عوامل موثر بر آینده نوع واکنش ترامپ در رابطه ایران
مهر ۲۵, ۱۳۹۶ – ۶:۴۷ ب.ظ |

دکتر سید جلال ساداتیان
 تحلیلگر مسائل بین المللی و دیپلمات سابق ایران
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 
نوع واکنش ترامپ در رابطه ایران
به نظر نگارنده حوادث سریع و واکنش‌های بسیار سریعی که اخیرا ترامپ اتخاذ …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آفریقا, اروپا, فرانسه, مقالات, مقالات تحلیلی

سیاست آفریقایی فرانسه و انگیزه های این کشور از مداخله نظامی اخیر در مالی

نگارش در بهمن ۲۴, ۱۳۹۱ – ۳:۴۸ ق.ظ
سیاست آفریقایی فرانسه و انگیزه های این کشور از  مداخله نظامی اخیر در مالی
Share

دکتر سعید خالوزاده

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد           

مداخله چند روز پیش نیروهای نظامی فرانسه در مالی بازتاب زیادی در سطح بین الملل داشته است. این نیروها به دعوت دولت مالی و برای برخورد با افراط گرایان تندرو به این کشور لشکر کشی کردند. این تهاجم همچنین بازتاب زیادی در داخل فرانسه داشته است ولی عمدتا با حمایت و استقبال اکثر جناح های سیاسی حاکم و اپوزیسیون مواجه شده است. در این رابطه چند روز پیش ژان مارک ایرو نخست وزیر سوسیالیست فرانسه، مسئولان گروه های پارلمانی در مجلس نمایندگان و مجلس سنا را در کاخ نخست وزیری به حضور پذیرفت و در مورد تهاجم به نیروهای افراطی در مالی با آن ها گفتگو کرد. در پایان این نشست نخست وزیر فرانسه اعلام کرد که تمام گروه های سیاسی حمایت خود را از مداخله نظامی فرانسه در مالی اعلام کردند. متعاقبا رئیس دولت در مجلس ملی حاضر شد و ضمن گفتگو با نمایندگان به تشریح اهداف فرانسه از مداخله نظامی در مالی پرداخت. از طرف دیگر، لوران فابیوس، وزیر امور خارجه سوسیالیست فرانسه نیز در همین خصوص طی جلسه ای با نمایندگان مجلس سنا اقدامات تهاجمی نیروهای فرانسه در عملیات نظامی با افراطیون تندرو این کشور را تشریح کرد.

واژگان کلیدی : سیاست آفریقایی فرانسه، حمله نظامی به مالی، اسلامگرایان افراطی مالی، القاعده

 

 

تحلیل رخداد

ارتش فرانسه به دنبال گسترش عملیات علیه شبه نظامیان افراطی مالی وابسته به القاعده، اقدام به حمله زمینی خود علیه این شبه نظامیان کردند. فرانسه بلافاصله خواستار حمایت بین المللی از این عملیات در مالی شد زیرا که قاره آفریقا و غرب را مورد تهدید قرار داده اند. روسای ارتش های کشورهای غرب آفریقا اظهار داشتند که به زودی حدود 2000 سرباز آفریقایی از کشورهای نیجریه، چاد، نیجر و دیگر قدرت های منطقه ای، نیروهای فرانسوی را حمایت خواهند کرد. این نیروی آفریقایی بخشی از نیرو با حکم سازمان ملل است که قرار بود کار خود را در ماه سپتامبر در مالی آغاز کند، اما با آغاز ناگهانی عملیات از سوی فرانسه، مجبور به آغاز به کار خود شده است.

