مهر ۲۴, ۱۳۹۷ – ۹:۳۰ ق.ظ |

شقایق حیدری
دکتری علوم سیاسی و مدرس دانشگاه
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
بسیار خوانده و شنیده ایم که منطقه خاورمیانه، پرتنش ترین و بحران خیزترین ناحیه جهان است. مشاهدات و تجربیات ما که در این …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیای میانه, گفتگو

سیاست خارجی ازبکستان، بازیگری میان قدرت ها گفتگو با دکتر بهرام امیر احمدیان استاد دانشگاه و کارشناس مسائل آسیای مرکزی

نگارش در دی ۲۸, ۱۳۹۰ – ۶:۰۲ ق.ظ
سیاست خارجی ازبکستان، بازیگری میان قدرت ها  گفتگو با دکتر بهرام امیر احمدیان  استاد دانشگاه و کارشناس مسائل آسیای مرکزی
Share


فرزاد رمضانی بونش

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

مقدمه: در دو دهه پس از استقلال جمهوری ازبکستان از شوروی سابق این کشور تمایل خود را برای تبدیل شدن به قدرت در منطقه ی آسیای مرکزی پنهان نکرده است. به نظرمی رسد که ازبکستان ضمن تمایل به همکاری با روسیه در برخی زمینه ها، از اقدامات منطقه ای روسیه انتقاد های صریحی کرده است. در ماه های گذشته نیز سیاست خارجی این کشور موضع بحث مهمی برای بسیاری از کارشناسان بوده است. در این میان ما کوشیدیم تا با طرح گفتگویی با دکتر بهرام امیراحمدیان به سیاست خارجی این جمهوری، اهداف و نگاه این کشور به بازیگران منطقه ای و جهانی و…بپردازیم.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: به طور کلی مهم ترین اهداف سیاست خارجی جمهوری ازبکستان چیست؟

به نظر من  مهمترین اهداف سیاست خارجی این کشور ایجاد موازنه ای در بین قدرتهای بزرگ مانند (روسیه و امریکا) است تا از راه موازنه در بین آنان  و گرایش به هر طرف بتواند از طرف دیگر امتیاز بگیرد. در واقع این ویژگی مهمترین ویژگی سیاست خارجی این کشور در سالهای اخیر بوده است تا بتواند به نوعی از موقعیتی که در منطقه دارد بهره برد. مثلا با دادن پایگاه به روسیه و امریکا و نزدیک و دور شدن از شانگهای در هر برهه از شگردهایی بوده است که بر اساس آن ازبکستان تلاش کرده بر اساس آن سیاست خارجی خود را مدیریت کرده و از شرایط هم بهره مند شود. من فکر میکنم که این کشور موفق شده است به بازیگری چند وجهی تبدیل شود. چنانچه می دانیم این کشور می تواند برای ایجاد کریدوری بین امریکا و غرب با افغانستان، نقش بزرگی را ایفا کند و از طرفی هم اگر روسیه وارد این معادله نشود امکان بهره بردای برای ازبکستان وجود ندارد. در واقع این ویژگی ها است که این کشور را تبدیل به کشوری تاثیر گذار در منطقه کرده است که می تواند از موقعیت خود بهره ببرد و هم اگر نتواند مدیریت خوبی انجام دهد، برای این کشور امتیاری منفی را سبب شود. یعنی همانگونه که این کشور می تواند ارتباطات منطقه ای را تسهیل کند می تواند موانعی را هم برای ارتباط کشورها با هم ایجاد کند. چنانچه فشارهای که بر تاجیکستان وارد می کند، می تواند در این راستا ارزیابی شود. یعنی سیاست خارجی این کشور به نوعی امتیاز گیری است. دیگر اینکه سیاست خارجی ازبکستان مبتنی بر رفع سوء تفاهم جامعه بین الملل نسبت به حقوق بشر در ازبکستان بوده است. سابقه بدی که دولت این کشور در سرکوب مبارزان مسلمان در آغاز سال 2005 در دره فرغانه در اندیجان از خود بجا گذاشته است، توانسته است تا حدودی با کوشش در راه توسعه یادمانهای معماری اسلامی در سال 2007 تاشکند را با تایید و همکاری آیسیسکو و یونسکو به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام معرفی کند و تا حدودی اذهان جامعه بین المللی را به نفع خود تغییر داد.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: در جمهوری ازبکستان اتخاذ تصمیمات اساسی در سیاست خارجی بیشتر بر عهده رئیس جمهور این کشور است یا پارلمان ؟

