ترکیه و اهداف بلند مدت آن در شمال عراق
فروردین ۲۹, ۱۳۹۷ – ۹:۱۵ ب.ظ |

حسن کریمی
دکتری جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران و عضو انجمن ژئوپلیتیک ایران
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC
 
مقدمه:
 فروپاشی رژیم بعث در سال2005میلادی و شکل گیری نظام فدرال در کردستان عراق، بر وفق مراد دولت ترکیه نبود …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیای میانه, مقالات, مقالات تحلیلی

قاچاق مواد مخدر و تهدیدات امنیتی متعاقب آن در آسیای مرکزی

نگارش در آذر ۱۲, ۱۳۸۹ – ۳:۵۴ ب.ظ
قاچاق مواد مخدر و  تهدیدات امنیتی متعاقب آن در آسیای مرکزی
Share

فرهاد نوائی

مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

 

فرض اساسی این مقاله آن است که موقعیت جغرافیایی آسیای مرکزی شرایط مساعد انتقال مواد مخدر افغانستان به منطقه را فراهم کرده است و از این طریق مسائل و معظلات اجتماعی را به وجود آورده و از طرف دیگر شرایط را برای تقویت گروههای مجرم و سازمانهای تروریستی فراهم کرده تا با ترانزیت این مواد به تقویت خود پرداخته و تشدید بی ثباتی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را فراهم کنند.

موقعیت جغرافیایی مناسب منطقه برای قاچاق

به لحاظ تاریخی و جغرافیایی تاجیکستان، قرقیزستان، قزاقستان، ازبکستان و ترکمنستان مناطقی جذاب و مناسب برای قاچاق مواد مخدر به حساب می آیند. این دولتها در میان بزرگترین تولیدکننده گان مواد مخدر و مناسب ترین بازارهای مصرف یعنی اروپای غربی واقع شده اند. این کشورها از یک طرف در همسایگی کشورهای هلال طلایی(Golden crescents ) تولید کننده یعنی افغانستان، پاکستان و ایران قرار دارند و از سوی دیگر از طرف چین به مثلث طلایی برمه، لائوس و تایلند که از بزرگترین تولید کننده گان غیرقانونی تریاک محسوب می شوند وصل می شوند. تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان به ترتیب 1206، 744 و 137 کیلومتر با افغانستان مرز مشترک دارند. ترکمنستان همچنین 992 کیلومتر با ایران دارای مرز می باشد. علاوه بر اینها منطقه فوق الذکر ویژگی هایی دیگر را دارد که آن را مستعد قاچاق مواد مخدر می کند. فروپاشی شوروی و آزاد شدن این کشورها مجموعه ای از مشکلات را برای آنها به ارث گذاشته است که چالش های مرزی مهمترین آنها می باشد. نامشخص بودن مرزها فرصت مناسبی را برای قاچاقچیان مواد مخدر فراهم کرده است تا در نبود یک توافق جامع بر سر مرزها بتوانند اهداف خود را پیگیری کنند. علاوه بر اینها فقر و بی سوادی در منطقه باعث شده تا گروههای مختلف قاچاق شکل بگیرد. اما آنچه که مشخص است با افزایش تدابیر امنیتی از سوی کشورهایی چون پاکستان و ترکیه و به ویژه ایران، افغانستان توانسته به عنوان مهمترین منبع تامین قاچاقیان مواد مخدر عمل کند و از این طریق آسیای مرکزی نیز به عنوان مهمترین مسیر عبور این معامله غیرقانونی به حساب آید. مطابق جدیدترین آمارهای بین المللی افغانستان بیش از 87 درصد مواد مخدر جهانی را تولید می کند و علارغم درپیش گرفتن اقداماتی از جمله حرام اعلام کردن آن توسط طالبان در گذشته و اکنون نیز استفاده از محصولات جایگزین مثل زعفران هنوز این کشور در صدر بزرگترین تولیدکننده گان آن محسوب می شود.

مسیرهای عبور مواد مخدر به آسیای مرکزی

مطابق آمارهای سازمان ملل متحد21% مواد مخدر تولید شده در اقغانستان از طریق مسیر شمالی قاچاق می شود. مطابق گفته های رستم نظرف مدیر آژانس کنترل قاچاق مواد مخدر در تاجیکستان، مسیرهای مختلفی برای عبور مواد مخدر افغانستان به آسیای مرکزی وجود دارد:

قزاقستان: مهمترین مسیر انتقال مواد مخدر از قزاقستان، دره چو(Chu) می باشد که با افزایش نظارت دولت بر این منطقه، مسیر دزامبیل به عنوان منطقه بهینه توسط قاچاقچیان انتخاب شد.

