ارتباط هوش مصنوعی با سیاست (بخش نخست)
شهریور ۲۹, ۱۳۹۶ – ۶:۰۶ ق.ظ |

دکتر مهدی مطهرنیا
استاد دانشگاه و آینده پژوه سیاسی
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

گذشته و حال هوش مصنوعی
هوش مصنوعی(Artificial intelligence) یا هوش ماشینی در واقع برگرفته از الگوسازی برای مدیریت بهینۀ ماشین‌های موجود در حیات …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » امارات متحده عربی, خاورمیانه, مقالات, مقالات تحلیلی, یمن

شبکه سازی نوین در نظام بین الملل و اهداف ژئوپلیتیک امارات از اشغال مجمع الجزایر سقطری

نگارش در تیر ۱۲, ۱۳۹۶ – ۵:۴۲ ق.ظ
Share

دکتر ابراهیم طاهری

کارشناس مسائل استراتژیک

 

مجمع الجزایر یمنی سقطری در باختر اقیانوس هند میان دو قاره آسیا و آفریقا و در دهانه خلیج عدن قرار دارد. این جزیره از زمان شکل گیری عصر استعمار نزد قدرت های اروپایی اهمیت دو چندانی پیدا کرد به گونه ای که ابتدا توسط پرتغالی ها به تصرف در آمد و از 1886 نیز توسط بریتانیا اشغال شد، بعد از استقلال یمن جنوبی حاکمیت مجمع الجزایر به صاحبان اصلی آن یعنی یمنی ها واگذار شد. از نظر موقعیت جغرافیایی در 80 کیلومتری شاخ آفریقا و در 380 کیلومتری جنوب سواحل یمن واقع شده است.

سوال پیش روی این پژوهش این است که اهداف امارات از اشغال مجمع الجزایر سقطری و اعطای تابعیت اماراتی به ساکنان آن چیست؟ از نظر نویسنده ارتباط وثیقی بین حضور امارات در سومالی لند، اریتره و اخیرا مجمع الجزایر سقطری وجود دارد.در واقع از این طریق امارات به دنبال واقعیت بخشیدن به اهداف ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی خویش است . در این راستا امارات موفق شده با پیوند میان موضوعاتی همچون تروریسم، امنیت انرژی و مکان هایی همچون جزایر ذکر شده در بالا به علاوه مجمع الجزایر سقطری به اهداف سیاسی و اقتصادی دست پیدا کند. هر دو هدف نهایتا به امنیت بیشتر امارات منجر می شود. اگر در رویکرد سنتی امنیت معادل فقدان تهدید نسبت به ارزش های ذاتی یک کنشگر قلمداد می شد به گونه ای که ایجاد شرایط موازنه و بازدارندگی از طریق بالا بردن ظرفیت های نظامی منجر به تأمین امنیت می شد، در حال حاضر نوع جدیدی از پارادایم امنیتی در حال شکل گیری است که به نظر متفاوت از نوع سنتی امنیت است و بیشتر در قالب پیوند زدن موضوعات و مکان ها بهم در قالب حلقه ها و گرهها معنا پیدا می کند. در این راستا امنیت از طریق پیوند زدن موضوعاتی همچون تروریسم، امنیت انرژی و مکان هایی همچون جزایر سه گانه معنا پیدا می کند.  نتایج نشان می دهد که کشورهایی می توانند  به دنبال امنیت با رویکرد شبکه ای باشند که دارای حداقلی از ظرفیت های ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و ژئوکالچر باشند. در واقع در قالب این رویکرد امنیت به معنای پیوند زدن حیات خود با استفاده از ظرفیت های سه گانه فوق با دیگر کنشگران نظام بین الملل است. برخی از کنشگران از جمله امارات که همچنان در مرحل معضل امنیتی شدید هستند به دنبال ایجاد شبکه امنیتی با رویکرد ژئوپلیتیک هستند. از آنجا که امارات همچنان در مرحله معضل امنیتی شدید قرار دارد و در مرحله وابستگی امنیتی به سر برده برای تآمین بقای خویش به دیگر کنشگران نظام بین الملل متوسل می شود. این وضعت هنگامی بغرنج تر می شود که بدانیم این کشور از نظر سیاست داخلی یعنی نوع نظام سیاسی نیز هچنان از الگوهای سنتی پیروی می کنند و الگوی مدرن یعنی لیبرال دمکراسی ها را رد کرده و کاملا در این رابطه سردرگم است. به طوری که درک نمی کنند در عصر مدرن قرار داریم. در واقع این کشورها از نظر سیاسی داخلی دارای مشروعیت نیستند. بنابراین ناگریز هستند مشروعیت بین المللی را با همراهی با قدرت های بزرگ نظام بین الملل کسب کنند، چرا که در صورت از دست دادن مشروعیت بین المللی و در جایی که مشروعیت داخلی نیز وجود ندارد فروپاشی حتمی حکومت و ساختار سیاسی اجتناب ناپذیر است. برای فرار از این وضعیت امارات تلاش می کند الماسی از جزایر را در دهانه خلیج عدن با ایجاد پیوند میان موضوعاتی همچون تروریسم، امنیت انرژی و مکانهای فوق یعنی مجمع الجزایر سقطری به وجود آورد تا خواسته های امنیتی آمریکا در ارتباط با امنیت انرژی را تأمین کند و از این طرق  همچنان مشروعیت بین المللی خود نزد امریکا را حفظ کند. چرا که سقطری بر سرچهار راه عبور ناوگان نفتی دنیا یعنی مسیر عبوری از خلیج عدن و دریای سرخ قرار دارد. حضور در این جزیره باعث خواهد شد که بر مسیر عبور نفت جهان نظارت تامه پیدا کرده و همچون چشمانی بیدار برای نظاره عبور کشتی های نفتی از دو مسیر خروجی تنگه هرمز و باب المندب و حتی تنگه هرمز شود.