ویژگی های ساختاری حکومت در آسیای مرکزی میراثخوار حکومت مرکزی بوده، نهادهای قدرت همانند غرب نیست و اینگونه شکل نگرفته است.  تنها در قرقیزستان این امر تا حدی به چالش کشیده شده است، اما در چهار جمهوری دیگر این منطقه برخلاف بسیاری از دمکراسی های غربی قوه مجربه تمام قدرت را در اختیار خود داشته است. یعنی می توان گفت در این منطقه قوه مجریه، قوه قضائیه و مقننه در گروگان قوه مجریه و شخص رئیس جمهور است و این نهادها استقلال عمل ندارند. در ازبکستان هم تصمیم گیری سیاست خارجی مطلقا در نهاد ریاست جمهوری و شخص رئیس جمهور شکل می گیرد و شخص ریس جمهور در تمام زمینه ها صاحب اختیار و رای نهایی است. هر چند به صورت نمایشی هم که شده برخی تصمیم گیریها به قوه مقننه ارجاع و مسائل را مطرح می کند.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: سیاست خارجی ازبکستان در پیگیری اهداف و علایق منطقه ای خود تا چه حدی متاثر از تبدیل شدن این کشور به قدرت اصلی منطقه بوده است؟

ازبکستان برخلاف چهار جمهوری دیگر آسیای مرکزی به این طرز تفکر واقف است که قدرتی منطقه ای است ولو اینکه قزاقستان در این منطقه هم وسعت بیشتر، ثروت بیشتر و هم نقش بیشتر در معادلات جهانی دارد. یعنی ازبک ها به این باور رسیده اند که قدرت بزرگ منطقه هستند، بنابراین قصد اعمال قدرت دارند، اما باید گفت برای اعمال قدرت در منطقه ابزار کافی در اختیار ندارند. مثلا در ثروت منابع نفتی قزاقستان و ترکمنستان از این کشور بیشتر است و برخلاف ازبکستان، در ترکمنستان مشکلی به نام اقلیت وجود ندارد. در حالی که دو منطقه بزرگ سمرقند و بخارا و برخی نقاط همجوار ازبکستان تاجیک نشین هستند که هرچند پیش و پس از استقلال فرایند ازبکیزه کردن آنها در دستور داشته است و با جدیت دنبال می شود.

 در مقابل ضعف های این کشور، ازبکستان ارتش قدرتمندی دارد که با اتکا به شرایط و صنایع کشور مانند هواپیماسازی و ماشین سازی و.. می توان گفت نسبت به دیگر جمهوری ها از قدرت بیشتری برخوردار است. گذشته از این شبکه ی راه های این کشور هم به این کشور امکان می دهد ارتباط با کشوری خارج از سی آی اس(همسود) مانند اففانستان را تسهیل کند. در واقع ازبکستان در میانه آسیای مرکزی است و می تواند ارتباطات را آسان کند. مثلا در ارتباط چین با آسیای مرکزی می تواند نقش اساسی داشته باشد یا اینکه از این امکان در سیاست خود بهره  گیرد و بر کشورهای دیگر از جمله تاجیکستان اعمال فشار کند . گذشته از این نیز ازبکستان می تواند با توجه به موقعیت ژئوپلتیک خود از جمله توجه به ازبک های خارج از این کشور (مانند ازبک های تاجیکستان و قزاقستان و قرقیزستان و حتی افغانستان) سیاست خارجی خود را شکل دهد .

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آیا می توان گفت ازبکستان سیاست خارجی خود را به سمت کشور خاصی متمایل نمی‌کند و با درک موقعیت و حرکت در فضای اختلافات بین روسیه و غرب از این فضاها در جهت تامین منافع خود بهره‌برداری نماید؟

به نظرمن همین گونه است، چرا که کشوری است که از موقعیت ژئوپلتیک خود به خوبی و در راستای منافع ملی خود- هر چند در تصاد با منافع همسایگان خود- بهره می برد. یعنی اکنون می تواند به عنوان بازیگری چند وجهی از معادلات استفاده کند. مثلا هر گاه قصد نزدیکی به روسیه را دارد اعلام می کند که قصد فعال شدن در شانگهای را  دارد و پایگاه می دهد، در مقابل در مورد غرب هم همین گونه عمل می کند. به همین سبب هم در رابطه با روسیه و هم امریکا (هر چند ممکن است بعدا این نقش سودی برای این کشور نداشته باشد) می تواند نقش بارزی ایفا کند.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: پس از خودداری ازبکستان از شرکت در نشست روسای مجالس کشورهای عضو پیمان امنیت جمعی و همچنین با توجه به حضور نیافتن کریم‌اف در نشست غیرعلنی سران این سازمان در مردادماه امسال، برخی اعضا خواستار بازنگری در عضویت تاشکند در این پیمان شدند و ازبکستان را به انجام بازی سه‌جانبه و بی‌توجهی به پیمان مذکور متهم کردند. در این بین آیا ازبکستان زمینه‌های خروج دوباره خود را از پیمان امنیت جمعی دنبال می‌کند؟

