جریان های همکار و حامیان امارات در یمن  -گفتگو با دکتر عبدالرحمان راجح
تیر ۴, ۱۳۹۶ – ۷:۱۸ ق.ظ |

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 
در دو سال گذشته امارات متحده عربی بعد از عربستان دومین بازیگر مهم در ائتلاف عربی ضد یمن بوده است. گفتگوی زیر برای بررسی جریان های همکار و حامیان …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, گزیده ها, گفتگو

سیاست خارجی عربستان در تحولات و انقلاب های کنونی خاورمیانه – گفتگو با دکتر محمد مهدی مظاهری استاد دانشگاه و کارشناس خاورمیانه

نگارش در تیر ۲۲, ۱۳۹۰ – ۷:۵۲ ب.ظ
Share

فرزاد رمضانی بونش

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

سیاست خارجی عربستان در ماه  های اخیر و همراه با تحولات و دگرگونی های خاورمیانه رویکردی ویژه از خود نشان داده است در این بین برای بررسی این رویکردها به گفتگو با دکتر مظاهری استاد دانشگاه ،کارشناس و از چهره ای دانشگاهی کشور پرداختیم. لازم به ذکر است که دکتر محمدمهدی مظاهری دارای سوابق درخشان علمی و فرهنگی در داخل و خارج کشور، فعالیت‌های پژوهشی و آثار برجسته، محقق و صاحبنظر در امور فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، عضو هیات‌علمی دانشگاه و صاحب تالیفات، مقالات و تحلیل‌های مختلف در حوزه‌های مختلف است و همچنین  به عنوان چهره ماندگار در کشور معرفی شده است.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح :اگر به نقش عربستان سعودی در انقلابهای اخیر خاورمیانه ای توجه داشته باشیم چه متغیرها و عواملی را در شکل گیری رویکرد رفتاری ریاض در سیاست خارجی خود در این زمینه موثر می دانید؟

در بررسی سیاست خارجی عربستان و مواضع و اهداف آن در منطقه باید گفت این کشور در تئوری های مطرح ژئوپلیتیکی جایگاه ممتازی دارد. دسترسی همزمان به دریای سرخ و خلیج فارس ، می تواند جایگاه ژئو استراتژیکی و ژئو اکونومی آن را در منطقه دوچندان سازد. عربستان با تولید روزانه 12 میلیون بشکه در روز تاثیر عمده ای در حفظ ثبات قیمت این طلای سیاه ایفا می کند و از سوی دیگر قرار گرفتن قبله گاه مسلمین جهان و منافع فرهنگی و مادی آن ، جایگاه عربستان را در جهان اسلام ممتاز می سازد. بنابراین اولویت های سیاست خارجی عربستان را می توان در رهبری جهان عرب و حفظ همزمان جایگاه پیشتاز خود در صادرات نفت عنوان کرد ، با این نگاه تعارضات سیاست خارجی ریاض هم در چگونگی ایجاد هارمونی مناسب میان رهبری جهان عرب از یک سو و حفظ روابط راهبردی با غرب از دیگر سو مشهود است. تداوم بیداری اسلامی در منطقه به ویژه بحرین ، عربستان را ناگزیر می سازد که برای حفظ ثبات منطقه ای به اعزام گسترده نیروهای نظامی و مشارکت در سرکوب مردم بحرین اقدام کند تا از این طریق از سرایت دامنه اعتراضات به داخل این کشور جلوگیری شود. از دیگر سو ، با حفظ روابط راهبردی با ایالات متحده و مجموعه غرب نقش فعال تری را در منطقه ایفاگر باشد.

مرکز بین المللی مطالعات صلح :با توجه به شکاف ها و رقابت جناح های داخلی در ساختار قدرت آل سعود این رقابت ها تاچه حدی در سیاست خارجی این کشور در ماه های اخیر  خود را در تحولات و انقلاب های کنونی خاورمیانه نشان داده است ؟

 

