کردستان
مرداد ۲, ۱۳۹۶ – ۳:۵۰ ق.ظ |

دکتر افشار سلیمانی
کارشناس ارشد و سفیر پیشین
 مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 
نوع رابطه و اهداف امریکا با جریان های کردی اقلیم
اگر به سابقه مناسبات آمریکا با کردها و کردهای عراق برگردیم، همیشه رابطه میان …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خلیج فارس, قطر, مقالات, مقالات تحلیلی

قطر و طرح سازمان امنیت منطقه ای در خلیج فارس؛ اهداف و زمینه ها

نگارش در اسفند ۱۳, ۱۳۹۱ – ۱۲:۱۹ ب.ظ
قطر و طرح سازمان امنیت منطقه ای در خلیج فارس؛ اهداف و زمینه ها
Share

کامران کرمی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد

حمد بن جاسم نخست وزیر قطر در پیشنهادی، دولت های ساحلی خلیج فارس را به تشکیل سازمان امنیت منطقه ای دعوت نمود. این پیشنهاد که در مراسم افتتاحیه کنفرانس بین المللی شورای روابط عربی – بین المللی در کویت مطرح گردید، حاوی نکته ای جنجالی، اما قابل تأمل بود و آن حضور جمهوری اسلامی ایران در ترتیبات امنیتی چنین سازمانی می باشد. پیشنهادی که بلافاصله با واکنش برخی دولت های ساحلی مواجه گردید. در این تحقیق تلاش می شود تا به تحلیل زوایا و علل این پیشنهاد قطر بپردازیم. سوالاتی که در این نوشتار قصد تبیین و علت یابی آنها را داریم این است که آیا این پیشنهاد در ادامه بازیگری و نقش آفرینی قطر در تحولات اخیر خاورمیانه می باشد؟ یا ضرورت های همگرایی در مقطعی که کشورهای ساحلی بیش از گذشته در روند واگرایی قرار گرفته اند، باعث طرح چنین پیشنهادی گشته است؟ و یا از طرف سوم قطر قصد دارد در مقابل قدرت منطقه ای و بازیگری عربستان سعودی با ایجاد موازنه در پیوند با نقش منطقه ای ایران به ایفای نقش جدید بپردازد؟ تحلیل این سه پرسش که چارچوب تحقیق را هدایت خواهد نمود، ما را به زوایای روشنتری از این پیشنهاد قطر یاری خواهد رساند.

کلیدواژه ها: خلیج فارس، سازمان امنیت منطقه ای، دولت های ساحلی، بازیگری قطر، همگرایی منطقه ای، موازنه منطقه ای

تحلیل رخداد

نخست وزیر امیرنشین قطر در اجلاس کویت پیشنهاد داد تا کشورهای ساحلی با مشارکت ایران، سازمان امنیت منطقه ای را فراهم دیده و به سمت مراحل همگرایی منطقه ای نائل آیند. این پیشنهاد در دل خود حاوی نکات مختلفی است که نگارنده تلاش نموده تا آن را در سه متغیر بازیگری فعال منطقه ای قطر، ضرورت های همگرایی، و ایجاد موازنه قدرت در مقابل عربستان سعودی توضیح دهد، که تحلیل هر متغیر در ادامه خواهد آمد.

1- افزایش دامنه و نقش آفرینی منطقه ای

در سنخ شناسی و سلسله مراتب دولت ها در نظام بین الملل، قطر در زمره دولت های ذره ای جای می گیرد. محدودیت های سرزمینی، جمعیت، منابع انسانی و سابقه تاریخی موجب گشته تا دامنه بازی و سیاست های قطر عمدتا در سطح خلیج فارس باشد و حتی از توان نقش آفرینی در پویش های درون عربی هم نقش ضعیفی داشته باشد. از اینرو زمامداران قطر به مدد منابع گاز و رسانه توانستند در چند سال گذشته تاکنون از این محدودیت ها عبور نموده و با نقش آفرینی در معادلات و پویش های منطقه ای به ایفای نقش جدید بپردازند. موج خیزش های عربی فرصت مناسبی را در اختیار قطر قرار داد تا با نقش آفرینی در کانون های بحران از جمله در لیبی، سوریه و مصر، دامنه و برد بازی را برای این کشور در پهنه وسیعتری تعریف نمایند.

 نقشی که البته با بدگمانی و ناخوشایندی بازیگرانی همچون عربستان سعودی روبرو گردید. در این چارچوب هرازگاهی شاهدیم که قطر با طرح پیشنهادات عجیب و بعضا جنجالی سعی می نماید تا نقش منطقه ای پر رنگی برای خود تعریف نماید. نقشی که با حمایت ضمنی ایالات متحده نیز مواجه گشته و به زعم تحلیلگران جهان عرب، قطر نقش نیابتی را از سوی آمریکا در بحران های خاورمیانه ایفا می کند. در ادامه این تلاش ها، قطر طرح پیوستن دولت های ساحلی خلیج فارس در شکل دهی به سازمان امنیت منطقه ای را پیشنهاد داده است که با واکنش تند دولت های عرب خلیج فارس نیز روبرو گشته است. بنابراین واضح است که این پیشنهاد در ادامه تلاش هایی است که این کشور سعی دارد تا با سوار شدن بر موج آن، نقش های جدیدی را برای خود تعریف نماید. نقش هایی که در سوریه تا حدودی مخدوش گشته، در مصر با سردی روبرو گشته و در خلیج فارس با تندی مواجه گشته است.