با توجه به پیشگامی و تعجیل فرانسه در مبارزه با این شبه نظامیان که مجهز به سلاح های پیشرفته ای نیز هستند، و قبلا نیز بخش های وسیعی از صحرای شمالی کشور مالی را متصرف شدند، بنظر می رسد فرانسه مبارزه طولانی مدتی را در پیش رو دارد. این در حالی است که جنگ با یک کشور بزرگ غربی مثل فرانسه برای شبه نظامیان مالی بسیار مهم و هیجان انگیز است و افراد آن احساس هویت می کنند و لذا این شبه نظامیان خیلی سریع اعلام کردند که انتقام مداخله نظامی فرانسه را در مالی خواهند گرفت، و بلافاصله مسئولیت حمله به یک میدان گازی در کشور الجزایر در همسایگی مالی را برعهده گرفتند. در این حمله، 41 نفر از جمله هفت آمریکایی به گروگان گرفته شدند و اعلام کردند این حمله را در انتقام موافقت الجزایر با استفاده هواپیماهای فرانسوی از حریم هوایی این کشور انجام داده است.

بطور کلی، فرانسه همیشه از یک سیاست افریقایی سنتی برخوردار بوده است. این سیاست بعد از جنگ جهانی دوم و استقلال مستعمرات فرانسه تا به امروز وجود داشته و عمدتا همراه با سیاست فرهنگی و گسترش زبان فرانسه بخصوص از زمان ریاست جمهوری ژنرال دوگل بوده است. آقای نیکولا سارکوزی که یک پدیده نوین در جامعه سیاسی معاصر فرانسه بود این سیاست را بهم زد و با بی اعتنایی به ملتها و کشورهای افریقایی رهبران و مردم این کشورها را از خود رنجاند. سارکوزی با رفتارهای بورژوازی بیشتر دنبال رابطه با کشورهای ثروتمند بود و قطعا در این سیاست جایی برای کشورهای افریقایی باقی نمی ماند. فرانسوا اولاند در جریان مبارزات انتخابات ریاست جمهوری احیا رابطه با کشورهای افریقایی را مطرح کرد و به محض استقرار در کاخ الیزه، توجه به سیاست افریقایی فرانسه را یکی از اولویت های سیاست خارجی خود برشمرد و قول داد با برقراری گفتگو و رفت و آمد به کشورهای افریقایی سیاست اشتباه سارکوزی را جبران نماید. در این میان توجه به کشورهای فرانکفون و برگزاری اجلاس سران فرانکفونی از دیگر اقدامات دولت سوسیالیست بود.

یکی از راه های حفظ و گسترش رابطه با کشورهای افریقایی از مسیر نظامی است. فرانسه از دیر باز در آفریقا پایگاه نظامی داشته و تلاش زیادی دارد تا پایگاه های نظامی خود در آفریقا را فعال نگهدارد و از دلایل عملیات شتابزده و سرعت عمل فرانسه در مالی و مقابله با حملات اسلام گرایان در این کشور، وجود پایگاه های نظامی فرانسه در کشورهای اطراف مالی است. این در حالی است که فرانسه از قدرت عمل و پویایی آمریکایی ها در افریقا برخوردار نیست و لذا پاریس مجبور است پایگاه های نظامی خود را فعال نگهدارد و از آن طریق سیاست افریقایی خود را پیش ببرد. آمریکایی ها در سال های اخیر حضور نظامی خود در کشورهای افریقایی را افزایش داده و سال قبل نیز 600 میلیون دلار برای آموزش نظامیان مالیایی هزینه کرده اند. بنابراین یک رقابت نانوشته و غیر علنی بین امریکا و فرانسه بوجود آمده و امریکا در راستای حضور بیشتر در قاره افریقا سعی دارد به برخی مناطق سنتی دیگر کشورهای استعمارگر سابق از جمله انگلیس و فرانسه در افریقا دست درازی کند و این امر طبعا نارضایتی فرانسه را بدنبال دارد.