بر طبق اظهارات مقامات محلی مهمترین ابزارهای انتقال این مواد از طریق این کشور، مسیر ریلی و از طریق افراد بزرگسال و در درون بسته های مسافرتی آنها اکثراً به مقصد مسکو انجام می گیرد. به علت فقدان ترتیبات مناسب بانکی و کمبودهای زیرساختی، پول شوئی نیز به عنوان بال مکمل قاچاق عمل می کند.

قرقیزستان: مهمترین ماده کشت شده در این کشور، ماری جواناست که در دهه 90 بیش از چهل هزار هکتار از زمین های این کشور را زیر کشت برده بود اما در چند سال اخیر و با افزایش معضلات مرتبط این مواد، دولت کشت آن را ممنوع کرده است. اکثر گروههای درگیر در قاچاق مواد مخدر در این کشور در منطقه اوش قرار دارند که تریاک افغانستان را بسته بندی مجدد کرده و به شیوه های مختلف به روسیه و اروپای غربی ارسال می کنند.

تاجیکستان: این کشور مسیر مهم عبور ماری جوانا و حشیش به اروپا و غرب است. و بهترین مسیر برای انتقال مواد مخدر قاچاقی از افغانستان می باشد. مهمترین مناطق این کشور برای عبور مواد مخدر عمدتاً منطقه گورونو-بداخشان در جنوبی ترین نقطه این کشور است و منطقه ی شمالی که مواد مخدر را از طریق شهر اوش و تاشکند و سپس دوشنبه به اروپا و روسیه انتقال می دهند.

ترکمنستان: این کشور نیز مسیر ترانزیتی مهمی برای گذار مواد مخدر افغانستان به روسیه و غرب به حساب می آید. ترکمنستان به دلیل کوهستانی و بیابانی بودن شرایط تولید این مواد را ندارد در عین حال در مناطق لباب و آحال و نیز ماری، تریاک کشت می شود. یکی از مهمترین شیوهای انتقال از دید مقامات ترکمن هتل های لوکس غربی و کازینوها می باشد. به علاوه گروههای قومی ترکمن این مواد را به شکل سیگار،دم کرده و به عمل آوری مجدد آن به شکل مشروب استفاده می کنند و مناطق شهری نیز از آن به شکل تزریق استفاده می کنند. از دید مقامات دولتی هتل ها و کاباره ها در دست گروههای تروریستی قرار داشته و وظیفه پولشویی را به عهده می گیرند. مثال آن یک هتل معروف بود که مدیر ترک آن وظیفه قاچاق مواد مخدر به غرب را بر عهده داشت.

ازبکستان: ازبکستان بخشی از مسیر غیر مستقیم مهم برای قاچاق مواد مخدر آسیای جنوب غربی به مقصد روسیه و اروپاست. این کشور با اعمال قوانین سفت و سخت تاکنون محموله های زیادی را توقیف و ضبط کرده اند. ازبکستان در واقع مسیر عبور مواد مخدر ترانزیت شده از قرقیزستان و تاجیکستان است.

شرایط اجتماعی و اقتصادی قاچاق در منطقه

فاکتورهای ساختاری دخیل در سطوح بالای ترانزیت مواد از آسیای مرکزی علاوه بر شرایط طبیعی فقر موجود در این کشورها را نیز در بر می گیرد. آمارها نشانگر بالا رفتن تعداد زنان درگیر در قاچاق از 3 به 10 درصد می باشد. انور تورایف جامعه شناس مستقل معتقد است قاچاق مواد مخدر در این کشورها رابطه مستقیمی با فقر دارد و خانواده های فقیر و بی چیز بیشترین تعداد قاچاق چی را تشکیل می دهند.موقعیت های محدود توسعه اقتصادی و محدود بودن قوانین و نهادهای اعمال قانون نیز وضعیت را تشدید کرده و این کشورها را در مقابل فعالیت های مجرمانه بسیار آسیب پذیر کرده است. فساد که از دید کشورهای منطقه تا زمان سقوط شوروی بسیار گسترده بوده است با فروپاشی آن مانع مهمی برای حکمرانی خوب و تسهیل کننده قاچاق از این منطقه شده است. تنش هایی که ناشی از عناصر ثبات زدای جامعه به ویژه گروههایی که حول محور مذهب و قومیت شکل گرفته اند نیز توان همکاری برای بهبود امنیت مرزها تحت تاثیر قرار داده است. مهاجرت های کاری که افراد زیادی را در حرکت مداوم نگه می دارد کانال های مساعدی برای انتقال مخفیانه مواد مخدر فراهم کرده است. اما مهمترین شاخص تاثیر گذار بر ترانزیت مواد مخدر، ظرفیت پائین نهادهای اجرای قانون در منطقه است. این نهادها به واسطه فقدان منابع، آموزش و تجهیزات ناکافی و نیز فساد درون سازمانی دارای عملکرد ضعیفی هستند. زاکر خودزیایف معتقد است ناکافی بودن سطوح اعمال قانون در منطقه عامل مهم تشدید قاچاق می باشد.

