مدیریت سلفی  سعودی و راهبرد نئو عثمانی دلایل مهم ناکارآمدی سازمان همکاریهای اسلامی  بخش نخست
مرداد ۲۶, ۱۳۹۶ – ۱۲:۵۴ ق.ظ |

دکتر روح اله مدبر
 پژوهشگر دیپلماسی
مرکز بین المملی مطالعات صلح – IPSC

 
 
مقدمه:
دولت ها عموما تحت تاثیر عوامل درونی و بیرونی در کنش و واکنش با محیط پیرامونی خود به سر می برند، نظام هنجاری ، …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خلیج فارس, قطر, گزیده ها, مقالات, مقالات تحلیلی

سیاست خارجی نوین قطر در خاورمیانه

نگارش در خرداد ۲۲, ۱۳۹۶ – ۶:۱۴ ق.ظ
سیاست خارجی نوین قطر در خاورمیانه
Share

دکتر محمد مهدی مظاهری

کارشناس ارشد مسائل بین الملل و استاد دانشگاه

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

یک سال گذشته و متغیرها و عواملی در سیاست خارجی قطر

در واقع سیاست خارجی و منطقه ای قطر در یک سال گذشته ادامه سیاستهایی است که این کشور در یک دهه اخیر و بویژه پس از روند بیداری اسلامی در پیش گرفته است. بر خلاف دهه های گذشته که قطر بیشتر نقش یک میانجی را در بین کشورهای همسایه و مسلمان ایفا می نمود، در سالهای اخیر این کشور کوشیده است تا فعالانه به بحرانهای منطقه ای وارد شده و نقش برجسته تری در جهت دهی به آنها ایفا کند. ریشه چنین تغییر رویکردی نیز به سیاستهای حاکمان این کشور یعنی «حمد بن خلیفه آل ثانی» و پسرش «تمیم آل ثانی» باز می گردد که کوشیدند با ترکیب فاکتورهای قدرت سخت و نرم در منطقه، به قطر قدرتی ببخشند که مایه نگرانی کشورهای عرب رقیب شد.

قطر صاحب سومین منابع بزرگ گاز جهان، بعد از روسیه و ایران است. این کشور بزرگ‌ترین صادر کننده گاز طبیعی مایع در جهان است؛ در کنار آن نفت و مواد پتروشیمی هم صادر می‌کند. در زمینه تولید گاز، قطر در جهان رتبه چهارم را دارد (بعد از آمریکا، روسیه و ایران) اما به دلیل جمعیت کم و مصرف محدود، بیشتر تولیداتش را صادر می‌کند. شبکه پرنفوذ الجزیره عربی و همچنین شبکه جهانی انگلیسی زبان الجزیره  نیز قدرت نرم قطر را  در صحنه  جهانی تقویت می کنند. بنابراین حاکمان قطر در سالهای اخیر کوشیده اند با کمک گرفتن از ابزارهای قدرت، موقعیت خود را در منطقه بهبود ببخشند و از وضعیت تبعیت صرف از سیاستها و خواسته های عربستان دوری کنند.

سخنرانی ها و سیاست های امیر قطر در چند ماه گذشته و مولفه هایی داخلی دوحه در دوران امیر

 اظهارات منسوب به شیخ تمیم بن‌حمد آل ثانی که در خبرگزاری رسمی این کشور منتشر شد و در آن پادشاه این کشور به حمایت از ایران و حماس پرداخته بود، با توجه به سیاستهای رنگارنگ قطر در منطقه عجیب نیست.  این کشور در سالهای اخیر کوشیده است جای خود را بین کشورها، گروه های مختلف اسلامگرا و غرب باز کند و روابط خود را با مجموعه ای متضاد از بازیگران (ایران و آمریکا و اسرائیل و حماس) متعادل سازد. با این وجود تکذیب اظهار این سخنان از سوی پادشاه قطر و اعلام هک شدن  سایت خبرگزاری منبع اعلام این خبر  نشان می دهد که قطر علی رغم تمایل به ایفای نقش یک قدرت منطقه ای، همچنان از اعتماد به نفس بالایی در سیاست خارجی خود برخوردار نیست و ضمن آگاهی به ضعف عمق استراتژیک خود در منطقه، می کوشد از تنش با کشورهای همسایه خصوصاً عربستان سعودی دوری کند. هر چند انتشار این اظهارات در زمانی اتفاق افتاد که عربستان سعودی سرمست از سفر ترامپ به عربستان و خریدهای عمده تسلیحاتی اش، به دنبال بهانه ای برای تنبیه کشورهای ناسازگار با خود و خط و نشان کشیدن برای آنها بود.

