چشم انداز ایران هراسی در ترکیه و روابط با ایران
اسفند ۲۸, ۱۳۹۵ – ۹:۵۵ ق.ظ |

 دکتر جعفر حق پناه
کارشناس مسائل ترکیه
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

جریان های ترکیه و نگاه به ایران در ترکیه
در ابتدا باید دسته بندی ای از جریان های فکری-سیاسی ترکیه داشته باشیم و بعد …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آمریکا, مقالات

سناریو های تاثیر ریاست جمهوری ترامپ بر روابط آمریکا با اتحادیه اروپا و ناتو

نگارش در آذر ۵, ۱۳۹۵ – ۱۱:۰۲ ب.ظ
سناریو های تاثیر ریاست جمهوری ترامپ بر روابط آمریکا با اتحادیه اروپا و ناتو

دکتر حسین مفیدی احمدی

پژوهشگر مسائل اروپا

پیامدها و سناریوهای تاثیر ریاست جمهوری ترامپ بر روابط آمریکا با دو نهاد بین المللی مهم و پرنفوذ یعنی اتحادیه اروپا و ناتو مسئله مهمی برای تحلیل گران نظام بین الملل است. شاید بهتر باشد تاثیر پیروزی ترامپ بر روابط اتحادیه اروپا با آمریکا و همچنین تاثیر این اتفاق بر تعهدات اروپایی آمریکا در قالب ناتو، در چارچوب سیاست هاو جهانب ینی اعلامی ترامپ مورد ارزیابی قرار گیرد. توجه به عبارت “عملیاتی شدن سیاست ها و جهانبینی اعلامی ترامپ” از آنجا اهمیت می یابد که روسای جمهور آمریکا به عنوان مهمترین کارگزار سیاست خارجی، نقش برجسته ای در اتخاذ راهبردهای سیاست خارجی آمریکا دارند، ولی کنش های آنها به صورت همزمان توسط عوامل ساختاری حکمرانی در این کشور و همچنین تعینات ساختاری نظام بین الملل، محدود نیز می شود. شاید به همین دلیل بتوان واژه”عدم قطعیت”را بهتری واژه برای نشان دادن آینده تعاملات آمریکا با اتحادیه اروپا و ناتو در نظر گرفت.

یکی از تفاوت های مهم ترامپ نسبت به روسای جمهور پیشین آمریکا، تفاوت در جهانبینی آنها است. مسئله ای که تا حدودی متاثر از تفاوت ها و یا تقابل های دو گفتمان ملی گرایی و جهان گرایی است. به عنوان مثال”ترامپ به ناتو به عنوان یک سپر محافظ دوجانبه برای حفظ ارزش های دنیای غرب نمی نگرد، بلکه ناتو را به عنوان گروه کوچکی از کشورهای ضعیف می شناسد که توانایی دفاع از خود را ندارند و بنابراین باید هزینه حفاظت آمریکا را از امنیتشان پرداخت کنند.”(Spiegel online, 2016) تحقق این نگاه از جمله از آنجا برای اتحادیه اروپا نگران کننده است که در شرایط خاص امروز اروپا و به ویژه بعد از برگزیت، اتحادیه اروپا حداقل در کوتاه مدت به همراهی و همکاری ناتو برای حفظ امنیت خود به ویژه در حوزه مواجهه با مخاطرات امنیتی حاصل از تحولات خاورمیانه نیازمند است.  نیازی که با خروج قریب الوقوع انگلستان از اتحادیه اروپا و حذف ظرفیت های امنیتی و نظامی این کشور از اتحادیه اروپا حداقل در کوتاه مدت فزونی نیز یافته است.

عواقب این نگاه و رویکرد جدید آمریکا، برای اروپای شرقی وخیم تر خواهد بود. در این چارچوب، یکی از تاثیرات احتمالی تغییر در رویکردهای آمریکا نسبت به ناتو، به هم خوردن موازنه قوای اروپا به نفع روسیه است. شکی نیست که در سال های اخیر یکی از نگرانی های مهم  اتحادیه اروپا، مواجهه با روسیه ای از منظر ژئوپلتیک جسورتر بوده است. این نکته از آنجا اهمیت می یابد که به نظر می رسد این تعهد آمریکا به ناتو بوده است که کشورهای اروپای شرقی در برابر همسایه بزرگ و قدرتمند خود محافظت کرده است. در این راستا، یکی از سناریو های محتمل، تضعیف حفاظت از مرزهای اروپا در برابر روسیه در صورت بروز نشانه هایی از بی تعهدی آمریکا در حفظ امنیت کشورهای اروپای شرقی و مرکزی است.مسئله ای که کل سیستم دفاع موشکی طراحی شده ناتو را در رومانی و لهستان با تهدید مواجه می کند.

نگرانی دیگری که از جهانبینی ترامپ بر می خیزد، اولویت یافتن حوزه نفوذ برای آمریکا در مقایسه با اهمیت ارزشها و مبانی حقوق بین الملل است. در این نگاه، کشورهای اروپایی به ویژه در اروپای شرقی و مرکزی از این نگران هستند که آمریکای ترامپ و روسیه پوتین به صورت دوجانبه بر سر حوزه نفوذ خود در اروپا به توافق برسند.در واقع در چارچوب این نگاه است که این دیدگاه مطرح شده که” نزدیکی ترامپ به پوتین و رویکرد معامله گرای او نسبت به دفاع از اروپا، باید موجب نگرانی عمیق هر دولت اروپایی باشد که به حفاظت ناتو وابسته است. ” (Foster, 2016)

مسئله قابل تامل دیگربرای اتحادیه اروپا، بی تعهدی احتمالی ترامپ نسبت به پروژه اروپاست. ترامپ به صراحت اعلام داشته است که”اتحادیه اروپا در حال تجزیه شدن است”.(Foster, 2016) که حداقل نشانه ای از رویکرد منتقدانه او نسبت به “پروژه اروپا” است. باید این نکته را در نظر داشت که از نظر بسیاری از مقامات و تحلیل گران اروپایی، روابط فرآتلانتیکی اروپا و آمریکا از جمله در قالب ناتو، علاوه بر حفظ امنیت اروپا، همواره بر همبستگی اروپا نیز موثر بوده است و به پیشبرد پروژه اروپا یاری رسانده است.

