مهر ۲۴, ۱۴۰۰ – ۶:۰۸ ق.ظ |

مریم خالقی نژاد
تحلیلگر روابط بین الملل و مسائل منطقه ای
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC
پنجمین انتخابات پارلمانی به عنوان اولین انتخابات زودهنگام عراق در تاریخ دهم اکتبر روز یکشنبه برگزار گردید در این انتخابات …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, آسیای جنوبی, آسیای شرقی, افغانستان, چین, خاورمیانه, گزیده ها, مقالات

طالبان و شبه نظامیان حزب اسلامی ترکستان

نگارش در مهر ۳, ۱۴۰۰ – ۶:۴۳ ق.ظ
Share

مریم وریج کاظمی

پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک

مرکز بین المللی مطالعات صلح-  IPSC

حزب اسلامی ترکستان که غالباً در رسانه های غربی با عنوان جنبش اسلامی ترکستان شرقی شناخته می شود در دهه 1990 در افغانستان شکل گرفت و بعداً پس از 11 سپتامبر و در زمان حمله ایالات متحده امریکا به افغانستان به مناطق قبیله ای پاکستان منتقل شدند و برخی از رهبران آن توانستند به رتبه های بالا در میان رهبران القاعده مستقر در پاکستان دست یابند. حزب اسلامی ترکستان، یک سازمان تروریستی که هدف نهایی آن ایجاد دولت اسلامی بنیادگرای ترکستان شرقی در منطقه خودمختار اویغور سین کیانگ چین است. 

حزب اسلامی ترکستان حضور عملیاتی کمی در افغانستان داشت و تا آغاز جنگ سوریه در سال 2011 حملات محدودی را در چین انجام داد؛ اما در سالهای 2014-2013 حملات در خاک چین شدت یافت و با حضور آنان در داعش، مقامات چین درصدد مهار این گروه برآمدند. داعش مشتاق حضور اعضای حزب ترکستان در صفوف خود است، چرا که میتواند این جنگجویان را قادر سازد منافع آسیای مرکزی یا چین را به نام داعش در خارج از کشور هدف قرار دهند بطور مثال بمب گذاری اتومبیل در  2016 مقابل سفارت چین در بیشکک قرقیزستان منتسب به حزب اسلامی ترکستان است. بین سالهای 2015 و 2013 ، شبه نظامیان اویغور در افغانستان از طریق ترکیه به سوریه سفر کردند و شاخه سوریه حزب اسلامی ترکستان را تشکیل دادند که به سرعت شعبه افغانستان را جایگزین کردند. شاخه سوریه این حزب در نبردهای بزرگ در شمال غربی سوریه همراه با القاعده وابسته به سوریه، جبهه النصره، جبهه فتح الشام حضور داشتند.

ایجاد شاخه داعش خراسان و حضور مجدد طالبان در راس حاکمیت، حزب اسلامی ترکستان را امیدوار به رزرو جایگاه برجسته در نزد سران طوایف و قبایل کرده تا حملات علیه چین را گسترش دهند، اگرچه در دوره های تاریخی گذشته، طالبان به دلیل احترام به حامیان خود در پاکستان با احتیاط اجازه دادند تا شبه نظامیان حزب ترکستان به چین حمله کند اما هم اینک اگر طالبان بخواهد با القاعده متحد شود مشخص نیست که این رابطه به سود جنگجویان حزب ترکستان که از سوریه بازگشتند و می خواهند علیه چین جهاد کنند هست یا خیر(1)، چراکه طالبان 2021، ضمن سردادن شعار ملی گرایانه درصدد احیای فعالیت های دیپلماتیک با کشورهای آسیای مرکزی، روسیه و چین هستند. به هر حال  جنگجویان اویغور داعش می توانند توجه ایجاد کرده و مأموریت مورد نظر حزب ترکستان یعنی حمله به منافع چینی ها را انجام دهند اما ممکن است این ماموریت توسط محدودیت های  القاعده- طالبان در دوران کنونی بهم بخورد.

 چین همواره شبه نظامیان اویغور حزب اسلامی ترکستان را تهدیدی آشکار برای منافع منطقه ای و حتی بین المللی خود می داند. بخصوص از زمان برنامه ریزی برای طرح بزرگ کمربند- جاده که به راه ابریشم جدید معروف است، چین تمام الزمات تسلیحاتی خود را در جهت کاهش بحران سازی از سوی این حزب افراط گرای اسلامی قرار داده است و احداث کمپ های بازآموزی مختص افراط گرایان اویغور بازگشته از جنگ سوریه در این راستا قرار دارد.