در ارتباط با تهاجم نظامی فرانسه در مالی، به نظر می رسد این اقدام با استقبال چندان شرکای اروپایی فرانسه مواجه نشده و فرانسه به میزان زیادی در این عملیات در انزوا قرار گرفته است. البته بسیاری از کشورهای اروپایی رسما حمایت سیاسی خود را از این عملیات اعلام کرده اند، ولی این حمایت بیشتر جنبه سیاسی دیپلماتیک دارد و تاکنون هیچ کشوری حاضر به همراهی نظامی فرانسه در این عملیات نشده است. در واقع، نمی توان تصور کرد که شرکای فرانسه جان سربازان خود را برای این عملیات فرانسوی که بدون هماهنگی با آنها صورت گرفته بخطر اندازند و با مخالفت افکار عمومی کشورهای خود مواجه شوند. این در حالی است که حتی انگلیس که همراه با فرانسه در اقدام نظامی علیه رژیم معمر قذافی شرکت کرده بود، اینک تغییر رویه داده و تصمیم گرفته است در عملیات نظامی در مالی بطور مستقیم شرکت نداشته باشد و فقط در حد پشتیبانی لجستیک از عملیات فرانسه حمایت کرده است. از طرفی، کشورهای جنوب اروپا به ویژه ایتالیا و اسپانیا که دارای امکانات نظامی قابل توجهی می باشند، نیز عملا نشان دادند که فقط در حد حمایت سیاسی – دیپلماتیک و فنی از عملیات فرانسه پشتیبانی می کنند. سایر کشورهای اروپایی نیز اساسا در اندازه ای نیستند که بخواهند حمایت نظامی قابل توجهی از فرانسه بعمل آورند. بنابراین، در عملیات نظامی اخیر فرانسه در مالی ما به هیچوجه شاهد یک همبستگی مشترک اروپایی نیستیم و در واقع نمی توان اقدام فرانسه رادر چارچوب سیاست خارجی و امنیتی مشترک اروپایی ارزیابی کرد.

بنظر می رسد شرکای اروپایی فرانسه با نوع رفتار خود می خواهند به پاریس بفهمانند که اقدام نظامی فرانسه در مالی بیش از حد شتابزده و عجولانه است، و فرانسه قبل از آن حداقل می بایست با آنها مشورت می نمود. این کشورها در واقع می خواهند به فرانسه یادآوری کنند که در ماه سپتامبر برای این که بتواند قطعنامه ای در مورد مالی به تصویب شورای امنیت برساند، متعهد شده بود که دست به اقدام نظامی سریع در این کشور نزند لکن بعدا تغییر عقیده داد و دیگران را در جریان نگذاشت. یا این که کشورهای اروپایی بی مسئولیت هستند و فرانسه را در خط مقدم رها می کنند زیرا از حملات تلافی جویانه تروریست ها به خاک خود بیمناک می باشند؛ یا این که آن ها ارتش فرانسه را به میزان کافی توانا و امکانات نظامی فرانسه را برای اقدام کافی می بینند و بر این باورند که هر گونه اقدام دیگر فقط کار را دشوار می سازد. بهرحال چیزی که مسلم بنظر می رسد اینکه فرانسه از پشتیبانی تمام عیار اتحادیه اروپایی برخوردار نیست و فقط یک حمایت ظاهری و سطحی را دریافت کرده است.

در ارتباط با موضعگیری های داخل فرانسه اگرچه هنوز خیلی زود است تا طیف مخالف شروع به مخالفت و برگزاری تظاهرات های اعتراضی نمایند ولی مخالفت هایی نیز با این عملیات بوجود آمده است. هفته نامه لوپوئن در مطلبی به واکنش ژان ماری لوپن، بنیانگذار حزب راست افراطی جبهه ملی در خصوص مداخله نظامی فرانسه در مالی پرداخته و می نویسد: از نگاه لوپن فرانسه با تسلیحاتی در مالی مواجه است که قبلا با چتر برای معارضین لیبی فرستاده شده بود. لوپن می افزاید ما در دوره ریاست جمهوری سارکوزی و با حمایت حزب سوسیالیست، از شورشیان لیبی حتی در بعد نظامی به طرز قابل توجهی حمایت کردیم. این قضیه به نوعی مانند بومرنگ بوده (که به سوی ما برگشته) و اکنون ما با سلاح هایی روبرو هستیم که قبلا با چتر برای معارضین لیبی فرستاده بودیم. در قضیه سوریه نیز همین طور است. ما خواهان پیروزی جهادیون در سوریه هستیم ولی در مالی با جهادیون نبرد می کنیم. وقتی در این مورد با آن ها صحبت می کنیم به ما می گویند این ها اسلامگرایان میانه رو هستند و زمانی که این گروه ها به ما شلیک می کنند، می گویند آن ها جهادیون هستند. مساله فقط مساله زمان است وگرنه هر دو گروه یکی هستند.