تاثیرات اقتصادی احتمالی تغییر رویکرد آمریکا نسبت به پروژه اروپا، بیشتر در چارچوب تقویت انگاره های درون گرایی و حمایت گرایی اقتصادی در سپهر سیاسی اقتصادی اروپا؛ اهمیت پیمان تجاری با آمریکا برای اتحادیه اروپا و اختصاص دو درصد تولید ناخالص داخلی برای هزینه های دفاعی قابل ردیابی است. این نکته قابل توجه است که گفتمان ترامپ نشان دهنده یک خلق وخوی در حال تغییر اروپایی ها و آمریکایی هاست که علاقمند به ایستادن در پشت مرزهای خود است؛ در خصوص درگیر شدن در بحرانهای خارجی محتاط است و تمرکزش بر چالش های داخلی است.(Guéhenno, 2016)

نکته مهم دیگر در حوزه اقتصاد آن است که با توجه به گسترش چالش های اقتصادی اتحادیه اروپا به ویژه بعد از مواجهه با بحران اقتصاد جهانی سال 2008، پیمان تجاری و سرمایه‌گذاری ترنس-آتلانتیک یکی از سازوکارهای مد نظر اتحادیه اروپا برای افزایش رونق اقتصادی و ایجاد شغل در اروپا بوده است. در این چارچوب با توجه به اعلام صریح ترامپ در خصوص الغای پیمان تجاری فراآتلانتیک، اتحادیه اروپا از این امکان رونق بخشی به اقتصاد کشورهای اروپایی بی بهره خواهد شد.

نگرانی اقتصادی دیگر اروپا نیز آن است که اختصاص دو درصد تولید ناخالص داخلی به امور دفاعی کار آسانی نخواهد بود. می دانیم که ترامپ انجام تعهدات اروپایی خود را در قالب ناتو مشروط به اختصاص این رقم کرده است. به عنوان مثال آلمان در حال حاضر تنها کمی بیشتر از یک درصدGDPخود را به هزینه های دفاعی اختصاص داده و اگر بخواهد به سهم دو درصدی برسد، باید دهها میلیارد دلار به بودجه دفاعی خود بیفزاید.

تحقق سناریوهای محتمل تاثیر تغییر در رویکردهای آمریکا در مواجهه با اتحادیه اروپا و ناتو به پیشران های مختلفی وابسته است. یکی از این پیش ران ها سطح عملی شدن وعده های ترامپ است. به عنوان مثال این سناریو دور از ذهن نیست که با افزایش سهم کشورهای اروپایی در هزینه های ناتو، بخش مهمی از تعهدات فعلی آمریکا همچنان معتبر بماند و عملی شود. اما اگر این سناریو متحقق نشود، پیش رانهای اصلی سطح اروپایی این مسئله، مواجهه اروپای واگرا و یا اروپای همگرا با این تحول است. یکی از سناریوهای محتمل، تاثیر دو تحول خروج انگلستان و ریاست جمهوری ترامپ بر تقویت انگاره “دفاع اروپایی” است. در این نگاه، با کم رنگ تر شدن احتمالی چتر امنیتی آمریکا و همچنین خروج انگلستان سد کننده ایده “دفاع اروپایی”  از اتحادیه اروپا، طرح هایی چون تشکیل ارتش اروپایی به رهبری کشورهایی چون فرانسه امکان ظهور و بروز بیشتری می یابد.

اروپای واگرا، سناریوهای متفاوتی را برخواهد ساخت. در این چارچوب، یکی از سناریوهای محتمل برآمده از تضعیف احتمالی تعهدات امنیتی آمریکا در قبال اروپا و نیز ناامیدی کشورهای اروپایی از سیاست امنیتی و دفاعی مشترک اروپایی برای پرکردن خلا آمریکا، حرکت کشورهای اروپایی به سمت مجهز شدن به تسلیحات هسته ای است. در این نگاه، با وجود مخالفت گسترده داخلی در بسیاری از کشورهای اروپایی، اگر نیروهای متعارف، توانایی مواجهه این کشورها را با تهدیدات وجودی فراهم نسازند، گزینه های هسته ای به صورت خودکار به جلو می آیند.(Spiegel online, 2016) سناریوی محتمل دیگر در قالب اروپای واگرا و آمریکای کم تعهد به اروپا، حرکت کشورهای اروپایی به سمت انعقاد پیمان های امنیتی دوجانبه با آمریکا خواهد بود. 

منابع:

-Foster,AIice,2016,Could Donald Trump’s win DESTROY the EU? Security and trade instability may devastate bloc,Sunday Express,Nov 9

-Guéhenno,Jean-Marie,2016, How Brexit Affects EU Defense Policy, Spiegel online, September 01

-Spiegel online, 2016, Extreme and Unprecedented Uncertainty’ NATO Prepares for Trump Presidency, November 16.

واژگان کلیدی: سناریو، ریاست جمهوری ترامپ، روابط، اتحادیه اروپا، امریکا، ناتو