شهریور ۲۳, ۱۳۹۸ – ۵:۳۲ ب.ظ |

سیده سارا فاطمیان
پژوهشگر حوزه محیط زیست و دیپلماسی آب
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
 
مقدمه
امروزه تغییرات اقلیمی و به تبع آن خشکسالی و بحران آب از مهم‌ترین مسائلی است که به روابط بین کشورها شکل …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیای میانه, افغانستان, مقالات, مقالات تحلیلی

سال سرنوشت ساز کابل و هجوم بهاری طالبان در افغانستان

نگارش در اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۲ – ۶:۰۲ ق.ظ
سال سرنوشت ساز کابل و هجوم بهاری طالبان در افغانستان
Share

 فرزاد رمضانی بونش

 مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

بیان رویداد:

 افغانستان کشوری است با زمستان هایی سرد و برای جنگیدن در این فصل نیروی نظامی همچون نیرو های طالبان چالش هایی گسترده در جنگ های چریکی خود، پیش رو دارند. همین امر باعث کاهش عملیات ها و فعالیت های نظامی در این فصل در مقایسه با بهار و تابستان میگردد. در واقع هر ساله با آغاز بهار و با پایان یافتن فصل زمستان طالبان معمولا بیانیه هایی هشدار آمیز منتشر و عملا دور نوینی از جنگ های بهاره را آغاز می کند. امسال نیز شورای فرماندهی طالبان با عنوان «امارت اسلامی افغانستان» اعلام کرده که در عملیات گسترده ای برای تصرف بقیه خاک افغانستان از اشغالگران، عملیات بهاری «خالد بن ولید» را آغاز می‌کند. از این نگاه، عملیات بهاری در سطح کمی و کیفی، شامل تاکتیک‌های ویژه نظامی از جمله نفوذ در بین پایگاه‌های دشمن و تحت نظارت و هدایت مستقیم متخصصان نظامی طالبان، با در نظرداشت تحولات سال جدید به پیش برده می‌شود.  عملیات خالد بن ولید در تاریخ هشتم ماه ثور یا اردیبهشت سال جاری آغاز و ضمن توجه به حفظ جان غیرنظامیان و اماکن عمومی، دور نوینی از حملات طالبان را رقم میزند. در این نوشتا،ر برای بررسی این حمله بهاری نوین به بررسی اهداف طالبان، اهمیت شرایط کنونی و سال سرنوشت سازی پیش رو برای دولت و طالبان خواهیم پرداخت.

واژگان کلیدی: عملیات خالد بن ولید، هجوم بهاری طالبان در افغانستان، حمله بهاری طالبان در افغانستان، اهداف طالبان از حمله بهاری در افغانستان، سال سرنوشت ساز دولت کابل، بومی سازی امنیت در افغانستان

تحلیل رویداد:

اهداف طالبان: اگر به اهداف طالبان از شروع حمله بهاری بپردازیم باید گفت هر چند شورای رهبری طالبان هدف از اجرای عملیات بهاری خالد بن ولید را رضایت خداوند، آزادی افغانستان و حاکمیت اسلامی در کشور عنوان کرده است، اما این امر به معنی حمله همه جانبه آنها نبوده و عملا نمی توان انتظارداشت تغییر تاکتیکی مهمی در حملات طالبان مشاهده گردد. در این حال اکنون به  نظر میرسد طالبان با درک شرایط زمانی (یعنی نزدیک شدن به سال سرنوشت ساز خروج نیروهای بین المللی از افغانستان) تلاش خواهد کرد عملیات های سازمان دهی شده بیشتری را با شرکت نیروهای طالبان پاکستان اجرا کرده و علاوه بر نیروهای خارجی، جاسوسان، پایگاه های نیروهای خارجی، مراکز دیپلماتیک و فرودگاه های نظامی مانع از همکاری مردم با حکومت افغانستان گردد. در این میان، همچنین طالبان با درک زمان انتقال نیروهای به نیروهای افغانستانی و تکمیل روند بومی سازی امنیت در افغانستان با تهدید شهروندان در پیوستن به پلیس و ارتش ملی افغانستان همکاران و پیمانکاران نظامیان خارجی و همچنین مأموران دولتی را نیز هدف قرار خواهد داد. این رویکرد از نگاه طالبان از یک سو می تواند منجر به کاهش همکاری مردم با دولت افغانستان گردد و همچنین نوعی هراس عمومی از همکاری با دولت کابل و آنچه به آن نام دست نشانده نهاده است را گسترش بخشد. گذشته از این، طالبان که در دو سال اخیر با گفتگوهایی صلح افغانستان روبرو بوده اینک با توجه به زمان خروج نیروهای ناتو از افغانستان، می کوشد تا بار دیگر با تاکید بر عدم پذیرش کابل در هر گونه مذاکره با آمریکایی‌ها خود را صاحب اصلی قدرت در افغانستان معرفی کند. به نظر می رسد طالبان باور دارد که با خروج نیروهای جنگی ناتو از افغانستان پیروزی  در میدان نبرد امکان پذیر است و یا با توجه به توان نیروهای خود جایگاه و اهرم هایی مهمتری برای هر گونه معامله احتمالی در گفتگوهای صلح خواهد داشت. علاوه بر این، باید منتظر بود که علاوه بر جبهه های جنگی طالبان در استانهای جنوبی هلمند، پکتیکا، پکتیا و خوست به استان های شرقی لغمان، کنر، ننگرهار و نورستان با حضور بیشتر  نیروهای طالبان همراه باشد و حتی استانهای غربی و شمالی نیز با افزایش حملات روبر گردد. این رویکرد به نوعی به چالش کشیدن بیشتر کابل و غرب در جبهه های جنگی جدید تر و کاستن فشار در استان ‌های جنوبی است.

 

اهمیت شرایط کنونی و سال سرنوشت و آزمون دولت کابل:

در چند ماه گذشته رهبران اروپایی و انگلیسی از دولت اسلام آباد خواسته بودند به تعهد خود در زمینه حمایت از روند صلح جامه عمل پوشد و رهبران طالبان افغان مستقر در این کشور را برای اعلام رسمی این موضوعات تحت فشار قرار دهد. همچنین رئیس جمهور کرزای بار دیگر از طالبان خواست سلاح خود را به زمین بگذارند و به گفتگوهای صلح توجه کنند. اما  شروع حمله بهاری نوین از یک سو می تواند بیانگر عدم توان اسلام آباد بر طالبان در نفوذ بیشتر برای توقف حملات یا وارد شدن به روند صلح یا استفاده مداوم این کشور از طالبان برای مداخله در افغانستان باشد. از سویی دیگر، آغاز این حملات همچنین نشان دهنده ناتوانی دولت کابل به ایجاد دودسته گی میان طالبان ( تندرور و طالبان میانه رو) و جذب آنان در ساختار  سیاسی و روند صلح است.

در بعد دیگری، آغاز فصل جنگ یا حملات بهاری طالبان امسال برای غربی ها، ناتو و آیساف در حالی است که از یک سو طالبان  تلاش میکند با تاکتیک های ویژه نظامی و حملات داخلی (شلیک اعضای نیروهای امنیتی افغانستان به همکاران خارجی) روند بومی سازی را ناکارآمد نشان دهد و از سویی نیز غربی ها تلاش می کنند تا مسوولیت امنیتی را به نیروهای افغانستان واگذار کنند. از آنجا که در چند ماه گذشته اخبار و گزارشهایی مبنی بر افزایش حملات طالبان و دیگر گروه های شورشی و افزایش تلفات نیروهای دولتی و غربی در سال جاری میلادی منتشر شده (و گاه آن را  بیش از 40 درصد  دانسته اند) این امر می تواند سال 2013 را که مکمل روند انتقال مسوولیت امنیتی از نیروهای بین‏المللی به نیروهای افغانستانی است را با افزایش تلفات غیر نظامیان (با افزایش حملات انتحاری و مین‌گذاری) فاجعه بارتر کند. نگاه کنونی دولت این است که نیروهای امنیتی افغان در مقایسه با سال‌های گذشته قوی‌تر شده‌اند، عملیات طالبان جنبه تبلیغاتی داشته و در جهت تشویش اذهان مردم افغانستان است.