هزینه های اجتماعی قاچاق در منطقه

مطابق آمارهای بین المللی بیش از یک میلیون نفر در آسیای مرکزی در حال حاضر هروئین افغانستان را مصرف می کنند. رشد استفاده از هروئین به شیوه تزریقی عامل اصلی گسترش ایدز در منطقه بوده است. این آمارها نشان می دهد که تعداد 52000 نفر در منطقه مبتلا به ایدز می باشند که علت اصلی آن گسترش استفاده از مواد مخدر و سهم بالای نوع تزریقی آن در میان کاربران و نیز استفاده از سوزن های مشترک برای تزریق می باشد. در سال 2004 بیش از 70 درصد موارد جدید ایدز در قزاقستان بر اثر تزریق مواد مخدر انجام شده بود. علاوه براین افزایش جرائم مرتبط با مواد مخدر از دیگر هزینه های اجتماعی می باشد که این یکی خود تاثیرات امنیتی فزاینده ای را برای دولتها به همراه آورده است. از این میان قزاقستان بالاترین میزان جرائم مرتبط با قاچاق مواد مخدر (66 درصد) را به خود اختصاص داده است. از مجموع 10423 مورد، 9191 مورد آن مرتبط با قاچاق مواد بوده است در عین حال تعداد این تخلفات نیز به نسبت سالهای آغازین دهه اخیر افزایش یافته اند. در خصوص تاجیکستان نکته جالب این است که علارغم اینکه بیشترین مسیرهای عبور برای قاچاق از افغانستان را داراست و بیشترین مواد انتقالی به روسیه و اروپا از این کشور می رود اما در میان کشورهای منطقه کمترین جرائم ثبت شده را داراست. در این میان شهرهای دوشنبه و گورونو- بداخشان بیشترین سهم را دارند. درمورد ترکمنستان داده های دقیقی در دست نیست اما جرائم ثبت شده در ازبکستان نشان می دهد که از مجموع 8834 نفر دستگیر شده در ارتباط با قاچاق مواد مخدر، 5490 نفر محکوم شدند و از این میان 2305 نفر به واسطه فروش مواد به زندان رفتند. بیشتر این تخلفات نیز در شهرهای تاشکند و سپس سمرقند و خوارزم اتفاق افتادند. از جمله پیامدهای دیگر این معضل بالا بودن هزینه های بهداشتی معتادان بوده است که مطابق داده های گروههای محلی 80 درصد بالاتر از افراد معمولی بوده است. به علاوه پیامدهای منفی جدی را برای ثبات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و قانونی و فرایند اصلاحات دموکراتیک در پی آورده است. ارتباط میان قاچاق مواد مخدر و جرائم سازمان یافته و نیز مزایای فراوان حاصل از این عمل برای قاچاقچیان، آنها را قادر کرده تا فساد را افزایش داده، کارایی تلاشهای اجرای قانون را عقیم و فرایند ایجاد دولت های قانونمند و دموکراتیک را بی اثر سازند. همچنین مانع بزرگ اقتصاد سالم و دموکراسی های نوظهور در منطقه شده است.

پیوند میان قاچاق مواد مخدر و تروریسم(Norco-Terrorism )