تفاوت ها و همانندی های سیاست قطر با کشورهای دیگر شورای همکاری در ابعاد مختلف

بر خلاف سایر کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، که به تبعیت بی چون و چرا از عربستان سعودی تن داده اند، قطر در سالهای اخیر کوشیده است سیاستی مستقل و برتری جویانه در سیاست خارجی خود اتخاذ کند. بی شک نتیجه اولیه چنین سیاستی نیز زیر سؤال رفتن سیادت و رهبری عربستان سعودی است.  در واقع عربستان کوشید با برگزاری نشست اخیر ریاض  با حضور ترامپ(30 اردیبهشت) و دعوت از کشورهای عربی و اسلامی، به نمایش یک اتحاد عربی- غربی بر علیه و در مقابل ایران بپردازد. با این وجود انتشار اظهارات پادشاه قطر این صحنه پردازی را با مشکل مواجه ساخت و پوشالی بودن این اتحاد را نشان داد. اما از طرف دیگر قطر نیز همچون سایر کشورهای عربی خلیج فارس در حمایت مالی از گروههای تروریستی و تشدید تنش در کشورهای منطقه ید طولایی دارد و از این لحاظ دارای اشتراکات زیادی با سایر کشورهای عربی این حوزه است.

رویکرد قطر در بحران های  منطقه ای 

قطر در دودهه اخیر نقش فعالی در بحرانهای منطقه ای داشته و تلاش کرده است تا از طریق ترکیبی از دیپلماسی و سرمایه گذاری نفوذ خود در دولت های منطقه را افزایش دهد. از اواسط دهه 1990، قطر در درگیری های متعدد (دارفور، اتیوپی، اریتره، لبنان، سومالی، اسرائیل و فلسطین، یمن، صحرای غربی، افغانستان و اندونزی) سعی کرده بین گروه های مختلف اسلامگرا و غرب نقش واسطه گر داشته باشد. پس از آن نیز قطر قیامهای عربی سال 2011 را فرصتی دانست که می تواند از آن برای تحکیم موقعیت خود و به دست آوردن شهرت منطقه ای و نشان دادن خود به عنوان حامی ملتهای عرب استفاده کند. در لیبی به عنوان حامی انقلابیون وارد عمل شد و در چارچوب نیروهای ائتلاف به همراه امارات و اردن، جنگنده های خود را برای حمله به لیبی اعزام کرد. در یمن سعی کرد نقش میانجی را میان گروه های انقلابی و رژیم علی عبدالله صالح ایفاء کند. در سوریه نیز در سالهای آغازین شروع بحران، قطر به حمایت مالی و تسلیحاتی مستقیم از مخالفان بشار اسد، پرداخت. بنابراین همه این موارد نشان می دهد قطر در عرصه منطقه ای نقش یک بازیگر فعال  البته با سوگیریها ی متنوع و متعارض را در پیش گرفته و می کوشد با بهره برداری همزمان از قطبهای مختلف و متضاد، منافع ملی کشورش را تأمین کند. 

در شرایط کنونی نگاه قطر به ایران و سوریه و اختلافات ایران با کشورهای عربی

در روزهای اخیر و بویژه پس از اینکه عربستان و چند کشور عربی دیگر به دلیل اظهارات ایران گرایانه پادشاه قطر با این کشور قطع رابطه کردند، برخی از تحلیلگران از چرخش قطر به سوی ایران و تحولات گسترده در سیاست خارجی این کشور سخن گفته اند. با این وجود به نظر می رسد مواضع حاکمان قطر بیش از آنکه چرخش در سیاست خارجی به سمت ایران باشد، حکایت از نگرانی های امنیتی و سیاسی دارد که این کشور از جانب عربستان سعودی احساس می کند. با خرید تسلیحاتی 110 میلیارد دلاری و شوی سیاسی که عربستان با دعوت از ترامپ و برگزاری نشست ریاض برگزار نمود، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس این پیام را دریافت نمودند که عربستان در حال تلاش است تا پایگاههای قدرت  و سیادت منطقه ای خود را تقویت نموده و فاصله استراتژیک خود با کشورهای همسایه را هر چه بیشتر افزایش دهد. برخی از سران این کشورها  همچون امارات، کویت و بحرین به این شرایط تن در دادند و در این میان امیر قطر که خود داعیه های ایفای نقش قدرت برتر منطقه ای را دارد، کوشید به ایجاد تعادل و توازن در منطقه بپردازد. این کشور که بعد از رسیدن تمیم بن حمد به قدرت و حمایت هایش  از محمد مرسی رئیس جمهور سابق مصر و اخوان المسلمین، روابط حسنه ای با دولت ژنرال سیسی در مصر هم  ندارد، حال می کوشد برای رهایی از انزوا و تحت فشار قرار دادن این کشورها، به حمایت از دیگر بازیگر مؤثر منطقه ای یعنی ایران بپردازد.

