مهم‌ترین چالش‌های فراروی دولت عراق  – گفتگو با سید محسن حکیم
خرداد ۳۱, ۱۳۹۶ – ۵:۵۵ ق.ظ |

 مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

 
در ماه های گذشته در کنار چالش داعش در عراق دولت این کشور کوشیده است، به مقابله با چالش های امنیتی و سیاسی دیگر در این کشور بپردازد. گفتگوی زیر با …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آمریکا, خاورمیانه, عراق, گزیده ها, مقالات, مقالات تحلیلی

سهم اشتباهات آمریکا در تشدید بحران عراق (1)

نگارش در مرداد ۱۳, ۱۳۹۳ – ۳:۳۲ ق.ظ
سهم اشتباهات آمریکا در تشدید بحران عراق (1)
Share

 اردشیر پشنگ

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

بیان رخداد

ایالات متحده آمریکا از سال 1991 بطور غیرمستقیم و از سال 2003 بصورت مستقیم تاثیرگذارترین بازیگر بین المللی در تحولات، وضعیت و حتی سرنوشت عراق به شمار می رود. طی دهه 1990 و پس از شکست دادن ارتش مهاجم عراق به کویت و بازپس گیری این کشور، آمریکایی ها در قالب موثرترین عضو شورای امنیت در راس طراحان و اعمال کنندگان تحریم های فلج کننده علیه عراق بودند و در سال 2003 هم بدنبال مطرح کردن اتهاماتی چند از جمله داشتن تسلیحات کشتار جمعی و رابطه با القاعده به عراق حمله کرد. اتهامات مذکور هیچگاه اما ثابت نشدند ولی نظام حاکم بر عراق با حمله عراق سقوط کرد صدام حسین پس از مدتی متواری بودن، دستگیر، محاکمه و سپس اعدام شد و عملاً آمریکایی ها ورود عراق به دورانی جدید مملو از بحران و بی ثباتی بیشتر از قبل را کلید زدند. اما این بی ثباتی و بحران طی هفته های اخیر روند افزایشی و گسترده تری به خود گرفته است. ورود نسخه جدید و تقویت شده داعش به عراق و تسخیر یکی پس از دیگری استانها و شهرهای عمدتاً سنی نشین و تقسیم عملی عراق به سه بخش متمایز، جدیدترین بحران عراق به شمار می رود. بحرانی که حتی تمامیت ارضی این کشور، در کنار افزایش انفجاری خشونت را با خطر جدی مواجه کرده است. مطمئناً عوامل موثر و متعدد بین المللی، منطقه ای و داخلی بر این وضعیت فعلی موثر بوده اند و نمی توان بار همه مسئولیتها را تنها بر عهده یک عامل اعم از فردی، گروهی و یا کشور به مانند آمریکا انداخت. اما در بخش نخست از نوشتار پیش رو سعی خواهد شد با برشمردن برخی از سیاستهای (بعضاً اشتباه) ایالات متحده در قبال عراق در همه سالهای اخیر، تاثیر آنها بر ایجاد و تعمیق بحران اخیر بررسی شود:

واژگان کلیدی: عراق، سیاست خارجی آمریکا در قبال عراق، مشکلات کردها و دولت عراق، داعش، روابط عراق و همسایگان.

تحلیل رخداد

اشتباهات آمریکا و یا برخی سیاستها و اقدامات این کشور در عراق که به دامن زدن به وضعیت بحرانی امروز عراق تاثیرگذار بوده است را بطور موردی و مختصر در ادامه خواهد آمد:

1-  تضعیف جامعه مدنی عراق در اثر تحریم های فلج کننده

در اینکه تحریمها علیه یک دولت خاطی در نظام بین الملل آیا باعث تغییر رفتارش خواهد شد و یا تحریمها باعث افزایش فشار به مردم و ضعیف تر شدن نهادهای مردمی می شود مقالات و سخنرانی های متعددی شده است به باور بسیاری از کارشناسان (از جمله فرید زکریا) تحریمها اگر هم نهایتاً به تغییر رفتار دولت منجر شود قبل از تغییر آن رفتار، این جامعه مدنی و مردم آن کشور هستند که بیشتر آسیب دیده و ضعیف تر می شوند این وضعیت در کره شمالی و در عراق (1991 تا 2003) به خوبی قابل رویت است و شاهدیم فقط دولت با توجه به در دست داشتن شریانهای قدرت و گلوگاههای اقتصاد قویتر شده و مردم وضعیت متضادی بدست آورده اند. فقدان جامعه مدنی یا ضعف آن هم پیامدهای مختلفی دارد که یکی از آن ورود یا مجال یافتن گروههای جدید الورود و غیرمدنی است