به ویژه که سرنوشت قطر و کشورهای همسان این کشور به خوبی از سوی دولتمردان اماراتی درک شده و آنها از این مسئله  قطر به عنوان درسی برای آینده استفاده کرده چرا که به خوبی می دانند یکی از دلایل وضعیت کنونی قطر دوری از سیاست های امریکا و عربستان در منطقه خاورمیانه است. بنابراین شبکه سازی ژئوپلیتیک ضمن اینکه بخشی از خواسته های امریکا در جهت رضای امریکا را تأمین می کند از وقوع انقلاب در محیط پیرامونی و جغرافیایی این کشور نیز جلوگیری به عمل می آورد. در واقع نزدیکی جزایر سقطری به یمن به امارات این آزادی عمل را اعطا می کند که بتوانند از فاصله ای نزدیک تحولات کشورهای پیرامون و مخالف وضع محافظه کارانه خویش را رصد کرده و در صورت لزوم با اقدامات یکجانبه از وقوع آنها جلوگیری کند بنابراین مجمع الجزایر سقطری به پایگاه نظامی-عملیاتی امارات برای مقابله با شیعیان جنوب یمن تبدیل شده است. چرا که این جزایر در 380 کیلومتری جنوب یمن قرار دارد و باعث نزدیکی جغرافیایی امارات به یمن برای دستیابی به این هدف شده است.

از سوی دیگر تصرف این جزایر با نگاهی به آینده از سوی امارات صورت گرفته است. این کشور به خوبی درک کرده که در آینده شیعیان بایستی در ساختار سیاسی یمن حضور خواهند داشت و این مسئله بر بازی ژئوپلیتیک منطقه ای أثرگذار است. به بیانی دیگر در جایی که یک دولت شیعی سکان امور سیاسی را به دست گیرد و با انقلابی گری به دنبال برهم زدن وضع موجود باشد طبیعی است که امارات تلاش کند با دوراندیشی به دنبال مهار نفوذ این کنشکر باشد. به همین خاطر پایگاه سازی در مجمع الجزایر سقطری، خاک سومالی لند و اریتره با این رویکرد تحلیل می شود. در واقع تلاش برای محدود کردن ژئوپلیتیک شیعه از مهمترین انگیزه های امارات برای تصرف مجمع الجزایر سقطری است. 

واژگان کلیدی: شبکه سازی ، نظام بین الملل ،اهداف ژئوپلیتیک، امارات ، مجمع الجزایر، سقطری

Share