 

همان گونه که گفتم ازبکستان نقطه ثقل و یا گرانیگاه منطقه است و این کشور به این مساله واقف است. تا تکمیل شبکه های ارتباطی بدون اتکا به ازبکستان، زمان لازم است، لذا ازبکستان از  این موقعیت سوء استفاده می کند . باید گفت اصولا کشورها تلاش می کنند تا از موقعیت خود بهره برداری کنند اما به نظر می رسد که ازبکستان در حال بازی نقش منفی در منطقه است تا نقش مثبت و (مانند اوکراین دوره یوشچنکو در اروپای شرقی ). بنابراین در بدترین شرایط از آن بهره می برد. اسلام کریم اف رئیس جمهور این کشور هم متوجه این مساله نیست که  چانه زنی و امتیاز گرفتن حدی دارد و این امکان وجود دارد که این کشور از معادلات آسیای مرکزی حذف شود. در این شرایط اگر ازبکستان از ابزارهای در اختیار خود استفاده منفی بیشتری خود کند، خود را بیشتر منزوی کرده است. یعنی کریم اف بدون توجه به خواسته های مردم و بر اساس خواسته های شخصی خود  سیاست خارجی را اعمال می کند.  این سیاست ها در درازمدت به ضرر منافع مردم ازبک تمام می شود و یا ازبکستان را به شکل یک دولت منزوی درمی آورد . در این بین در شرایط کنونی، کشورها به سمت تعامل و همکاریهای منطقه ای می روند تا تعارض و این امر بر این بینان فکری استوار است که تعامل با کشورها مزیتهایی دارد و باید از این امر نه به ضرر کشور بلکه در جهت سود کشور بهره گرفت. یعنی باید گفت هر چند ازبکستان توانایی هاای زیادی دارد، اما با توجه به سیاست خارجی این کشور متاسفانه نتوانسته از این توانایی ها سود برد و تضاد آنتاگونیستی که این کشور در حال بازی آن است در نهایت به ضرر مردم این کشور تمام می شود و به کشوری بدون مسئولیت و مخالف نظم بین الملل تبدیل و منزوی می شود. جدا از این ازبکستان به جهت جاه طلبی ها از ایجاد بلوک اقتصادی در منطقه جلوگیری می کند و کشور های منطقه را با خود دشمن کرده و به نوعی سبب انزوای بیشتر ازبکستان شده است، درصورتی که می توانست این بلوک شکل واقعی به خود گیرد.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: کشورهای عضو پیمان امنیت جمعی هم در بیانیه پایانی نشست اخیر مسکو، حضور کشور ثالث در منطقه و احداث پایگاه را منوط به اجازه تمامی هفت کشور عضو این پیمان کردند. آیا این امر دست ازبکستان را برای تصمیم‌های احتمالی درباره حضور نیروهای خارجی ناتو و غرب در پایگاه ‘خان‌آباد’ و همچنین فرودگاه ‘نوایی’ می‌بندند؟

 

بله اینگونه است. چرا که به جز از افغانستان، ازبکستان کریدور هوایی برای ارتباط با جهان نخواهد داشت . اکنون که تهدید کشورهای دیگر  پیمان امنیت جمعی در مورد ازبکستان انجام شده (که به نظرمن تهدید جدیی است) باید این کشور این امر را در نظر گیرد. بی توجهی به تهدید علاوه بر اینکه می تواند برای  ازبکستان مشکل امنیتی پیش آورد از نظر اقتصادی هم به ضرر این کشور است . زیرا کشورهای عضو پیمان امنیت جمعی می توانند راه های دیگر را ببندند . لذا باید ازبکستان در سیاست خارجی خود تجدید نظر اساسی کند، این کشور در شرایط کنونی امکان قدرت گیری بیشتری را ندارد و ممکن است بدست خود به انزوا به انزوا کشیده شود. یعنی هر چند این کشور در داخل در حال قدرت گیری است، اما نخواهد توانست از این قدرت در منطقه بهره گیرد.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: در ماه های گذشته رئیس جمهور ازبکستان ضمن سخنرانی‌های مختلف خود در کشورش به طور علنی از طرح “ولادیمیر پوتین” برای ایجاد اتحاد اوراسیا انتقاد ‌کرد و آن‌را به نحوی تلاش برای احیای شوروی ‌خواند. در این بین این رویکرد کنونی سیاست خارجی تاشکند در قبال روسیه چیست؟