ژان ماری لوپن، از اقدام نظامی فرانسه به تنهایی، انتقاد کرده و می گوید: ما احتمالا در این اقدام تنها خواهیم ماند و تا اتحادیه اروپایی و یا متحدین افریقایی بخواهند بنفع ما عمل کنند، کار از کار خواهد گذشت و امیدواریم که تا آن موقع شرایط بیش تر روشن شود. البته همیشه معلوم نیست که کار با پیروزی نظامیان خاتمه یابد زیرا در هر جنگی خطری وجود دارد و در این خطرات نیز ممکن است برخی جان خود را از دست بدهند.

این در حالی است که خانم مارین لوپن رئیس کنونی جبهه ملی (دختر ژان ماری لوپن) معتقد است درگیر شدن نیروهای نظامی فرانسه در مالی می تواند بی ثباتی گسترده منطقه و افزایش قدرت بنیادگرایان اسلامی را بدنبال داشته باشد. وی افزود این مداخله نظامی مشروع می باشد اما مایل نیستم که این اقدام مسئولیت رهبران فرانسه در همدستی با بنیادگرایان اسلامی را کتمان نماید. اگر کمک یا مساعدت را نیز بتوان همدستی دانست، در این صورت ما ارتش بنیادگرایان اسلامی در لیبی را یاری رسانده و مساعدت کردیم همان گونه که اکنون در سوریه از طریق مداخلات قطر و عربستان سعودی چنین می کنیم.

این اظهار نظر صریح یکی از رهبران سیاسی فرانسه -که در انتخابات ریاست جمهوری بهار گذشته نیز در جایگاه سوم بعد از اولاند و سارکوزی قرار گرفت- گویای بسیاری از مسائل است. در واقع فرانسه جایی که منافعش ایجاب کند از اسلامیون و بنیادگرایان تندرو حمایت می کند و جایی که منافعش ایجاب نکند با این گروه ها بشدت برخورد می کند. امروزه سیاست فرانسه در سوریه نیز در راستای همین سیاست است و فرانسه با حمایت گسترده از مخالفین بشار اسد و برگزاری جلسات متعدد با آنها تلاش دارد دولت مورد نظر خود در سوریه را روی کار آورد.

در صحنه داخلی فرانسه نیز نفوذ و قدرت گیری بیشتر القاعده می‌توانست بر روی جامعۀ مسلمانان فرانسه که در حاشیه شهرهای بزرگ زندگی می کنند و خود را مهاجرین درجه دو و مواجه با تبعیض می پندارند، تأثیرگذار باشد و گرایشات آنها را سخت تر کند. وقایع چند سال پیش فرانسه -که بمدت چند روز شهرهای بزرگ این کشور را از سوی مهاجرینی که احساس شدید سرخوردگی داشتند، بخطر انداخت – تجربه ای بسیار تلخ برای فرانسه است. لذا، زمانی که این عوامل را در کنار هم قرار می‌دهیم مشاهد می شود که اقدام اولاند هم براساس ملاحظات ژئوپلیتیک فرانسه و هم ملاحظات سیاسی و اقتصادی و سیاست داخلی کشور صورت گرفته است.

