آبان ۲, ۱۴۰۰ – ۹:۳۱ ب.ظ |

دکتر محمد حسن صنعتی
پژوهشگر مسائل منطقه ای

مرکز بین المللی مطالعات صلح– IPSC

سالها پیش وقتی که خبر از آن داده شد که سی.آی.ای. و پنتاگون دارند روی پروژه ای کار می کنند که موضوع شهادت در …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خلیج فارس, مقالات, مقالات تحلیلی

عصر نوین روابط نظامی-دفاعی ایران و عراق (بخش اول)

نگارش در مهر ۲۲, ۱۳۹۱ – ۹:۴۲ ب.ظ
عصر نوین روابط نظامی-دفاعی ایران و عراق  (بخش اول)
Share

اردشیر پشنگ

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

بیان رخداد

برای نخستین بار پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران سردار «احمد وحیدی» وزیر دفاع جمهوری اسلامی طی روزهای سوم تا پنجم اکتبر (2012) راهی بغداد پایتخت عراق شد؛ کشوری که در طول حیات جمهوری اسلامی چه در دوران زمامداری صدام حسین و چه در سال های ابتدایی سقوط وی و جایگزینی آمریکایی ها، یک منبع و منشا تهدید برای ایران به شمار می رفته است. اما به فاصله کمتر از ده روز از این سفر نیز دریادار «علی فدوی» ،فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به دعوت همتای عراقی اش به این کشور سفر کرد. با توجه به پیشینه پر فراز و نشیب روابط ایران و عراق، سفرهای مذکور را می بایست نقطه عطفی در تاریخ روابط این دو کشور همسایه به شمار آورد و می توان گفت عصر نوینی از روابط نظامی –دفاعی میان این دو کشور در حال آغازیدن است. اهمیت رخداد مذکور از آنجا بیشتر نمایان می شود که بدانیم در طی قرن بیستم دومین جنگ طولانی کلاسیک جهان با صف آرایی نیروهای نظامی این دو کشور در دهه 1980 رقم خورده است. نوشتار پیش رو در بخش اول خود پس از بررسی پیشینه روابط و مسائل نظامی –دفاعی دو کشور تا پایان دوران جنگ تحمیلی خواهد پرداخت و در بخش دوم آن روابط نظامی –دفاعی ایران و عراق در خلال سالهای 1991 تا 2011 و سرانجام به بررسی ابعاد اهمیت سفرهای اخیر مقامات ارشد نظامی ایران به عراق و چشم انداز پیش روی آن خواهد پرداخت.

 

واژگان کلیدی: عراق، وزیر دفاع ایران، روابط ایران و عراق، روابط نظامی دفاعی ایران و عراق و تحولات امنیتی خلیج فارس.

 

پیشینه روابط نظامی ایران و عراق

همانطور که اشاره شد از هنگام تاسیس عراق در سال 1921 و اعلام استقلالش در سال 1932 این کشور دارای روابط پر نوسانی با همسایه شرقی اش بوده است. در ذیل دوره های مختلف این روابط مورد بررسی قرار می گیرد:

 

دوران پادشاهی در دو کشور

تاثیر مستقیم انگلستان در بر تخت نشستن ملک فیصل اول و تاجگذاری اش در بغداد از یکسو و رابطه نزدیک بریتانیایی ها با دولتهای حاکم (رضا شاه و محمد رضا شاه پهلوی) بر ایران باعث شد در طول 37 سلطنت شاهان عراق(ملک فیصل اول، ملک غازی و ملک فیصل دوم) رابطه این کشور با ایران دوستانه و کم تنش باشد. هرچند در این دوره اختلافات ارضی در تعیین مرزهای مشترک میان دو کشور وجود داشت اما این امر هیچگاه باعث نشد تا ایران و عراق یکدیگر را تهدیدی امنیتی به شمار آورند در نتیجه از نظر نظامی –دفاعی این دو کشور هم پیمان بلوک غرب نه تنها دوران آرامی را سپری کردند بلکه در چارچوب «پیمان بغداد» همکاری های نظامی برای مقابله با نفوذ اتحاد جماهیر شوروی و نیز ناآرامی های داخلی توسط کُردها داشتند.

 

دوران کودتای نظامیان در عراق (1958 -1968)

کودتای ژنرال عبدالکریم قاسم در عراق هم باعث سقوط نظام سلطنتی این کشور و هم خروجش از پیمان بغداد و سپس هم پیمانی با شرق شد. این تغییرات تاثیر قابل توجهی در روابط میان ایران و عراق داشت. در این دوره برای نخستین بار عراقی ها مدعی استان خوزستان در ایران شدند. در نتیجه روابط نظامی –دفاعی ایران و عراق به تدریج تنش آلود شد و اختلافات مرزی نیز افزایش یافت. قطع همکاری های نظامی و تلاش دو کشور برای نفوذ در کشور دیگر و نفوذ در بین نیروهای نظامی و امنیتی قابل توجه بود. جنگ های اول، دوم و سوم ملامصطفی بارزانی علیه دولت های مرکزی حاکم بر عراق در خلال سال های 1961 تا 1967 در این دوره بوقوع پیوست و شاهد آن هستیم که ایرانی ها برای افزایش فشار بر عراق کم کم به کُردها نزدیک شده و آنها را از برخی کمک های خود بهره مند می سازند.