 اکنون دولت کابل با در نظرداشت آغاز حمله بهاری طالبان، عملیات نوین نظامی را با نام “عقاب” علیه گروه‌های مسلح در کشور آغاز کرده است. این امر در حالی است که ارتش ملی رهبری حدود 90 درصد اجرای عملیات عقاب در سال جدید را به عهده داشته و آن ‏را اجرا می‏نماید. باید گفت این مقابله با طالبان با توجه به شرایط زمانی (بدست گرفتن امنیت کشور توسط نیروهای بومی افغانستانی و در پیش بودن خروج نیروهای بین المللی از افغانستان، برگزاری انتخابات ریاست جمهوری افغانستان و آینده صلح با طالبان) سال سرنوشت را رقم خواهد زد. چرا که جدا از تاکید غربی ها بر این نکته که جنگ در افغانستان در حال پیروزی است، دولت کابل می تواند با ایفای مدیریت سیاسی و نظامی مطلوب، طالبان را مجبور به پذیرش خواسته های خود کند. همچنین با توجه به اینکه نیروهای امنیتی ارتش افغانستان از لحاظ کمی و کیفی تا سطح قابل ملاحظه ای رشد کرده، هشتاد درصد خاک کشور را تحت پوشش دارد و قرار است تا چند ماه دیگر مرحله چهارم انتقال مسئولیت های امنیتی از نیروهای خارجی به نیروهای افغانستان آغاز و کنترل سراسر کشور را به دست گیرد، کابل میتواند جدا از تاکید بر توانایی و قابلیت های نیروهای بومی از یک سو در مذاکرات کابل و امریکا بر توان نیروهای بومی افغانستان در حفظ امنیت کشور تاکید کند و حمایت های بین المللی بیشتر در زمینه ی، مالی و  نظامی بویژه در بخش هوایی دریافت کند و از سویی نیز با افزایش ظرفیت و پیروزی در صحنه مبارزه با طالبان، اعتماد مردم، همسایگان و قدرت های  فرامنطقه ای را نسبت به فردای خروج  نیروهایی بین الملی از افغانستان را جلب کند.

 

دورنمای رویداد:

قرار است در آغاز تابستان فرارو، جایگزینی نیروهای امنیتی افغانستان تکمیل و نیروهای ارتش ملی که از نظر شمار به حد نهایی رسیده، بتواند در مقابل هجوم بهاری نوین طالبان مقاومت کرده و سربلند بیرون بیاید. این امر در حالی است که گذشته از رویکرد پاکستان در تداوم همکاری یا حمایت از طالبان در افغانستان، بخشی از طالبان پاکستان هم توجه بیشتری به حضور در افغانستان داشته باشند. در این شرایط، هر چند ممکن است توانایی نیروهای امنیتی افغان در تامین امنیت و جنگ با مخالفان مسلح و طالبان با چالش هایی چون ضعف مدیریت، کمبود تجهیزات و… همراه است، اما در صورتی که با موفقیت همراه باشد می تواند بر چندین حوزه تاثیر گذارد و پیامدهای مثبتی برای مردم و دولت افغانستان داشته باشد. گذشته از این با توجه به روند بومی سازی امنیت در کابل و موفقیت دولت در این امر از یک سو می تواند همه یا بخشی از طالبان را به گفتگو با دولت کابل به جای امریکایی ها مجاب کند. از سوی دیگر،  قدرت نمایی نیروهای افغانستانی در مقابله با طالبان میتواند بر کاهش نگرانی مردم در آینده خروج نیروهای خارجی موثر باشد و به کاهش پیامدهای سیاسی و اقتصادی منفی خروج نیروهای خارجی از افغانستان (از جمله  خروج سرمایه  و.. ) کمک کند. در این راستا، توانمندی نیروهای امنیتی افغانستان و ارتش ملی در رویارویی با مهم ترین حمله طالبان در سالهای اخیر نقش ارتش را در چشم انداز جهانی و داخلی تثبیت و بر توان دولت کابل در تامین امنیت صحه میگذارد. این امر می تواند به کاهش فشار امریکایی ها در حضور بلندمدت در مناطق زیادی از افغانستان بیانجامد و بر توان داخلی در تامین امنیت آینده انتخابات ریاست جمهوری افغانستان و جایگاه گروه حاکم نیز  موثر باشد.

 

Share