تاشکند برنمی تابد که کشوری به آن دیکته کند و از طرفی هم بری اینکه بتواند در مقابل قدرت روسیه بایستاد ناگزیر است به قدرت دیگری متوسل شود. چرا که ابزارهای لازم برای قدرت را ندارد و نیاز به یک پشتیبان و بازیگر مکمل دارد و اکنون بازیگر مکمل در برابر روسیه امریکا است. در این حال اگر پوتین که اقتدارگرا است به قدرت برسد طبیعی است یا باید ازبکستان به شرایط روسیه تن در دهد و یا در مقابل روسیه بایستد و به قدرت دیگر فرامنطقه ای متوسل گردد. لذا این مسیری سخت برای ازبکستان است که در پی چه راهی است. گذشته از این به نظر می رسد پیمان شانگهای، امنیت دسته جمعی و اتحادیه گمرکی اورآسیا ازبکستان را ناگزیر می کند تا در این چارچوب حرکت کند و جز آن راهی دیگر نخواهد داشت. چرا که در همسایگی او در جنوب ترکمنستان بی طرف و در شمال قزاقستان است و در جهت شرق هم قرقیزستان و تاجیکستانی قراردارند که با آن کشور مناسبات دوستانه ای ندارند و روابط خصمانه است.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: به نگاه شما تاشکند با وجود برخی از انتقادهای واشنگتن به این کشور خواستار چه نوع نقشی در تعاملات سیاسی و نظامی خود با امریکا است ؟

با توجه به محیط بسته و کمبود اطلاعات از این کشور به نظر می رسد باید این امر را از خود مسئولان ازبکستان پرسید. به نظر بنده ازبکستان علاقه مند است آمریکا از مواضع ازبکستان در قبال فشار بر تاجیکستان برای عادی سازی جریان آب رودخانه ها و نیز جلوگیری از تحریک جمعیت تاجیکان ازبکستان و ادعای مالکیت بر سمرقند و بخارا حمایت کند و از قزاقستان بخواهد که هژمون ازبکستان را بپذیرد که همه این امور در دست آمریکا نیست. بنابراین نوعی تعامل با آمریکا اجتناب ناپذیر است تا بتواند از اعمال نفوذ و احتمالا دخالت روسیه در امور داخلی ازبکستان و تهدید تغییر رژیم و وقوع انقلاب رنگی از نوع بهار عربی رهایی یابد. اما روسیه نمی تواند ازبکستان را نادیده بگیرد، بویژه با روی کار آمدن رئیس جمهور تمامت خواه و دیکتاتوری چون پوتین، آسیای مرکزی دوباره در قلمرو منافع حیاتی روسیه قرار خواهند گرفت. 

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: نگاه ازبکستان به روابط خود با کشورهای مانند ترکیه و ایران چیست؟

ازبکستان از دو جهت  در قبال این دو کشور نگرانی دارد. ازبکستان برای نزدیکی به ترکیه از این می ترسد که ترکیه نفوذ زیادی روی مجامع ترک زبان پیدا کند و همچنین اعمال نفوذ زیادی در این  کشور داشته باشد، موردی که پیشتر سبب تیرگی روابط دو کشور شده بود. چرا که طبیعی است که گرایش به سمت دولت ترکیه که مدل پیشرفته ای برای توسعه در جوامع اسلامی است برای ازبکستان خطرناک است. چرا که تاشکند مجبور به بازکردن فضای سیاسی است.  گذشته از این از ایران از آن جهت می ترسد که با کمک ایران جامعه تاجیک های ازبکستان قدرت گیرند و سهم ازبک های این کشور را از قدرت کاهش دهند. به همین سبب است که یکی به نعل و یکی به میخ می زند و به نوعی رفتار می کند که آن تهدیدات متوجه آن کشور نشود.  بنابراین با نظر گرفتن این مساله ازبکستان هم در رابطه با ایران و هم در رابطه با ترکیه ملاحظات بسیاری دارد که گاهی این ملاحظات به تنش هم می انجامد. کما اینکه با ایران نیز روابط بسیار پایینی دارد و در سالهای اخیر مقامات عالی دو کشور (پس از آغاز ریاست جمهوری آقای خاتمی) از کشور دیگر و بطور اختصاصی با یکدیگر دیداری نداشته اند(حتی در اجلاس شانگهای). روابط تاشکند با ترکیه هم اینگونه است و با جامعه جمهوری های ترک تبار به سرپرستی ترکیه هم  مشکل دارد. به عبارتی دیگر به قول حافظ ازبکستان خود حجاب خود است  و این حجاب را خود باید از میان بردارد.

Bottom of Form

Share