در شرایط مشکلات اقتصادی مالی فرانسه که از سه سال پیش شدن گرفته، هزینه های عملیات نظامی فرانسه در افریقا نیز بسیار حساسیت برانگیز است. بنابر اعلام شبکه تلویزیونی ب اف ام تی وی، هزینه عملیات نظامی فرانسه در مالی روزانه بالغ بر 400 هزار یورو می باشد. بر اساس این خبر که از سوی کارشناسان بودجه ای دولت فرانسه عنوان شده، فرانسه در آینده می خواهد عملیات نظامی خود در مالی را گسترده تر کند و نیروهای خود را از 550 نفر به 2 هزار و 500 نفر افزایش دهد و در این چارچوب اخیرا تعدادی هواپیمای جنگنده رافائل را به کمک هواپیماهای میراژ 2000 که در پایگاه های فرانسه در افریقا مستقر می باشند، ارسال کرده است.

پیامد رخداد

فرانسه زمانی دست به حمله نظامی زد که بخش شمالی کشور مالی توسط گروه های اسلامگرا تندرو اشغال شده بود و بیم آن می رفت که با پیشروی این نیروها کل کشور به تسخیر آنها در بیاید و حکومت مالی که نزدیک به دولت فرانسه و مورد حمایت آنست، سرنگون شود. در صورت چنین اتفاقی، موقعیت فرانسه به عنوان کشوری که پیشتر مالی را بعنوان مستعمرۀ خود داشت و همچنین به عنوان بازیگر مهمی که قصد ایفای نقش در عرصۀ جهانی را دارد، بخطر می افتاد و لذا فرانسه با توجه به نفوذ دیرینه خود در آفریقا خود را در شرایطی دید که دست به این تهاجم نظامی بزند. این حمله به چند دلیل برای فرانسه حائز اهمیت است :

ابتدا برخورد با افراطیون مالی در راستای سیاست مبارزه با تروریسم و القاعده صورت می گیرد؛ امری که موافقت تمامی جریان های سیاسی فرانسه را بهمراه دارد، و حتی اپوزیسیون راست نیز از این تصمیم فرانسوا اولاند حمایت کرد. از طرفی، در شرایطی که برخی از سیاست های دولت سوسیالیست در عرصۀ داخلی زیر سئوال رفته است، تحرک در صحنه خارجی احیانا می تواند در کشور ایجاد اجماع کند و چه بسا باعث تقویت موضع رئیس جمهور در صحنه داخلی شود. در صورتی که حکومت مالی به دست گروه های اسلامگرای افراطی می افتاد این بیم وجود داشت که کشورهای همسایه مالی (که عمدتاً جزء مستعمرات سابق فرانسه هستند) از عواقب این قضیه مصون نباشند و در این کشورها نیز گروه های اسلامگرا دست به پیشروی بزنند و این امر حضور فرانسه و پایگاه های نظامی آنرا بخطر اندازد. مثلا در کشور نیجر که معادن اورانیوم این کشور برای فرانسه بسیار مهم است و یا سرمایه گذاری زیادی که فرانسه در این بخش از افریقا انجام داده همه اینها م یتواسن بخطر افتد.

به عنوان جمع بندی می توان گفت طولانی شدن مداخله نظامی فرانسه در مالی می تواند سطح انتقادات از دولت فرانسوا اولاند را بالا ببرد و چنانچه این جنگ تلفات زیادی از فرانسوی ها به همراه داشته باشد قطعا با انتقادات بیشتری مواجه خواهد شد و دولت سوسیایست فرانسه را با مشکلات عدیده ای چه در داخل کشور و چه در بین شرکای خود در اتحادیه اروپایی و چه در سطح بین الملل روبرو خواهد کرد. لذا دولت فرانسه مجبور است عملیات نظامی در مالی را هر چه زودتر به اتمام برساند و این امری است که ممکن نتایج مورد نظر اولیه را بدنبال نداشته نباشد و این امر دولت فرانسوا اولاند را در موقعیت دشواری قرار می دهد.

 

29 دیماه 1391

Share