از این رو چین، خواهان همکاری گسترده با طالبان در زمینه امنیت مرزها خواهد بود. در این زمینه مکس بوکوس، که بین فوریه 2014 تا ژانویه 2017 در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما سفیر ایالات متحده در چین بود، گفت: چینی ها مانند دیگر کشورها از جمله ایالات متحده آمریکا سعی در تصرف و اشغال کشور ندارند چرا که چین نگران حملات تروریستی احتمالی در مرزهایش یا منافع خود در مناطقی است که از خاک افغانستان کنترل شود. نگرانی اصلی چین استان سین کیانگ و منطقه اویغورنشین است. چین با طالبان همکاری می کنند تا اطمینان حاصل نماید که تروریسم بسیار کمی از افغانستان به خاکش تسری می یابد(2). همچنین چین به دنبال احیای مشاغل تجاری در افغانستان است که احتمالاً طالبان از آنها حمایت خواهد کرد چرا که اقتصاد افغانستان شکننده و وابسته به کمک های خارجی بخصوص از جانب غرب است که تقریبا قطع خواهد شد. بنابراین هرگونه سرمایه گذاری، به ویژه اگر با سخنرانی های مربوط به حقوق بشر همراه نباشد، از جانب طالبان مورد استقبال قرار می گیرد.

افغانستان سالها به عنوان حیاط خلوت مهمی برای چین عمل کرده است و صرفا مباحث اقتصادی-سیاسی را در آنجا دنبال می کند. چین می تواند خود را به عنوان یک منبع جایگزین برای طالبان معرفی کند. زیرا افغانستان به شدت به کمک اقتصادی نیازمند است در حالی که بازار محدود و ناچیزی دارد، ضمن اینکه سرمایه گذاری در بخش معدن می تواند به پکن در افزایش نفوذ جهانی کمک کند همچنین با توسعه و گسترش قطارهای ترانزیتی بین چین و افغانستان، اجرای طرح یک کمربند-جاده چین وارد مرحله عملیاتی خواهد شد. 

به نظر می رسد چین علاقمند است کریدور اقتصادی چین-پاکستان را توسعه دهد و از یک مسیر نزدیک تر و مطمئن تر به بازارهای خاورمیانه دسترسی پیدا کند و در اینجا افغانستان مسیری مهم تلقی می شود. اگرچه کلید ثبات و امنیت افغانستان تا حد زیادی در دست پاکستان است، اما چین تمایل دارد شرایط را برای مراودات تجاری-صادراتی خود هموار نماید از این رو درصدد همکاری های دو یا چند جانبه با مشارکت افغانستان و پاکستان است. البته این مهم زمانی تحقق می یابد که چین اطمینان یابد هرگونه حمایت احتمالی از شبه نظامیان حزب اسلامی ترکستان که از جانب گروههای تندروی طالبان پاکستان و افغانستان پشتیبانی می شوند، قطع گردد. 

از سوی دیگر، خروج عجولانه و بر جا گذاشتن حفره های بی شمار امنیتی توسط ایالات متحده امریکا و متحدانش در افغانستان همچنین سپردن حکومت به افراط گرایانی که سالها بهانه حضور غربی ها برای اشغال و نفوذ در افغانستان بودند، هم برای چین زنگ خطری است که به انجام مذاکرات با طالبان خوش بین نباشند و هم اینکه می تواند سیگنالی برای شبه نظامیان حزب اسلامی ترکستان(به عنوان فعال ترین گروه تروریستی مخالف دولت چین) باشد تا برای شروع اقدامات نظامی غیرمستقیم بر علیه منافع چین و روسیه سازماندهی شوند. 

به نظر می رسد گروههای مختلف طالبان چشم انداز بقای خود را در نفوذ و کنترل بیشتر بر گروههای رادیکال منطقه ای می بیند و حزب اسلامی ترکستان که سازمان جهادی غیر پشتون محسوب می شود ضمن تمایل فزاینده برای همکاری با طالبان، به دلیل مانیفست تشکیلاتی خود، پیشینه جهاد منطقه ای و فرامنطقه ای، حمایت و پشتیبانی سرویس های خارجی، توانایی بالا در بکارگیری روش ها و تاکتیک های مبارزاتی و مداخلات تروریستی گسترده در خاورمیانه و آسیای مرکزی، مسئولیت پذیری بیشتری نسبت به اجرای اهداف استراتژیک طالبان که همانا جهاد با کافران و برپایی امارت اسلامی بر پایه شریعت در منطقه است، احساس می کنند و بی تردید گروههای مختلف طالبان نیز از این تمایلات برای به حداقل رساندن توانایی دشمنان خارجی و حتی قشر ناراضی طالبان استفاده خواهند کرد. 

هم اینک طالبان درصدد تبدیل شدن به یک بازیگر با نفوذ در منطقه است که می خواهد حمایت های جهانی را کسب نماید و این موضوع برای حزب اسلامی ترکستان فرصت مناسب ایجاد می کند تا به عنوان یک شریک مبارزاتی، تشکیلات و جناح بندی خود را در ساختار جدید طالبان ایجاد، تقویت و توسعه دهند که نتیجه ای جز اختلال در نظم منطقه ای در پی نخواهد داشت.

کلید واژگان: حزب اسلامی ترکستان, اویغور, طالبان, چین, مریم وریج کاظمی

1-https://www.cacianalyst.org/publications/analytical-articles/item/13438-central-asian-militants%E2%80%99-shifting-loyalties-in-syria-the-case-of-the-turkistan-islamic-party.html

2-https://www.cnbc.com/2021/09/13/china-will-be-very-careful-dealing-with-the-taliban-in-afghanistan.html

Share