بدین ترتیب قطر که در سالهای گذشته سیاستهایی مخالف و در تضاد با ایران در پیش گرفته بود، حال از سر دوستی و حسن نیت به کشورمان نزدیک نشده بلکه احتیاجات استراتژیک و لزوم ایجاد توازن منطقه ای آن را به سوی ایران سوق داده است، موقعیتی که البته می تواند فرصتی برای ایران باشد تا ما نیز منافع و موقعیت استراتژیک خود را در منطقه تقویت کنیم.

همین چرخشهای منفعت طلبانه و مقطعی در رابطه با سوریه نیز صدق می کند. با شروع بحران سوریه، امیرنشین قطر  اولین کشوری بود که سفیر خود را به عنوان اعتراض ازاین کشور فراخواند و نیز اولین کشوری بود که صحبت تحریم‌های سوریه را به میان کشید. این کشور حامی اصلی مداخله نظامی در سوریه بود و حمایتهای مالی و تسلیحاتی آن از گروههای شورشی مخالف اسد، همواره مورد اعتراض دولت سوریه بوده است.  با این وجود،  تغییرات داخلی در قطر و ایستادگی دولت دمشق و همچنین تغییر موازنه قوا در منطقه و نیز در عرصه بین المللی سبب شد تا قطری ها مواضع جدیدی را در مورد سوریه اتخاذ کنند. توقف حمایت از شورشیان مسلح، عدم سرمایه گذاری مالی در بازار سیاه سوریه و نیز تغییر تدریجی رویکرد رسانه ای الجزیره برای پایان بخشیدن به اختلافات با سوریه از جمله این تغییرات است. بدین ترتیب نه ایران و نه سوریه نمی توانند به قطر به چشم یک متحد استراتژیک جدید نگاه کنند، هر چند می توانند همچون خود این کشور، از روابط با آن برای برآورده کردن نیازها، کاهش تنشها و تأمین منافعشان بهره ببرند.

 

رویکردهای مورد نظر  قطر در آینده تحولات  در سیاست خارجی خود در منطقه سناریوها و عوامل موثر بر آن

آنچه در مواضع قطر طی سالهای گذشته مشخص است این نکته کلیدی است که این کشور قصد ندارد دنباله رو و تابع دیگر کشورهای قدرتمند منطقه باشد و می کوشد با  بهره گیری از همه مؤلفه های قدرت به نقش آفرینی فعالانه در عرصه منطقه ای و حتی بین المللی بپردازد. بنابراین با چنین رویکردی دو سناریوی محتمل پیش روی دولت قطر وجود دارد. سناریوی نخست که در شرایط کنونی قطع رابطه کشورهای عربی با قطر قوت گرفته، خروج این کشور از شورای همکاری خلیج فارس  و نزدیک شدن هر چه بیشتر آن به ایران است. پیامدهای چنین سناریویی به شدت مطلوب ج.ا. ایران هستند و ضمن اینکه ضربه بزرگی به تلاش عربستان سعودی برای گردآوردن دولت‌های عرب و مسلمان برای انزوای ایران می زند، می تواند به بهبود رابطه‌ قطر با حزب الله لبنان و حماس و در نتیجه قدرت گرفتن آنها منتهی شود. در سوریه نیز در پیش گرفتن چنین سناریویی می تواند موضع این کشور برای حمایت از دولت قانونی سوریه و عدم حمایت از شورشیان را تقویت کند.

با این وجود با توجه به شرایط استراتژیکی و لجستیکی قطر و همچنین عقب نشینی آن در مقابل اعتراضات به سخنان منتشر شده از پادشاه این کشور، سناریوی دوم احتمال وقوع بیشتری دارد. این سناریو عبارت است است از حل و فصل مشکلات پیش آمده با کشورهای عربی از طریق مذاکرات پشت پرده و یا میانجی گری یک کشور ثالث همچون سودان که برای این کار پیشقدم شده است. در این سناریو قطر که با تحریمهای زمینی، هوایی و دریایی عربستان، از تأمین مواد غذایی مردم کشورش نیز عاجز شده و سیگنالهای حمایت گرایانه لازم را هم از طرف ج.ا. ایران دریافت نکرده، می کوشد مجددا نظر کدخدای بداخلاق منطقه را جلب کرده و بار دیگر جایگاه خود را در بین کشورهای عربی بهبود ببخشد. در این صورت باید باز هم منتظر سیاستهای دوگانه و یکی به نعل و یکی به میخ زدنهای این کشور در عرصه منطقه ای باشیم.

واژگانی کلیدی: سیاست خارجی نوین قطر در خاورمیانه، سیاست خارجی قطر در خاورمیانه، روابط خارجی قطر در خاورمیانه، آینده سیاست خارجی قطر

Share