2-  پیامدهای داخلی؛ منطقه ای و بین المللی حمله آمریکا به عراق

وقوع هر حادثه و تحولی از جمله یک حمله نظامی گسترده در هر زمان و شرایطی دارای تبعات و پیامدهای مختلف است. حمله نظامی آمریکا و همپیمانانش به عراق در سال 2003 هم از جمله این وقایع بودند حمله ای که نه تنها باعث تغییر نظام سیاسی در عراق شد بلکه توازن پیشین در منطقه میان کشورهای مختلف را هم تغییر داد و بر هم زد و کشورهای مختلف در یک فضای جدید و بشدت بی اعتماد بدنبال افزایش قدرت در مقابل هم و نیز تهدیدی بنام آمریکا قرار گرفتند و در سطح بین المللی هم وزن سازمان ملل متحد را بیش از پیش سبک تر و کمرنگ تر کرد چرا که یکی از اهداف اصلی این سازمان، جلوگیری از وقوع جنگ هست. در سطح داخلی باید خیلی گذرا اشاره کرد معمولاً تجربه حمله شوروی (دهه 1980) و آمریکا (2001) به افغانستان نشان داده است حمله نظامی قدرتهای خارجی با هویت متفاوت فرهنگی و دینی باعث افزایش واکنشهای رادیکالیستی گروههای دینی شده و به رشد رادیکالیسم دینی منجر شده است این مورد در قبال عراق هم صدق می کند.

3-  فقدان آلترناتیو مناسب برای صدام و عراق جدید

آمریکایی ها در دهه 1990 پس از شکست سنگین صدام در کویت به عراق حمله نکردند و حتی از قیام مردمی کردها و شیعیان در شمال و جنوب هم حمایت نکردند و چشم خود را بر سرکوب رژیم بعث فروبستند، در عوض آنها عراق را تحریم کردند در پاسخ به این سئوال که چرا کار صدام و بعثی ها را یکسره نکردید گفتند آلترناتیوی برای عراق پس از صدام نداشتیم! اما در 2003 بسیاری مدعی بودند آنها آلترناتیو را ایجاد کرده اند و گروههای مختلف اوپوزیسیون و معارض عراقی را آماده همکاری در دست گرفتن نظام جدید عراق کرده اند. هرچند موفقیتهایی در این حوزه دیده میشود اما برآیند کلی بیانگر عدم موفقیت نسبی در این خصوص است.

4-  شناخت ناکافی از واقعیات جامعه عراق

همچنین مساله دیگر عدم شناخت کافی کارشناسان و متخصصان آمریکایی در اتاق عراق است آمریکایی ها به خوبی نتوانستند مردم و وضعیت جامعه شناختی این کشور را درک کرده و به فراخور و تناسب با آن سیاستهای مناسب تدوین کنند. آنان بر این باور بودند که روزی که مجسمه های صدام حسین را در کشور پایین می کشند مردم عراق مانند مردم بخشهایی از اروپا در جنگ جهانی دوم از سربازان آمریکایی به عنوان قهرمان و ناجی استقبال خواهند کرد اما خیلی زود واکنشها در عراق متفاوت شد و بخشی از همین مردم که خود مخالف سرسخت صدام بودند در برابر آمریکایی ها ایستادند شاید تنها باید گفت در جامعه کردستان عراق این احساس آمریکاستیزی به وجود نیامد آن هم دلیلش روشن بود: حمله آمریکا و حضور این کشور به تقویت موضع و جایگاه کردها در عراق کمک شایانی کرده بود.

5-  خوشبینی به صدور و ترویج دموکراسی با توپ و تانک

ریچارد رورتی در یکی از آخرین مصاحبه های پیش از مرگش در نقد سیاست تهاجمی آمریکا در قبال افغانستان و عراق گفت: «دموکراسی با توپ و تانک صادر نمی شود دموکراسی نیاز به آرامش، به فرهنگ و درونی شدن در جوامع دارد.» او سپس افزود: «آمریکا برای مهار تروریسم و رادیکالیسم افراطی مذهبی در خاورمیانه بجای حمله به این دو کشور می بایست از دو مدل مالزی و ترکیه که به نوعی اسلام را با دموکراسی عجین کرده اند حمایت می کرد تا بطور غیرمستقیم به دموکراتیزاسیون در خاورمیانه کمک می کرد. مطئناً تجارب عراق شاهدی همچنان مشهود برای اثبات نقدهای رورتی است.

6-  تبدیل عراق از کشوری آزاد شده به کشوری اشغال شده

یکی دیگر از مهمترین اقدامات آمریکا نحوه مواجهه کلی شان با عراق پس از صدام بود کاراکتر آمریکایی ها از یک کشور آزادیبخش به یک کشور اشغالگر خیلی زود تغییر کرد البته ناگفته نماند برای بسیاری از گروههای عراقی، این کاراکتر از همان روز اول اشغالگرانه بود. عدم اثبات ادعای آمریکایی ها در خصوص داشتن تسلیحات جنگی، بیشتر نیات و اهداف این کشور را زیر سوال برد در این بین حوادث و اتفاقات ریز و درشت دیگری از جمله نخستین سخنرانی رسمی جورج بوش پس از حملات 11 سپتامبر مبنی بر آغاز دور تازه ای از جنگهای صلیبی و … برای بسیاری از گروههای مذهبی و جهادی نوعی اعلان جنگ جهان غیراسلام علیه امت اسلامی به شمار می رفت.

ادامه دارد …

Share