 

دوران محمدرضا شاه پهلوی حزب بعث (1968 1979)

تنش های موجود مرزی میان ایران و عراق با پیروزی کودتای بعثی ها در بغداد در سال 1968 روند رو به افزایشی به خود گرفت بطوریکه در این سالها ساهد وقوع درگیریهای محدود مرزی در بین پاسگاهها و نیروهای مرزی دو کشور هستیم. جاه طلبی های منطقه ای صدام حسین و شعارهای خصمانه اش علیه همسایگان خود از جمله ایران موجب نگرانی شدید تهران و حتی واشنگتن شد. لذا شاهد واکنش ایران و آمریکا به آن هستیم. افزایش فشار ایران بر عراق از طریق نهضت و جنبش کُردهای عراقی تحت رهبری ملامصطفی عملاً بصورت غیر مستقیم اما کاملاً ملموسی نیروهای نظامی دو کشور را در برابر یکدیگر قرار داد. در این دوره کمک های نظامی، مالی و حمایت های سیاسی ایران با چراغ سبز آمریکا از کُردها باعث شد تا آنها در جنگ های چهارم و پنجم خود عرصه بر دولت عراق را کاملاً تنگ کنند.

در جنگ پنجم شمال عراق بیش از 150 هزار پیشمرگ کُرد در کنار تجهیزات نظامی و نیمه سنگین آمده از ایران از جمله توپ و … و همچنین مشاوران نظامی ایران، باعث وخامت وضعیت نظامی –امنیتی عراق شده بود. این دوره بحرانی سرانجام با امضای معاهده 1975 الجزایر توسط دو کشور پایان پذیرفت طی این معاهده ایران دست از حمایت از کُردها شست و عراق نیز پذیرفت که نظر ایران برای مبنا قرار دادن خط تالوگ برای تعیین مرز در اروند رود (شط العرب) حاکم شود.

تحول دیگری که در این دوره از نظر نظامی –دفاعی بین دو کشور ایران و عراق بوقوع پیوست امضای معاهده استراتژیک میان عراق و اتحاد جماهیر شوروی بود. یکی از مفاد این معاهده خرید تسلیحات و تجهیزات روسی توسط ارتش عراق بود. بدین ترتیب ارتش عراق تبدیل تابعی از مدل شوروی شد. در حالی که ارتش ایران از ساختاری آمریکایی بهره می جست و از این نظر نیز دو کشور باز تولید کننده رقابت و تقابل دو ابرقدرت در سطح منطقه ای بودند که بر روابط خود آنها نیز تاثیری مستقیم داشت.

 

دوران جنگ تحمیلی (1980 1988)

وقوع انقلاب اسلامی در ایران تحول مهم دیگری در منطقه خلیج فارس و خاورمیانه به شمار می رفت. هرچند این انقلاب باعث سرنگونی نظام سلطنتی متحد با آمریکا در ایران شد و از این حیث برای عراقی ها یک تحول مثبتی به شمار می رفت اما دیری نپایید که شعارهای انقلابیون ایرانی برای صدور آن، موجب نگرانی شدید عراقی ها شد این مساله در کنار تقویت حس جاه طلبی های منطقه ای صدام و انحلال ارتش ایران و درگیری های سیاسی داخلی و نیز انزوای بین المللی این کشور پس از اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام باعث شد تا در سپتامبر 1980 صدام فرمان حمله ای همه جانبه و به زعم خود رعد آسا (با الگو گیری از مدل حمله اسرائیل در جنگ ژوئن 1967) به ایران دهد. اما این حمله نه تنها کوتاه از آب در نیامد بلکه هیچیک از اهداف از پیش تعیین شده صدام را نیز تامین نکرد. در نتیجه در این دوره عراق تبدیل به دشمن شماره یک ایران شد و روابط سیاسی و دیپلماتیک دو کشور به یک جنگ همه جانبه و تمام عیار تبدیل شد.

درگیری های طولانی مدت نظامیان دو کشور، افزایش تلفات ها، هزینه های مختلف مستقیم و غیر مستقیم ناشی از جنگ و عدم توانایی یکی از طرفین برای کسب یک پیروزی قاطع بر دیگری باعث شد تا نهایتاً هر دو طرف قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل متحد را بپذیرند و آتش بس در بین دو کشور حاکم شود. بدین ترتیب در تمامی این دوره و حتی سالهای پس از آن همواره بخش قابل توجهی از نیروهای نظامی دو کشور در مرزهای یکدیگر مستقر بودند که این وضعیت باعث شد تاریک ترین دوره در روابط میان دو کشور همسایه شکل گیرد. صدام حتی پس از پذیرش آتش بس نیز دست از اقدامات خصمانه خود علیه ایران نکشید و با دادن کمک های قابل توجه به سازمان مجاهدین خلق که در جنگ حامی متحد آنها بود باعث آغاز عملیاتی با عنوان فروغ جاویدان از سوی آنها در مناطق غربی ایران شد که البته عملیات مذکور با واکنش سریع ایران که بعدها به «عملیات مرصاد» معروف گشت مواجه شد و به سختی شکست خورد. نهایتاً در هنگامی که صدام اینبار کویت را محل مناسبی برای دنبال کردن جاه طلبی های منطقه ای خود یافته بود در مکاتباتی رسمی با آیت الله هاشمی رفنسجانی رئیس جمهور وقت ایران، اعلام کرد که تمامی مفاد معاهده الجزایر را خواهد پذیرفت و نامه خود را با این جمله به پایان رساند که بدین ترتیب شما ایرانی ها به هر آنچه که خواستید رسیدید!

 

ادامه دارد …

 

 

Share