اصطلاح نارکو-تروریسم اولین بار توسط رئیس جمهور پرو در سال1983 به کار برده شد و در کوتاه مدت رواج زیادی در ادبیات سیاسی یافت و به عنوان یک سلاح قوی در جنگ تبلیغاتی علیه تروریست ها، مجرمین سازمان یافته و شورشیان و حتی دولتهای مستقل به کار رفت. این اصطلاح به پیوند میان قاچاق مواد مخدر و تروریسم اطلاق می شود. اما واقعیت آن است که این دو گروه با هم تفاوتهای ماهوی دارند: اساساً تروریست ها گروهی انقلابی با اهداف سیاسی مشخص هستند که درصدد برانداختن حکومت و یا تغییر وضع موجود می باشند. اما گروههای مجرم و قاچاقچیان مواد مخدر محافظه کارند و در مقابل تحول و تغییر، خواهان ثبات و حفظ وضع فعلی اند. درحالی که گروههای تروریستی آماده عملیات انتحاری و فدا کردن خود برای هدفشان هستند، قاچاقچیان منفعت محور هستند. اما در عین حال دو گروه مشابهت هایی نیز با هم دارند: هردو مخفیانه و زیر زمینی هستند استفاده از زور و ارعاب و کشتار غیر نظامیان و گروگان گیری، ترور و پول شوئی از نقاط مشترک آنهاست. در ارتباط با فرضیه این مقاله، زمانی که یک گروه تروریستی دست به قاچاق مواد مخدر بزند آنوقت نارکو-تروریسم مفهوم پیدا می کند. عنصر اصلی و اساسی این پیوند در آسیای مرکزی در جنبش اسلامی ازبکستان(IMU) نمود پیدا می کند. مصداق های عملیات های این گروه نیز موید این امر است. بمب گذاری در تاشکند، گروگان گیری چند شهروند ژاپنی و یک افسر قرقیز و درخواست 2 میلیون دلار برای آزادی آنها نشان دهنده ترکیب دست یابی به اهداف سیاسی با کنش گروههای مجرمین سازمان یافته است. مناطق مورد هدف جنبش اسلامی ازبکستان، تدابیر مورد استفاده و زمان حمله نشان دهنده اهمیت قاچاق مواد مخدر برای این گروه است. کاهش درآمدهای مالی این گروهها را وادار کرده تا تامین نیازهای خود را در جای دیگری جستجو کنند و از این طریق به خرید مهمات و تسلیحات سبک اقدام کنند. سئوال اساسی اینجاست که اگر اهداف سیاسی مورد نظر این گروه است چرا بلافاصله بعد از دستگیری چهار ژاپنی درخواست پول کردند. به علاوه شواهد نشان می دهد که نظامیان این جنبش مسیرهایی را به کمک افراد مهم هر منطقه مانند ارکینبایف در منطقه اوش در قرقیزستان ایجاد کرده اند. در اگوست 2009 حمله نظامیان این جنبش در مناطق زیر کشت مواد در افغانستان اتفاق افتاد. در واقع IMU به طور استثنایی در جایی اسکان یافته که کنترل ترانزیت مواد مخدر ازافغانستان به آسیای مرکزی را در اختیار دارد. همچنین پیوندهای نزدیکی با القاعده و طالبان دارد. گروه اخیر با در دست داشتن ایالت هلمند در افغانستان بیشترین خریدهای تسلیحاتی خود را از طریق حشیش و تریاک این منطقه انجام می دهند. در مجموع IMU با در اختیار داشتن مناطق مرزی آسیای مرکزی با افغانستان باعث تشدید ترانزیت مواد و به تبع آن افزایش بی ثباتی منطقه شده است. در این زمینه نیز توافق جامعی میان مقامات کشورهای مذکور وجود دارد که انتقال این مواد به منطقه اوش تحت کنترل گروه مذکور است. در راستای انطباق مفهومی نارکو-تروریسم بر جنبش اسلامی ازبکستان، اینترپل نیز این گروه را سازمانی دو رگه نامیده که منافع بزهکارانه آن اغلب بر منافع سیاسی اش برتری دارد و نیز در تداوم بی ثباتی منطقه برای تضمین مسیرهای عبور مواد مخدر سود می برد.

جمع بندی و نتیجه گیری

از مجموع گفته های بالا می توان به این نتیجه رسید قاچاق مواد مخدر در منطقه مشکلی است که بسترهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و نیز موقعیت جغرافیایی در شکل گیری آن دخیل هستند. بنابراین مقابله با آن نیز نیازمند استراتژی چندوجهی است. تقویت نهادهای مدنی و بهبود موقعیت های اقتصادی و نیز اعمال قوانین سخت تر برای قاچاقچیان مواد مخدر می تواند در کاهش این معضل کمک کند. در غیر اینصورت و با تداوم وضعیت فعلی گرایش افراد بیکار به سمت ترانزیت مواد بیشتر شده و بی ثباتی و ناامنی را در پی می آورد. چیزی که بیش از همه برای قاچاقچیان ایده آل تلقی می شود. تشدید بی ثباتی نیز به بازتر شدن مرزها می انجامد و روند انتقال مواد را سرعت می بخشد. همین عوامل باعث شده تا سازمان امنیت و همکاری اروپا نشستی را در 30 نوامبر 2010 را با محوریت قاچاق مواد مخدر تشکیل دهد. سازمانی که مختص اروپا نیست و اکثر کشورهای بزرگ جهان را در بر می گیرد.

Share