عربستان سعودی نام خود را از خاندان آل سعود که در قرن هجدهم به قدرت رسیدند گرفته و دارای یک رژیم مطلقه سلطنتی است ،لذا به دلیل همان نظام بسته سیاسی هر گونه مخالفتی را بر نمی تابد به طوری که در طول چند دهه تداوم این نوع رفتار ضامن ثبات و حفظ قدرت در خاندان آل سعود بوده است. آل سعود مشروعیت قدرت خویش را از احکام دینی برگرفته از وهابیت اکتساب کرده و برای تایید مواضع سیاسی رژیم احکام دینی صادر می گردد. خاندان سعود همواره به آیین وهابیت و ترویج در داخل و خارج وفادار مانده است. با این وجود از همان شکل گیری قدرت آل سعود همواره نزاع و کشمکش بر سر قدرت میان فرزندان و خاندان وی ادامه داشته است. در زمان پادشاهی عبدالعزیز و ملک فیصل قدرت مطلقه در دست پادشاه متمرکز گردید. پس از ترور فیصل در سال 1975 به دست برادر زاده اش با تشکیل مجلس خانوادگی و انتخاب خالد نقش این نهاد در تعیین خطوط سیاست داخلی و خارجی پررنگتر گشته است. پادشاه از طریق شورای وزیران حکومت می کند ، پس از مرگ فهد ، ملک عبدالله برادر ناتنی وی به عنوان پیشگام سیاست های میانه رو و مبتکر اصلاحات سیاسی عربستان مطرح گردید. البته در دوره وی نیز تغییرات کلی در سیاست خارجی ریاض حاصل نشد. ملک عبدالله هم از سوی قشر مذهبی و هم اصلاح طلبان برای ایجاد تغییرات در نظام سیاسی کشور و اتخاذ سیاست قاطعانه در قبال تحولات منطقه به ویژه خاورمیانه عربی با دشواری هایی روبروست. به طوری که بازتاب مناقشات میان خاندان آل سعود به ویژه شاهزاده سلطان و شاهزاده نایف با ملک عبدالله را در برخورد با مسائل منطقه به ویژه بحرین ، سوریه و یمن و تنظیم روابط با ایران می توان مشاهده نمود. در حالی که ملک عبدالله تحت تاثیر انتقادات جناح تندرو قدرت به گسیل نیرو و مداخله در بحرین اقدام نمود و با تکرار واژه ایران هراسی تلاش می کند که از گسترش اعتراضات مخالفین بکاهد. جریان میانه رو شاهزاده نایف برخورد عقلانی و پرهیز از به کارگیری خشونت در مورد مخالفین و همچنین اتخاذ سیاست مستقل در برابر ایران و تحولات منطقه را تجویز می کنند.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح :اگر به نقش و بازی عربستان در بحرین و مقایسه آن در لیبی ، سوریه ،یمن و مصر توجه کنیم به نظر شما تا چه حدی  دو گانگی در سیاست خارجی عربستان در مورد در تحولات و انقلاب های کنونی خاورمیانه خود را نمایان ساخته است ؟

 

به نظر می رسد انقلاب های مردمی اخیر در شمال افریقا و خاورمیانه عربی سیاست خارجی ریاض را با چالش های جدی مواجه ساخته است. عربستان به عنوان بازیگر مهم و نقش آفرین در تحولات و معادلات منطقه ای پس از آغاز انقلاب تونس و مصر به جای جانبداری و حمایت از مطالبات مردم از سرکوب و تشدید اقدامات پلیسی توسط روسای قبلی تونس و مصر بن علی و مبارک حمایت نمود و این اقدام از چشم تیزبین مخالفین دولت های مذکور دور نماند. وقاحت آل سعود تا به حدی بود که از حضور بن علی ، مبارک و عبدالله صالح در عربستان استقبال نمود. موضع گیری های ملک عبدالله و اعزام نیروهای نظامی به بحرین برای سرکوب مخالفین آل خلیفه ، همزمان با حمایت از جریان های مخالفین بشار در سوریه و فراهم نمودن برخی امکانات مالی و رسانه ای برای تداوم اعتراضات مخالفین در دمشق نشانگر وجود دوآلیسم آشکار در سیاست منطقه ای عربستان است. این در حالی است که تاکید بر سرکوب مردم در بحرین و عدم اجازه به اقلیت شیعه در شرق برای احراز حقوق برابر با اکثریت سنی این کشور خشم جهانی شیعیان را برانگیخته است. به نظر می رسد که دیپلماسی منطقه ای عربستان در تحولات اخیر موفق عمل نکرده و اقدامات متناقض این کشور موجب افزایش شکاف و اختلافات با ایران و حتی فاصله گرفتن کشورهایی نظیر قطر ، عراق و حتی عمان از این کشور را فراهم ساخته است.