2- ضرورت های همگرایی منطقه ای

در تحلیل نوکارکردگرایانی چون ارنست هاس، نمی توان مسائل فنی و کارکردی را از مسائل سیاسی تفکیک نمود. بخصوص در خلیج فارس که همگرایی عمدتاً متاثر از مسائل سیاسی و نه فنی می باشد. بنابراین مسئله همگرایی منطقه ای سالیان درازی است که از سوی دولت های ساحلی به شکل غیر رسمی مطرح گشته، اما به دلیل روندهای واگرایی عملا به فراموشی سپرده شده است. در واقع به دلیل فقدان عوامل و بسترهای لازم برای رسیدن به مکانیسم های همگرایی، طرح چنین پیشنهاداتی عملا در سطح تبلیغات فراتر نرفته است. مسائلی چون اختلافات مرزی و ارضی، حضور قدرت های فرامنطقه ای، خریدهای تسلیحاتی و امنیت در خود باعث گشته تا امنیت همگرا حاصل نگردد. تأمل در پیشنهاد نخست وزیر قطر ما را به این نکته می رساند که طرح چنین پیشنهادی بیش از هر زمانی در این مقطع لازم و ضروری است، اما به دلیل فقدان زمینه های همگرایی منطقه ای، این پیشنهاد حمد بن جاسم نیز راه به جایی نخواهد برد. در واقع مقامات قطر می بایست ابتدا این مسأله را با خود روشن نمایند که تا زمانی که قطر به عنوان یکی از پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه ایفای نقش می نماید، صحبت از سازمان امنیت منطقه ای با مشارکت اعضاء راه به جایی نخواهد برد.

3- ایجاد موازنه در پیوند با نقش منطقه ای ایران

مسئله اختلافات قطر و عربستان سعودی از دیرباز بر سر مسائل و اختلافات مرزی و ارضی همواره رابطه ای همراه با سوءظن بوده و در مقطعی منجر به حمله عربستان به قطر را فراهم نمود. در سالهای اخیر سطح اختلافات دو کشور از سطح مسائل مرزی به سطح مسائل منطقه ای و ایدئولوژیک کشیده شده و همواره سعودی ها، قطر را به دلیل حمایت از اخوان المسلمین و تحریک معترضان داخلی متهم نموده اند. از سوی دیگر قطر همواره هیمنه عربستان بر شبه جزیره عربی و بخصوص در شورای همکاری خلیج فارس را به چالش و پرسش کشیده و سعی نموده تا با ارتقای سطح خود به سطح منطقه ای بر نفوذ و قدرت چانه زنی خود بپردازد. نقش آفرینی قطر در بحرانهای کنونی خاورمیانه همیشه با بی میلی و نگاه سر سعودی ها روبرو گشته است. از اینرو امیر نشین قطر در مقاطعی سعی نموده تا با ایجاد سازو کارهای جدید در منطقه به شکل طرح و پیشنهاد یا اتحاد با قدرت های منطقه ای چون ترکیه یا مصر و یا ایفای نقش نیابتی از سوی آمریکا، ضمن دامنه بازیگری، موازنه را در مقابل عربستان سعودی برقرار نماید. پیشنهاد حمد بن جاسم را می توان تحت عنوان ایجاد موازنه در پیوند با قدرت منطقه ای ایران ارزیابی نمود. قطر سعی می نماید تا با نقش آفرینی بیشتر ایران در ترتیبات امنیت منطقه ای در خلیج فارس، موازنه را در اتحاد با ایران و نقش جدید ایران، در مقابل عربستان ایفا نماید. در واقع نقش آفرینی ایران در منطقه مساوی است با تعادل در برابر قدرت عربستان، و از این راه قطر می تواند به بخشی از نگرانی های امنیتی خود نیز فائق آید.

دورنمای رخداد

طرح سازمان امنیت منطقه ای از سوی قطر همانگونه که مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت در ادامه نقش آفرینی های منطقه ای است که این کشور در سالهای اخیر و بخصوص در موج خیزش های عربی برای خود تعریف نموده و سعی دارد تا با طرح چنین پیشنهادها، نقشی در منطقه خاورمیانه برای خود ایفا نماید. تحلیل زوایای طرح قطر، ما را به این نکته می رساند که مهمترین هدف قطر از طرح چنین سازمانی، نقش آفرینی بیشتر منطقه ای است، نقشی که به زعم قطر با کارشکنی های عربستان مواجه گشته و باعث گردیده تا توفیقات قطر در کسب منافع و پرستیژ منطقه ای به حداقل ممکن کاهش یابد. برای نمونه سرمایه گذاری های قطر در سوریه و مصر از سوی بازیگران منطقه ای جدی گرفته نشده است. بنابراین طرح حضور ایران در سازمان امنیت منطقه ای نیز از این زاویه معنا می یابد، که قطر مایل است تا در پیوند با قدرت منطقه ای ایران، نوعی تعادل قوا را در مقابل عربستان سعودی برقرار نماید. آنچه که در این طرح جدی گرفته نمی شود و در واقع بسترهای آن همچنان فراهم نیست، همگرایی منطقه ای است. واقع امر این است که منطقه خاورمیانه همچنان عرصه موازنه قوا و امنیت در خود است و به دلیل فقر زمینه های همگرایی، رسیدن به منافع همپوش امری دشوار می باشد. برخی تحلیلگران سیاسی یکی از عوامل طرح چنین پیشنهادی را از سوی قطر با هماهنگی و چراغ سبز عربستان عنوان داشته و معتقدند که عربستان سعودی سعی نموده است تا از طریق میانجیگری قطر، بتواند ایران را مجاب به همکاری و همگرایی در منطقه خلیج فارس نماید. امری که به دلیل واقعیت های موجود و ضعف داده ها، نمی تواند به عنوان یک متغیر مستقل مطرح گردد. بنابراین طرح چنین سازوکارهایی اینچنین در چارچوب نقش های جدید قطر قابل تحلیل می باشد.

Share