مرکز بین المللی مطالعات صلح :سالهاست که عربستان در سیاست خارجی خود کوشیده است تا به صورت همزمان دو نقش متعارض رهبری جهان اسلام و دوست و متحد غرب را ایفا کند در این در تحولات اخیر خاورمیانه ریاض تا چه حدی در راستای هر دو  سیاست خود حرکت کرد؟

عربستان سعودی پس از استقلال همواره تلاش کرده است که با حفظ روابط استراتژیک با غرب و خرید تسلیحات پیشرفته نظامی در راستای خواست و سیاست های جهانی غرب حرکت کند. از سوی دیگر ، پادشاه سعودی با اتخاذ سیاست های ابتکاری و با تاکید بر عقاید وهابی تلاش می کند که ضمن رهبری جهان عرب ، این رویکرد دوگانه را در سیاست خارجی همچنان حفظ نماید. امروزه به ویژه پس از سقوط دیکتاتور مصر ، آل سعود به عنوان یکی از مراکز مهم سیاست های منطقه ای امریکا و غرب در میان کشورهای جهان اسلام عمل می کند و همواره در این مسیر می کوشد که در مقابل سیاست های رادیکال جهان عرب و منطقه نقش بازدارنده را ایفا کند. در این چارچوب ریاض نوعی سیاست محافظه کاری و احتیاط با چاشنی خشونت در برخورد با قیام های اخیر را در میان اعراب دنبال می کند.

مرکز بین المللی مطالعات صلح :ترس ریاض از بی‌ثباتی داخلی ریشه و تهدیدات مستقیم علیه منافع سلطنتی و ملی سعودی ها تاچه اندازه ای تعیین کننده سیاست خارجی عربستان در بحرین و یمن بوده است ؟

 

عربستان هم اکنون خود را در محاصره انقلاب های مردمی می بیند و لذا الزامات داخلی و بین المللی رژیم سلطنتی سعودی را وا می دارد به دلیل واهمه از شعله ور شدن خشم گسترده مردم خویش (سیستم بسته سیاسی) تداوم تبعیض و ناعدالتی موجود در جامعه با به کارگیری شیوه های پلیسی و سرکوب مخالفین داخلی و نیز با اتخاذ رویکرد تقابلی با جریان انقلابی در منطقه (بحرین و یمن) از سرایت و گسترش دامنه اعتراضات جلوگیری کند. در این حال باید به این نکته مهم اشاره نمود که دامنه نارضایتی ها از آل سعود را نباید به اقلیت شیعی شرق این کشور محدود کرد. بلکه این اعتراضات روز به روز گسترده تر می شود. در این مسیر وجود شکاف میان مردم و هیات حاکمه و طرح خواسته های اصلاح طلبانه حتی به بدنه خاندان آل سعود هم رسیده است به طوریکه ترکی الفیصل از خاندان سلطنتی خواستار انتخابات مجلس مشورتی توسط مردم گردیده است.

مرکز بین المللی مطالعات صلح :با توجه به هراس برخی کارشناسان این کشور از نقش منفی عربستان در مصر(گسترش وهابیت) به نگاه شما عربستان در  مصر از کدام ابزارها استفاده می کند؟

 

باید به این نکته توجه داشت که به رغم سرنگونی رژیم مبارک در مصر هنوز قدرت اصلی در دست نظامیان است و با وجود انحلال پارلمان مصر و تاکید مردم بر انتخابات آزاد ، برخی از کشورهای منطقه از جمله عربستان تلاش دارد که از طریق منابع مالی و حمایت از جریانات خاص به گسترش حوزه نفوذ خویش بپردازد. در این میان یکی از اهداف مهم عربستان سعودی در مصر پس از مبارک ، ترویج آیین وهابیت تعریف شده است و راه اندازی مراکز آموزشی و دینی ، افکار و شریعت اسلامی را مطابق با تفسیری اسلام افراطی از نوع وهابی در دستور کار قرار گرفته است. عمده اتکای ریاض برای تحقق اهداف خویش استفاده ابزاری از قشر فقیر جامعه مصر است که تحقق این امر آنها را قادر می سازد که نقش دیگر کشورها به عنوان محور تجمع امت اسلامی را سد نموده تا از پررنگتر شدن جریانات اسلامگرا نظیر اخوان المسلمین که نظریات آنها بر مبنای مخالفت با کشورهای غربی شکل گرفته ، جلوگیری نماید.

 

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح : با تشکر از وقتی که در اختیار ما گذاشتید.

Share